دانلود پایان نامه ارشد درمورد نوآوری سازمان، مدل کسب و کار، ساختار اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

دارد.

2- 2- 5- 6- فرهنگ سازمانی:
فرهنگ سازماني قلب نوآوري سازماني می باشد، فرهنگ سازماني به ميزاني بر نوآوري سازماني تاثير مي گذارد كه راه حل هاي خلاقانه را تشويق، پشتيباني و اجرا مي كند (کنی و همکاران35، 2006). مارتينز و تيربلانچ (2003) بيان مي دارد كه يك فرهنگ حمايتي خلاقيت راه هاي نوآورانه را براي بيان مسائل و يافتن راه حل ها تشويق مي كند. برخلاف عمليات هايي كه در آن فعاليت هاي رسمي و از پيش مشخص شده وجود دارد، نوآوري سازماني يك فعاليت غير معمول و غير روتين است كه در آن مقدار مشخصي از عدم قطعيت و اطمينان در سرتاسر وظايف و كارهايي كه انجام مي شود، وجود دارد. فرهنگ سازماني مي تواند همچنانكه كه نوآوري سازماني را تحريك كند، آن را نيز به تعويق بياندازد. راسل36 (1989)، توضيح مي دهد كه فرهنگ حمايت كننده نوآوري، جو سازماني را به وجود مي آورد كه نوآوري را به عنوان يك فعاليت مهم نهادينه كند و علاوه بر اين، فرهنگ سازماني حمايتي، كمك مي كند تا فرايند متقابل و پيچيده تبادل اجتماعي كه براي نوآوري موفق مورد نياز است را تحريك و تقويت بكند.
استراتژي هاي حمايتي از افكار نو در سازمان موجب مي شود تا سازمان از تحول كافي برخوردار شده و بتواند خود را با محيط خارجي هماهنگ سازد. ويژگي ها، ارزش ها و عقايد در سازمان مي توانند نظر يا عقيده اي كه در سازمان خلق مي شود را تقويت يا تضعيف كند. ايجاد فرهنگ تغييرپذيري، احترام به ايده هاي نو، تقويت نظرات و عقايد جديد از طرف بالاترين مقام، شكيبايي در برابر شكست، ارج نهادن به افراد سختكوش و ايجاد انگيزه براي خلق ايده هاي جديد در سازمان، همه از عوامل موثر در خلق نوآوري سازماني مي باشد (ابن رسول و احمدی، 1387).

2- 2- 5- 7- جو سازمانی:
نوآوري سازماني در محيط باز و آزاد سازمان بارور مي شود؛ يعني محيطي كه كشف راه هاي جديد و نو را تقويت كند. مي بايست در سازمان ها به منظور رشد نوآوري جو سازماني پويا به وجود بيايد كه افراد سازمان ايده هايشان را بتوانند مطرح كنند، جو سازمان بايد به گونه اي باشد كه افراد سازمان احساس كنند كه سازمان به ايده هاي جديد آن ها ارزش و بها مي دهد و از ايده هاي نو و بديع آن ها حمايت مي كند. جو سازماني نشان دهنده سيگنال هايي است كه افراد در ارتباط با انتظارات سازمان براي رفتار و پيامدهاي بالقوه رفتارشان دريافت مي كنند. بدين معني كه ادراك كاركنان تا حدودي كه خلاقيت را در محل كار تشويق كند و به ميزاني كه منابع سازماني به منظور حمايت از خلاقيت تخصيص داده شود، احتمالاً بر رفتار نوآورانه در سازمان تاثير مي گذارد. به همين منظور وقتي آن ها سازمان خودشان را به عنوان يك سيستم باز كه تغيير مي كند و از ايده هاي خلاق حمايت مي كنند و منابع كافي مانند زمان، پرسنل و بودجه در سازمان وجود داشته باشد، آن ها احتمالاً جو سازماني را به عنوان حمايت كننده نوآوري سازماني مي پندارند و از اين رو به ريسك كردن و پشتيباني از نوآوري مي پردازند (واعظی و همکاران، 1389).

