دانلود پایان نامه ارشد درمورد ناخودآگاه، عوامل بازدارنده، پردازش اطلاعات

دانلود پایان نامه ارشد

مي كند.
4- دوره كمون141 : ضمير ناخودآگاه اطلاعات جمع آوري شده را براي مدتي راكد و سپس منعكس مي كند.
5- جرقه142 : ذهن با پردازش اطلاعات قبلي ، ايده جديدي را شكل داده و ارائه مي دهد. دانته در تائيد اين مطلب مي گويد:” شعله هاي بزرگ ناشي از جرقه هاي کوچک است “
6- تاييد143 : فرد با آزمايش ايده جديد در يك مقياس كوچكتر امكان عملي شدن آن را تجربه مي نمايد.
7- اجراء144 : فرد نتيجه ايده خلاقانه و آزمايش عملي موفقيت آميز خود را به مرحله اجرا مي گذارد (همتي ، 1378،ص 18 ).
ديدگاه ديگر كه متعلق به آلبرشت ( 1987) است يك فرآيند پنج مرحله اي براي بروز خلاقيت به شرح زير مطرح مي نمايد:
1- جذب145 : منظور توجه ويژه و شيفته شدن به يك موضوع است كه اغلب نيازمند اطلاعات جديد است .
2- الهام146 : منظور رخنه ناگهاني و سريع يك راه حل است كه به ذهن مي رسد و فرد ” آهان ” مي كويد.
3- آزمايش147 : منظور به مرحله اجراء گذاشتن ايده ها ست تا درستي و نادرستي آن معلوم گردد.
4- پالايش148 : منظور ايجاد اصلاحات و تغييرات لازم در ايده جديد جهت كاربردي كردن آن است .
5- عرضه149 : منظور وجود خريدار و مشتري براي ايده جديد است تا به جامعه عرضه گردد .
آلبرشت معتقد است كه شخص خلاق ، اطلاعات پيرامون خود را جذب و براي بررسي مسائل ، رهيافتهاي مختلفي را مورد بررسي قرار مي دهد زماني كه ذهن فرد خلاق از اطلاعات خام انباشته شد بطور غير محسوس شروع بكار مي كند و پس از تجزيه وتحليل و تركيب اطلاعات ، رهيافتي براي مسئله ارائه مي كند (شهرآرا ، مدني پور، 1375 ، ص 41) البته مرحله سوم و چهارم نيازمند صرف وقت و انرژي زيادي است ( سيدعامري ، 1381، ص 94 و 95).
والاس150 فرآيند خلاقيت را شامل مراحل زير مي داند (البته اين ديدگاه تا حدودي شبيه ديدگاه كلي است كه ابتداء شرح داده شد ) :
1- آمادگي151 : شامل ايجاد توجه ويژه و تمركز بر روي يك مسئله بمنظور حل آن است .
2- نهفتگي152 : شامل غفلت موقتي و ناخودآگاه از مسئله است كه به آن مرحله خواب روي مسئله153 هم گفته مي شود.
3- پافشاري154 : شامل تلاش و درگيري جدي با مسئله كه همراه با پشتكار و جمع آوري اطلاعات است.
4- بصيرت155 : شامل نيل ناگهاني به حل مسئله است كه با تجزيه وتحليل عوامل و تركيب آنها ايجاد مي شود.
5- رسيدگي و ارزيابي156 : شامل سنجش اعتبار ، سودمندي و مطلوبيت ايده است چرا كه هر نتيجه اي الزاما مفيد نيست ( چاندن ، 1997 ؛ سيدعامري ، 1381، ص 96 ؛ حسن زاده ، 1383، ص 36 و 37) .
استين ( 1962) فرآيند خلاقيت راشامل سه مرحله زير مي دانست:
1- فرضيه سازي : بر مبناي هدف انجام بهتر كار و ويژگيهاي شخصيتي و عوامل شناختي انجام مي گيرد .
2- آزمون فرضيات : بررسي عملي نتيجه بخش بودن يك ايده خلاق خصوصي به تجربه عمومي است .
