دانلود پایان نامه ارشد درمورد پرخاشگری، عاطفه مثبت، عاطفه منفی، راهبردهای رقابتی

دانلود پایان نامه ارشد

تند صحبت کردن، بلند حرف زدن و سیالی کلامی ارتباط دارد. روی هم رفته، این موارد که شامل راهبردهای کلامی ضداجتماعی همراه با فعالیت های غیر کلامی بروز تنش ناشی از برانگیختگی منفی، و نمایش برتری و پرخاشگری هستند را به همراه می آورد. همانگونه که انتظار می رود، راهبرد رقابت بیشر یک شیوه غیر مؤثر و نامناسب مدیریت تعارض در ارتباط به حساب می آید (پرویت، کاناری و اسپیتبرگ، 1987، 1989، 1990؛ کلاین و جنسن، 1997؛ پرایت و کارنول، 1993). به احتمال زیاد مردم زمانی از راهبرد رقابتی استفاده می کنند که بخواهند به شریک زندگی خود برای مشکلات انتقاد کنند (سیلارز183، 1980)، که این باعث ایجاد یک فرایند بسته می شود ، فرد وارد تعارض می شود و متقاعد می شود که حق با اوست. راهبردهای رقابتی احتمالاً با مخالفت همراه است که چرخه ای تز رفتارهای رقابتی بدون حل را ایجاد می کند.
2-2-9-2 راهبرد همکاری184
در راهبرد همکاری بر خلاف راهبرد رقابتی، اشخاص یک رویکرد تشریک مساعی را با ملاحظه نیازهای خود و نیازهای شریک زندگی خود برای مدیریت تعارض اتخاذ می کنند. بنابراین راهبرد همکاری شکلی مستقیم ، و تعاونی از ارتباط است (بلیک و موتون، 1964؛ کیلمن و توماس، 1977). همچنین رویکرد همکاری بعنوان رویکرد منسجم (رحیم، 1986؛ سیلارز، 1980)، راه حل محور (پوتمان و ویلسون، 1982) یا حل مسأله (کلاین و جنسن، 1997) اشاره شده است، رویکرد همکاری شامل کار هر دو نفر برای یافتن یک راه حل جدید یا خلق راه حل برای مشکل است که هر دو نفر شریک وابسته با این نتیجه راضی می شوند. پاپا و کاناری (1995) راهبرد همکاری را بهترین پاسخ برای تعارض نامیده اند. وقتی از این سبک استفاده می شود، ذهن فرد همچنان باز می ماند، اطلاعات آزادانه جستجو شده و بدون انتقاد به اشتراک گذاشته می شود، و همسران بهتر می توانند موقعیت یکدیگر را درک کنند. سیلارز، کلتی185، پاری186 و راجرز187 (1982) تعداد از رفتارهای غیر کلامی مرتبط با راهبرد همکاری (یا منسجم) را مطالعه نمودند. مخصوصاً، راهبردهای تعارضی منسجم با گفتگوی طولانی، زمان کلی مکالمه بیشتر، نرخ گفتار آهسته تر، نگاه های خیره تحقیر آمیز کمتر ارتباط داشت. در مطالعه دیگر، نوتن و بورگون (a1990) نشان دادند که وضعیت های کلامی مربوط به تأیید محتوایی (مانند حل مسأله، توصیف و شرح دادن موضوع) با وضعیت آرامش، خود انطباقی مداوم، و تن صدای نرم/مهربان، نرخ گفتار آهسته، فقدان سلاست ، گفتار عمیق/آرام ارتباط داشته است. جای تعجب نیست که، راهبرد همکاری یا انسجام بعنوان یک راهبرد با کفایت ادراک شده است و با سطوح بالای کارکرد رابطه ای در ارتباط است (کاناری و اسپیتبرگ، 1987، 1989، 1990؛ گوررو188، 1994؛ کلاین و جانسون، 1997؛ پرویت و کارنوال، 1993). اما، اغلب اوقات استفاده از سبک همکاری دشوار و یا حتی غیر ممکن است. بدلیل اینکه تعارضات در هیجان منفی درگیر می گردد، مردم به سختی می توانند ذهن خود را مثبت و باز نگه دارند. همچنین مردم بطور طبیعی، اگر یک شریک از رفتار رقابتی استفاده کند ، برای تلافی مقاومتی در درون خود دارند. در مواقع دیگر، همسران نمی توانند روشی خلاق را برای مدیریت موضوع تعارض پیدا کنند به نحوی که هر دو نفر از نتیجه بدست آمده احساس رضایت نمی کنند. به این دلایل، تعجب آور نیست که راهبردهای مشارکتی اغلب کمتر از راهبردهای رقابتی و اجتنابی بکار می روند (کاناری و همکاران، 1995؛ سیلارز، 1980).
