دانلود پایان نامه ارشد درمورد همگرایی فرهنگی، ارزشهای فرهنگی، کارکردگرایانه، نظام اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

بطور جدی در محافل آکادمیک مطرح شده است. توسعه تکاملی بدون تنوع بینفرهنگی و ایجاد انسجام میان فرهنگهای متنوع، مقدور نیست. تنوع، ضرورتی اجتنابناپذیراست. تکامل جز با تکثر در محور هماهنگی امکانپذیر نیست. برای دسترسی به تکامل اجتماعی نیازمند تنوع فرهنگ و مدیریت این تنوع هستیم. این وحدتبخشی نیازمند یکسری مبانی، اعتقادات، باورها و ارزشها،آداب و رسوم وسنتها است؛ که بتواند عامل وحدتبخش تنوع فرهنگی باشد؛ واز سوی دیگر این موارد به عنوان شاخصههای همگرایی فرهنگی شناخته شده است. ارزشهایی که بتواند جهانی شود و همه فرهنگها را حول خود همگرا و متحد کند.
همچنین، فرهنگ به عنوان مجموع ویژگی‌های رفتاری و عقیدتیِ اكتسابی یك جامعه خاص تعریف می‌شود و همگرایی فرهنگی، بهمعنای پیدایش و رشد ویژگیهای مشابه فرهنگی در نقاط مختلف، بهطور مستقل و بدون ارتباط با یکدیگر میباشد. همگونی فرهنگی (Cultural Assimilation) نیز عبارت است از: نوعی انفعال و استحاله که بر یکپارچهشدن فرهنگی و کاهش تنوع فرهنگی تأکید میکند. سیاست مزبور، رویه معمول تعدادی از دولتها در قبال خواستههای اقلیتهاست؛ سیاستی که از اقلیتها میخواهد آداب، سنن و باورهای اخلاقی خاص خود را کنار بگذارند و فرهنگ عمومی و مرکزی را بپذیرند (احمدی، 1378،315).
غالب از موسیقی جهانی همان موسیقی کلاسیک اروپایی است. این موسیقی با داشتن برخی ویژگیها توانسته است در تمام دنیا جای پایی باز کند. دلایل آن یکی روشمند بودن آن است و دیگر این که سنت گرایی در این نوع موسیقی به آن معنی که در شرق رایج است، وجود ندارد. به دیگر سخن موسیقی کلاسیک غرب دائمأ در حال تغییر و تحول سیر میکند. تصور غالب نخبگان مشرق زمین در قرن اخیر این بوده است که ما از جهان عقب ماندهایم. به همین دلیل تلاش همیشگی آنها برای رسیدن به سطح دانش،فناوری و هنر جهانی شاید از یک منظر قابل تعقیب باشد. در این میان اگر منظور از جهانی شدن موسیقی این باشد که هر ملتی، سهمی از یک موسیقی بزرگ جهانی را داشته باشد طبیعتا ما همان قدر سهم داریم که هندیها و فرانسویها دارند. در این صورت موسیقی جهانی چیزی نیست مگر مجموعه موسیقی همه ملل.

9-2.اهداف همگرایی فرهنگی
از دیدگاه ارنست بارت (Ernest A.T.Barth) و دونالد نوئل (Donald L.NOEL)، سیاستهای همگونساز بهمثابه هدف منسجمساز شکلدهنده ایدئولوژیهایاند که جوامع چندقومی به سوی آن حرکت میکنند. اینها هدف سیاست همگونسازی را بهمنزله ترکیب زیستشناختی، فرهنگی، اجتماعی و روانی گروههای متمایز و منفرد به منظور ایجاد یک جامعه بدون تفاوتهای قومی میدانند. مارتین مارجر (Martin N.Marger)، هدف سیاستهای همگونساز را کاهش اختلافات فرهنگی و ساختاری در بین گروههای قومی گوناگون میداند. وی براین باور است که بر پایه این سیاست، قومیت، تأثیری در توزیع ثروت و قدرت جامعه ندارد، کلیه اعضای جامعه قومی بهعنوان شهروند از حقوق مساوی برخوردارند و عضویت آن‌ها در گروههای قومی، تأثیری در حقوق شهروندی ندارد. همگونسازی در اشکال گوناگون دولت- ملتسازی، در اکثر کشورهای جهان بهوسیله نخبگان فکری و دولتها دنبال شده است؛ فرض آنان بر این بوده که میتوان هویت جمعی انسانها را بهراحتی تغییر و آن‌ها را در یک چارچوب جدید هویتی قرار داد.
