دانلود پایان نامه ارشد درمورد نمایشنامه، نمایش عربی، نمایشنامه عربی، آموزش و پرورش

دانلود پایان نامه ارشد

کشورهای عربی ارتباط بسیار قوی و محکمی را با غرب برقرار کردند؛ ولی در ضمن این ارتباط، گذشته و میراث خود را فراموش نکردند.» (الدسوقی، 1973: 5)
ادبیات کهن عربی نیز که در این زمان از هنر نمایش و نمایشنامهنویسی خالی بود هم زمان با حمله ناپلئون22 و سربازانش به مصر و در اثر برخورد ادبیات عربی با ادبیات اروپایی از جمله هنرهایی بود که پدیدار گشت. در سال 1798م ناپلئون به مصر حمله برد. از نظر جنبهی ادبی، هیأت فرهنگی که همراه ناپلئون به مصر وارد شده بود، بذر تمدن و فرهنگ جدید عربی را در آن جا کاشت. بدین ترتیب که دو مدرسه و دو روزنامه تأسیس گردید، و نیز مراکز متعددی نظیر تئاتر، مجمع علمی، کتابخانه، قرائت خانه، کارخانههای شیمیایی و رصدخانه بنا شد و در اختیار مردم قرارگرفت. در این عصر ملل اروپایی سیر ترقی خود را با سرعت هر چه بیشتر آغاز کرده، چهار نعل به سوی تمدن و فرهنگ جدید پیش میرفتند، در حالی که ملل شرق، از جمله عرب به ویژه مصریان، از قافلهی تمدن بسیار عقب بودند و در مقابل آن همه اختراعات و اکتشافات، مدهوش و متحیر میشدند تا این که «محمد علی پاشا» به خدیوی مصر رسید و برای این که مملکت خود را از چنگ عثمانی نجات دهد، به امر آموزش و پرورش سخت توجه کرد و معلمین فرانسوی را استخدام نمود و ایشان را برای تعلیم سواد و دانش به شهرها و روستاها گسیل داشت. (بهروز، 1377: 274و273) هم چنین بعد از تصرف مصر توسط ناپلئون، تئاتر به سبک اروپایی در سرزمینهای عربی شناخته شد؛ امّا این نمایشها فرنگی بودند و فقط برای تفریح و سرگرمی سربازان فرانسوی، صورت میگرفت و نمایشهای عربی هنوز شکل نگرفته بود؛ زیرا تنها فکری که بر پیشگامان نمایش نوظهور سیطره داشت این بود که، فنی را که از سرزمینهای عربی به سرزمین خود انتقال میدهند بیانگر شکل نمایشی باشد که بشریت آن را میشناسد. بر این اساس هنر نمایشی و نمایشنامهای که به دست آنها وارد شد، شکل دیگری غیر از شکل غربی آن نبود. بنابراین میتوان گفت آشنایی کامل مصر با غرب از حملهی ناپلون آغاز شد زیرا به همراه او دانش و علوم مختلف غرب وارد سرزمینهای عربی به ویژه مصر و لبنان شد. بعد از آن جوانان مصری دسته دسته به اروپا اعزام میشدند و دانشهای مختلف را میآموختند و به کشور خود باز میگشتند. مصر در زمان حکومت محمد علی پاشا به پیشرفتهای زیادی دست یافت؛ زیرا او همواره نمایندگانی به کشورهای اروپایی میفرستاد تا از آنها علوم مختلف را بیاموزند و آثارشان را به زبان عربی ترجمه کنند. بنابراین نهضت ترجمه تأثیر زیادی بر ادب عربی گذاشت و در حقیقت یکی از اصلیترین عوامل اتصال بین شرق و غرب بود؛ زیرا «این حرکت ادبی با اشتیاق زیادی پیگیری شد و این کار دست مصلحین اجتماعی را هرچه بیشتر باز کرد تا افکار جدید اروپایی را عمیقانه در ذهن و زبان مصریان جای دهند.» (گیب، 1366: 24) به دنبال آن ادیبان عرب اسلوبهای تغییر را در زمینههای مختلف مانند قصه، رمان، نمایشنامه از غرب میآموختند و بعد از بازگشت به کشور خود آن اسلوبها را ترویج میدادند.

