دانلود پایان نامه ارشد درمورد وجوه نقد، عدم تقارن اطلاعات، بازده سهام

دانلود پایان نامه ارشد

اشتباهات عمدي و غير عمدي منجر به ارايه اطلاعات مالي بدون اشتباه يا حداقل بدون اشتباه با اهميت خواهد شد واين موضوع به ارايه درست اطلاعات منجر مي گردد که ان هم به نوبه خود به شفافيت محيط گزارشگري و و نهايتا يکي از نتايج کنترل داخلي قوي کيفيت بالاي سود خواهد بود.
2-5-3-3-مالکيت مديريتي (داخلي)
دو تئوري رقيب در ارتباط با انگيزه انتخاب روش هاي خاص حسابداري براي مديراني که سهامدار شرکتهاي تحت مديريت خود هستند وجود دارد:
تئوري انگيزه جبههگيري (سهامدارن اکثريت در برابر سهامداران اقليت)
تئوري انگيزه هم ترازي(منافع کامل سهامداران با افزايش ارزش شرکت)
اين دو تئوري دو رابطه متفاوت بين کيفيت سود و مالکيت مديريتي پيش بيني مي کند. دو مطالعه اخير دريافتند شرکتها با مالکيت داخلي(مديريتي) بسیار احتمال دارد روشهاي حسابداري را انتخاب کنند که به گزارش بيشتر درآمد و يا هموارسازي سود منجر گردد و اين از تئوري جبهه گيري پشتباني مي کند.(دپچوو ديگران، 2007)
وارفيلد و ويلد (1995) در يافتند مالکيت مديريتي رابطه منفي با مقدار اقلام تعهدي اختياري و رابطه مثبت با ارزشمندي اطلاعات براي تصميم گيري دارد.
لرکر و ديگران(2007) دريافتند قدرت داخلي که مالکيت داخلي يکي از معيارهاي آن است رابطه مثبت با اقلام تعهدي دارد. شواهد لافوند وجود رابطه منفي بين مالکيت مديريتي و عدم تقارن اطلاعاتي به لحاظ زماني، را نشان می دهد. در کشورها، با مالکيت مديريتي بالا تنظيم رابطه بين سهامداران اکثريت و اقليت يک مشکل اساسي به حساب مي ايد.( دپچوو ديگران، 2007).
2-5-3-4-پاداش مديران و کيفيت سود
فرضيه يانظريه حداکثرسازي پاداش مديران ابتدا درارتباط با انتخاب مديران از بين مجموعه رويهها و يا استانداردهاي پذيرفته شده حسابداري شکل گرفت و سير تکامل آزمونهاي مربوط به اين فرضيه در کشورهاي پیشرفته نيز به تعداد و نحوه انتخاب رويه هاي حسابداري توسط مديريت مربوط است.( خوش طينت،خاني،1382).
پاداش مديريت اکثرا بر اساس معيارهاي عملکرد الخصوص سود در نظر گرفته ميشود واين انگيزه لازم را براي مديران به منظور مديريت سود به وجود مي آورد. مديران در راستاي حداکثر کردن پاداش خوداقدام به انتخاب روش هاي حسابداري خاص و حتي دستکاري سود خواهند نمود بر اين اساس، کيفيت سود را تحت تاثير قرار خواهند داد.
2-5-4-کيفيت حسابرسي و تاثير آن بر کيفيت سود
به طور کلي هدف حسابرسان، حفاظت از منافع سهامداران در مقابل تحريفات و اشتباهات با اهميت موجود در صورتهاي مالي است. حسابرسان به منظور حفظ اعتبار حرفه، شهرت حرفه اي خود و اجتناب از دعاوي قضايي عليه خود، به دنبال افزايش کيفيت حسابرسي هستند. در اين ميان انگيزه هاي مديران در جهت اعمال منافع شخصي خود در کيفيت سود، مانع از رسيدن حسابرسان به اهداف خود ميشوند. در مقابل حسابرسان ميتوانند با افزايش کيفيت حسابرسي، مديريت سود صورت گرفته توسط مديران را کشف کرده و مديران را در اعمال مديريت سود در تنگنا قرار دهند.