2-2-9-3 راهبرد انطباقی189
افرادی با راهبرد انطباقی در یک شکل منفعل اما مشارکتی ارتباطات با تعارض مقابله می کنند که تسلیم اهداف و خواسته های دیگران می شوند (بلیک و موتون، 1964؛ کیلمن و توماس، 1977). پژوهشگران نام این رویکرد را اجبار (رحیم، 1986) و تسلیم (کلاین و جنسن، 1977؛ پرویت و کارنوال، 1993) گذارده اند. مطابق دیدگاه پاپا و کاناری (1995)، راهبرد انطباق پاسخ بسنده ای برای تعارض است زیرا هم کافی و هم راحت است اما هر دو نفر را به اهدافشان نمی رساند. چند رفتار معمول در راهبرد انطباق، از جمله تلاش برای جلب رضایت شریک زندگی، فداکاری، عذرخواهی یا اظهارات مسالمت جویانه، و تلاش برای افزایش همسازی (هوکو و ویلموت، 1998). محققان رفتار غیر کلامی مشخصی را برای این رویکرد شناسایی نکرده اند، اما به نظر می رسد لبخند و صدای گرم و با انطباق همراه باشند. رفتارهایی مانند کاهش زمان گفتگو، سرتکان دادن تقویت کننده، و افزایش تماس چشمی در زمان شنیدن ممکن است ماهیت منفعل این راهبرد را منعکس نماید. در حقیقت، نیوتن و بورگن (1990) وابسته های غیرکلامی عبارتهای پشتیبانی را در خلال اختلاف زوجین بررسی نموده اند. مشابه با راهبرد انطباقی، مقوله پشتیبانی کلامی شامل عبارت هایی است که موقعیت شریک را تقویت می کند، شریک زندگی را تصدیق می کند، بر اشتراکات تأکید می کند ، و مسئولیت را می پذیرد. عبارت های کلامی حمایتی شریک زندگی با جهت بدن مستقیم، جنبش و تحرک، و تماس فیزیکی (برای مثال گرمی و تماسی که با علائم صمیمیت و تحرک فیزیکی منتقل می گردد)، همکاری فیزیکی (مانند نمایش وضعیت های بدنی شباهت، یکسانی و همکاری)، ارتباط کلامی و سلطه پذیری کلامی همبسته بوده است.
راهبرد انطباق ممکن است بر اساس زمینه و بافت هم اثرات مثبت و هم اثرات منفی بر روابط داشته باشد (فیتس پاتریک و وینک، 1979). راهبرد انطباق زمانیکه یکی از زوجین به اندازه دیگری درباره یک موضوع نگران نیست مناسب است. برای مثال، به نظر می رسد تینا ، با خواسته دیوید برای رفتن به دره گراند به این دلیل موافقت کرد که شوهرش خیلی علاقه داشت به این دره برود اما خودش خیلی علاقه ای نداشت. با این حال، مردم حتی اگر زمانی یک موضوع برای آنها مهم باشد و خود را با آن تطبیق دهند، ممکن است در طول زمان ناراضی شوند. همراستا با این استدلال، کلوون و رولوف (1993) مفهومی را که آنرا اثر سردکننده190 نامیدند ابداع نمودند. این اثر زمانی اتفاق می افتد که شخصی با قدرت کمتر در یک رابطه شکست بخورد یا از بحث درباره موضوعات مهم اجتناب نماید تا شخص قدرتمندتر عصبانی و یا پرخاشگری نکند. کلوون و رولوف معتقدند که کارکرد اثر سرد کننده تقویت اختلاف قدرت است و می تواند رضایت رابطه در طول زمان، کاهش دهد. بنابراین، اگر چه راهبرد انطباقی ممکن است در برخی شرایط به پیشبرد هماهنگی رابطه ای کمک نماید، نبایستی راهبرد اصلی اشخاص برای بکارگیری در خلال تعامل رابطه ای باشد.
