دانلود پایان نامه ارشد درمورد نمایشنامه، دوران باستان، دوران کودکی، داستان کوتاه

دانلود پایان نامه ارشد

ی قهوهخانهای برای شاهان(1952) و «محمود السعدانی» (1928-2010) در مرزعه پانایتی(1961) و سعد الدین وهبه در حراست شده(1963) همین موضوعها را زمینهی فراگیر کار خود قرار دادهاند.» (همان: 24)
در زمان حکومت سه زمام داری که در آغاز معرفی شدند نظام دیکتاتوری حاکم بود و هیچ کس حق بیان عقاید خود را در هیچ زمینهای نداشت و مردم و هنرمندان تحت فشار حاکم توانایی مقابله و مبارزه را نداشتند و اندیشههایشان که مغایر با سیاست های حکومتی بود، سرکوب میشد تا این که برخی از نویسندگان مصری به نظام دیکتاتوری زمان خود اعتراض کردند.
شاعران معروف صلاح عبدالصبور، یوسف إدریس(1927-1991)، علی سالم و الفرد فرج از این گروه هستند. عبدالصبور با نمایشنامهی «ماساة الحلاج» (1965) با بیانی خاموش امّا گویا به دیکتاتوری نظامی حمله میکند. ادریس در نمایشنامه «الفرافیر» (1964) نظام حاکم را مسخره میکند. سالم در نمایشنامههای جنهای مصر جدید (1968) از مأمورین امنیتی مخفی که به جان مردم افتادند به زبان طنز شکایت میکند و فرج در نمایشنامهی «الفخ» محیطی را که سبب جنایت میشود، نمایش میدهد.
از اواسط حکومت «انورالسادات» تا زمان حاضر کنترل حکومتی بر تئاتر رو به افزایش رفته و در نتیجه نوعی رکود بر آن مستولی شدهاست. به قول لوگاسیک24: در سالهای جدید نمایشنامه، مثل داستان کوتاه و داستان بلند، بیشتر از پیش زیر نظارت مأموران ممیزی قرار دارد. اکثر روشنفکران مصری کمتر آثار خود را چاپ میکنند، و آن اعتمادی که به امنیت شخصیتی خویش داشتهاند از دست دادهاند. در نظامهای گذشته تجمل آزادی بیان، بیشتر از نظام فعلی در اختیار نویسندگان قرار داشته است.» (همان: 25)
بنابراین در دوران معاصر نمایشنامههای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی رو به فزونی یافت که به خاطر وجود شرایط دیکتاتوری، جنبههای اجتماعی و واقعیتهای موجود در جوامع عربی به خصوص مصر در قالب نماد و رمز در این نمایشنامهها بیشتر به چشم میخورد.

2-6- نمایشنامه شعری(المسرحیة الشعریة):
«در آغاز باید بیان نمود که میان «الشعر المسرحی»؛ (شعر نمایشی) و «المسرحیه الشعریه»؛ (نمایشنامه شعری) تفاوت وجود دارد. شعر نمایشی، شعر غنائی است. در ساختارش عناصر درامی همچون حادثه، دیالوگ، شخصیتها و نقاب بر حسب آنچه متن تقاضا میکند به کار گرفته میشود. این نوع هنری در آغاز شعر است و بعد نمایشنامه محسوب میشود. شعر نمایشی به صورت سرود، ترانه و یا تصنیف در لابهلای متن نمایشنامه قرار میگیرد و برای مناسبتها با موضوعی خاص یا برای غناء بخشیدن به موضوع و جلب توجه و افزایش میزان تأثیرگذاری به صورت پیش درآمد، میان پرده و آخر پرده در لابهلای متن آورده میشود و توسط بازیگران تک خوان و یا گروه همسرایان، به صورت دکلمه و گاهی همراه با موسیقی خوانده میشود؛ امّا نمایشنامه شعری در آغاز یک نمایشنامه است، سپس شعر به شمار میرود.» (الموسی، 1997: 40و39) در حقیقت تمامی متن نمایشنامه به گونهای شعر مانند نگاشته شده است و گفتگوی میان شخصیتها تماما به شعر است.