برخی معتقدند که همگرایی فرهنگی، نوعی همسویی و همنوایی در ارزش‌ها، نگرشها و رفتار تلقی میشود. اگر نوآوریهای فرهنگی، تأثیرات مشابهی داشته باشند و این اشتراک، باعث دگرگونی اجتماعی یگانهای شود، فرایند همگرایی فرهنگی روی میدهد، اما نقطه مقابل آن، واگرایی فرهنگی (Cultural Dispersion) است و آن در صورتی رخ میدهد که نتیجه نوآوریهای مهم اجتماعی به حوزههای مختلف جامعه برسد، نه به کل جامعه.
با توجه به آنکه، بیتردید نتیجه همگرایی فرهنگی، نظم است؛ میتوان گفت: نتیجه و شاخص ناهمگرایی فرهنگی نیز اختلال هنجاری است که در این اشکال است: 1. قطبیشدن هنجاری؛ 2. تضاد هنجاری؛ 3. ناپایداری هنجاری؛ 4. ضعف هنجاری (سلطاني، 1380، 292-285).

10-2.پدیدههای فرهنگی فرا ملی؛کاربرد همگرایی به ویژه درهنر موسیقی
اندیشمندانِ نظریه همگرایی، با نگاهی کارکردگرایانه، به روابط بینالملل و نقش فرهنگ در این عرصه فعال هستند. در این نظریه، دانشمندان بهدنبال توضیح شرایط و عواملی هستند که بر مبنای آنها امکان از بین رفتن مرزهای سیاسی و دیوارهای حاکمیت مطلق دولتهای ملی فراهم میآید و موجودات سیاسی جدیدی که پارهای از اختیارات و صلاحیتهای دولتهای ملی به آنها تفویض شده، شکل میگیرند. در این نظریه، ضرورتهای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی تشریح میشود که نشان میدهند، نیازهای جدیدی ظهور و بروز یافتهاند که دولتهای ملی توان برآورده ساختن آنها را ندارند؛ لذا زمینه به وجود آمدن نهادهای فراملی پدید میآید که توان و امکان برآورده ساختن نیازهای تازه را داشته باشند. این نهادها اساس هویتهای سیاسی جدیدی هستند که دولتهای ملی بهطور داوطلبانه بخشی از اختیارات و صلاحیتهای خود را به آنها تفویض میکنند. درحقیقت، فرآیند همگرایی از پیدایش نیازهای جدید آغاز میشود؛ نیازهای جدیدی که موجب میگردند وفاداری انسان نسبت به دولتهای ملی کمرنگ شده و به سوی نهادهای فراملی سوق داده شود.
به اعتقاد اکثر نظریهپردازان، همگرایی ارتباطات و تبادل فرهنگی از مهمترین کارکردهایی است که ممکن است، زمینهساز همگرایی منطقهای و جهانی شود و با گسترش ارتباطات فرهنگی نیاز به همفکری و تبادل نظرِ بیشتر ضرورت پیدا میکند. تمایل و علاقهمندی ملتها به فرهنگهای یکدیگر باعث فرو ریختن دیوار میان آنها شده و بستر همکاریهای نوین فرهنگی پدید میآید و این نکته نشانگر نقش، جایگاه و اهمیت فرهنگ در گسترش همکاری و همفکری بینالمللی و نیز زمینهسازی برای همگرایی ملت‌ها است. در رابطه به هنر والای موسیقی نیز این همگرایی به چشم میخوردو باعث نزدیکی و رشد روزافزون همکاریهای فرهنگی میان کشورهای عضو سازمان اکو شده است؛ بهطوری که این همگرایی و اتحاد را در همایشها و کنسرت هایی که در این کشورها که در مجاورت هم نیز قرار دارند به خوبی دیده می شود و این بیانگر این مسئله است که این کشورها تمایل زیادی به برقراری ارتباطات تنگاتنگ برای رسیدن به اهداف و صلح پایدار دارند (دوئرتي، فالتزگراف،1372،660).

