دانلود پایان نامه ارشد درمورد نظام سیاسی، نظام اقتصادی، نظام اخلاقی

دانلود پایان نامه ارشد

نيك عظيمي هستي» سپس امر دين و امت را به او واگذار كرد تا سياست امور بندگان را به عهده گيرد. رسول خدا به روح‌القدس، استوار و مؤيد و موفق بود، به گونه‌اي كه نسبت به سياست و تدبير خلق لغزش و خطا نكرد.» (عبدوس و محمدي اشتهاردي، ج 1،ص266.)
اما اينكه در انديشه سياسى شيعه، زعامت سياسى در عصر غيبت به فقيه جامع شرايط واگذار شده، بدان جهت است كه رسالت و وظيفه حكومت، تطبيق امور مسلمانان با تعاليم شريعت است. هدف حكومت دينى، تنها برقرارى امنيت و رفاه به هر شكل و سامان نيست؛ بلكه بايد امور جامعه و روابط و مناسبات آن با احكام، اصول و ارزش‏هاى دينى مطابق باشد و اين مهم نيازمند آن است كه مدير جامعه اسلامى -در عين برخوردارى از توانايى‏هاى لازم در عرصه مديريت آشناترين مردم به حكم خداوند در اين موارد بوده و از فقاهت لازم در امور اجتماعى و سياسى برخوردار باشد. امام على(ع) مى‏فرمايد: «أيها الناس ان احق الناس بهذا الامر أقواهم عليه و أعلمهم بأمر الله فيه»؛ «اى مردم! سزاوارترين مردم به امارت و خلافت كسى است كه بدان تواناتر و در آن به فرمان خدا داناتر باشد».(همان، خطبه 173.)
پس جامعه اسلامى، نيازمند ولايت و زعامت سياسى است؛ همچنان كه هر جامعه ديگرى براى برطرف كردن بعضى از كمبودها و نواقص اجتماعى خويش و تأمين نظم و امنيت، محتاج آن است. اين زعامت سياسى به فقيه عادل توانا داده شده است؛ زيرا مديريت جامعه اسلامى -افزون بر توانايى‏هاى مديريتى به اسلام‏شناسى و فقه‏شناسى نيز نيازمند است.( جوان آراسته، )
سياست در اصطلاح : سياست در اصطلاح را اين گونه مي‌توان تعريف كرد:«سياست يعني تدبير هوشمندانه و جامع براي اجراي عدالت و حفظ كشور و افراد آن به منظور جلوگيري از فروپاشي و بي‌نظمي و نابساماني داخلي و خارجي. سياست يعني به كار گرفتن صحيح و آگاهانه عوامل رشد و تكامل و استفاده از اهرم‌هاي نيرومند براي نابودي عوامل ضد تكامل. البته چنين كاري در پرتو حكومت عادلانه و شناخت ارزش‌ها و ضد ارزش‌ها بدست مي‌آيد.
