دانلود پایان نامه ارشد درمورد نوجوانان بزهکار، احساس غربت، توسل به زور

دانلود پایان نامه ارشد

زمينه مطرح شده است ( 104 ) . در جامعه شناسي زندان دو ديدگاه سازمان يافته و متناقض با يکديگر ، وجود دارد که عبارتند از الگوي محروميت115 و الگوي آورده116. تاکيد الگوي آورده بر چيزي است که زندانيان با خود به زندان مي آورند ؛ مانند : تاريخچه زندگي ، خصلت هاي شخصيتي و شبکه هاي اجتماعي مانند ارتباط با گروه هاي جنايي و خلافکار . در مقابل ، الگوي محروميت بيان مي کند، محيط زندان و از دست دادن آزادي موجب ايجاد ضربات عميق روحي مي شود به طوري که به دلايل صيانت از بعد روان شناختي ، زندانيان يک خرده فرهنگ منحرف در زندان ايجاد مي کنند که منجر به افزايش خشونت مي شود ( 104 ) . با رجوع به ديدگاه آورده ، علت استفاده از قدرت و خشونت را مي توان در خانواده و اجتماعي ، جستجو کرد که اکثريت نوجوانان راه يافته به کانون هاي اصلاح و تربيت ، در آن ها رشد يافته اند.
کوواس117 و همکاران در سال 2007 ( کالج جرم شناسي دانشگاه نيوهام شاير ) در پژوهشي تحت عنوان بزهکاري جوانان و آزار و اذيت ، نشان دادند که نوجوانان زورگير داراي اين خصوصيات مي باشند : پسراني پرزور ، با درجه بالايي از بزهکاري و آزار و اذيت، باگرايش به انحراف و عصبانيت شديد که درصد زيادي از اين افراد داراي خانواده هايي خلاف کار هستند ( 75 ) .
قاسميان ( 1390 ) در مطالعه خود نشان داد که هيچ مرجع اجتماعي يا گروه حمايتي به منظور آگاه سازي و تاثير بر روي سبک زندگي و مهارت هاي اجتماعي کودکان مرتکب قتل و خانواده هايشان در محله ي زندگيشان وجود نداشته است . چنانچه در اين گونه محلات هر که به منبع قدرت ، يعني زور بيشتر متصل بوده ، محبوب تر هم بوده است (105) .
بنابراين مي توان ابراز داشت ، يکي از ديگر دلايلي که مددجويان از رابطه قدرت در کانون استفاده مي کردند ، بلد نبودن قواعد زندگي گروهي و اجتماعي و يادگيري رفتارهاي اشتباه مانند ، توسل به زور و قدرت ، به جاي برقراري روابط مسالمت آميز اجتماعي با ديگران ، به سبب داشتن خانواده هاي مجرم يا با سبک تربيتي غلط و زندگي در مناطق جرم خيز است118 ، که همين امر موجب ايجاد شبکه هاي اجتماعي مانند ارتباط با گروه هاي جنايي و خلافکار هم مي شود . که با يافته هاي پژوهش حاضر مطابقت دارد . همچنين دومين موردي که الگوي آورده به آن اشاره کرده ، ويژگي هاي شخصيتي افراد است . براي بيان بهتر اين موضوع مي توان به دو مورد از مطالعاتي که راجع به کالبد شکافي شخصيت نوجوانان بزهکار انجام گرفته ، رجوع کرد.
گلوئک و گلوئک ( 1990 ) پس از مقايسه 500 پسر نوجوان که در موسسات تاديبي به سر مي بردند با 500پسر نوجوان عادي در سنين 14 تا 15 سالگي ، به اين تمايزات ميان اين دو گروه از نوجوانان دست يافت که نوجوانان بزهکار ، از لحاظ مزاجي ، فعال و پر جنب و جوش و از خود بي خود يا بي قرار ، درون گرا ، ستيزه جو و مخربند . به لحاظ رواني ، بي پروا و بي پرده از هر آنچه در دل دارند ، سخن مي گويند . کمتر به صورت منظم در مسايل تعمق و تفکر مي کنند . از نظر رفتاري ، نامهربان ، بدگمان ، انتقام جو ، سرسخت و حادثه جو هستند . معمولا از جامعه طلبکارند و از هنجارها و قدرت قانوني سرپيچي مي کنند . از لحاظ اجتماعي و فرهنگي اغلب بيش از گروه شاهد در خانواده هايي رشد يافته اند که فاقد تفاهم ، محبت و ثبات احساسات اخلاقي بوده است ( 45 ) .