«در سرزمینهای عربی نخستین تلاش برای نمایشنامهی شعری به دست خلیل الیازجی(1856-1889) در نمایشنامه «المروءة و الوفاء» صورت گرفت و برای نخستین بار در سال 1876 به چاپ رسید و در سال 1888 به اجرا در آمد. حوادث آن مربوط به زمان نعمان، پادشاه حیره است. این نمایشنامه به وضوح دارای رنگ عربی و ویژگیهایی است که عرب را از دیگران متمایز میکند. «محمد عثمان جلال» برخی از نمایشنامههای اروپایی را به شکل شعر به زبان عربی بازگرداند؛ امّا از جهت دیباچه و قوهی تعبیر و سلاست به سطح نمایشنامهی یازجی نمیرسد بلکه در آن بیشتر از الفاظ محلی استفاده کرده است. زمانی که ابوخلیل قبانی به مصر آمد و به تاریخ عربی و اسلامی توجه نمود، زبان نمایشنامههایش را شعر و گاه نثر مسجع قرار داد و در بسیاری از صحنههای حماسی و عاطفی از شعر بهره برد. نمایشنامهنویسی در مصر بر این شیوه پیش رفت و نثر با شعر آمیخته شد، مانند نمایشنامهی «فتح الأندلس» اثر مصطفی کامل. در حقیقت اسلوب مقامه(اسلوبی که در آن نثر مسجع و شعر مصنوع رایج است) در نمایشنامه نویسی امری شایع میشود آن چنان که در شعر نمایشی «حدیث عیسی بن هشام» از محمد مویلحی و «لیالی سطیح» از حافظ ابراهیم دیده میشود.» (دسوقی، لاتا: 43)
«سرانجام زمانی که نمایشنامههای نثری با زبان عامیانه به وفور دیده میشد، «احمد شوقی» (1868-1932) با نمایشنامهی شعری به جایگاه ادبی والایی دست یافت و توانست از شعر با وجود سخت بودن این کار در نمایشنامههایش بهره ببرد و این توانایی را داشت که همهی آنها را در قالب نثر بیان کند، همانگونه که در نمایشنامه «أمیره الأندلس» این کار را انجام داد. وی شاعری آگاه و برجسته بود و دریافته بود نمایشنامهنویسی در ادبیات عربی تنها در ساختار شعریاش باقی مانده و بزرگترین ادیبان غربی تا عصر إبداعی مثل هوگو25(1802-1885)، پیرون26 (تولد 1959) و شیلی27(1792-1822) شعر را بر نثر در بسیاری از نمایشنامههایشان برتری بخشیدند.» (همان: 52 و51)
بنابراین سخنان «آغاز نمایشنامه شعری را باید با آثار احمد شوقی دانست. وی موضوعات نمایشنامههایش را از تاریخ و میراث (سنت) عربی گرفت. بر همین مبنا آثارش از موفقیتهای زیادی در نظر خوانندگان و تماشاگران برخوردار بود. از جمله آثارش که ویژگی درام در آن برجستهتر است و از میان دیگر نمایشنامههایش موفقتر است میتوان «الست هدی» را نام برد. وی در این اثر شخصیت یک زن با اراده را به تصویر کشیده است. در حقیقت وی تقابل بین جامعه زنان و مردان را با یگدیگر به تصویر کشیده است و از آن یک کمدی انتقادی ساخته است.» (الراعی، 1999: 153- 150)
«موضوع درام و تراژدیهای احمد شوقی تقریبا از دوران باستان مصریان و اعراب گرفته شده و شاعر در آن زمینه در محیطی تاریخی، احساسات مردانه و کریمانهای چون شرف، وطن پرستی، دلاوری و… را توصیف میکند و میپروراند.» (ستاری، 1367: 55)
