دانلود پایان نامه ارشد درمورد نمایشنامه، شفیعی کدکنی، ادبیات عربی، دوران کودکی

دانلود پایان نامه ارشد

شاعران همچون بدرشاکر السیاب(1926-1964)، محمود درویش(1941-2008)، سمیح قاسم(1939-2014) و دیگران که شعرشان بیانگر دوران کودکی ناشی از رنجها، محرومیتها، آوارگی و تبعیدشان است، مغایرت دارد؛ زیرا وی در آثارش از منابع مختلفی سرچشمه میگیرد که مهمترین آنها منبع فرهنگی است که به خاطر بهرهمندی از تعلیم خاص خانواده میباشد و اینکه پدرش شاعر بود و از او تاثیر پذیرفته است. (أبوجبین، 2004: 86) توفیق بیضون دوست عبدالصبور درمورد او این چنین بیان میدارد: «خانه، مدرسه اول و مدرسه، خانهی دوم او بود و عبدالصبور میان این دو خانه خود را شناخت و به کمال رسید.» (توفیق بیضون، 1993: 13)
در مدرسه با معلمها و همکلاسیهایش همراه بود و در خانه مادربزرگش برای او حکایتها و اسطورهها را بیان مینمود. او نیز به نقش مادربزرگ و تأثیر حکایات خیالی که برای او بیان مینمود، اشاره داشته و اعتراف میکند که این حکایتها در درون او ترسی را به جا نهاد تا آن جا که اشباح در خیالش ظاهر میشدند و این مسأله در گرایش او به رمز و اسطوره در شعر و نمایشنامه هایش تأثیر نهادهاست. (أبوجبین، 2004: 86) بنابراین دوران کودکی عبدالصبور از یک جهت شبیه به کودکی سیاب است و آن دلبستگی – و شاید وابستگی – به مادربزرگش بود که هنگام شب پای حکایتها و افسانههای سحرانگیز او سپری میکرد تا آنجا که وجودش برای صلاح به ضرورتی حیاتی بدل گشت که از آن گریزی نداشت. (رجائی، 1381: 150)
وی در مرحلهی دیگری از زندگی خود وقتی نتوانست آرزوی پدر و مادرش را برای ورود به دانشکدهی پزشکی برآورده سازد، وارد دانشکده ادبیات شد و در سال 1951 در رشتهی زبان عربی فارغ التحصیل شد. (أبوجبین، 2004: 87) از سال 1943 به بعد دوران ورود وی به دنیای سیاست و سرآغاز آگاهی سیاسی، دینی و پختگی فکری اوست. ابتدا به جنبش «اخوان المسلمین»29 ملحق شد، اما با مطالعهی آثار عقاد، طه حسین و سلامة موسی، چنین احساس کرد که اصلاحات اجتماعی از طریق این فرقههای مذهبی تحقق مییابد. از این رو بعد از دو سال از آنها جدا شد و به گروههای سیاسی دیگر پیوست و از این لحاظ به أدونیس شباهت دارد. با این همه، او به هیچ حزبی پایبند نماند، زیرا معتقد بود همهی گرایشها – گرایش چپ و راست و میانه رو – استبدادی و به دور از دموکراسی است و حقیقت را ارائه نمیدهد. (رجائی، 1381: 151و150)
در دوران فعالیتهای سیاسی خود، چندسالی مستشار مصر در کشور هندوستان بود و بعدها وزیر فرهنگ و ارشاد مصر شد. آخرین پست دولتی وی مسئولیت ادارهی چاپ و نشر در مصر بود. او در مجلههای زیادی فعالیت داشت؛ به عنوان نمونه میتوان مجلهی «الآداب» و «الشعب» و «الأهرام» را ذکر کرد. مدتی هم سردبیر مجلهی «الکاتب» بود. علاقهی وی به فعالیتهای مطبوعاتی بسیار زیاد بود، او برای مدتی معاون قسمتهای ادبی در مجلهی «الأاهرام» شد. (توفیق بیضون، 1993: 13)
از دیگر سمتهای او، ریاست نمایشگاه بین المللی کتاب قاهره بود و پس از امتناع از شرکت دادن اسرائیل در نمایشگاه به دستور مستقیم انورسادات – رئیس جمهور وقت – ناگزیر، وی تن به آن داد و سخت مورد حملهی روشنفکران مصر قرار گرفت و بر اثر همین فشارهای روحی و سرزنشهای تند در سال 1981 در سن پنجاه سالگی بر اثر سکته قلبی درگذشت. (اسوار، 1381: 547)