در مطالعه ي ديگري که در سال 1386 توسط خانه کشي و عزيزي انجام شد ، نشان داد که نوجوانان عادي و بزهکار از لحاظ ويژگي هاي شخصيتي هشتگانه ، شامل ميزان هيجان پذيري ، گوشه گيري ، وسواس ، افکار پارانوييد ، افسردگي ، پرخاشگري ، بي قراري و تمايلات ضد اجتماعي ، با يکديگر تفاوت معناداري دارند ؛ بدين صورت که نوجوانان بزهکار نمرات بالاتري را در قياس با گروه نوجوانان عادي کسب کرده بودند . بنابراين يکي ديگر از علل استفاده از قدرت ، مي تواند به شخصيت مددجويان مربوط شود ( 45 ) .
بنابراين مي توان چنين نتيجه گيري کرد که بخشي از رفتار مددجويان در کانون ، ناشي از آموخته هاي خارج از کانون مي باشد که با خود به اين محيط آورده اند . و بخش ديگر تحت تاثير قرارگيري در اين محيط بسته ( کانون ) است که در قسمت مربوطه توضيح داده خواهد شد .
5 – 1 – 2 تحليل کاربرد قدرت در تعاملات ميان مددجويان
همان طور که يافته ها نشان داد مددجويان هر دو جنس ، با اقامت طولاني مدت و کوتاه مدت از قدرت در دو جهت رفتارهاي جامعه پسندانه و رفتارهاي ضد اجتماعي خود پسندانه استفاده مي کردند .
5 – 1 – 2 – 1 تحليل رفتارهاي جامعه پسندانه مددجويان
منظور از رفتارهاي جامعه پسندانه ، رفتارهايي مانند کنترل ساير مددجويان براي ممانعت از ارتکاب رفتار هاي منفي ( روابط هم جنس گرايانه ، آزار فيزيکي و کلامي يکديگر ) ، جلوگيري از زورگويي به يکديگر و کمک به حل برخي مشکلات مددجويان در داخل کانون بود که از سوي برخي مددجويان واجد قدرت ( برخي از مددجويان با اقامت طولاني مدت ) براي مددجويان فاقد قدرت انجام مي شد . يافته هاي پژوهش حاضر نشان داد ، استفاده از رفتارهاي اجتماعي خودپسندانه ( به عنوان يکي از زيرگروه هاي کاربرد قدرت ) عمدتا در گروه دختران وجود داشت . بنابراين قدرت مي تواند کاربرد مثبت هم داشته باشد . اين کاربرد مثبت مي تواند علل گوناگوني از جمله : تعامل مناسب مددجويان مذکور با سرمراقب و يادگيري رفتارهاي مثبت ، تعداد کم دختران معارض قانون و نظارت بيشتر مراقبين داشته باشد .
