دانلود پایان نامه ارشد درمورد کتاب مقدس، تعدد زوجات، ترس از خدا، آخرالزمان

دانلود پایان نامه ارشد

جهان کامل از آن هنگام که انسانها اختيار خويش را بهکار بستند و از لطف خداوند به دور ماندند از حالت بهشتياش هبوط کرد.بر طبق اين ديدگاه، خداوند به بهروزي بشر اهتمام دارد، زيرا انسانها به صورت خدا آفريده شدهاند و وظيفه مراقبت از حيوانات و جمادات را بر عهدهدار هستند. همان طور که مالک به حفظ و بهبود دارايي خصوصياش به خاطر ارزش عارضي و ابزاري آن اهتمام دارد، انسانها نيز بايد به طبيعت، به خاطر مقاصد نيکويي که ميتوان طبيعت را در جهت آنها به کار گرفت، اهتمام داشته باشند738
و بر پايه لطفي خداوند بر بشر نموده و با به کار بستن اقتدار غايي خويش، انسانها را بر طبيعت حاکميت بخشيده و به آنها اجازه داده تا گياهان را بخورند و بر حيوانات استيلايابند؛ اگر خداوند انسان ها را حاکم بر نظام مادي قرار داده است، ديگر دليل چنداني در اختيار نداريم تا بر مبناي آن با انسانهايي که طبيعت را براي برآوردن اميال خويش استثمار کنند.
2) خدا به عنوان شوهر طبيعت
حفظ طبيعت، با استفاده از اين نظريه در غرب بدينگونه است که:
مالکان ممکن است ملک خويش را از راه دور اداره کنند و ناجيان ممکن است[ در عمل نجات بخشي] درنگ کنند ولي شوهران خوب عاشقاني هميشگي و صميمياند. همانطور که شوهر خوب، با اهتمام خاص به بهبودي همسرش يعني زمين مادي، عشق مي ورزد. وقتي نويسنده آن کتاب مقدس که خدا را به نام شخصي خدا يعني، يهوه، ميخواند و بنابراين از آن به عنوان “Y” تعبير شده است. داستان آفرينش را در باب دوم سفر تکوين روايتي کند، “Y” خدا را کشاورزي توصيف ميکند که همسر خويش را با استفاده از مواد اوليه و مهارتهاي زراعت يعني خاک زراعي ، گل، آب و گزينش خلاقانه، ميآفريند( باب دوم 7- 19)
اگر خداوند را شريک زندگي طبيعت تفسير کني که در نسبتي صميمي و فيزيکي به توليد مثل و رشد گياهان و انسان ها اشتغال دارد، در اينجا متوجه حفظ طبيعت مي شوي 739
3) خداي تجسم يافته در طبيعت
جانمندانگاران طبيعت که در مغرب زمين پديد آمدند؛ معتقدند که ارواح محلي در ابعاد خاصي از محيط زيست، فعالند. در برخي از نظريات سرخپوستان آمريکا در باره کيهان پيدايي، طبيعت آفريده موجود حيوانگونه تصوير شده است که به عمق يک اقيانوس آغازين فرو مي رود و گل آلود سر برمي آورد، و در آن موقع تبديل به جهان مي شود740
نويسنده کتاب “اقتصاد ديني” در طي اين که، اصول کتاب مقدس را براي زندگي اقتصادي در چند مورد بررسي ميکند،معتقد مي شودکه، ايده سرپرستي: مفهوم سازنده براي اصول کتاب مقدس است. اين مفهوم به ما يادآوري ميکند که استعدادها و تواناييهاي شخصي ما و منابع طبيعي که با استفاده از آن کار ميکنيم، تدارک خداوند براي ما هستند. آنها دارايي ما نيستند بلکه به ما واگذار شدهاند و ما بايد به خداوند در مورد استفادهاي که از آنها ميکنيم جواب پس بدهيم741
ب- باورها در انحطاط
رسوخ باورهاي خرافي در مسيحيت باعث پيدايش موج منفينگري به آموزههاي مسيحي ددر مغرب زمين گشت. خرافاتي که که همه حيطه هاي اعتقادي و رفتاري را در بر ميگرفت و پايه‌هاي اعتقادي‌اي که براي بستر سازي روحي غرب مسيحي لازم بود را ددر مسير انحطاط قرار داد.