سياستمدار كسي است كه: توان اداره‌ي مملكت و مردم را داشته باشد، زيرك و باهوش باشد و مسائل داخلي و خارجي را بشناسد؛ دشمنان را شناسايي كند و براي جلوگيري از ضربه‌ي آنان، پيش‌بيني نمايد. با تدابير هوشمندانه، اقدام به برنامه‌ريزي جامع در راستاي پاك‌سازي و به‌سازي جامعه كند و بتواند مواهب و امكانات كشور را به نفع مردم، به كار گيرد». (محمد تقي ، 1386، ص337)
اقتصاد : معنای لغوی
اقتصاد در لغت به معنی میانه روی، و در میان راه های منحرف به راه میانه گفته می شود و در قرآن کریم آمده: « وَ عَلَى اللَّهِ قَصْدُ السَّبيلِ‏ وَ مِنْها جائِرٌ وَ لَوْ شاءَ لَهَداكُمْ أَجْمَعينَ »(نحل ، 9)
در لغت : واژه «اقتصاد» عربی می باشد و مصدر باب افتعال است که ماضی مجرد آن «قصد» و اسم فاعل اش «قاصد» و اسم مفعول مجرد اش «مقصود» و مزید اش «مقتصد» می باشد. صاحب لسان العرب می فرماید: القصد، استقامةالطریق(راه راست) قال ابن عرفه:القصدای العدل، القصد،ای علیکم بالقصد من الامور فیالقول و الفعل و هوالوسط بین الطرفین.( ابن منظور ، ج 3 ص 345 .)  بنابر این در لغت اقتصاد به معنی راه راست، عدالت ومیا نه روی در گفتار و کردار، آمده است. در اصطلاح: ا قتصاد دانان تعارف متفاوتی از اقتصاد ارائه داده اند ، لکن اختلاف در تعاریف، اصل موضوع را عوض نمی کند، لذا همه اتحاد دارند به این که اقتصاد ، بحث معاش بشر به معنای وسیع کلمه است .  در عرف قرآن : در قرآن کریم درپنج آیه از مشتقات واژه اقتصاد سخن به میان آمده است،( مائده، 66 ، لقمان، 32 ، فاطر، 32 ، نحل،9 ، توبه، 42 . )که در همه ی این آیات اقتصاد به معنای میانه روی و اعتدال آمده است . موضوع اقتصاد: موضوع اقتصاد، در بر گيرنده ی خواست‌ها، نيازهای، بشر است.بر اين اساس اولین مبحث که در این موضوع مطرح می شود، بحث منابع تامين كننده اين نيازها می باشد .( وزيري فرد؛ 1376، )

– علم اقتصاد ؛ عبارت از علم به مجموع وسایلی است که برای رفع نیازمندیهای مادی بشر از آن استفاده میشود.
مواصلة ا لشاعر عمل القصائد. (منتهی الارب )؛ مواصله کردن شاعر عمل قصائد را. (ناظم الاطباء). ( دهخدا ، 137، واژه اقتصاد)
اقتصاد در قرآن ومعنای اصطلاحی اقتصا د
مشتق این کلمه به صورت صیغه ی «مقتصد» سه بار در آیات مختلف آمده است که به معنی میانه رو و رهرو راه مستقیم توحیدی می باشد:
«وَ لَوْ أَنَّهُمْ أَقامُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجيلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ وَ كَثيرٌ مِنْهُمْ ساءَ ما يَعْمَلُونَ » (مائده،66) و اگر آنان به تورات و انجيل و آنچه از جانب پروردگارشان به سويشان نازل شده است، عمل مى‏كردند، قطعاً از بالاى سرشان [بركات آسمانى‏] و از زير پاهايشان [بركات زمينى‏] برخوردار مى‏شدند. از ميان آنان گروهى ميانه‏رو هستند، و بسيارى از ايشان بد رفتار مى‏كنند
«ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سا بِقٌ بِالْخَيْراتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبيرُ »(فاطر:32) سپس اين كتاب را به آن بندگان خود كه [آنان را] برگزيده بوديم، به ميراث داديم پس برخى از آنان بر خود ستمكارند و برخى از ايشان ميانه‏رو، و برخى از آنان در كارهاى نيك به فرمان خدا پيشگامند و اين خود توفيق بزرگ است.
«وَ إِذا غَشِيَهُمْ مَوْجٌ كَالظُّلَلِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ فَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ ما يَجْحَدُ بِآياتِنا إِلاَّ كُلُّ خَتَّارٍ كَفُورٍ ». (لقمان: 32) و چون موجى كوه‏آسا آنان را فرا گيرد، خدا را بخو ا نند و ا
عتقاد [خود] را براى او خالص گردانند، و [لى‏] چون نجاتشان داد و به خشكى رساند برخى از آنان ميانه‏رو هستند، و نشانه‏هاى ما را جز هر خائن ناسپاسگزارى انكار نمى‏كند.
البته ریشه ی این واژه در قرآن، در آیات ذیل قابل ملاحظه است.
« وَ اقْصِدْ في‏ مَشْيِكَ‏ وَ اغْضُضْ مِنْ صَوْتِكَ إِنَّ أَنْكَرَ الْأَصْواتِ لَصَوْتُ الْحَمير»(لقمان،19) و در راه‏رفتنِ خود ميانه‏رو باش، و صدايت را آهسته ساز، كه بدترين آوازها بانگ خران ا ست.
