دانلود پایان نامه ارشد درمورد کارکرد خانواده، خانواده گسترده، آموزش خانواده

دانلود پایان نامه ارشد

طراحي شده اند . هدف برنامه افزايش رضايت روانشناختي و عاطفي موجود در روابط افراد نزديک است .
اين برنامه ها رفاه شناختي عاطفي شرکت کنندگان را افزايش مي دهد اين برنامه ها بحث و مفاهيم عقلاني و منطقي را شامل مي شود و در يک سطح شناختي بر روي مفاهيم و ايده ها عمل ميکنند . ( نظري ، 1386 ، 153 – 154 )
باورهاي اساسي رويکرد غني سازي ارتباط
يک باور اوليه غني سازي ارتباط اين است که فقدان درک يا درک نادرست از خود و افراد نزديک عملکرد ما را تحليل مي برد متقابلاً درک خود و افراد نزديک به ما کمک ميکند تا بهتر عمل کنيم و يکي از اهداف اساسي رويکرد غني سازي افزايش اين درک است . بنابر رويکرد غني سازي ارتباط ، روابط غني روابطي هستند که در آنها افراد ظرفيت زيادي را براي درک خود ايجاد کرده اند که اين درک را انتقال دهند . هدف اين کار صرفاً افزايش ظرفيت درک کردن نيست بلکه استفاده از آن براي بهبود صدمات گذشته عملکردن به صورتي موثر در زمان حال و مواجح شدن با شکستهاي زندگي در آينده است وقتي مهارت غني سازي ارتباط آموزش داده شده اند به صورت بخشي دائمي از گنجينه رفتاري فرد در مي آيند و در صورت لزوم مي توانند مورد استفاده قرار گيرند . اين رويکرد به انسانها کمک مي کند فراتر از تغيير دادن موقعيت عمل کنند آنها قابليت افراد را براي انجام کارهاي متفاوت تقويتمي کنند الگوهاي مهارتي رفتار بعد از يادگيري مهارتهاي غني سازي ارتباط تغيير کرده و روشهاي کارآمد تر جايگزين آنها مي شود .
ارزش ها در رويکرد غني سازي ارتباط :
دورتي و باس تاکيد مي کنند که ارزشها و اخلاقيات زير بنايي همه فعاليتهايي است که براي خانواده انجام ميشود همچنين ارزشها داراي عنصري ارزيابانه هستند ، يعني همچون اصولي براي انتخاب کردن بين حوزه هاي جايگزين فعاليت ، عمل مي کنند . مسئوليت درمانگر اين است که اعتقادات زير بنايي رويکرد درماني غني سازي ارتباط را به اطلاع مراجعين برساند تا آنها بتوانند صادقانه و آزادانه مشارکت و همکاري کنند .
پايه هاي اساسي رويکرد غني سازي ارتباط :
رويکرد غني سازي ارتباط بر چهار پايه اساسي مبتني است که عبارتند از :
1- همدلي 2- زبان و رابطه 3- بيان عاطفي 4- پذيرش
اين اصول در همه کاربردهاي غني سازي ارتباط پايدار بوده ويک هسته مرکزي را فراهم مي کنند .
مهارتهايي که به مراجعان آموزش داده مي شود :
صحبت کردن گويا ( شفاف ) و يا گوش دادن پذيرا .
براي تبادل اطلاعات بايد يک نفر بيان کننده و يک نفر دريافت کننده اطلاعات باشد و يا بر عکس اگر در يک زمان هر دو نفر بيان کندده و يا دريافت کننده باشند ممکن است هيچ ارتباطي صورت نگيرد زيرا رابطه به نتيجه صحبت وابسته است .