5 – 1 – 2 – 2 تحليل رفتارهاي ضد اجتماعي خود پسندانه مددجويان
طبق يافته هاي پژوهش ، منظور از رفتار هاي ضد اجتماعي خودپسندانه ، رفتارهايي مانند : امر کردن به مددجويان جديدورود ، خطاب کردن مددجويان جديد با القاب و عناوين نامطلوب ، استفاده از اسامي مستعار براي تمسخر يکديگر ، برتر دانستن خود نسبت به مددجويان جديد در استفاده از امکانات عمومي کانون ، تصاحب اموال آن ها به زور ، سواستفاده از مددجويان کوچکتر براي انجام کارهاي شخصي خود ، تقسيم ناعادلانه برخي وسايل و مواد غذايي ميان مددجويان ، خشونت کلامي در برخورد با مددجويان گروه کوتاه مدت ، برقراري ارتباط با مددجوي جديدورود به شرط تسليم ، توهين کلامي مددجويان تهراني به شهرستاني ( مددجويان دختر ) ، توهين کلامي مددجويان ايراني به افغان ، دعوا و درگيري و اعمال خشونت در تعامل با يکديگر ، سو استفاده جنسي ( مددجويان پسر ) و مالي است . يافته هاي پژوهش حاضر نشان داد ، هر دو جنس از نظر اعمال رفتارهاي ضد اجتماعي خود پسندانه مانند : امر کردن به مددجويان جديدورود ، خطاب کردن مددجويان جديد با القاب و عناوين نامطلوب و برتر دانستن خود نسبت به مددجويان جديد در استفاده از امکانات عمومي کانون و خشونت کلامي در برخورد با مددجويان گروه کوتاه مدت مشابه يکديگر بودند . در زيرگروه کاربرد قدرت ، شدت رفتارهاي ضد اجتماعي خود پسندانه ، در گروه پسران بيشتر از گروه دختران بود . مظاهري ( 1377 ) معتقد است ، يک فرد زنداني پس از ورود به زندان دچار ناراحتي هاي رواني مي شود . مانند : گوشه گيري و انزوا طلبي ، احساس غربت و دلتنگي ، احساس تنفر نسبت به زندانيان سابقه دار . به محض ورود زنداني جديد ، ديگر زندانيان سعي در تسلط پيداکردن بر وي و مطيع ساختن او مي کنند ؛ که عواملي مانند عدم تسلط مديريت بر زندان و کافي نبودن پرسنل مراقب ، تراکم جمعيتي زندانيان و نبود امکانات رفاهي به حد نياز ، سابقه دار بودن اکثر زندانيان ، پايين بودن سن زنداني و بي سوادي يا کم سوادي ، شهرستاني بودن و احساس غربت در او ، وجود زمينه هاي افسردگي و اضطراب در شخص نيز به اين امر کمک مي کند . اصولا به تجربه ثابت شده است که يکي از انگيزه هاي ضروري براي حفظ روابط گروهي و بين گروهي فردي در زندان ، وجود روحيه خصمانه نسبت به ساير زندانيان مي باشد (106 )
شايان ذکر است که استفاده از قدرت در تعاملات بين فردي ، پديده خشونت را به همراه دارد . متاسفانه يافته هاي پژوهش حاکي از آن بود که روابط ميان مددجويان با يکديگر به ويژه تعاملات در گروه کوتاه مدت در هر دو جنس و تعاملات ميان مددجويان با اقامت طولاني مدت و کوتاه مدت ، همراه با خشونت و پرخاشگري و پايين تر از حدِ همزيستي بود . طبق يافته هاي پژوهش ، پرخاشگري و خشونت در تعاملات ميان مددجويان گروه طولاني مدت از هر دو جنس ، در قياس با مددجويان با اقامت کوتاه مدت ، جاي کمتري داشت . و هر قدر به مدت اقامت مددجو افزوده مي شد ، تعاملات او با سايرين نه دوستانه بود و نه با خشونت زياد همراه بود . در اين زمينه شيخاوندي (1379 ) بيان مي کند ، کساني که در اردوگاه هاي کار اجباري و يا زندان ها به سر مي برند ، در ابتدا مي کوشند تا شخصيت خود را حفظ کرده و به ارزش ها و باورهاي پيشين خود پايبند باشند ، اما پس از مدتي و تحت تاثير غلبه ي شرايط سخت زندگي در محيط ، در پي محروميت ها و … شرايط زندگي آن ها به تدريج تغيير مي کند . آن ها ديگر با همبندان خود احساس تعلق و همبستگي نداشته و در نتيجه فاقد احساس رحم و شفقت و حتي انزجار و تنفر مي شوند . رفتاراين قبيل افراد نه خوب است و نه بد ، بلکه رفتاري است براي بقاي يک زندگي حيواني يا نباتي (107) .