« وَ عَلَى اللَّهِ قَصْدُ السَّبيلِ وَ مِنْها جائِرٌ وَ لَوْ شاءَ لَهَداكُمْ أَجْمَعينَ » (نحل ،9) و نمودن راه راست بر عهده خداست، و برخى از آن [راهها] كژ است، و اگر [خدا] مى‏خواست مسلماً همه شما را هدايت مى‏كرد.
« َوْ كانَ عَرَضاً قَريباً وَ سَفَراً قاصِداً لاَتَّبَعُوكَ وَ لكِنْ بَعُدَتْ عَلَيْهِمُ الشُّقَّةُ وَ سَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَوِ اسْتَطَعْنا لَخَرَجْنا مَعَكُمْ يُهْلِكُونَ أَنْفُسَهُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ (توبه،42) اگر مالى در دسترس و سفرى [آسان و] كوتاه بود، قطعاً از پى تو مى‏آمدند، ولى آن راه پر مشقّت بر آنان دور مى‏نمايد، و به زودى به خدا سوگند خواهند خورد كه اگر مى‏توانستيم حتماً با شما بيرون مى‏آمديم، [با سوگند دروغ‏]، خود را به هلاكت مى‏كشانند و خدا مى‏داند كه آنان سخت دروغگويند.
معنای اصطلاحی اقتصادسالم : در تعریف اصطلاحی، اقتصاد در مدل غربی به معنی مدیریت منابع محدود برای پاسخگویی به نیازهای نامحدود است. پرسش بنیادین برای دانش اقتصاد در غرب، مسئله حداکثر شدن رضایت و مطلوبیت انسانهاست. اما در مدل اسلامی، اقتصاد به معنی مدیریت نیاز انسان به جای مدیریت منابع مهمترین مسئله است .
در اقتصاد اسلامی رفتارهای اقتصادی انسان مورد بررسی قرار می گیرد و هنگامی می توان به صورت کامل به آن دست یافت که نظام اقتصادی اسلام برای افراد یک جامعه روشن شده و نهادهای اقتصادی آن در جامعه پایه گذاری شود.( هادوی تهرانی ، ۱۳۸۳،ص50)
اقتصاد سالم : يعني اقتصاد قايم به ذات وبي عيب و غيرقايم به غير جامعه بايد بني از دیدگاه قرآن، نظام سیاسی و حقوقی، هدف نهایی نیست، بلکه وسیله‌ای است برای هدف نهایی نظام اخلاقی. هدف آفرینش کمال و سعادت همه انسان‌هاست؛ نه یک فرد، پس باید همگان حق استفاده از همه نعمت‌های مادی ومعنوی را داشته باشند، اما در مقام عمل زمانی که بخواهند از نعمت‌های خدادادی بهره بگیرند تزاحم و کشمکش پدید می‌آید. برای از میان برداشتن تزاحم و کشمکش‌ها تعیین حدّ و مرز برای افراد و گروه‌ها ضرورت می یابد، تا هر فرد یا گروه به اندازه‌ای از مجموع نعمت‌های خدا بهره برداری کند که بهترین نظام تحقّق یابد (مصباح یزدی، محمد تقی،ص46)).
مسایلي مانند «احقاق حق»، «بسط عدالت»، «آزادی‌های مشروع»، «تعلیم وتربیت»، «ایجاد بستر مناسب رشد فرد و جامعه» (نوروزی، ، ص20) که از اهدا ف متوسط نظام سیاسی و حقوقی در قرآن است، مورد ه ي اقتصادي سالمي داشته باشد، « وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِياماً وَ ارْزُقُوهُمْ فِيها وَ اكْسُوهُمْ وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلًا مَعْرُوفاً » (نساء،5) و اموال خود را كه خداوند وسيله‏ى برپائى زندگى شما قرار داده، به دست سفيهان ندهيد (ولى) رزق و مخارج آنان را از درآمد آن بدهيد و آنان را بپوشانيد و با آنان سخن شايسته و نيكو بگوييد.