3- انتقال نتايج : فرد با روش مناسب ، نتايج بدست آمده را به ديگران انتقال مي دهد ( حسن زاده ، 1383، ص 38 ).
البته نبايد فراموش کرد اعتقاد به مرحله اي بودن جريان بروز خلاقيت ، نبايد ما را به خطاي فرمولي بودن آن دچار سازد. اين مراحل نه علمي است و نه عملي . بلکه به عنوان يک راهنما در درک چند مرحله اي بودن ، حل خلاقانه مسائل مي توان آنرا به کار برد ( ازبورن157 ، 1381ص 69).

خلاقيت استعدادي براي تمام عمر
شايد خيلي از افراد تصور مي کنند خلاقيت استعدادي است که در سنين کودکي وجواني بروز داده مي شود اما تحقيقات صورت گرفته آنرا تائيد نمي کند . انسانها درطول عمر حتي بزرگسالي مي توانند خلاق باشند . به عبارت دقيق تر بروز خلاقيت بيش از آنکه تابع ” سن زماني ” باشد تابع ” سن شغلي ” است . مفهوم دقيق اين مطلب ، اهميت درک شرائط محيطي را ايجاب مي کند . يک قرن پيش پژوهش ها نشان دادند که دستاوردهاي خلاق در اوايل بزرگسالي افزايش مي يابد ، در اواخر سي سالگي و اوايل چهل سالگي به اوج مي رسد و به تدريج افت مي کند . افرادي که خلاقيت را زود شروع کرده اند ، زودتر به اوج و افول مي رسند ، در حالي که ” افراد دير شکوفا شده ” در سنين بالاتر توان کامل خود را نشان مي دهند . روند خلاقيت در رشته هاي گوناگون نيز متغيير است . براي مثال ، نقاشان و موسيقيدانان معمولا ظهور زودهنگام خلاقيت را نشان مي دهند ، شايد به اين علت که قبل از اقدام به نوآوري به تحصيلات رسمي زياد ، نيازي ندارند . دانشمندان معمولا دستاوردهاي خود را ديرتر نشان مي دهند ، زيرا بايد به مدارج عاليتري دست يابند و سالها تحقيق کنند تا خدمات ارزشمندي ارايه دهند ( سيمونتون ، 1991) . در هرحال بروز خلاقيت محدود به سنين خاصي نيست . بررسي زندگي هنرمندان تجسمي مشهور 60 ساله و مسن تر نشان داده است که آنها کيفيت کار خود را به اين صورت ارزيابي کردند که همواره در 40 تا 60 سالگي بهتر شده است … خلاقيت در ميانسالي مي تواند بيانگر انتقال از علاقه خودمحور به ابراز وجود ، به سمت اهداف نوع دوستانه نيز باشد . بعد از اينکه افراد ميانسال بر توهم جواني که ” زندگي مي تواند مادام العمر باشد ” غلبه مي کنند ، ميل کمک کردن به بشريت و پرمايه کردن زندگي ديگران ، بيشتر مي شود ( داکي ، 1989). اين تغيير مي تواند تا اندازه اي سبب افت کلي بازدهي خلاق در ميانسالي باشد. ( سيد محمدي ، 1385، ص 135 و ص237).