يك تعريف معمول از كيفيت حسابرسي پس از سال ها پژوهش در سال 1981توسط دي آنجلو به اين صورت مطرح شده است » سنجش و ارزيابي بازار از توانايي حسابرسي در كشف تحريفات با اهميت و گزارش تحريفات كشف شده«
وقتي دي آنجلو اين مفاهيم را به كار گرفت، فرض اساسي وي اين بود كه بازار، كيفيت حسابرسي را كه نمايانگر كيفيت واقعي حسابرسي است درك مي كند.البته بايد بين مفاهيم كيفيت واقعي حسابرس و كيفيت حسابرسي تمايز قايل شد. چون كيفيت واقعي حسابرس غير قابل مشاهده است و نمي تواند ارزيابي شود مگر تا وقتي كه حسابرسي به نتيجه برسد.
پال مروس در سال 1988 كيفيت حسابرسي را بدين گونه تعريف كرد:
»ايجاد اطمينان از صورت هاي مالي ،كيفيت حسابرسي است و احتمال آن كه صورت هاي مالي هيچ گونه تحريف بااهميتي نداشته باشد« (حساس يگانه و آذين فر،1387)
تاثير کيفيت حسابرسي بر کيفيت سود از نقش آنها در کاهش خطاهاي عمدي و ناخواسته در شرکت نشات مي گيرد و توانايي حسابرسان از دو وظيفه انها در ارتباط با حسابرسي شرکتها مشتق مي شود:
1) کشف و حذف خطاها
2) گزارش خطاها
پژوهش های انجام گرفته مرتبط با کيفيت حسابرسي، توانايي حسابرس را بر کشف و تشخيص خطاها تابعي از کارايي و اثر بخشي حسابرسي مي دانند.
دو ويژگي که بيشتر در موردکيفيت حسابرسي و کيفيت سود مورد مطالعه قرار گرفته است، اندازه حسابرس و ساختار حق الزحمه حسابرسي مي باشد هر دو اين موارد مي توانند با توانايي حسابرسان با کشف وحذف خطاهاوانگيزه هاي حسابرسان براي گزارش خطاها رابطه داشته باشند.
مهمترين شاخص کمي اندازه گيري کيفيت حسابرس، “اندازه حسابرس” است که اين دو با هم رابطه مستقيم دارند، به طوري که هر چه اندازه حسابرس بزرگتر باشد، کيفيت حسابرسي هم بالاتر خواهد بود. منظور از اندازه حسابرس، حسن شهرت حسابرس( نام تجاري) است. در نتيجه حسن شهرت حسابرس، اعتبار اطلاعات صورتهاي مالي افزايش يافته و لذا کيفيت حسابرسي بالاتر خواهد بود.
درحالي كه مراجع تنظيم مقررات حسابداري بر اين نكته اصرار دارند كه كيفيت كار حسابرسي، به كوچكي يا بزرگي مؤسسه بستگي ندارد، بسياري مدعي هستند كه مؤسسه هاي بزرگ نسبت به مؤسسه هاي كوچك، كيفيت بيشتري در كار حسابرسي پديد مي آورند. پژوهش هاي قبلي به نتايجي مي رسيد كه تركيبي از هر دو فرضيه بود؛ شايد به اين دليل كه اندازه گيري كيفيت كار حسابرسي ساده نبوده است.
2-6- پیشینه پژوهش
2-6-1-پژوهش های خارجي
چان و همکاران35 در سال 2001 نشان دادند که اجزاي غيراختياري اقلام تعهدي بازده آتي سهام را پيش بيني نمي کنند و تنهااجزاي اختياري اقلام تعهدي بازده آتي سهام را پيش بيني مي کنند .