– صلاح عبدالصبور و حضور او در صحنهی ادبیات:
در میان شاعران معاصر ادب عربی عبدالصبور نوگرایی را در اندیشههای خود به کار گرفت. وی مشهورترین شاعر مصر بعد از امیرالشعراء، احمد شوقی است. (جحا، 1999: 200) وی را پیشگام شعر آزاد عربی در مصر به شمار میآورند که به واسطهی همین طلایه داری، همواره در معرض نقد نقادان زیادی قرار گرفته است. او را باید مدرنترین تجددگرا در مصر دانست. او را از نظر ادبی میتوان از دو زاویه بررسی کرد: اول این که او نماینده شعر آزاد در مصر است و دوم این که در حوزهی شعر رمانتیک موفق ترین تجربهگر به حساب میآید. (شفیعی کدکنی، 1380: 228) در آغاز به شیوهی قدما شعر میسرود سپس با آثار تی.اس.إلیوت و کافکا30 آشنا شد که تأثیر بسزایی در نگرش او نسبت به شعر داشتند؛ چنان که درمورد تی.اس.إلیوت می گوید: «هنگامی که در عنفوان جوانی با تی.اس.إلیوت آشنا شدم، هیچ چیز به اندازهی جسارت زبانی او توجه مرا به خود جلب نکرد.» (عبدالصبور، 2006: 79)
یکی از مهمترین ویژگیهای شعری او، درام شعری با عنوان «تراژدی حلاج» است که مشهورترین و موفقترین درام شعری جدید عرب است. (الضاوی، 1384: 10) در این نمایشنامه، صبور تأثیر آشکار درام منظوم إلیوت و نظریهاش را در باب درام منظوم پذیرفته است. (شفیعی کدکنی، 1380: 232) و میتوان گفت به نوعی، تحت تاثیر «قتل در کلیسای جامع» إلیوت بوده است. او یکی از نمایندگان بزرگ رئالیسم اجتماعی31 در ادبیات عربی است.
«عبدالصبور دارای تفکر و تاملی عمیق و کم نظیر بود که او را از دیگر شاعران هم روزگارش متمایز میساخت.» (المغربی، 2006: 7) بسیاری از آثار عبدالصبور اعم از شعر و نثر بیانگر اوضاع نابهسامان ملت عرب است. اشعار او در دورهی میانسالیاش بیشتر اجتماعی هستند زیرا او بعد از گذراندن دورهی جوانی کمکم بیشتر با مشکلات جامعه آشنا شد و مسائل اجتماعی بر او تأثیر بیشتری نهاد. در این دورهی سنی، وی مسائل اجتماعی و سیاسی را بیش از قبل در اشعار و نمایشنامههایش بیان میکند.
صلاح عبدالصبور همواره دوستدار زندگی و انسانیت است و عشق و علاقهی او به انسان در گرایش و توجهش به اصلاح و ارتقای سطح انسان و انسانیت پدیدار است. او به دنبال زندگی است که سرشار از صداقت، زیبایی و انسانیت باشد، زیرا او خود یک انسان است و فطرتا از خدعه و ریا بیزار است. (الشیخ، 2005: 47) از محتوای آثار او مشخص است، او انسانی است که روحیهی انقلابی و رویارویی با ظلم و ستم، فساد و فقر در او برای تحقق عدالت اجتماعی موج میزند. او در آثار خود به ویژه نمایشنامههایش هدفی را که دنبال میکند، بیداری و آگاهی ملی است و برای تحقق این هدف به ترسیم نقاط ضعف و سنگینی مسئولیت مردم در قبال اوضاع آشفتهی زمان حال میپردازد. و انسانی آگاه را به تصویر میکشد که از دردهای عصر و جامعهاش آگاه است و آنها را بر دوش میکشد و به دنبال آگاه نمودن مردم جامعهاش است . این انسان، یک انسان عادی و معمولی با زندگی معمولی است که محور اساسی کارهای او قرار میگیرد. بنابراین عبدالصبور تلاش میکند رمزگونه اوضاع نا به سامان عصر خویش را نقد کند.