«برهمین مبنا «شوقی» به حق اولین کسی بود که نمایشنامهنویسی را به خوبی و سبکی محکم و وزین وضع نمود. بر نمایشنامه های او ادبیات شعری جریان دارد و این امر دری جدید در این هنر به شمار میآید و به رغم گذشت 30 سال از زمان فوتش تنها کسی است که در این میدان ایستاده و تلاش دیگران برای این که در این زمینه به او بپیوندند به موفقیت کامل نمیرسد.» (دسوقی، بیتا: 51 و50)
«بعد از شوقی نمایشنامهی شعری «عزیز أباظه» (1973– 1898) ادامه مییابد. نمایشنامههای او سرشار از گفتگو، حرکت و چالشهاست و احساسات عربی را به بهترین شکل در نمایشنامهها به تصویر کشیده است. وی در این زمینه ده اثر دارد: قیس و لبنی، العباسة، الناصر، الشجرة الدر، غروب الأندلس، اوراق الخریف، قافلة النور، قیصر و زهرة. وی در نمایشنامههای خود به موضوعات اجتماعی و زبان معاصر توجه نموده و زبان شاعر در آنها به زبان روزمره بسیار نزدیک است. بدون این که از فصاحت الفاظ، زیبایی، یلاغت اسلوب، شیوایی و سادگی دور باشد. وی زبان شعر را برای نمایشنامه مناسبتر از نثر میداند.» (خفاجی، 1980: 141و140)
«أباظه در نمایشنامههای شعری خود به شیوهی شوقی عمل کرده است. از جمله نمایشنامههای اجتماعی او نمایشنامهی «شهرزاد» است که مشتمل بر تفاسیر روانی است و تکیه بر ناخودآگاه فردی دارد؛ که نظیر آن را در نمایشنامهی «شهرزاد» احمد باکثیر مییابیم که گرهی روانی داستان را به اتکاء تحلیلهای روانی فروید میگشاید. نزاع فکری به روش سمبولیسم در نمایشنامه های عربی در آثار توفیق حکیم یافت میشود که به تعیین نشانههای حادثه و حرکت نمایشی توجه چندانی ندارد ولی در گفتگوی درونی بسیار ماهر است.» (رجائی، 1378: 246)
«شوقی و أباظه هر دو در آغاز کارشان به شعر غنایی روی آوردند و آثارشان از حشوی که بنای نمایشی آنها را تضعیف می کند، رهایی نیافته و بیشتر در حصار تاریخ و قهرمانیهای گذشتگان محصور مانده است. البته شوقی افق دیدش وسیعتر، قصیدهاش زیباتر، پرمعناتر و دارای ساختار محکمتری است و أباظه از تجربهی شوقی بهره برده است.» (رجائی، 1378: 246 و دسوقی، لاتا: 57)
«عبدالرحمن شرقاوی نمایش سرای دیگر معاصر موفق شده است این حصار را بشکند و نمایشنامهی شعری را به واقعیت زنده معاصر پیوند دهد و توانایی این هنر را برای بیان واقعیتهای زندگی روزمره و مسائل مهم سیاسی به اثبات برساند. در دههی40 وی شعر جدیدی را بر مردم عرضه میکند که آزاد از وزن، قافیه و دربردارندهی موضوعات جدید است و از موضوعات مربوط به مناسبتها، مدایح، هجاء و غزل خالی است. این در حالی بود که شعر عربی برای زمان طولانی در این قالبها و مضمونها زندانی بود. وی نمایشنامههایش را در قالب شعر نگاشت و در هر یک از آنها به امتیاز و برتری دست یافت.» (الراعی، 1999: 155و154)
