دانلود پایان نامه ارشد درمورد نهج البلاغه، بیت المال، امام علی (ع)، حکومت اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

گرایش قلبی بخه حقیقت را از دست بدهد، علاوه ب رابتلا به گرایش های تندروی و کند روی که نمونه هایی از آن را پیشتر ذکر کردیم، بلایای دیگری را نیز در خود نهفته دارد برخی را بر می شمریم؛
بی اعتمادی
چنین جامعه ای گرفتار بحران بی اعتمادی است؛ نه کسی را شایسته اعتماد می داند و نه کسی می تواند به آن ها اعتماد کند. این واقعیت تلخ به وضوح در عصر حاکمیت امیر مومنان رخ می نماید. روزی که آن ها با اصرار از آن بزرگوار خواستند حاکمیت را بپذیرد، حضرت از پذیرش آن ابا کرده و با اشاراتی چون «انا مستقبلون أمراً له وجوه وألوان لا تقوم له القلوب و لا تثبت علیه العقول41؛ما کرای را در پیش رو داریم که چهره های چند گانه و رنگارنگی دارد، به طوری که قلب ها به تردید می افتند و عق به تزلزل»، عدم اطمینان خویش را نسبت به ثبات قدم آنان در راه تحقق اصلاحات بیان فرمودند. (نهج البلاغه – خطبه 74)
آنچه حضرت از پیش می دید و به خاطر آن اظهار نگرانی کرده، از پذیرش خلافت امتناع می فرمودند، به زودی به وقوع پیوست. آن ها ابتدا مانند مقلدی فرمانبردار خود را تسلیم حضرت کردند، ولی آن گاه که هنگامه جنگ فرا رسید و پای ایثار جان و مال به میان آمد، حقانیت این جنگ ها را به چالش کشیدند و در صدد عمل به احتیاط بر آمدند؛ ودر نهایت در کشاکش جنگ صفین به مجتهدان و فقهای پر مدعایی تبدیل شدند که در مقابل امامشان، با استفاده نابجا از موازین شریعت، امیر مومنان (ع) را به پذیرش آتش بس واداشتند. اما بعد با استناد به آیه (ان الحکم الا الله)42؛ قانونگذاری تنها از آن خداست». پذیرش حکمیت را خلاف مقتضای قرآن دانستند و حضرت را متهم به کفر نموده و خواهان توبه آن بزرگوار شدند.( نهج البلاغه خطبه 87)
عوام زدگی
پیامد دیگر عدم بصیرت، عوام زدگی و تحجر گرایی است. مردمی که خود را سرگرم ظواهر ساخته و افق نگاهشان از لایه های سطحی پدیده های پیش رو تجاوز نمی کند، مجذوب سیاسیون و هنرمندان و افسونگران چرب زبان و فریبکار خواهند شد؛ و در برابر اصحاب کبار دین و علما و فقها و پارسایان و عرفا ژست اسلام شناسی و حق طلبی گرفته، خود را منجی جامعه می پندارند. عبدالله بن وهب راسبی و برخی دیگر از سران خوارج از این دست افراد بودند که در مقابل شخصیتی چون علی بن ابی طالب (ع) ژست اصلاح گرانه می گرفتند، در حالی که خود جز روخوانی قرآن بهره ای از این کتاب آسمانی نداشتند، به آن حضرت درس تفسیر دین می آموختند.
هر قدر از عمر کوتاه حکومت علی (ع) می گذشت، مشکل عدم بصیرت به عنوان یک بیماری اساسی بیشتر جلوه گری کرد و بستر بسیاری از مصائب را ساخت.