2-2-9-4 راهبرد اجتناب191
همانند راهبرد انطباق، راهبرد اجتناب نیز غیر مستقیم و منفعلانه است. اما، برخلاف راهبرد انطباق، راهبرد اجتنابی غیر مشارکتی است (بلیک و موتون، 1964؛ کیلمن و توماس، 1977). این راهبرد همچنین با اصطلاحاتی مانند غیر مواجه ای (پتنام و ویلسون، 1982)، ناکنشی (کلاین و جانسون، 1997؛ پرویت و کارنوال، 1993)، و عقب نشینی(هاکر و ویلموت، 1998) نامیده شده است. اشخاصی که از راهبرد اجتناب استفاده می کنند از هرنوع مباحثه معناداری درباره موضوعات تعارضی امتناع می کنند. تدابیر مربوط به راهبرد اجتناب شامل انکار یا کمینه سازی مشکل ، توجه به مسائل بی ارتباط، تلاش برای تغییر موضوع، ترک صحنه، غرغر کردن، یا سکوت اختیار کردن است (گوررو، 1994؛ هاکر و ویلموت، 1998). فینی192، نولر193، شیهان194 و پیترسون195 (1999) بیان نموده اند که “رفتارهای با درگیری کمتر، مانند پایین انداختن سر، چرخاندن سر، فقدان تماس چشمی، بازتابی از گرایش به اجتناب از موضوعات رابطه ای است”. مطالعات زیادی نشان داده اند که استفاده از راهبرد اجتناب معمولاً در بافت های رابطه ای (برای مثال، کاناری و اسپیتزبرگ، 1987، 1989، 1990) همچنین بافت های وظیفه محور (مانند گراس و گوررو، 2000؛ گراس، گوورو و آلبرت196، 2004) غیرمؤثر و نامناسب است. دلیل نامگذاری پاپا و کاناری (1995) برای این راهبرد این است که در این راهبرد پاسخ به تعارض به کمترین مقدار خود می رسد. راهبرد اجتناب اهمیت تعارض را به کمترین مقدار خود می رساند و فرصت شرکای رابطه را برای تلاش در جهت حل– یا حداقل مدیریت تعارض- در موضوعاتی که به ناسازگاری منجر می شوند، انکار می کند. بنابراین، این موضوعات احتمالاً در آینده مشکلاات بیشتری را بوجود خواهند آورد. برخی از محققان اظهار داشته اند که راهبردهای تعارضی رقابتی یا پرتوقع احتمالاً با اجتناب یا کناره گیری برآورده می شوند. الگوهای کناره گیر پرتوقع عموماً در روابط به میزان زیادی غیر مولد هستند (کریستنسن197 و شنک198، 1991؛ گاتمن و لوینسون، 1988؛ نولر199 و وایت200، 1990).