شکل 2- 1: عوامل موثر بر نوآوری سازمانی (واعظی و همکاران، 1389)

2- 2- 6- مولفه هاي نوآوري سازمانی:
2- 2- 6- 1- نوآوری تولیدی:
نوآوري تولیدي فراهم کننده ابزاري براي تولید است (اوجاسالو37، 2008) که به توسعه و ارائه تولیدات و خدمات جدید و بهبود یافته اشاره دارد. در واقع می توان گفت که منظور از نوآوري تولیدي این است که تا چه حد سازمان در ارائه خدمات جدید، اختصاص منابع مالی به تحقیق و توسعه و مواردي از این قبیل پیشتاز است. شاخص هاي کلیدي سنجش این بعد عبارتند از:
پیشتاز بودن در ارائه خدمات (تولیدات جدید)
تلاش براي توسعه خدمات (تولیدات) جدید در قالب آموزش افراد و تیم ها در سازمان
توسعه کالا (خدمات) براي گروه هاي جدیدي از مشتریان (چوپانی، 1390)

2- 2- 6- 2- نوآوري فرایندي:
نوآوري فرایندي ابزاري را در جهت حفظ و بهبود کیفیت و صرفه جویی هزینه ها فراهم می کند )جیمنز- جیمنز و همکاران، 2008) و در برگیرنده اتخاذ روش هاي جدید یا بهبود یافته تولید، توزیع یا تحویل خدمت است. در واقع منظور از نوآوري فرایندي این است که تا چه میزان سازمان تکنولوژي هاي جدید را به کار می گیرد و روش هاي جدید انجام کار را به بوته آزمایش می گذارد. شاخص هاي کلیدي سنجش این بعد عبارتند از:
تغییر در فرایند تولید یا خدمات
جستجوي راه ها وروش هاي جدید براي انجام امور
پیشتاز بودن در ارائه راه ها وروش هاي جدید تولید ( چوپانی، 1390)

2- 2- 6- 3- نوآوري اداري:
نوآوري اداري به رویه ها، سیاست ها و اشکال سازمانی جدید اشاره دارد (جیمنز- جیمنز38، 2008) و شامل تغییراتی است که سیاست ها، تخصیص منابع و دیگر فاکتورهاي مرتبط با ساختار اجتماعی سازمان را تحت تأثیر قرار می دهد (دفت39، 1987). در واقع منظور از نوآوري اداري این است که تا چه میزان مدیران سازمان از سیستم هاي نوین مدیریتی و … در اداره کردن استفاده می کنند. شاخص هاي کلیدي سنجش این بعد عبارتند از:
جستجوي سیستم هاي اداري جدید (مانند سیستم هاي جذب، استخدام و… )
پیشتاز بودن در ارائه سیستم هاي اداري جدید
به کارگیري سیستم هاي اداري جدید
ایجاد ساختارها و روابط درون سازمانی جدید (چوپانی، 1390)

شکل 2- 2: مولفه های نوآوری سازمانی (چوپانی و همکاران، 1391)