هر قدر فتنه ها پیچیده تر می شد و شخصیت های بزرگ و فقها و سیاسیون و اصحاب نزدیک پیامبر (ص) یکی پس از دیگری، از سر حسادت یا قصور فهم ویا حب جاه و مقام ویا مال و منال از امیر مومنان (ع) جدا می افتادند و جنگ های طولانی و پیاپی شکل می گرفت، تردید و حیرت مردم بیشتر و سردرگمی ها افزون تر می شد. به طور یکه سرانجام خوارج در اثر ناتوانی در فهم سیاست هیا امیر مومنان (ع) و عدم درک صحیح از ریشه مشکلات، راه حل نابسامانی های جامعه را درترور امیر مومنان (ع) و معارویه و عمروبن عاص دیدند و حضرت را به شهادت رساندند.
3،1،1،5 مدیریت رحمت و بصیرت بخشی امیر المومنین(ع)
یکی از وظایف حکومت اسلامی آگاهی دادن به مردم نسبت به تحرکات دشمنان داخلی و خارجی می باشد و حاکم اسلامی باید بصیرت لازم را جهت بیداری مردم در اختیار آن ها گذارد .(دشتی ، 1378: 70)
بازگشت به شیوه قرآن و سیره نبوی و لزوم اصلاح نظام فکری و فرهنگ عمومی محور مباحث بصیرت افزایی امام علی (ع) بوده است .(نزهت 1388 :6)
امیرمومنان (ع) برای تنویر افکار عمومی و زدودن جهل و بی بصیرتی علاوه بر توصیه مکرر به گریز از دینا و چنگ زدن به دامن اهل بیت کوشیدند تا بیان علائم انسان های پرهیزکار و عالمان راستین آن ها را از گرفتار شدن در دام مردمان فاسق و عالمان بی عمل برهانند، به علاوه وظایف یک حاکم الهی را برای آنان بیان و عملکرد خود را در راستای تحقق این وظایف تبیین نمایند. از این رو ترس از خدا و دوری از شهوت ها، عدم همکاری با هواپرستان، تسلیم بودن در برابر فرمان الهی و پذیرش پیشوایی قران را از مهمترین علائم مردمان پرهیزکار بر می شمردند؛ و در وصف مردمان عالم نما می فرمودند: «…..و دیگری که دانشمندش دانند، و بهره ای از دانش نبرده ترهانی چند از نادانان، و مایه های جهلی از گمراهان بدست آورده، دام هایی از فریب و دورغ گسترده. کتاب خدا را به رای خویش تفسیر کند؛ و حق را چنان که دلخواه اوست تعبیر کند. – مردم – را از بلاهای سخت ایمن دارد و گناهان بزرگ را آسان شمارد. در کارهای شبهه ناک افتاده است و گوید: چون شبهه باشد بازایستم. در بدعت ها آرمیده است و گوید: اهل بدعت نیستم. صورت او صورت انسان است؛ دل او دل حیوان. نه راه رستگاری را میشناسد، تا در آن راه رود و نه راه گمراهی را تا از آن باز گردد، چنین کس، مرده ای است میان زندگان43».( نهج البلاغه ، خطبه 200)
مردم در زمان حاکیمت علی بن ابی طالب (ع) وظایف امام خود را به درستی نمی دانستند گمان می کردند امام و خلیفه برگزیده و موفق آنست که خرجین آن ها را از اموال بیت المال پر کند زندگی مرفهی برایشان ترتیب دهد، موقعیت اجتماعی مطلوبی برای آنان فراهم آورد؛ آن ها و فرزندانشان با نزدیکی به خلیفه در جایی مناسب کاریابند. از منظر آن ها مسوول توانا کسی بود که در سیاسی کاری و فریب دادن حریف چیره دست باشد از این رو پس از صفین کم کم این شایعه بر زبان ها فاتاد که معاویه سیاستمدار تر و زیرک تر از علی (ع) است. حضرت در پاسخ فرمودند «والله ما معاویه بأدهی منی و لکنه یغدر و یفجر و لولا کراهیه الغدر لکنت من أدهی الناس…به خدا سوگندف معاویه زیرک تر از من نیست، لیکن شیوه او پیمان شکنی و گنهکاری است. اگر پیمان شکنی ناخوشایند نمی نموود، زیرک تر از من کس نبود». ( نهج البلاغه ، خطبه 200)
مولا می دانست که این باورها برخاسته از نقصان درایت و فقدان بصیرت افراد است. از این رو ضمن مبارزه با فقر فکری و فرهنگی جامعه، از آنان می خواست به جای پی جویی درخواست هیا نابجا در فراگیری دانش بکوشند و شیوع منکرات را جلوگیرند و قبل از آن، خود نیز دامن خود را از منکرات پاک نمایند.