صلاح عبدالصبور شاعر اسطوره و رمز است؛ امّا این اسطوره و رمز در شعر او رنگ و عطری دیگر دارد. شعر صلاح مشتمل بر مفاهیم اساطیری است بیآنکه از اسطورهای خاص یا از حوادث اسطورهای مستقیما تعبیری داشته باشد؛ هر چند که برخی شخصیتهای تاریخی ویژه که از شکوهی اسطورهای بهرهورند در شعرش ظهور میکنند. اسطوره از دیدگاه عبدالصبور تعبیر و تصویری از وحدت و جوهر ذات انسانی است. عبدالصبور همان شاعر عربی است در مصر، همان سیاب در عراق یا أدونیس در سوریه، که با تجربهی شعری در تمام ابعاد انسانی آن، همزیستی و آشنایی نزدیک دارد. هالهای از تصوف عمیق آمیخته با رومانتیسم، شعرش را احاطه کرده و آن را از اندوهی عمیق و انسانی، که از تراژدی انسان سرچشمه میگیرد، لبریز ساخته، تا آنجا گویی اسطورهی حزن عربی در رومانتیک او تجسم یافته است. حزن عربی اندوه نسلی است که به تعبیر «جلیل کمال الدین» از درون خویش به صلیب کشیده شده و از این رو اندوه مبنای وجود اوست. صلاح عبدالصبور، شاعر رومانتیک عرب نامیده شده زیرا پدیدهی حزن را در شعر معاصر با شیوهی نوین رومانتیک عینیت بخشیده است. (رجائی، 1381: 155- 151)
صلاح در کتاب «حیاتی فی الشعر» میگوید:
«شعر، ستم، درد و رنج بر جهان سایه افکنده و انسان همچنان از بیماری سنگدلی و کم مایگی و حقارت رنج میبرد. در گذشته دور دگراندیشان طعمهی شیران میشدند. در زمان ما اندیشمندان در زندانها به سر میبرند. در اندونزی کمونیستها دستگیر می شوند و در اروپا آزادی خواهان و در آمریکا سیاهان و در بیست کشور دیگر به بیست بهانه گوناگون دستگیر میشوند.» (عبدالصبور، 1977، ج 3: 123)
حوادث گوناگون جامعهی عربی از وی شاعری اندوهگین ساخته بود. «من شاعری اندوهناک و رنجورم؛ زیرا جهان بر وفق مرادم نیست و از سویی دیگر خواهان اصلاح جامعه هستم.» (همان) جامعه برای عبدالصبور فرصتی مناسب بود تا استعدادها و تواناییهای فکری شاعر در آن پرورش یابد.