1- در قبال خدا
متاسفانه خدايي که در مسيحيت معرفي ميشود، خدايي است که طبق آن چه گذشت، گناه را در وجود انسان به اجبار قرار داده است و اين انسان خاکي تا ابد در شرمساري و گرفتاري آن باقي ميماند ولي خود خدا نهايتا براي جبران عمل انسانها در صورت عيسي به زمين آمده و به صليب کشيده شد .
اين نوع نگاه کردن به رحمت الهي چيزي جز پذيرش اين امر نيست که، خداوند مسيحي خداوندي است که در حد انساني تنزل کرده و جلوه‌اي از ناتواني اوست . يكى از مسيحيان مؤمن مىگويد: ما معتقديم كه جسم خاكى در نتيجه قدرتى كه درخور وصف و وهم نيست، به جوهر خداوند مبدّل مى شود، و حال آنكه ظاهر و برخى مشخصات همان وجود خارجى از نظر غايب مىماند تا مردم از مشاهده آن جوارح عريان و خون آلود دچار هراس نشوند و مؤمنان به ثمرات كاملتر ايمان نايل آيند. در عين حال، جسم خداوند دستنخورده، تمام و كمال، بدون آلودگى يا جراحتى در آسمان است.742
در نگاه اگوستيني، نجات تنها به صورت هديه‌اي رايگان امکان پذير است، نه موضوعي که ما خود بتوانيم آن را به دست آوريم، بلکه بايد خداوند آن را در حق انسان اعمال کند. بدينترتيب آگوستين اذعان دارد که منشأ نجات خارج از انسان و در خود خدا است. خداوند آغازگر فرآيند نجات است نه انسان.
گفتني است که اين تلقي آگوستين از نجات و فيض، خواه‌ناخواه به جبر منجر مي‌‌شود؛ زيرا که خداوند هديه فيض را در اختيار همه قرار نداده و فقط در اختيار بعضي‌ها قرار داده است، پس لازم مي‌‌آيد که خدا کساني را که نجات خواهند يافت از پيش برگزيده باشد. بنابراين آگوستين با استناد به کتاب مقدس آموزه‌اي در خصوص “جبر” يا “تقدير” تدوين کرد، که منظور از آن تصميم آغازين و ازلي خداوند است مبني بر اين که برخي را نجات دهد و برخي ديگر را رها کند تا از نجات دور شوند
گرچه عنايت تنها مختص به مسيحيان نيست، بلکه يهوديان نيز به گونهاي متفاوت به آن باور داشتند… مسيحيان بر اين باور هستند که خداي مسيح، برخلاف خداي ارسطو، فکر محض نبود که در تنهاييهاي خود فقط به خود بينديشد، بلکه او پدري است که با اراده‌ي خود تقدير موجودات را رقم ميزند و از هيچ چيز غافل نيست، حتي پر کاهي که در بيابان ميگذرد.743
2- نسبت به خود
يکي از آموزه‌هايي که براي انساني که در اسلام اشرف مخلوقات معرفي شده است و در مسيحيت وجود دارد، اعتقاد به گناه ذاتي و آموز? فداء از ديگر اعتقادات مسيحيان است “مطابق اين اعتقاد؛ نژاد انساني وارث گناه آدم است و انسان ها نه به خاطر بدي اعمال خودشان بلکه تنها بدين جهت که از تبار آدم هستند ذاتاً گناه کار به دنيا ميآيند و مقصود از گناهِ ذاتي آن است که انسان ها بدون ترس از خدا، بدون تکيه بر او و با ميل شهواني متولد ميشوند”.744