می فرمود:«همانا، بر امام نیست جز آنچه از امر پروردگار واگذار شده؛ کوتاهی نکردن در موعظت، و کوشیدن در نصیحت و زنده کردن سنت؛ و جاری ساختن حدود بر مستحقان و رساندن سهم های – بیت المال – به در خورد آن.
پس به سوی، کشتزار – دانش بشاتابید پیش از آن که بوته ی آن خشک شود، و پیش از آن که به خود پردازید و فرصت گرفتن علم از منبع آن و اهل آن از دست رود؛ و از کار زشت باز ایستید وو دیگران را از آن باز دارید؛ چه، به باز ایستادن پیش از بازداشتن مأمورید.» ( نهج البلاغه خطبه 105)
یکی از جلوه های عدم آگاهی مردم این بود که بی تأمل و تدبیر موضع گیرند. از این رو حضرت از آن ها می خواست وقتی از چیزی اطلاع درستی ندارند بی دلیل تصدیق و انکار نکنند.
می فرمود: «لا تقولوا بما لا تعرفون فان اکثر الحق فیما تنکرون و احذروا من حجه لکم علیه. و هو أنا46؛ پس مگویید آن چه را که نیم دانید که بیشتر حق در چیزی است که منکر آنید و ان را که بر او حجتی ندارید، و آن منم – معذور شمارید.»( نهج البلاغه ، خطبه 87)
خدمات حضرت در دوران حاکمیت پیش از آن که جنبه های مادی و اقتصادی داشته باشد جنبه ی فرهنگی و اخلاقی داشت. مردم پیش از آن که روی رفاه را ببینند درگیر جنگ های داخلی شدند و با سیاست تساوی در تقسیم بیت المال گردیدند. علتش هم این بود که حضرت معتقد بود مشکل جامعه مشکل کمبود در آمد ملی نیست بلکه مشکل فقدان عدالت اجتماعی و ظلم و تبعیض و نفوذ بیگانه است لذا با سیاست های خویش تا حد زیادی عدالت اقتصادی و قضایی را احیا ارزش های فراموش شده را زنده و دست منافقان و دشمنان مسلمانان را از سر آن کوتاه کرد. ولی عدالت و احیای ارزش ها چیزی نبود که بتوان آن را به نمایش گذاشت لذا مردمانی که چشمانشان کار عقلشان را می کرد در کار آمدی حکومت آن بزرگوار تردید روا داشتند. زا ین جهت گاه حضرت به تبیین خدمات بنیادین می پرداخت تا نگویند فایده ی این جنگ ها چه بود جز این که عمر مار ا تضییع کرد دست ما را به برادر کشی آلوده ساخت و خسارت هیا مایل و جانی برایمان آورد. عمل به قران را سند افتخار دوران حکومت خود دانسته و می فرمود: «ألم أعمل … بالثقل الاکبر و أترک فیکم الثقل الاصغر قد رکزت فیکم رایه الایمان و وقفتکم علی حدود الحلال و الحرام؛آیا حکم قرآن را یمان شما جاری نداشتم و دو فرزندم را که پس از من چراغ راه دین اند – و خاندان پیامبر را که گوهران گزینند برای شما نگذاشتم. رایت ایماتن را میان شما پابرجا کردم و مرزهای حلال و حرام را برایتان جدا». ( نهج البلاغه ، خطبه 87)
در آن روزگار برخی گمان می کردند شامیان به خاطر رونق زندگی ماید خوشبخت تر از آن ها هستند ولی حضرت با این باور مبارزه کرده و می فرمود: »برخی از شما گمان می برند که دنیا به کام بنی امیه شد، و همهی خوبیها را افزون به آن ها سپرده و آن ها را از سرچشمه ی خود سیراب کرده و تازیانه و شمشیران از سر این امت کنار خواهد رفت. کسانی که چنین می اندیشند در اشتباه اند، زیرا سهم بنی امیه تنها جرعه ای از زندگی لذت بخش است که مدتی آن را می مکند سپس هم اههی آن چه را که نوشیده اند بیرون می ریزند. »( نهج البلاغه ، خطبه 87)