عنصر ديگري که در تعامل ظهور مي کند مهارت برگرداني است . اصل تعهد در مهارت برگرداني بيانمي کند که از افراد بخواهيد بگويند احساسات شخص ديگر براي آنها چه معنايي دارد ؟ براي رسيدن به اين اهداف دوگانه دو مهارت اضافي آموزش داده مي شود که عبارتند : تعميم و بقا . تعميم به افراد کمک مي کند تا مهارتهاي ارتباطي را به داخل زندگي روزمره ببرند . بقا به مراعان کمک مي کند تا بفهمند اگر مهارتهاي ارتباطي را تمرين نکنند ، بازگشت خواهند کرد .
5 عنصر هسته اصلي مهارتهاي غني سازي ارتباط دامي سازند :
1- مهارت صحبت کردن گويا 2- مهارت گوش دادن پذيرا 3- مهارت برگرداني(درگيري تعامل )
4- مهارت تعميم 5- مهارت بقاء ( نظري 1386 ، 162 – 164 )
رويکرد روانکاوي و پويه هاي خانواده ( آکرمن)
در دهه 1930 ناتان آکرمن در خلال جنبش راهنمايي کودکان به کار روانکاوي کودکان اشتغال داشت ، رفته رفته توجهش به خانواده جلب شد و آن را به سان واحدي اجتماعي وعاطفي دانست .
آکرمن به مدت يک دهه به درمان افراد وخانواده ي آنان مي پرداخت و در1960 (موسسه خانواده ) را درنيويورک تاسيس نمود که به مرکز اصلي درمان و آموزش خانواده درماني در کرانه شرقي آمريکا مبدل شد.
آکرمن که گاهي اوقات پدربزرگ خانواده درماني ناميده مي شود ، خانواده را نظامي از شخصيت هاي در حال تعامل تصور مي کند ، هر فرد خرده نظام مهمي در داخل خانواده به حساب مي آيد همان طور که خانواده زير مجموعه ي جامعه است . براي درک کارکرد خانواده مي بايست درون دادهاي وارده از ساير منابع مختلف مورد توجه قرار گيرد: شخصيت منحصر به فرد هر عضو خانواده پويه هاي خانواده در انطباق با نقش ها ، تعهد خانواده در قبال مجوعه اي از ارزش هاي انساني و رفتار خانواده در قالب يک واحد اجتماعي .
در سطح فردي فرآيند تکوين و شکل گيري نشانه هاي اختلال را مي توان بر حسب تعارض درون رواني ، دفاع در برابر اضطراب ناشي از آن تعارض و رشد و پديدايي نشانه هاي روان رنجور درک کرد .در سطح خانوادگي ، نشانه مزبور قسمتي از يک الگلوي تعاملي تکراري و پيش بيني پذير تلقي مي شود که به خاطر ايجاد تحريف در روابط خانوادگي بر هم مي زند .
به نظر آکرمن ، تعادل حياتي بيانگر قابليت نظام خانوادگي در سازگاري با تغيير است تعادل چيزي بيش از بازگرداني نظام بر سطح تعادل قبلي يا سطح روزمره کارکرد آن به شمار مي آيد .رفتار بيمارگون فرد تعادل حياتي خانواده را بر هم مي زند و درهمان حال منعکس کننده ي تحريف هاي عاطفي در کل خانواده است .
به قول آکرمن نارسايي در تکميل کنندگي خصيصه ي نقش هايي است که اعضاي مختلف خانواده در برابر يکديگر ايفا مي کنند و تغيير و رشد و نمو در داخل نظام خانواده محدود مي شود .
نظر آکرمن به خانواده اي که چنين اتفاقي در آن افتاده است بايد کمک کرد تا « با تجارت جديد منطبق شود و به سطوح جديدي از مکمل بودن در نقش هاي خانوادگي دست يابد . تعارض مي تواند در چند سطح رخ دهد – در درون يکي از اعضاي خانواده ميان اعضاي خانواده ي هسته اي ميان نسل هاي خانواده گسترده يا ميان خانواده وجامعه ي اطراف آن تعارض در هر سطحي که باشد به سراسر نظام خانواده ريشه مي دواند .