تلقين عدم اراده انسان برزندگياش، نتايج منفياي بر ذهن و روان بشر گذاشت، وحتي آگوستين به جهت تلقي‌اي که از انسان و گناه نخستين داشت؛ معتقد بود که انسان از آزادي لازم براي برداشتن قدم‌هاي نخست به سمت نجات برخوردار نيست. انسان نه تنها از “اراد? آزاد” برخوردار نيست، بلکه داراي اراده‌اي آلوده و ملوّث به گناه است؛ از اين رو، پيوسته به گناه و دوري جستن از خدا تمايل دارد. آگوستين گناه را به گونه‌اي ترسيم مي‌‌کند که با بشر پيوند ذاتي دارد. از ديدگاه آگوستين بشر هرگز نمي‌تواند به مدد ابزارها و منابع خود با خداوند‌ ارتباط برقرار کند. هيچ کاري از دست بشر ساخته نيست که براي شکستن قلعه گناه کافي باشد.745
وجود چنيين آموزه‌اي، که انسان خود را ار قبل گناهکار بداند، شايد چيزي نباشد جز جريتر شدن بر گناهان؛ به قول دکتر نصر: مسيحيت ، بر خلاف اسلام، نفس گناهان جنسي را با گناه آغازين مربوط مي دانند، و در وقع تا مدتهاي مديدي غربيان، به لحاظ مجاز بودن تعدد زوجات در اسلام، مسلمين را به غير اخلاقي ببودن متهم ميکردند. ولي امروز بيبند و باري جنسي آنچنان درغرب رواج يافته است که بسياري از مردم به جاي اين که اين کار را بيبند و باري بدانند ، فارغ از هر دغدغهاي در پي تغيير دادن خود ضوابط و معيارهاي اخلاقي برآمدهاند746
در رابطه تاثير مخرب اعتقادبه اموزه گناه ذاتي ، توماس آکويناس چنين ميگويد: “گناهي که با آن زاده شدهايم بر ما سه اثر بر جاي ميگذارد: نخست روح ما را آلوده ميسازد، ما تمايلي فطري به گريز از خداوند داريم و ميکوشيم تا خودمان را به شيوههاي خلاف عقل و قانون الاهي ارضا و امتناع کنيم. دوم ما اسير شيطان، زاده شدهايم…”.747
3- در قبال ديگران
با توجه به اين که در جاي جاي تعاليم عيسي آيين محبت و عطوفت به چشم ميخورد و محبت و گذشت زيادداشتن از مواردي است که در آموزههاي مسيحي بسيار ممدوح به شمار آمده؛ در مفام عمل استفاده از اين اموزه کساني را به افرا در اين عمل کشانده است و باعث ايجاد تنفر از اين آموزه ديني را فراهم کرده. در مسيحيت اين آموزه چنين عنوان مي شودکه: مسيح در تعليم خويش در مورد تلافي و انتقام و دوست داشتن دشمنان مي گويد: ” شنيدهايد که گفته شده است چشمي در مقابل چشمي و دنداني به دنداني. ليکن من با شما مي گويم با شرير مقاومت نکنيد، بلکه هر کس بر گونه راست شما سيلي زد گونه ديگر را به سوي او بگردان. و اگر کسي با تو دعوا کند و قباي تو را بگيرد عباي خود را نيز بدو واگذار. و اگر کسي تو را به راه رفتن يک مايل مجبور کند دو مايل همراه او برو “748
اعتقاد داشتن به چنين آموزه‌اي در دنياي کنوني که همه حکمرانان براي سوءاستفاده از دين کمين کردهاند، آثار زيان بار و مخربي را براي کليسا و متتدينين به همراه داشته است و تن به ذلت دادن براي کسب منافع استکبار يکي ز مسايل کليساست که مايه بدبيني مردم به ديانت مسيحي را فراهم کرده است.