2-4-3-پپیشگامان نمایش عربی در عصر نهضت:
در مرحلهی آغازین در زمینهی نمایشنامه عربی سه رهبر وجود دارد که باید به آنها اشاره نمود و نمیتوان از هیچ یک از آنها چشم پوشید و آنها عبارتند از: مارون النقّاش، أبوخلیل قبانی و یعقوب صنوع.
– مارون النقّاش مؤسس نمایش عربی(1817- 1855):
او مارون بن إلیاس النقّاش، موسس فن تمثیل و نمایش عربی است. وی در صیدا در تاریخ 9 شباط (فوریه) سال 1817 متولد شد و پدرش مردی تاجر بود. به همراه خانوادهاش در سال 1825 به بیروت رفت و در خواندن و نوشتن عربی مهارت یافت. وی علوم مختلفی از قبیل صرف، نحو، منطق، عروض، معانی، بیان و بدیع را فراگرفت و در سن 18 سالگی شعری سرود که به دور از پیچیدگی و ضعف موجود در شعر آن عصر بود. بعد از آن در زمینهی علوم حساب و محاسبه و دفتر داری به شیوهی فرنگیها و یادگیری زبانهای ترکی، ایتالیایی و فرانسوی به خاطر کار تجارت ممتاز و برجسته شد. وی همچنین در زمینهی علم موسیقی به مهارت دست یافت. بعدها به عنوان رئیس نویسندگان گمرک بیروت مشغول به کار شد. در تجارت به سود فراوانی دست یافت و در این راه سفرهایی به کشورهای اروپایی خصوصا ایتالیا داشت تا از احوال بازار آگاه شود و برخی از کالاهای تجاری را وارد کند. همچنین به شهرهای حلب، شام، اسکندریه و قاهره در سال 1846 سفر کرد و بعد از آن به ایتالیا رفت. (الموسی، 1997: 14و13)
زمانی که «نقّاش» از سفر ایتالیا به بیروت بازگشت جمعی از افراد خانواده و دوستانش به دیدار او رفتند و وی از این فرصت استفاده نمود تا هنر نمایش را که از غربیها آموخته بود به آنها بیاموزد و در این راه از هیچ چیز دریغ نکرد. سرانجام پنج نمایشنامه کمدی ارائه کرد در حالی که سختترین انواع هنرها و لذت بخشترین آنهاست. او در این زمینه از نمایش کمدی «مولییر» تأثیر پذیرفته بود. نمایشنامهی کمدی «البخیل» اولین اثر وی در این زمینه و همچنین اولین نمایشنامه عربی است. وی آن را تألیف و کارگردانی کرد. در اواخر سال 1847 و اوائل سال 1848 در خانهاش در بیروت آن را به اجرا درآورد و مردم را برای دیدن نمایش دعوت نمود و مورد تحسین فراوان قرار گرفت. همان طور که گفته شد این نمایش برگرفته از نمایش «خسیس» مولییر فرانسوی بود، اما ترجمه و نقل کامل از اثر وی نیست بلکه از تألیفات نقّاش است و ساختار شخصیتهای آن در بردارندهی ویژگیهای عربی است. «محمد یوسف نجم» در پژوهشهایش در این باره میگوید: «بسیاری از پژوهشگران معتقدند نمایشنامهی «البخیل» مارون النقّاش اقتباس یا ترجمهای از نمایشنامهی معروف مولییر فرانسوی است و بدون شک، حقیقت این است که این نمایشنامه از ألف تا یائش تألیف «نقّاش» است و وی آن را بعد از خواندن نمایشنامه «مولییر» نگاشته است. «نجم» معتقد است ارتباط نمایشنامه نقّاش با اثر مولییر یک امر واهی است.» (همان: 14)
«مارون النقّاش» به خوبی در نخستین نمایشنامهاش فرقهای موجود بین جوامع اروپایی را درک کرد و نمایشنامه «مولییر» دستخوش همین تفاوتهاست. وی با آگاهی از وضعیت جوامع اروپایی که دارای سابقهی طولانی در زمینهی نمایش و درام بودند، جامعهی عربی جدیدی را به وجود آورد که قبل از آن تئاتر رانمیشناخت. وی در نقل ظاهری نمایشنامه از جامعهی اروپایی به جامعهی عربی موفق بود و از مهمترین عوامل آن، میتوان به این موارد اشاره نمود:
الف) «نقّاش» مردی با استعداد بود و در زمینهی نمایش از استعدادهای گوناگونی برخوردار بود. وی شاعر، موسیقیدان، مولف، کارگردان، بازیگردان و ناقد بود و این مسأله سبب میشد تا بسیاری از خطاهایی را که خودش یا همکارانش مرتکب میشدند، به خوبی درک و اصلاح کند. در زمینهی تألیف مسیری را در پیش گرفت که برای نمایش شایسته است و میتوان گفت او ابتدا یک نمایشنامهنویس است و سپس یک نویسنده یا شاعر.