اگر تعارض ميان اعضاي خانواده وخيم شود خانواده به دسته بنديهاي مخالف با يکديگر دست مي زنند و معمولاً کسي که فرق زيادي با ديگران دارد به بلاگردان يا « تو سري خور » خانواده تبديل مي شود و اين شخص منزوي مي شود و به خاطر مقصر شناخته شدن دوباره دسته بنديهاي جديد در ميان خانواده ايجاد مي شود .
در رويکرد درماني گستره ي آکرمن به شيوه اي خونسرد و طبيعي و ظاهراً خودماني و با استفاده از مجموعه اي از مصاحبه هاي رسمي و ديدار هاي خانوادگي مي کوشد يک برداشت تشخيصي راجع به روابط پويايي ميان اعضاي خانواده به دست آورد .
او که فردي سرزنده و با اعتماد به نفس بود و از طبيعي رفتارکردن و فاش ساختن احساس هايش ترسي به دل راه نمي داد و قادر بود همين ويژگي را در خانواده به راه اندازد . طولي نمي کشيد که خانواده موضوعات سکس ، پرخاشگري و وابستگي را مطرح مي ساخت .
همان موضوعاتي که قبلاً به خاطر خطر و قدرت تهديد کنندگي شان اجتناب مي کرد .
در رويکرد آکرمن تشخيص و درمان درهم تنيده شده اند درمانگر به جاي آنکه از يک شيوه ي رسمي و الزامي تبعيت کند به مشاهده ي جدالهاي درماني خانواده پرداخته و به واقعيتهاي تاريخي اي ظاهر مي شود گوش فرا مي دهد .
درمانگر از نقاب حفاظتي بيروني خانواده ، توافق هاي سري در مورد احتراز از سخن گفتن راجع به موضوعات خاص ، شخصيت هر يک از اعضا و سازش آنان با نقش هاي خانوادگي و حال و هواي عاطفي خانواده آگاهي دارد . معمولاً هفته اي يکبار به مدت يک ساعت با خانواده ملاقات مي شود .
به اعتقاد وي درمانگر وظيفه دارد وارد فضاي خانوادگي شود تعامل ها را به راه اندازد به خانواده کمک کند تا تبادل هاي عاطفي معناداري داشته باشد و اعضا خودشان ، خودشان را بهتر بشناسند . از جنبه ي تشخيصي آکرمن سعي مي کرد جريانات عاطفي عميق تر خانواده – ترسها . بدگماني ها – احساسهاي نوميدي و ميل به انتقام را کاملاً درک کند و با استفاده از پاسخ هاي هيجاني شخصي حدس مي زد که خانواده چه احساسي دارد به الگوهاي نقش هاي مکمل در خانواده پي مي برد و سرنخ تعارض هاي عميق تر و فراگيرتر خانوادگي را پيدا مي کرد . وقتي شناخت اعضاي خانواده از احساسها ، افکار و اعمالشان فزوني مي يافت آکرمن به آنها کمک مي کرد تا از ساير الگوهاي ارتباط خانوادگي آگاه شوند و بتوانند روشهاي جديدي براي کسب صميميت ، اشتراک نظر و همانند سازي پيدا کنند . (گلدنبرگ ، 1385، 142-149 )
رويکرد ميلان :
چهارمين تاثير عمده بر نحوه آميزش کار نظري و باليني از رويکرد ميلان حاصل شد که در دهه 1970 توسط چهار روانکاو ايتاليايي بنيانگذاري شد و آنها براي توسعه کار گروهي اصولي گرد هم آمده بودند . اين رويکرد چارچوبي ارائه مي کند که در آن ها مي توان ادراک روان پويشي و بين نسلي را با رويکرد سيستمي در کار با خانواده ها آميخت . به طور خاص رويکرد ميلان راههاي مفيدي براي پرداختن به سيستمهاي معنايي پيچيده و غالباً متضاد که افراد به کنشهاي خود نسبت مي دهند ، ارائه کرد . اين رويکرد به قدرت سيستمهاي اعتقادي توجه داشت که هم افراد و هم خانواده ها ممکن است در طول زمان اسير آنها باشند يا عامل شکوفايي آنها