4- در قبال محيط زيست
گر چند تمام اديان ابراهيمي نگاهي الهي به طبيعت دارند اما به مرور زمان با انحراف از واقعيتها، برخي مسيحيان معتقد به آخرالزمان، که ظهور قريبالوقوع عيسي و پايان تاريخ را پيشگويي ميکنند، طبيعت را صحنه فعاليتهاي يک خداي شر، يعني آن را نمايشي مي دانند که در آن شيطان باعث و باني ناخوشي، تباهي و رنج و مصيبت و مرگ است. بر طبق اين ديدگاه خصمانه ميتوان، يا آنگونه که در معادشناسي مسيحي آمده است، در پايان زمان، و بيدرنگ از طريق اشراق، از دست طبيعت خلاصي يافت. اصحاب رياضت در بسياري از سنتها اعم از آيين هندو و..معتقدند که دلبستگي به طبيعت، بدن و اميال آن يکسره شر است؛برطبق نظر معتقدين به اين نوع نگاه ها، نبايد انتظار چنداني داشت که از طبيعت و مظاهر آن محافظت رسمي صورت بگيرد.749 چرا که اين طبيعت هر آن در معرض سقوط است.
گفتار سوم: باورهاي عملي
با مراجعه به متون مسيحي شاهد آموزههاي چنداني در رابطه با آموزههايي که در زندگي به کار بيايد نيستيم. به قول حضرت امام، مسيحيت فقط داراي آموزههايي در رابطه با خداي تعالي است، و مسيحيت که هيچ چيز ندارد جز چند کلمه اخلاقي راجع به تدبير نظام و راجع به سياسيت مدرن، و راجع به کشورها برنامه ندارد…”750 اما با درک عنصر الهي بودن مسيحيت و آموزههاي پراکندهاي که وجود دارد مي توان به نتايجي در مورد نقش برخي اموزههاي اصيل در پيشرفت؛ و آموزههاي تحريف شده در انحطاط مغرب زمين پي برد.
الف- باورها در رشد
فرهنگ مسيحي در مغرب زمين منشأ آثار بسياري بود که با الهام از آموزهها و غلبه فرهنگ مسيحي به وجود آمده بود؛ چنان که در سراسر قرون وسطي نمودهاي فرهنگ در همه ابعادش از موسيقي، معماري، تعليم وتربيت گرفته تا قواعد نامه نگاري، آداب غذا خوري و .. چيزي جز تجلي دين نبود.
1- سياسي
در مورد سياسي بودن يا نبودن آيين مسيحت ديدگاههاي مختلفي وجود دارد؛ اما در مورد سياسي بودن مسيح، در عهد جديد، اناجيل چهارگانه به زندگي و سخنان عيسي پرداختهاند که از آن آموزه‌ها، برداشتها و اعتقاد به ميل مسيح به حکومت داري به نظر مي‌رسد؛ در انجيل متي چنين آمده :
“و من تو را ميگويم که تويي پطرس و بر اين صخره کليساي خودرا بنا ميکنم و ابواب جهنم بر آن استيلا نخواهد يافت و کليدهاي زمين و آسمان را به تو ميسپارم و آنچه بر زمين ببندي در آسمان بسته گردد و آنچه در زمين گشايي در آسمان گشاده شود”751
در اين فقره حضرت عيسي شمعون را صخره( پطرس= صخره) ميخواند و ميگويد امت خود را ( کليسا= امت) بر اين صخره بنا کنم. 752 و به نوعي نشان ميدهد يکي از موضوعاتي که مسيحيت به آن توجه کرده آموزههاي سياسي و اجتماعي است که اين کار با تاسيس کليسا – که البته در مورد موسسش اختلاف است- صورت گرفته است..
نويسنده کتاب ” مسيحيت و بدعتها” معتقد است که: حضرت عيسي سه شان به پطرس داده است. ولايت تکويني، زعامت ديني، رهبري اجتماعي؛ بنابر اين به گفته اناجيل

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد عشق و محبت، کتاب مقدس Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد شناخت انسان، زنان مطلقه، کتاب مقدس