2- 2- 7- ابعاد نوآوری:
محققان و صاحبنظران برای نوآوری ابعاد مختلفی را برشمرده اند که در ذیل به آن ها می پردازیم:
دفت (1994) یک مدل دو هسته ای برای نوآوری پیشنهاد می کند. این دو هسته عبارتند از:
نوآوری تکنولوژیکی
نوآوری اداری
کوپر (1998) برای نوآوری یک مدل چند بعدی ذکر کرده است که این ابعاد عبارتند از:
نوآوری رادیکال در مقابل نوآوری تدریجی
نوآوری تکنولوژیکی در مقابل نوآوری اداری
نوآوری تولیدی در مقابل نوآوری فرآیندی
جان سه نوع نوآوری را تمیز می دهد:
نوآوری تولیدی
نوآوری فرآیندی
نوآوری بازاری
نوآوری تولیدی: فراهم کننده ابزاری برای تولید است.
نوآوری فرآیندی: ابزاری را در جهت حفظ و بهبود کیفیت و صرفه جویی هزینه ها فراهم می کند.
نوآوری بازاری: با آمیزش بازارهای هدف و اینکه چگونه به بازارهای منتخب به بهترین شکل خدمات ارائه شود در ارتباط است، هدفش شناسایی بازارهای جدید یا بالقوه بهتر، و شناسایی راه های جدید و بهتر برای سرویس دهی به بازار های هدف است (اوجاسالو، 2008).
همچنین نوآوری را به دو نوع تقسیم می کنند:
نوآوری تکنولوژیکی
نوآوری ادرای
نوآوری تکنولوژیکی: شامل تکنولوژی ها، تولیدات و یا خدمات جدید است و به دو دسته تقسیم می شود:
الف- نوآوری تولیدی
ب- نوآوری فرآیندی
نوآوری اداری: اشاره دارد به رویه ها، سیاست ها و اشکال سازمانی جدید (جیمنز- جیمنز، 2008).
تقسیم بندی دیگری که در زمینه ابعاد نوآوری وجود دارد این ابعاد را به شرح ذیل توصیف می کند:
رادیکالی
تدریجی
تولیدی
فرایندی
اداری
تکنولوژیکی (یوتربک40، 1994).
نوآوری رادیکالی: حاصل مدیریت موفق شرکت در مواردی است که به صورت همزمان مدل کسب و کار و تکنولوژی تغییر می کند (طالبی، 1385).
نوآوری تدریجی: عبارت است از اضافه کردن تغییراتی بر روی مدل کسب و کار و یا تکنولوژی های موجود و بهبود آن ها.
نوآوری تولیدی: این نوآوری به توسعه و ارائه تولیدات و خدمات جدید و بهبود یافته اشاره دارد.
نوآوری فرایندی: نوآوری فرایندی دربرگیرنده اتخاذ روش های جدید یا بهبود یافته تولید، توزیع یا تحویل خدمت است، تقسیم می شود (جیمنز- جیمنز، 2008).
نوآوری اداری: شامل تغییراتی است که سیاست ها، تخصیص منابع و دیگر فاکتورهای مرتبط با ساختار اجتماعی سازمان را تحت تاثیر قرار می دهد. این نوع نوآوری از مدیران حرفه سرچشمه می گیرد.
نوآوری تکنولوژیکی: عبارت است از اتخاذ ایده ای که مستقیماً فرایندهای برونداد اصلی شرکت را تحت تاثیر قرار می دهد (دفت، 1978).

2- 2- 8- مدل های نوآوری:
بر اساس تکامل تدریجی مدل ها در طول زمان، راثول دسته بندی را مطرح می کند که در آن مدل های نوآوری به پنج نسل تقسیم می شود. داجسون این پنج مدل را اینگونه نقل کرده است: (Dodgson & Sybille, 2001).
مدل اول (فشار تكنولوژي): در اين مدل عامل اصلي نوآوري فشار علم و تكنولوژي است. فشار تكنولوژي به ‌عنوان يك فرآيند ترتيبي و خطي ساده در نظر گرفته مي‌شود و بازار ظرفي براي ريختن نتايج تحقيق و توسعه در آن است. اين مدل تأكيد زيادي بر تحقيق و توسعه دارد.
مدل دوم (كشش تقاضا): بر اساس اين مدل، تكنولوژي براي پاسخ به نياز يا تقاضاي بازار توسعه مي‌يابد. در اين مدل نيز به نوآوري به‌ عنوان يك فرايند خطي ساده نگاه مي‌شود و بازار به‌عنوان منبع ايده‌ها منشأ هدايت فعاليت‌هاي تحقيق و توسعه است. تأكيد اين مدل بيشتر بر بازاريابي است.
مدل سوم (مدل دوگانه): اين مدل تركيبي از مدل هاي نسل اول و دوم است و در آن نوآوري با تركيب‌هاي “كششي- فشاري” و “فشاري- كششي” تفسير مي‌شود. مدل سوم، از فرايندهاي متوالي اما داراي حلقه بازخورد تشكيل مي‌شود و در آن بين بازار و فعاليت‌هاي تحقيق و توسعه توازن بيشتري برقرار‌ است.
مدل چهارم (مدل يكپارچه): در مدل چهارم ارتباط و تعامل با تأمين‌كنندگان و مشتريان بيش از پيش مطرح مي‌شود و يكپارچگي بين تحقيق و توسعه و توليد مورد تأكيد قرار دارد.
مدل پنجم (مدل سيستم‌هاي يكپارچه و شبكه‌اي): در اين مدل، توسعه به ‌صورت موازي و يكپارچه روي مي‌دهد و استفاده از سيستم‌هاي خبره مدل سازي و شبيه‌سازي در تحقيق و توسعه و ارتباط نزديك با مشتري مورد توجه قرار دارد. يكپارچگي استراتژيك با تأمين‌كنندگان اوليه بيشتر است و ارتباطات افقي نظير سرمايه‌گذاري مشترك، تحقيقات گروهي، همكاري در تنظيم بازار و غيره نيز مدنظر قرار دارد. اين مدل بر انعطاف‌پذيري بنگاه و سرعت توسعه محصول جديد تأكيد دارد (Dodgson & Sybille, 2001).