ليو و سگاريان36 در سال 1993 از رويکرد ديگري به بررسي رابطه بين کيفيت سود و بازده سهام پرداختند. بدين صورت که آنها 12 متغير بنيادين را که توسط تحليل گران مالي در ارزيابي کيفيت سوداستفاده مي شد را مشخص کردند و از طريق دادن امتياز صفر و يک به هر يک از 12 متغير بنيادين ، کيفيت سود را اندازه گيري کردند و سپس L&T شرکتهاي نمونه را بر اساس کاهش کيفيت سود به 5 گروه تقسيم کردند و سپس با استفاده از تجزيه و تحليل رگرسيون ، ميانگين ضريب واکنش سود را براي هر گروه تخمين زدند . آنها به اين نتيجه رسيدند که گروههايي که از کيفيت سود بالاتري برخوردارند ضريب واکنش سود بالاتري نيز دارند که اين امر با انتظارات نظري سازگاري داشت .

سلوان در سال 1996 با انتخاب يک نمونه بزرگ 40769 شرکتي که سودآوري سالانه خود را بين سال هاي 1962 تا 1991 اعلام کرده بودند ، سود خالص گزارش شده آنها را به اجزاي جريانات نقدي عملياتي و اقلام تعهدي تجزيه کرد . يعني :
خالص اقلام تعهدي + جريان نقدي عملياتي = سود خالص
و به اين نتيجه رسيدند که يک دلار جريان نقدي عملياتي دوره جاري احتمال بيشتري دارد که در دوره آتي نسبت به يک دلار اقلام تعهدي تکرار شوند. زيرا اثرات اقلام تعهدي در دورههاي آتي برگشت داده مي‌شود. به عبارت ديگر جريان وجوه نقد داراي اثرات طولاني تري مي باشند و همچنين به طور جداگانه مدت اثرات اجزاي جريانات وجوه نقد عملياتي و اقلام تعهدي سود خالص را براي واحدهاي تجاري موجود در نمونه هايش برآورد کرد و دريافت که جريانهاي وجوه نقد عملياتي اثرات طولاني تري نسبت به اقلام تعهدي دارند.
از پژوهش فوق مي‌توان نتيجه گرفت که جريانهاي نقدي عملياتي مي تواند بهترين شاخص کيفيت سود باشد . چرا که بنا به پژوهش فوق جريانهاي نقدي تمام ويژگيهاي کيفيت سود – نزديکي به وجه نقد ، قابليت رشد و قابليت استمرار- را دارد.
پنمن و ژانگ37 2002 کيفيت سود را بر حسب تغيير در حسابداري محافظه‌کار (CA) در طول يک دوره زماني تعريف مي کند. ايده و تفکر اصلي اين است که تفاوت بين خالص داراييهاي گزارش شده توسط سيستم حسابداري محافظه کار و خالص داراييهاي گزارش شده توسط سيستم حسابداري غير محافظه کار (LCA) ، سود معکوس نام دارد . درجه محافظه کاري ، تحت عنوان نسبت سود معکوس به خالص داراييهاي عملياتي تحت سيستم حسابداري محافظه کار تعريف مي شود. کيفيت سود به تغيير در درجه محافظه کاري در طول يک دوره زماني بستگي دارد . در اين ميان ، يک رابطه کليدي که اطلاعات مهمي را در مورد قدرت پيش بيني سود اخير ارائه مي کند، رابطه بين نرخ رشد ” سود معکوس ” در مقابل نرخ رشد خالص داراييهاي گزارش شده تحت سيستم حسابداري محافظه کار مي باشد. حال اگر دو نرخ رشد مساوي و يا نزديک به هم باشند ، کيفيت سود بالا و سود دوره جاري توانايي بيشتري را خواهد داشت و اما بالعکس تفاوت بااهميت بين اين دو نرخ رشد به معناي کيفيت سود پايين مي باشد.