ب) او مردی است که از چند فرهنگ آگاهی دارد و این امر او را در کارش پشتیبانی میکند و مهمترینش شناخت زبانهای گوناگون و آگاهی و اطلاع از سرزمینهای مختلف به خاطر سفرهای متعدد به آن مناطق است.
ج) تمرین و اجرای نمایش به پول نیاز دارد. مارون النقّاش تاجری موفق بود و سرمایهی فراوانی داشت. به همین خاطر وی به دنبال کسب ثروت از طریق تئاتر برای گذران زندگی نبود و به بیان دیگر میتوان گفت تلاش او برای موفقیت و تأسیس نمایش عربی بود نه کسب پول.
د) در آغاز وی در کار خود از کارهای مولییر هدایت جست اما به ترجمه آثار او بسنده ننمود بلکه اهمیت این مساله را که باید نمایش عربی بسازد، به خوبی درک کرده بود. بنابراین در نمایشنامهی «أبوالحسن المغفل» به شیوهی میراث و تمدن ملی و قومی پیش رفت و تلاش نمود تا عیبهای اجتماعی موجود در جامعه را کشف کند و به تصویر کشد. (همان: 17- 15)

– أبوخلیل قبانی(1833– 1902):
أبوخیل قبانی پدر نمایش غنائی و موسس نمایش(تئاتر) در سوریه است؛ امّا منابع مختلف در مورد زمان تولدش (1832_ 1841) و وفاتش(1902– 1904) اختلاف نظر دارند. وی در دمشق متولد شد و زبان و علوم دینی، موسیقی و موشحات را آموخت. (همان: 18)
خواندن و نوشتن را در یکی از مکتب خانهها فراگرفت؛ سپس به مدرسهی ابتدائی رفت و اندک اندک نشانههای نبوغ و تمایل او به هنر، موسیقی و نمایش آشکار شد. در سن 12 سالگی در زبانهای ترکی و فارسی به مهارت دست یافت. 18 سال بیشتر نداشت که در حلقههای درس در مساجد و خانهها شرکت میکرد. وی کار خود را در زمینهی هنر نمایش و نمایشنامهنویسی به طور جدی در زمان ولایت مدحت پاشا در سال 1878 آغاز نمود بعد از آن که با کمک مدحت پاشا در دمشق تماشاخانهای تأسیس کرد. طولی نکشید که اداره السنیه مانع کار وی شد. بنابراین وی به مصر رفت تا فعالیت خود را در عرصهی نمایشنامهنویسی ادامه دهد(1884). پادشاه مصر به او خانهای به عنوان سالن اپرا برای اجرای نمایشنامههایش داد. سپس به او زمینی در منطقهی «حی العتبة الخضرا» داد تا کار نمایش خود را با جدیت آغاز و دنبال کند. بنابراین به مدت 17 سال در مصر زندگی کرد. بعد از مدتی مصر را به مقصد استانبول ترک کرد، زیرا تماشاخانهاش در حادثهای در مصر سوخت. بنابراین به نزد «أحمد عزت پاشا» در ترکیه و به دنبال آن به سوریه رفت و دچار بیماری طاعون شد و در 21 ماه کانون الاول سال 1903 در گذشت، بعد از آن که خدمت زیادی برای هنر نمایشی و نمایشنامهنویسی انجام داد. زمانی که به کار آهنگسازی و بازیگری مشغول بود و در آن به موقعیت دست یافت، در هنر رقص السماح هم ابداعاتی انجام داد. (حمو، 1999: 337و336)