11-2.سیاست گذاری فرهنگی
بهطورکلی الگوی سیاستگذاری فرهنگی را میتوان به سه دسته تقسیم کرد:
1. یکسان سازی فرهنگی: این الگو بهدنبال یگانهسازی فرهنگی در جامعه است. براساس این الگو، نوعی اصول و ارزشهای مقدس وجود دارد که باید سایرین آن را بپذیرند. بهعبارت دیگر، این الگو، تصوری والا و معنوی از فرهنگ در درون خود دارد که بر مبنای، طرحی هندسی از ارزشها، هنجارها و رفتارها را در عرصه اجتماعی طراحی میکند تا به دقت نشان دهد که ارزشها و هنجارهای عالی و نیز ضد ارزشها کدامند. این طرح هندسی ارزشهای فرهنگی، یک نقطه کانونی و هنجاری را اختیار کرده که بر مبنای آن تمایزگذاریهای خود را سامان میبخشد و از ترسیم این طرح هندسی، جامعهای یکپارچه را انتظار میکشد که بر منظومهای از ارزشهای مورد وفاقِ همگان استوار است.
وجود جمعیت انبوه، خردهفرهنگهای مختلف و متنوعی که در اثر تفکیک اجتماعی به وجود آمدهاند، بالا بودن غلظت نمادی محیط جوامع و وجود بزرگراههای اطلاعاتی که در اثر گسترش ارتباطات جمعی حاصل شدهاند، گسترش تخصصها، رشد علم و تکنولوژی، مهاجرت و تحرک روانی جمعیت و سرانجام بالا بودن پویایی اجتماعی نسبت به گذشته، همگی زمینهها و عواملی بر سر راه سیاست یکسانسازی فرهنگی میباشند. درحال حاضر، تکثر، واقعیت اجتنابناپذیر جوامع و تلاش برای چیدن آن زیر لوای همگونسازی دارای نتیجه معکوس و مستلزم پرداخت خسارتهای اخلاقی و سیاسی نامطلوب است. (قوام، 1386،78).
2. تکثرگرایی فرهنگی: این الگو بهدنبال گسترش خردهفرهنگها در کنار یکدیگر و بهصورت همعرض بهوجود آمد. در این الگو، خردهفرهنگهای موجود در جامعه به رسمیت شناخته میشوند و جامعه امکان بقاء و رشد آن‌ها را فراهم میآورد. به عبارت دیگر، تأکید اصلی تکثرگرایی فرهنگی، بر صیانت از تفاوتهای فرهنگی اقوام و ملل است. تعلق به دو سرزمین، دو فرهنگ و فراگرفتن دو زبان، عامل تعادل فرهنگی و سرنوشت فردی است. بدینترتیب آینده، متعلق به کثرتگرایی فرهنگی است؛ چندفرهنگی و آموزش مداوم برای رودررو شدن با دگرگونیها رواج مییابد؛ این امر اجتنابناپذیر نیز یکی از اهداف غایی اقدام فرهنگی است. بهاین ترتیب، فرهنگ جهانوطنی در حال شکلگیری است که در آن، مردم در ابتدای مرحلهای قرار میگیرند که جهانی میاندیشند و به شیوه محلی اقدام مینمایند. کثرتگرایی فرهنگی وجه مشخص فراگیر و پایدار جوامع معاصر است و هویت و یا بیقومی اغلب، واکنش طبیعی و سالمی است که در برابر فشارهای جهانی کردن فرهنگ بهوجود میآید. لازم به ذکر است که تکثرگرایی فرهنگی، باید از دوام، ثبات و امنیت کافی برخوردار باشد تا زمینه شکلگیری مجدد هویتهای مذکور فراهم آید. در جامعه کثرتگرا تمام گروههای فرهنگی و فکری، پذیرفته شده و از طریق مشارکت و همزیستی در عین حفظ ویژگیهای خود به یک نظام اجتماعی و سیاسی ملحق میشوند. از دیدگاه کلی، تکثرگرایی قومی نقطه مقابل همانندسازی است. برخلاف سیاستهای همانندسازانه، سیاستهای تکثرگرایانه (Pluralism) براساس اصل حقوق جمعی، گروهی، شخصی و فردی بنا شدهاند.