محسوب شود . اين رويکرد روشي ارائه نمود که درک فرآيندهاي بين نسلي ناآگاهانه که روابط خانوادگي را در طول زمان کنترل مي کنند ، را به يک رويکرد سيستمي در مورد تغيير قواعد پنهان در الگوهاي ارتباطي تعاملي جاري خانواده ها پيوند مي دهد. روش رسمي که رويکرد ميلان براي کارگروهي و براي تفکر سيستمي درباره وضعيت هاي دشوار باليني به متخصصان ارائه کرد – يعني استفاده مداوم از فرضيات براي هدايت سوالات درمانگر ، بررسي چرخه اي و نفوذ متقابل در فرايند درماني و نيز در فرايند خانواده ، و انديشه بي طرفي درمانگر نسبت به اعضا خانواده – همه در حوزه خانوادگي سه نسلي ايتاليايي ريشه دارد به چگونگي سازمان يافتن هويت خانواده پيرامون معاني اي که غالباً بدون بررسي به ارث مي رسند ، مي پردازد . همچنين توجه درمانگران را به اسطوره هاي خانوادگي به عنوان نيرويي قدرتمند در زندگي دروني خانواده ها بازگزداند . تاکيد بر زمينه سازي به عنوان عامل اصلي در تعريف معاني موجود در الگوهاي روابط خانوادگي ، استفاده از سوالات مستقيم و غير مستقيم براي روشن کردن منظور و تحريک کنجکاوي خود اعضاي خانواده درباره ماجرا تاکيد بر چرخه اي بودن فرايند هاي نفوذ متقابل را که به وضوح از رشته جداگانه رشد کودک به وجود آمده اند ، نيز مدنظر قرار دادند و راهي به درمانگران نشان دادند که بدون تحريک احساسات شخصي در مورد سوء استفاده از قدرت و شخصيت درمانگر ، در الگوهاي پيچيده خانوادگي مداخله نمايند .
همچنين لذت و فايده کار گروهي در تکامل اين الگو به عنوان کمکي در کار با خانواده ها تأثير تعيين کننده اي داشته است بيشترين ارزش کارگروهي هنگام کار با خانواده هايي است که قدرت پيوند آنها بيش از آن است که يک درمانگر تنها بتواند ميان آن ها فرق بگذارد . بهرحال ، اين الگو با تشويق درمانگران به اينکه هميشه در رابطه با وضعيتهاي دشوار باليني چند موقعيت متفاوت را در نظر بگيرند نوعي آزادي ايجاد کرده ( ريمرز2000 که سهم خاصي در کمک به درمانگران داشته است و صرف نظر از اينکه به يک گروه دسترسي دارند يه نه ، کار مفيدي انجام دهند . (بارنس 1383 ، ص 65-67 )
رويکرد تحليل گروهي نظامهاي باز (اسکينر)
به نظر روانکاو بريتانيايي ، ا.سي.رابين اسکينر ( 1981) ، که در مکتب ملاني کلاين آموزشهاي درماني را ديدده است ، خانواده هايي که در طي چند نسل به وجود مي آيند ، نقاط عطف تحولي مهمي دارند مادري که از رفتارهاي مناسب مادرانه بهره نبرده است يا پدري که در حد رضايت بخشي در حقش پدري نشده است ، وقتي قرار باشد به ايفاي نقشي بپردازد که براي آن هيچ سر مشق دروني در اختيار ندارد ، رفتارهاي نا مناسب و ناهمخواني خواهد داشت .
اسکينر با ارايه رويکرد مبتني بر روابط فردي معتقد است اشخاص بالغي که مشکل ارتباط دارند ، در مورد ديگران نگرشهاي غير واقع بينانه اي به هم خواهند زد ، زيرا هنوز هم انتظارات – يا به قول اسکينر ، نظامهاي

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد سوء مصرف مواد، بهداشت روان، کانون توجه Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد رفتار انسان، آموزش مهارت، اراده آزاد