« مبتلا به كم خوني اقتصادي نباشد و گرنه مانند يك مريض كم خون و يامريضي كه دستگاه قلب و جهازدمويه اش خراب است. هميشه مريض خواهد بود.گمان نميرود هيچ عالم وبلكه عاقلي منكر لزوم و ضرورت اقتصاد سالم باشد . اسلام ميخواهد كه غير مسلمان درمسلمان تسلط ونفوذ نداشته باشد.اين هدف هنگامي ميسراست كه ملت مسلمان در اقتصاد نيازمند نباشد.»
برگرفته از كتاب ((نظري به نظام اقتصادي اسلام)) نوشته ي شهيد مطهري
رابطه سیاست و اقتصاد
جايگاه اقتصاد در نگاه‌ها و نگرش‌هاي سياسي آنقدر واضح است كه نياز به واكاوي ندارد. تاثير و تاثر اين دو يعني حوزه اقتصاد و حوزه سياست آنقدر زياد است كه بسياري از حركتهاي سياسي با اقدامات اقتصادي صورت مي‌پذيرد و بالعكس.

امروزه واژه اقتصادي سياسي براي كسي ناشناخته نيست. بسياري از كشورها براي مقابله سياسي با رقباي خود و يا براي تنبيه و يا تعديل مخالفين خود از حربه اقتصاد استفاده مي‌كنند. اين اقدامات و بهره‌گيري از اقتصاد در عرصه‌هاي سياسي شاهد مثال‌ها و مصداق‌هاي فراواني دارد. اشاره كردن به تحريم‌هايي كه در عرصه بين‌المللي عليه كشورها اعمال مي‌شود، براي تقريب به ذهن كفايت مي‌كند.‌
ا رتباط و تعامل سیاست و اقتصاد قابل انکار نیست. بویژه سیاست همیشه بر اقتصاد تأثیر تعیین کنننده دارد و البته از آن به شدت اثر پذیر است .،این ارتباط به گونه ای است که استقلال سیاسی بدون استقلال اقتصادی و بالعکس حد اقل در تجربه تاریخی وجود ندارد. بلکه در هم تنیدگی سیاست و اقتصاد در قرون اخیر به شدت افزایش یافته و هیچ سیاستی بدون ابعاد اقتصادی و هیچ اقتصادی بدون ابعاد سیاسی یافت نمی شود .بلکه نظام سلطه کنونی اقتصاد را اهرم سیاست و فرهنگ را دام هر دو و توان نظامی را پشتوانه اهداف سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی خود قرار داده است. امروزه سیاسی ترین موضوعات ، اقتصادی ترین آنهاست .چنانکه ما در مورد انرژی هسته ای شاهد آن هستیم .حتی بر علم و فرهنگ و رسانه نیز رویکرد سیاسی ، اقتصادی حاکم گردیده است.
سياست مالي عبارت است از دخالت دولت در اقتصاد با استفاده ازابزارهاي مالي به منظور بهبود در توزيع درآمد، تخصيص منابع، تثبيت و توسعه اقتصادي در بخش درآمدهای عمومی، زکات، خمس، خراج، جزیه، انفال، و سایر درآمدها، از سیاست‌های مالی صدر اسلام به‌شمار می‌آیند. در آن زمان، هزینه‌های بیت‌المال، صرف توسعة انسانی، سرمایه‌گذاری زیربنایی و کمک‌های انتقالی (تأمین اجتماعی) می‌شد. اما به علت تفاوت اساسی نظام پولی صدر اسلام، بحثی به‌نام سیاست پولی در آن زمان مطرح نبود. در نظام اسلامی، سیاست‌های تشویقی‌ای وجود داشت که وضعیت اقتصادی جامعه را سامان می‌بخشید. تشویق به تولید، سوادآموزی، اجرای اصل

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد نهج البلاغه، پژوهش کیفی، امام صادق Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد نهج البلاغه، علامه مجلسی، رفتار انسان