نقش ويژه مدارس158 در پرورش خلاقيت
حسب نظر افلاطون وظيفه مهم آموزش و پرورش و مدارس تبديل “بودنهاي محدود” انسان به “شدنهاي نامحدود” است همچنين سقراط هدف آموزش را در ايجاد نياز به دانستن ، نه ارائه دانسته ها تلقي مي كرد ( مويد نيا ، 1384، ص 168) . مفهوم اين سخنان تائيد وجود استعداد فراوان ظاهرا پوشيده در ذات انسان است . در دنياي امروزي ، مسئوليت خطير اين فرآيند در درجه اول متوجه مدارس مي باشد.” پرورش استعدادها و كمك به تقويت خلاقيت ” جزو اهداف رسمي و سياستهاي تعريف شده وزارت آموزش و پرورش كشورمان است . در اصل25 كليات نظام آموزش و پرورش مصوب شوراي تغيير بنيادي نظام آموزش و پرورش (1367) تحت عنوان پرورش توان تفكر، نقد و ابتكار آمده است :
” در تدوين و اجراي برنامه هاي آموزشي و پرورشي بايد از شيوه هايي استفاده شود كه توان تفكر ، تحليل ، نقد ، تحقيق ، ابتكار و خلاقيت را تقويت كند و زمينه مناسب براي خودآموزي دانش آموزان را فراهم نمايد . برنامه ريزي درسي بايد بگونه اي باشد كه به دانش آموزان مجال تفكر داده شود و آنان را به انديشيدن و تفكر ترغيب نمايد … تعليمات بايد بگونه اي باشد كه در دانش آموزان رشد فكري و قوه تجزيه وتحليل را تقويت كند … در تنظيم محتوي و مواد درسي و تدريس بايد از شيوه هاي استفاده شود كه متكي بر مشاركت فعال دانش آموزان در درس و بحث باشد و به آنان فرصت كافي جهت ارائه يافته هاي خود ، راه حلهاي مختلف براي حل مسائل و شيوه هاي ابتكاري داده شود … و از جاذبه اينگونه فعاليتها جهت پرورش روح، تفكر و تحقيق در دانش آموزان استفاده شود … در برنامه هاي تربيت معلم ، روشهاي پرورش استعداد ، ابداع و خلاقيت به معلمين در مراحل مختلف تحصيلي تعليم داده شود ” ( كفايت ، 1373، ص 4). شانس مدرسه به ويژه مقطع ابتدائي از آن جهت است كه سنين مهم خلاقيت ( 7 تا 11 سالگي ) را در برمي گيرد(سايت اينترنتي آفتاب ، 1387، ص 2 ) . بديهي است اصولا مدارس بايد مسئوليت اجراي اين اهداف و سياستها را به عهده داشته باشند. اينكه ساختار، برنامه ها و روشهاي جاري در سازمان آموزش و پرورش تا چه حد با آن هماهنگ و سازگار است موضوع تا حدود زيادي زير سوال است . تلقي عمومي متخصصين و كارشناسان مويد ناكارآمدي سازمان آموزش و پرورش در اين راستا مي باشد بطوريكه كمتر خوش بيني وجود دارد كه مدارس بتوانند كمك هدفدار و برنامه ريزي شده اي به رشد و شكوفائي استعدادهاي خلاقانه كودكان بنمايد. افكار عمومي جامعه نيز كم و بيش در تائيد چنين ذهنيتي است. دريك تقسيم بندي كلي عوامل محيطي مانع بروز خلاقيت در مدرسه عبارتند از : جو حاكم مدرسه ، مواد و محتوي آموزشي و نقش معلم .
تورنس طي تحقيقات خود دريافت كه با توسعه دانش ( تاكيد به افزايش اطلاعات با تاكيد بر حفظيات)، قدرت قضاوت و قدرت تصور به محدود شدن گرايش مي يابد ريبوت در توضيح اين معادله مي گويد قدرت تصور سريعتر از قدرت استدلال رشد مي كند ، بنابراين وقتي استدلال ، سير صعودي طي مي كند ، تصور به زوال مي گرايد آموزشهاي رسمي مدرسه نيز ، عمدتا به رشد استدلال تاكيد مي كنند تا رشد تصور. در نتيجه با گذشت زمان و بزرگ شدن كودكان ، خلاقيت آنان نيز قرباني استدلال ، منطق و عادات مي گردد و در عمل تحصيل علم و تجارب مانند عوامل بازدارنده اي فكر دانش آموزان را به جمود مي كشاند( سعيدي ، 1381، سايت مجله علمي – آموزشي فرهنگ وپژوهش ، ص 1). به گفته بل والاس در کلاسهاي درس خلاق ، فکر بيش از حافظه ارزش دارد و معلم تعادلي بين امنيت رواني و آزادي دانش آموزان برقرار مي مي سازد تا آنها بتوانند ريسک کنند در چنين کلاسهائي ، معلم هدايتگر و تسهيل کننده فرآيند يادگيري دانش آموزان مي باشد در حاليکه در کلاس غير فعال معلم مقتدر ، دربند زمان و غير حساس به نيازهاي احساسي دانش آموزان و مقيد به نظم دادن اطلاعات است ( مويد نيا ، ص 59). وجود و تداوم مسائلي چون تاكيد بر سطوح اوليه حيطه شناختي و محفوظات ، تكاليف زياد ، عدم توجه به تفاوتهاي فردي ، كلاسهاي پرجمعيت ، انظباط سخت ، برنامه و ساعات درسي غيرقابل انعطاف ، عدم آشنائي كافي معلمان با ويژگيهاي دانش آموزان خلاق ، روشهاي تدريس سنتي ، معلم محوري ، تاكيد زياد بر ارزيابي و نمره ، ارجحيت موفقيت تحصيلي ، فشار براي همنوائي ، تلقي سكوت و كم تحركي به ادب ، غالب بودن جريان تفگر همگرا ، عدم تجهيز منابع و امكانات و… همه بعنوان مصاديق موانع بروزخلاقيت دانش آموزان محسوب مي شوند.