2-2-9-5 راهبرد مصالحه201 (سازش)
در نهایت اشخاص می توانند از راهبرد مصالحه استفاده کنند که بر ملاقات شریک نیمه راه در تلاش برای حل اختلافات متمرکز است. مصالحه یک راهبرد میانه مشارکتی و بیانگرای مثبت است که شامل دست برداشتن از برخی اهداف برای ارضای برخی نیازهای شریک زندگی است (کیلمن و توماس، 1977؛ رحیم، 1986). همینطور، راهبرد مصالحه برخی اهداف و نیازهای برآورده نشده را بدون اینکه یکی از طرفین پیروز و یا قربانی مشخص شود رها می کند. در حالیکه راهبرد همکاری تلاش برای مطرح شدن موضوع با رویکردی جدید و ابتکاری است، راهبرد مصالحه عموماً تغییر دادن برنامه و راه حل از پیش موجود است. برای مثال، شرکای رابطه ای ممکن است ایده های متفاوتی درباره رفتن به مکان تفریحی داشته باشند(مانند دیوید و تینا). بیشتر از اینکه یک راه حل مشترک را مطرح سازند (مثلاً یافتن مکان تفریحی جدید که هر دو آنرا به انتخاب اولیه خود ترجیح دهند)، آنها تصمیم می گیرند امسال یکی از مکان های مورد قبول یکی از زوجین بروند و سال آینده به مکان بعدی بروند. هاکر و ویلموت (1998) چندین رویکرد سازش را شناسایی نمودند ، این رویکرد ها شامل تفکیک تفاوت، توسل به زیبایی، پیشنهاد مبادله و داد و ستد، تلاش برای به حداکثر رساندن سود و به حداقل رساندن زیان، بوده است.
تحقیقات اندکی پیامدهای رابطه ای بکارگیری راهبرد مصالحه را بررسی نموده اند. در یک مطالعه ادراک از راهبردهای تعارض بکار گرفته شده در طی یک کار تصمیم گیری سازمانی شبیه سازی شده، توسط گراس و گوررو (2000) بررسی گردید. آنها متوجه شدند راهبرد سازش نسبتا مناسب و موثر به نظر می رسد، با این وجود راهبرد مناسب راهبرد همکاری است. هاکر و ویلموت (1998) نیز خاطر نشان نموده اند که اغلب مردم سبک سازش را بعنوان یک سبک منطقی، منصفانه و کارآمد می نگرند. پاپا و کاناری (1995) سازش را در بحث خود درباره راهبردهای تعارض ذکر نکرده اند، اما بر اساس استدلال ویلموت و هاکر راهبرد سازش نیز می تواند بعنوان یک سبک منصفانه در پاسخ به تعارض مورد اشاره قرار گیرد. در حقیقت، مقبولیت و اثربخشی سازش ممکن است به چگونگی باور شرکای رابطه ای از منصفانه بودن نتایج بدست آمده از آن بستگی داشته باشد.
2-2-10 الگوهای ارتباطی202
برای بررسی راهبردهای ویژه و رفتارهای مرتبط با تعارض، محققان الگوهای عمومی ارتباط را که زوج های راضی و ناراضی یا زوجین متجاوز را از هم متمایز می سازد را آشکار نموده اند. جای تعجب نیست که، زوج های راضی یا شاد نسبت به زوج های ناراضی عاطفه مثبت نشان می دهد و سبک همکاری را بکار می گیرند، در حالیکه زوج های ناراضی بیشتر عاطفه منفی، پرخاشگری و اجتناب را بکار می برند. زوج های ناراضی و مخصوصاً زوج های متجاوز، الگوهای منفی مخرب متقابل و توالی پرتوقعی – کناره گیری را بیش از زوج های راضی بکار می برند.
2-2-10-1 عاطفه مثبت در مقابل عاطفه منفی
گاتمن و همکارانش نخستین کسانی بودند که رفتارهای غیر کلامی زمان تعارض را برای تعیین چگونگی بیان عاطفه منفی و مثبت مرتبط با رضایت رابطه ای تجزیه و تحلیل نمودند. در یک مطالعه مقدماتی گاتمن، مارکمن203 و نوتروژ204 (1977)، علائم چهره ای مانند لبخند زدن، نمایش بیان چهره ای همدلانه، و تکان دادن سر برای نشان دادن توافق را بعنوان بیان غیر کلامی عاطفه مثبت کدگذاری نمودند، در حالیکه علائم چهره ای مانند اخم کردن، تمسخر، گریه کردن، نگاه

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد تعارض زناشویی، راهبردهای رقابتی، تعامل اجتماعی، پیشرفت تحصیلی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد عاطفه منفی، رضایت زناشویی، عاطفه مثبت، روابط بین فردی