2- 2- 9- نوآوری در رسانه:
يكی از عوامل اثرگذار در نوآورى در یک سازمان، محیطی است که سازمان در آن فعالیت می کند. این محیط با مولفه های فرهنگی، اقلیمی، انسانی و سازمانی متفاوتی تعریف می شود. عموماً مى توان گفت كه پپشرفت يك سازمان به تعهد در ا يجاد ارتباط مناسب با محيط بستگى دارد (پیراسته فر،1380،50-49).

2- 2- 9- 1- ويژگى هاى يك سازمان رسانه اى خلاق و نوآور:
رقابت كامل و فشرده: در یک سازمان رسانه ای در صورتی خلاقیت حاصل می شود که تک تک افراد رقابت مثبت و سازنده ای داشته باشند.
فرهنگ پويا: بر پایه فرهنگ پویا، اتلاف وقت مفهومی ندارد. بدیهی است در چنین بستر مناسبی بحث رقابت، خلاقیت، نوآوری و سازمان های پویا بهتر شکل می گیرد.
دسترسى به مديران: در سازمان خلاق، كاركنان به راحتی می توانند افکار و دیدگاه های خود را مستقیم و بدون واسطه به گوش مدیران برسانند و پیشنهادهای خود را ارائه دهند.
احترام به كارمندان و ايجاد انگيزش در ميان آنان: از ویژگی های دیگر سازمان های خلاق، احترام به افراد است تا کارکنان به این باور دست یابند که می توانند همگام با نیازهای سازمان رشد کنند.
ارائه خدمات عمومی: هدف نهایی در این سازمان ها توجه به نیازمندی های جامعه و جلب رضایت مخاطبان است.
گردش شغلى: در سازمان های رسانه ای خلاق، افراد دارای تخصصی ویژه نیستند و این امکان را دارند که در جایگاه مناسبی قرار بگیرند.
امنيت شغلى: روابط دائم و بلندمدت کارکنان در این نوع سازمان ها از دیگر ویژگی های سازمان خلاق است.
كار گروهی: در سازمان های رسانه ای، کارها به صورت گروهی انجام می شود و گروه های کیفیت نیز نقش موثری در جهش آن ها دارند. در این نوع سازمان ها، همه مدیران، مسئله تغییرو تحول را با خشنودی و رضایت می پذیرند و در برابرآن مقاومت نمی کنند، طبیعی است در چنین سازمانی، ضرورت ندارد که مدیر بخش، وقت زیادی را برای چگونگی برخورد با تغییرات اختصاص دهد، زیرا همه به این باور رسیده اند که تغییر و نوآوری

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد یادگیری سازمانی، نوآوری سازمانی، نوآوری سازمان Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد انعطاف پذیری، مزیت رقابتی، شایستگی ها