«موفقیت نمایشنامههای شعری شرقاوی انگیزهای برای دیگر شاعران معاصر از جمله صلاح عبد الصبور بود تا به نمایشنامه شعری روی آورند، گرچه عبدالصبور با انگیزههای متعددی به نمایشنامهسرایی روی آورده و تأثیرپذیری وی از شاعر انگلیسی «تی. اس. إلیوت»28 – یکی از بزرگترین نمایشنامهسرایان عصر جدید- در این زمینه به تصریح خود او از مهمترین این انگیزهها محسوب میشود. عبدالصبور آثار إلیوت را به دقت مطالعه کرده و ابیاتی از شعر او را در آثار خود به تضمین آورده و بسیاری از اندیشهها و تصاویر شعری او را اقتباس نموده است. نمایشنامهی «مأساه الحلاج» به وضوح تأثیرپذیری وی را از إلیوت آشکار می سازد. ترجمهی آثار نمایشی إلیوت از جمله «جریمه القتل فی الکاتدرائیة» و «حفل الکوکتیل» نیز دلیلی دیگر بر اهتمام عبدالصبور به آثار این شخصیت ادبی غرب است. دور نیست که تجدید شکل شعری – در رهایی از قافیهی متحد و توجه به نرمی و سادگی اوزان که عبدالصبور از پیشگامان آن به شمار میرود – نیز به تأثیرپذیری از إلیوت مربوط باشد، به خصوص که این شاعر عرب تأکید میکند که آثار إلیوت بیش از آن که به جهت افکاری که حاصل آن است توجه او را جلب کرده باشد، به لحاظ جسارت لغوی و نوع کاربرد زبان ذهن او را به خود مشغول داشته است. این شکل نوین شعری در نمایشنامه از شکل قدیم شعری عربی که بر نمایشنامههای شوقی و أباظه سنگینی میکند، مناسبتر و مقبولتر است و با واقعیتهای زندگی عادی همخوانی دارد، گرچه آثار عبدالصبور نیز از سیطرهی روح غنایی رهایی نیافته و این سیطره در کندی سیر حوادث نمایش و روش سخن گفتن شخصیت های آن – که با زبانی مشابه و یکسان، که زبان شاعر و نه زبان خود آن شخصیتها متمایز است، سخن میگویند – جلوهگر می شود.» (رجائی، 1378: 247و246)
پس با وجود همه تلاشهایی که در زمینهی نگارش نمایشنامههای شعری صورت گرفته است، زمان تولد حقیقی نمایشنامه های شعری را در آثار صلاح عبدالصبور مصری میتوان مشاهده نمود. وی پنج نمایشنامه شعری به نامهای «مأساه الحلاج»، «مسافر لیل»، «لیلی و المجنون»، «الأمیره تنتظر» و «بعد أن یموت الملک» را نگاشته است.

فصل سوم
نگاهی به زندگی و ادبیات
صلاح عبدالصبور

3-1- صلاح عبدالصبور در گذرگاه حیات و ادبیات:
صلاح عبدالصبور در سال 1931 میلادی در محله زقاقیق مصر دیده به جهان گشود و تولد او به عنوان اولین فرزند پسر خانواده، سبب سرور و شادمانی خانوادهاش شد به همین دلیل برای او جشن بزرگی در روستا برپا شد. بنابراین جای تعجب نیست که او پسری نازپرورده باشد و تحت مراقبت دقیق خانواده رشد کند. (أبوجبین، 2004: 85) خانواده او از طبقه متوسط جامعه مصر و از خانوادههای مرفه زقاقیق محسوب میشد. (رجائی، 1381: 150) عبدالصبور تا سال 1946 در مدارس ابتدایی و دبیرستان زقاقیق، درس خواند و برای ادامه تحصیل به دانشکده ادبیات دانشگاه قاهره رفت و تا سال 1951 در آنجا به تحصیل پرداخت. (یسوعی، 1996: 876)
وی دارای شخصیتی آرام و متین بود و از خلال سخنانش میتوان به این مطلب پی برد که او دوران کودکی خوشایندی را سپری کرده است و از این جهت با سایر

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد نمایشنامه، زبان عامیانه، طبقات اجتماعی، ادبیات عامیانه Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد نمایشنامه، شفیعی کدکنی، ادبیات عربی، دوران کودکی