گوش و ديگران در پژوهشي به بررسي کيفيت سود و ضريب پاسخ سود زماني که افزايش هاي باثبات در سودها همراه با افزايش هاي باثبات در درآمدها مي باشند ، مي پردازند . آنها فرض کردند زماني که رشد سودها همراه با افزايش درآمدها باشد، در مقابل کاهش هزينه ها ، سودها داراي کيفيت بالاتري مي باشند. رشد سود ناشي از درآمد به نظر مي رسد که باثبات تر باشد . چرا که درآمد محرک ارزشمند و کليدي بوده و رشد آن اغلب نشان دهنده استراتژي متمايز محصول مي باشد. برخلاف کاهش هزينه ها که رويکردي انفعالي و محدود بوده، افزايش درآمدها يک رويکرد تغيير گرا و نامحدود مي باشد. همچنين مديريت سود از طريق درآمدها مشکل تر از هزينه ها مي باشد. علاوه بر اين ، چون کيفيت سود مربوط به ارزشگذاري است ،محققين پيش بيني کردهاند شرکتهايي که داراي رشد سود همراه با درآمد مي باشند، از ضريب پاسخ سود بالاتري برخوردار هستند. سودهاي شرکتهاي با افزايش درآمد نسبت به شرکتهاي با رشد همراه با کاهش هزينه برخوردار مي باشند. سودهاي شرکتهاي با افزايش درآمد نسبت به شرکتهاي با کاهش هزينه، از ثبات بيشتري برخوردار بوده و سودهاي آنها کمتر توسط اقلام تعهدي مديريت ميگردند. همچنين شرکتهاي با افزايش درآمد عملکرد عملياتي آتي بالاتري دارند .
در رابطه با ضريب پاسخ سود نتايج نشان داد شرکتهايي که داراي رشد همراه با درآمد هستند، ضريب پاسخ سود بالاتري دارند. در آخر ، اين پژوهش نشان داد زماني که افزايش هاي باثبات در سود همراه با افزايش هاي باثبات در درآمدها و هم در سودهاي عملياتي باشد ، کيفيت سود و ضريب پاسخ سود داراي بيشترين مقدار مي باشند .(گوش و ديگران2002) 38
ماروات39 و لوگرا40 در سال 2001 در پژوهشي تحت عنوان کيفيت سود و افشاي استراتژي اين موضوع را که آيا اطلاعات سودهاي پيش بيني شده براي سرمايه‌گذاران مفيد مي باشد يا خير مورد بررسي قرار دادند. آنان دريافتند که شرکتهايي که داراي کيفيت سود پاييني مي باشند، نسبت به ساير شرکتها بيشتر تمايل دارند که سودهاي پيش بيني را افشا سازند. در اين پژوهش کيفيت سود از طريق همبستگي بين بازده و سودها و R2 مربوطه اندازه گيري مي شود . علاوه بر اين ، شرکتهايي که به گزارشگري سودهاي پيش بيني مي‌پردازند شرکتهايي هستند که‌در صنايع با تکنولوژي بالا فعاليت داشته و داراي رشد فروش بيشتر و تغييرات زيادتر در سودهايشان مي باشند. همچنين آنها دريافتند که محتواي‌اطلاعاتي سودهاي پيش بيني به صورت سيستماتيک با کيفيت سود و ملاحظات استراتژيکي تغيير مي کند . سودهاي پيش بيني شده براي سرمايه گذاران زماني که ملاحظات استراتژي وجود ندارد، بسيار مفيد مي باشند. در اين حالت سودهاي پيش بيني شده داراي توانايي زيادي براي پيش بيني عملکرد عملياتي آتي شرکت مي باشند. اين پژوهش داراي محدوديت هايي از جمله اينکه در بررسي عوامل تعيين کننده گزارشگري سودهاي پيش بيني شده ، بايستي انگيزه هاي مديريت از اين افشا را در نظر گرفت. در حالي که مي دانيم تشخيص هدف مديريت از انتشار اين اطلاعات ممکن نيست. چرا که انگيزه هاي مديريت غير قابل مشاهده مي باشد.
پيتر کريستنس در سال 2004 به بررسي نقش کيفيت سود در تنظيم قراردادها مي پردازد. وي کار خود را با طرح اين سؤال آغاز مي کند که چه ويژگيهايي باعث مي گردد تا سود يا ساير اطلاعات معيار

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درباره سبک تفکر، پردازش اطلاعات، تغییر سازمانی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد عدم تقارن، عدم تقارن اطلاعات، کیفیت اطلاعات