همانگونه که بیان شد قبانی در سال 1884 به مصر رفت و به موقعیت قابل ملاحظهی دست یافت. در این راه «شیخ سلامه حجازی» که دارای صدای زیبایی بود با او همکاری کرد. «قبانی» صاحب برتری در تثبیت گامهای هنر نمایش مصر بود … و هم
چنین کسی بود که بذر نمایش غنائی را در مصر پاشید و راه را برای شیخ سلامه حجازی، سید درویش و دیگران که به کار نمایش غنائی در مصر مشغول شدند، هموار کرد. (الموسی، 1997: 19)

-یعقوب صنوع(1829 – 1912):
یعقوب صنوع معروف به أبونظاره در قاهره متولد شد و درپاریس درگذشت. در چند زبان مهارت داشت که مهمترین آنها زبان ایتالیایی و فرانسوی است. در مصر شرایط جدیدی یافت زیرا پدرش مستشار «أمیر أحمد» نوهی محمد علی بود و این مساله به او کمک کرد تا تماشاخانهای برای اجرای نمایشنامههایش در قاهره در سال 1870 بنا کند. بنابراین او مؤسس تماشاخانهی مصری به شمار میآید. نمایشنامههایش را خودش مینوشت، بازیگران را جمع میکرد و به آنها آموزش میداد. زمانی که چند ماه از تأسیس تماشاخانهاش گذشت «امیر اسماعیل» از او خواست تا با همراهانش در قصر نیل نمایشی خاص و برجسته اجرا کند. یکی از وزیران و رجال بزرگ قصر به او گفت: «ما در ایجاد نمایش قومی خود مدیون تو هستیم. کمدیها، غنائیات و تراژدیهای تو مردم را با هنر آشنا نمود. پس برو، همانا تو مولییر مصر هستی و نامت تا ابد باقی خواهد ماند.» (نجم، 1967: 183)
آن چنان که بیان شد یعقوب صنوع از مقربان دربار بود. وی کسی بود که در اروپا تحصیلات خود را ادامه داده بود و با أفغانی و محمد عبده ارتباط نزدیکی داشت، افرادی که با پادشاه مخالف بودند. در این شرایط یعقوب صنوع نسبت به گذشتگان خود همچون نقّاش و قبانی جرأت بیشتری در طرح قضایای اجتماعی و سیاسی بر صحنهی نمایش داشت و این مسأله به دو امر باز میگشت: شرایط مناسبی که برای او آماده شده بود و این به خاطر اختلافی بود که بین نظام و جامعه در مصر وجود داشت؛ چون نمایش نیازمند چالش و مناقشه است. یعقوب صنوع بیش از 30 نمایشنامه تألیف، ترجمه و اقتباس کرد؛ امّا فقط هفت مورد از آن ها که به لهجهی مصری نوشته شده بود، به دست ما رسیده است. (الموسی، 1997: 21)
این دورهی پنچاه ساله که تا 1900 امتداد دارد، برای تئاتر عرب، دوران آمادگی است. همزمان با ظهور پیاپی ترجمهها و اقتباسها، تراژدی نیز به نرمی ظاهر میشود؛ امّا هنوز به سرنوشت خود

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد نمایشنامه، نمایشنامه عربی، عصر جاهلی، ادبیات عربی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد نمایشنامه، زبان عامیانه، طبقات اجتماعی، ادبیات عامیانه