يافته هاي پژوهش حاضر نشان داد ، از نظر علل دعوا و درگيري ، دو گروه پسران و دختران مشابه يکديگر بودند . در هر دو گروه بيشترين درگيري ها در زمان استقرار در محيط خوابگاه ها و به ويژه به هنگام استفاده ي مشترک از وسايل و امکانات عمومي کانون اتفاق مي افتاد و به هنگام شرکت در فعاليت هاي گروهي به اوج خود مي رسيد . در هر دو گروه دختران و پسران ، با هر دو اقامت طولاني و کوتاه مدت ، درگيري به صورت کلامي بيش از درگيري به صورت فيزيکي بود زيرا درگيري فيزيکي مشمول تنبيه مي شد . همچنين درگيري ها ميان افراد گروه کوتاه مدت ، بيش از درگيري ميان مددجويان گروه طولاني مدت بايکديگر ، از هر دو جنس بود . طبق الگوي محروميت ، يکي از دلايل ايجاد خشونت ميان مددجويان شرايط رواني ناشي از حبس و از دست دادن آزادي است . همچنين يافته ها نشان داد ، تعامل مددجويان به هنگام استفاده از امکانات عمومي و شرکت در فعاليت هاي دسته جمعي به خشونت و پرخاشگري مي انجامد که مي تواند ناشي از بلد نبودن قواعد زندگي گروهي و اجتماعي باشد و اين قضيه استفاده از قدرت را در تعاملات ميان فردي مددجويان توجيه مي کند . بدين صورت که چون مهارت هاي برقراري ارتباط صحيح اجتماعي با ديگران را نمي دانند از رابطه قدرت در تعاملات خود استفاده مي کنند و سعي مي کنند با جنگيدن و زورگويي به خواسته هاي خود برسند و منافع خود را بر ديگران ارجحيت مي دهند . از ديگر علل وقوع دعوا و خشونت ميان مددجويان ، مي تواند رفتارهاي تخريب گرايانه ( برمبناي نوع بزه ، وضعيت اقتصادي – خانوادگي ) آن ها نسبت به يکديگر باشد ؛ که طبق يافته ها در گروه پسران شديدتر از گروه دختران بود119 . به نظر مي رسيد ، استفاده از رفتارهاي تخريب گرايانه در هر دو جنس ، با اقامت طولاني و کوتاه مدت ، يکي از اشکال رفتارهاي ضداجتماعي خودپسندانه بود که مددجويان از آن به عنوان حربه اي براي تقويت قدرت خود در مقابل سايرين استفاده مي کردند . قضاوت يکديگر بر مبناي نوع بزه ، علاوه بر ايجاد خشونت و درگيري ، مي تواند منجر به ارزش دادن به برخي جرايم در مقابل ساير جرم ها و کاهش قبح آن ها گردد که مددجويان از آن به عنوان ابزاري براي توجيه خويشتن و کوچک شمردن قباحت بزه خود در مقابل ساير مددجويان استفاده مي کردند . اين نوع برخورد از جهاتي هم حکايت از نظام ارزشي مددجو داشت . بايد در نظر داشت اگر الگوي مناسبي در کانون به وي ارايه نگردد ، با همين ذهنيت اشتباه آزاد مي شود . در تاييد اين يافته مي توان به مطالعه ي بابک نژاد رجوع کرد که در سال 1374 ، نشان داد بسياري از بزهکاراني که براي اولين بار دستگير مي شوند ، از بزهکاري خود زجر مي کشند ولي با ادامه ي اقامت در کانون و شناخت انواع مختلف بزهکاري ديگران و در اکثر مواقع مقايسه بين نوع بزهکاري خود و ديگران ، از هيجانات

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد عدم تمرکز Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد زنان زندان، کارکنان زن، روابط قدرت، ارتکاب جرم