گفتنی است به رغم بی بصیرتی هایی که در میان توده فراگیر بود. بسیاری از یاران صدیق حضرت، شخصیت هایی چون مالک و عمار و قیس افرادی با درایت و بصیرت و مردانی خبیر بوده اند که با هوشیاری و بیداری مدام خویش ارکان نظام امیر مومنان (ع) را حفظ کردند. و گرنه در همان سال های نخست با جدا شدن طلحه و زبیر و عایشه از امیر مومنان (ع) بنیان حکومت امیر مونان (ع) سست می شد و تردید تمام یاران حضرت را فرا می گرفت. اگر نبود مهارجران و انصار فراوانی که در جنگ جمل و صفین در کنار حضرت ایستادگی کردند اکثر تابعین از امیر مونان (ع) جدا شدند، از این رو مورخ و تحلیل گر منصفی چون اسکافی در علت فروپاشی حکومت حضرت امیر بر کشته شن اران با بصیرت علی (ع) تکیه می کند و می نویسد: «خواص اهل بصیرت و یقین از مهاجران و انصار با علی بوده اند، افرادی چون عباس، عمار، مقداد و أبی ایوب انصاری و خزیمه بن ثابت و أبو الهیثم بن قیس بن سعد و أشباه آ نها از مردان با بصیرت و معرفت که جنگ آن ها را در کام فرو برد و مرگ آنها را نابود کرد سرانجام گروهی عوام با عیل ماندند که دلهایی از علم و یقین داشتند، در حال ضعف بصیرت و یقین از علی پیروی می کردند، به صبر مهاجران بهره ای داشتند و نه از یقین انصارف (آن ها) وقتی دیدند جنگ ها به طول انجامیده و برخی به برخی دیگر متصل گردید و مردان با بصیرت و یقین رفته اند مردان ضعیف العمل و کوته بین باقی مانده اند کسانی که از جنگ ناخوش آیند و از قتل منضجرند، کسالت و سستی بر آنها عارض گردید و به راحت طلبی گرایش پیدا کردند، و به زن و فرزند خود روی آورده اند .»

3،2،1 برخورد امام علی (ع) با جریان تحجر گرایی
اسلام در عین برخورداری از اصول ثابت و تغییر ناپذیر، مکتبی پویا و متحرک است. بهترین گواه است. بهترین گواه این ادعا حضور فعال عنصر اجتهاد در فرآیند استنباط احکام شریعت و احترام به عقل در کنار قرآن و سنت به عنوان یکی از منابع استخراج احکام می باشد. به گونه ای که یکی از کارکردهای مهم مرجعیت دینی، صدور احکام موضوعات جدید براساس ایات و روایات و مقتضای زمان و مکان است و همین امر موجب بقای مکتب تشیع در طول قرون متمادی گردیده است.
اما با کمال تأسف برخی از روی نادانی و یا غرض ورزی، اسلام را مکتبی ایستا و جامد معرفی نمده، اندیشه های کهنه وارداتی و بی پایه فرنگیان را با عناوین خیره کنندده و فریبنده به عنوان خرد ناب و فکر نوظهور و مدرن به خورد جوانان پاک می دهند تا از این رهگذر حضور دین را د رحیات فردی و اجتماعی قشر

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد پیامبر (ص)، حکومت اسلامی، جهان اسلام، روخوانی قرآن Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد جامعه اسلامی، پروتستانتیسم، نهاد اجتماعی، امیرالمومنین