جان ديوئي متفكر بزرگ مسائل تربيتي اعتقاد دارد ” مدرسه بايد خود انگيختگي دانش آموزان را تشويق كند . كار مدرسه نبايد آموزش تبعيت و فرمانبرداري باشد بهتر است مدرسه فقط مقررات را محور كار قرار ندهد تا دانش آموزان فرصت بروز خلاقيت خود را داشته باشند “. در حاليكه امروزه ايده ها ي نو كودكان به واسطه غير معمول بودن مورد بي اعتنائي و چه بسا مورد استهزاء قرار گرفته و سركوب مي شود . جو انعطاف پذير مدرسه ، شرائط حل بسياري از مشكلات مورد نظر را فراهم مي كند كودكان بايد در فعاليتهاي كلاسي ، انجام تكاليف و… از آزادي نسبي برخوردار شوند البته اين موضوع نافي ضرورت استقرار نظم و انضباط نيست چراكه مطابق اصول علمي ، هرهدف آموزشي مي تواند در كليات تابع نظم و در جزئيات تابع انعطاف باشد. در اين صورت هم معلم و هم دانش آموزان ، احساس امنيت داشته و با اعتماد به نفس به انجام فعاليتهاي خلاقانه مي پردازند.
مواد و محتوي آموزشي نيز به سهم خود از اهميت بالائي بر خوردار است . امروزه در سيستمهاي پيشرفته آموزشي هدف ” چگونه ياد گرفتن ” و ” چگونه فكر كردن ” جايگزين ” چه ياد گرفتن ” شده است . آشكار است وقتي چه ياد گرفتن مهم است عمدتا با كميت و انباشت اطلاعات در ذهن دانش آموزان مواجه شويم غافل از اينكه به كاربرد و مفيد آن توجه داشته باشيم . اثربخشي مطالب آموزشي بصورت داشتن ارتباط با نيازها ، توانائيها ، تفاوتهاي فردي و دانش پيشين دانش آموزان ، موجب ايجاد پيوند عاطفي و شناختي بين فرد و برنامه درسي مي گردد . براين اساس نامطلوبترين وضعيت ، شرائطي است كه ارزيابي ذهني دانش آموز از اين لحاظ كم اهميت باشد يعني تصور نكند كه يادگرفتن و ياد نگرفتن مطالب آموزشي يكسان نيست . فراهم آوردن فرصت يادگيري چندگانه ( نظري ، عملي ، مهارتي و…) و بهره مندي از توانائيهاي مختلف حسي و مدرنيزه كردن روشهاي آموزش با استفاده از بسته هاي آموزشي ( كتاب درسي ، كتابها و وسايل كمك آموزشي ، سوالات ارزشيابي و راهنماي درسي و…) از جمله موارد قابل توجه در مورد جو حاكم بر

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد خلاقيت، تخيل، چنين Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد "، خلاقيت، روشهاي