«محمد بدوی» درمورد شعر او این چنین میگوید: «عبدالصبور شاعری است که شعر را وسیلهای برای تفاهم و آشتی با عالم میداند و از خلال شعر درمورد جهان، سختیها و دردهای مردمش میاندیشد و این که وی خود را از کسانی میداند که علاقهی اصلاح عالم بشریت در وجود او موج میزند.» (جحا ، 1999: 202)
عصارهی اندیشههای عبدالصبور، نوجویی، انسانیت، عشق و مبارزه برای پیروزی حق میباشد. (گودرزی لمراسکی، 1390: 157) وی معتقد است دین، فلسفه و هنر سه عنصری هستند که برای رسیدن انسان به انسانیت تلاش میکنند. پیامبر، فیلسوف، متفکر و هنرمند سه شخصیتی هستند که تلاششان را برای اعتلای انسانیت خرج میکنند. هر یک از این گروهها برای اصلاح جامعه خود راهی را دنبال میکنند: پیامبر این مسئولیت را از راه موعظه و پند و اندرز انجام میدهد و فیلسوف از طریق شناخت و معرفت، در حالیکه یک شاعر راهی درونی را دنبال میکند و تلاش میکند تا تغییر و اصلاح را با تشویق احساسات درونی محق سازد. (عبدالصبور، 1977: 126)
او به موسیقی در شعر بسیار اهمیت میداد. شوقی ضیف در این باره میگوید: «در هنگام خواندن دیوان اول او پی بردم که شاعر در ایجاد موسیقی جدید در شعر آزاد، بسیار ماهرانه عمل کرده است.» (ضیف، 1959: 227)
شعر وی، همان خصایص شعری موجود در اشعار شاعران معاصر عرب مانند: البیاتی، السیاب، نازک الملائکه، بلند الحیدری(1926-1998)، خلیل الحاوی(1919-1982) را دارا میباشد که البته از نظر مضمون شعری، او به سیاب نزدیک است. همان تجربههایی که سیاب در شعر عراق اندکی زودتر– از لحاظ زمان – انجام داده است، او نیز در شعر مصر انجام داده است. به لحاظ نوعی روحیهی یأس و بدبینی نیز به سیاب نزدیک است؛ یأسی که در حوزهی ترکیبات و واژگان او نیز سرایت کرده است. (شفیعی کدکنی، 1380: 236)
شرایطی که شاعر در آن زندگی میکرد سبب میشد تا او به دنبال عدالت و آزادی باشد که در آن زمان در مصر از بین رفته بود. مصری که به خاطر حکمرانی حاکمان مستبدش سالها بود به خاطر استعمار، اختلاف طبقاتی، گسترش حقد، دروغ، گرسنگی و نفاق دچار آشوب شده بود. بنابراین عبدالصبور همواره تلاش میکرد راهی برای ایجاد تغییر در این شرایط و گسترش دوستی و محبت و اصلاح شرایط جامعه بیابد. (عبیدات، 2005: 17)
تلاشهای ادبی صلاح عبدالصبور در مدت زمان زیادی حدود 25 سال طول کشید که شامل 13 کتاب و دهها مقاله و پژوهش میشود که در روزنامهها و مجلات عربی به ویژه مصری منتشر شده است. آثار او دارای مضامین مختلف پژوهشی، تحلیلی و نقدی در زمینههای ادبیات عربی و غربی است و چاپهای گوناگونی در زمینهی شعر، نمایشنامه و رمان عربی دارد. وی ترجمهها و آرای بسیاری دربارهی تاریخ سیاسی مصر و ادبیات معاصر مصر ارائه نموده است. کتاب «حیاتی فی الشعر» وی دربردارندهی بسیاری از پژوهشها و مقالات او در زمینهی شعر و نثر است که تصویرگر فرهنگ، افکار و دیدگاههای منتقدانه اوست. با این حساب او از شاعران و نویسندگان پرکار عربی محسوب میشود. وی توانست پنج مجموعهی شعری و پنج نمایشنامه بنویسد. هر مجموعهی شعری او دارای چند قصیده است که عبارتند از: الناس فی بلادی، أقول لکم، أحلام الفارس القدیم، تأملات فی الزمن الجریح، شجر اللیل و نمایشنامههای شعری او عبارتاند از: مأساة الحلاج (1964)، لیلی و المجنون (1970)، مسافر لیل (1973)، الأمیرة تنتظر (1973) و بعد أن یموت الملک (1973).
3-2- نمایشنامههای صلاح عبدالصبور:
در آغاز باید بیان داشت که عبدالصبور عناوین نمایشنامههایش را به گونهای انتخاب نموده است که

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد نمایشنامه، دوران باستان، دوران کودکی، داستان کوتاه Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد نمایشنامه، ظلم و ستم، روشنفکران، شفیعی کدکنی