امروزه سیاستهای بسیاری برای برخورد با تنوع قومی وجود دارد؛ ازجمله؛ طرح آن در قانون اساسی انواع مختلف نظامهای انتخاباتی، بیانیههای حقوقی و سیاستهای اقتصادی و فرهنگی. مشارکت در استقرار جوامع چندفرهنگی که اصل کثرتگرایی را محترم میشمارند، یکی از فعالیتهای یونسکو است. کثرتگرایی در بطن یک جامعه دموکراتیک و پویا و جزء لاینفک مناسبات و تعامل موزون و هماهنگ میان فرهنگها و ملت‌هاست. اصل دموکراسی و احترام به حقوق بشر برای دفاع و ترویج کثرتگرایی، اساسی است.
عالمگیر شدن علم، اقتصاد و سیاست بهطور غیرمسقیم تأکیدی بر جهانی بودن تفکر دارد. دنیایی که محل زندگی افراد و گروههایی است که اعتقادات آنان، با پوچگرایی، فنگرایی، عرفگرایی و سیاستگرایی مشخص میشود، در حال تولد است. بنابراین، در جوامعی که به تکثرگرایی فرهنگی روی میآورند، نسبیگرایی فرهنگی حاکم است، در حالیکه عاری از هر ارزش و اصول مقدس باشند. بدینترتیب، در این نوع از الگو که توفیق تحقق آن بسیار کم میباشد، جامعه برای هیچ خردهفرهنگی اهمیت برتری قائل نیست و بیشتر، در کشورهای جهان سوم درحال توسعه صادق است (همان،101).
3.وحدت در عین کثرت: این الگو ضمن تأکید بر اشتراکات فرهنگی، امکان تکثر خردهفرهنگهای مختلف را در چارچوب نمادی مشترک، مجاز میداند؛ بهعبارت دیگر، در هر جامعهای مجموعهای از سئوالهای بنیادین درخصوص جهان، انسان، خدا، غایت، وظیفه انسان دربرابر آن‌ها و نیز قداست آن‌ها مطرح است. پاسخ به این سئوالها باید آنچنان کلی و تعمیمیافته باشد که بتوانند به کمک زبان مشترک ملی، نقطه اتکاء وحدت نمادی و چارچوب فراگفتمانی جامعه را تشکیل دهند؛ بهطوری که این چارچوب فراگفتمانی بتواند دربرگیرنده انواع خردهفرهنگهای قومی، زبانی، حرفهای و گفتمانهای شناختی، ارزشی، هنجاری و رویهای متنوع باشد. معمولا جوامع در پاسخگویی به سئوالها فوق میتوانند از باورها و سنن انسانی، مذهبی و ملی خود بهره گیرند؛ بهویژه با مراجعه به فصل مشترک آن‌ها از لحاظ جامعهشناختی، حسن تأکید بر فصل مشترک سنن انسانی، مذهبی و ملی که در آن که بیشترین آحاد جامعه، بالاترین اشتراک عقلی و عاطفی را برای فصل مشترک حائزند.
الگوی وحدت در عین کثرت، مبتنی ‌بر تصوراتی چند از انسان و اجتماع انسانی است. اهم مفروضاتی که بر نوع سیاست و مدیریت و چگونگی کاربرد آن در حوزههای فرهنگی، در جهت رسیدن به انسجام اجتماعی تأثیرگذارند عبادت است:
1.امکان‌ناپذیر بودن وجود عینی اجتماعی خالص از نظر ویژگیهای فرهنگی کاملا مشترک.
2.وجود تمایز در سطوح مختلف حیات فردی و اجتماعی نوع

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد حوزه نفوذ، اقتصاد بازار، همگرایی فرهنگی، همگرایی منطقه ای Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد تاجیکستان، افغانستان، سیاست فرهنگی، همگرایی فرهنگی