دانلود پایان نامه ارشد درمورد ملی‌گرایی، اتحادیه اروپا، ملی گرایی، ناسیونالیسم

دانلود پایان نامه ارشد

چهارم: از اواخر دهه 1980 تا زمان حاضر. این دوره با سقوط کمونیسم و گسترش اتحادیه اروپا، جنبه‌های ضددموکرات ملی‌گرایی تا حدود زیادی از میان برداشته شد.از نظر آکادمیک، این دوره معرف تلاش هایی است که برای فراتر رفتن موضوع ملی‌گرایی از مباحث کلاسیک صورت گرفته است. پرسش همیشگی منشا ملت ها با مسائل بدیهی چون «ملیت ما» یا «ملیت در حال حاضر» جایگزین گردید و کوشش شد عوامل تولید و بازتولید ملی‌گرایی به عنوان صورت‌بندی گفتمانی اصلی، در جهان مدرن شناسایی شود. برخی از مطالعات این دوره نیز تعامل بین مطالعات ملی‌گرایی و تحقیقات عرصه‌های دیگر مانند آوارگی، تنوع فرهنگی، هویت، مهاجرت، شهروندی، نژادپرستی و غیره است که به آن برخی شناخت های دیگر که ناشی از رویکردهای معرفت‌شناسانه‌اند مانند طرفداری از حقوق زن و پست مدرنیسم نیز افزوده می شد.
5-1-3. گونه‌شناسی ملی‌گرایی در اروپا
در عصر حاضر در اروپا چهار نوع ملی‌گرایی، یعنی ملی‌گرایی کشوری یا دولتی، فراملی‌گرایی در قالب اتحادیه اروپا، ملی‌گرایی جدایی‌طلب طلب و نوملی‌گرایی یا ملی‌گرایی احزاب را می‌توان گونه‌شناسی کرد.
5-1-3-1. ملی‌گرایی کشوری یا دولتی
ملی‌گرایی کشوری یا دولتی99 یا حاکم اساسا سیاسی است و به احساس مشترک شهروندی یک کشور اطلاق می‌شود. به این معناست که در بطن دولت-ملت، نوعی ایدئولوژی سیاسی وجود داشته باشد که نسبت به سایر ملاحظات بین‌المللی، به «ملت» برتری دهد. این ملی‌گرایی خاستگاه خود را در ترس‌های ناشی از خطرات بیرونی و یا دشمن داخلی می یابد و روشن است که از سوی حاکمیت یا دولت اعمال می‌شود. بنابراین، نشانگر نوعی انزوا و بازگشت به نظام ارزش‌هایی است که ملت بر اساس آن ساخته شده است.
برای بررسی این سطح ملی‌گرایی، باید به بررسی وقایع پس از جنگ جهانی دوم و جنگ سرد پرداخت که طی آن، سازمانی مانند اتحادیه اروپا به عنوان نوعی ساختار مقاومتی توانمند، برای ایجاد توازن در نظام بین الملل ظاهر شد. اتحادیه اروپا در جای خود توانست اروپا را به مجموعه ای یکپارچه بدل سازد و مفهوم ملیت اروپایی را گسترش بخشد. با وقوع بحران یورو در اتحادیه اروپا، مساله ملی گرایی بار دیگر و این بار با شدت بیشتری به عنوان خواسته ای از سوی کشورهای عضو بیان شد. در نتیجه آن، دولت ملی قدرت کمتری در برخورد با مسائلی نظیر سیاست مالی،تنظیم فعالیت های تجاری و … دارد . این امر که بر احتمال باختن منافع ملی در برابر قدرت واحدهای سیاسی بالاتر دلالت می کند، موجب تشکیل مقاومت های ملی می گردد.
بنابراین، برخی دولتها مانند یونان، به دلیل مشکلات اقتصادی ناشی از حضور در اتحادیه اروپا و برآورده نشدن منافع آنها در این ساختار فراملی، از ملی‌گرایی برای کنترل و ابزاری در جهت بیان خواسته های خود بهره برده‌اند. باید تکید کرد تا آنجا که این ملی گرایی به عنوان حربه و اهرم مورد استفاده قرار می گیرد، موجب واگرایی در اتحادیه اروپا نخواهد شد، زیرا قطع همکاری کشورهای عضو به معنای سقوط یک باره منافع ملی آنها در میزانی وسیع است.
5-1-3-2. فراملی‌گرایی در قالب اتحادیه اروپا
فراملی‌گرایی در تضاد با ملی‌گرایی است که اولویت را به ملت می‌دهد. این جریان از قرن بیستم، از سوی برخی از نمایندگان پارلمان فرانسه، برای توجیه سیاسی گسترش استعمار و گشایش بازارهای جدید یا دستیابی به منابع اولیه معرفی شد.در چهارچوب تشکیل اتحادیه اروپا، فراملی‌گرایی کوشش برای تمرکز قدرت در سطح نهادهای اروپایی است. ذکر این نکته ضروری است که رابطه قدرت و مقاومت بین فراملی گرایی و ملی گرایی، یکی از دلایل اساسی رشد ملی گرایی است. در واقع، فراملی‌گرایی در قالب اتحادیه اروپا ساز و کاری برای تقویت همگرایی در این اتحادیه و مهار ملی‌گرایی افراطی است.
5-1-3-3. ملی‌گرایی هویت‌طلب و جدایی‌‌طلب
منظور از ملی‌گرایی قومی ملی‌گرایی ملت‌ها یا قومیت‌های بی‌دولت است. ملی‌گرایی قومی در تقابل با ناسیونالیسم ملی قرار دارد. ملی‌گرایی قومی ریشه در احساس‌ ریشه‌های مشترک دارد که در شاخصه‌های زبانی، مذهبی و نژادی جلوه‌گر می‌شود. در حالی که جدایی‌طلبی قومی در جهان سوم برای عالمان سیاست و سیاستگذاران قابل پیش‌بینی بود، وجود آن در جوامع غربی بیشتر متخصصان ملی‌گرایی را حیرت‌زده کرد، زیرا غالبا تصور می‌شد جوامع غربی، اقلیت‌های قومی خود را به صورت موفقیت‌آمیزی همسان‌سازی کرده‌اند (کریمی، 1389: 121). همچنان با گروه‌های جدایی‌طلبی رو به روست که خواستار شکل‌گیری مرز و محدوده جغرافیایی خود بر اساس ملیتی هستند که آن را با ویژگی مشترک زبان یا قومیت و … تعریف می‌کنند. با وجود این، برخی معتقدند نباید در نقش احزاب ملی‌گرای جدایی‌طلب اغراق کرد. از دید آنان، با توجه به اینکه از سال 1921 (جدایی دولت آزاد ایرلند) احزاب ملی گرای جدایی‌طلب نتوانسته اند به اهداف خود برسند و یا به استقلال دست یابند. زمانی که در داخل دولت-ملت از مطالبات مجموعه ای خاص صحبت می شود، آن را بسته به درجه خودمختاری مورد تقاضا، منطقه گرایی100، خودمختارگرایی101 و استقلال‌گرایی102 نیز می‌نامند.
در مورد ایجاد واگرایی در اتحادیه اروپا نیز هرچند جدایی‌طلبان در پی کسب هویت ملی خود هستند، اما این امر لزوما در تعارض با اهداف ایجاد اتحادیه اروپا نیست و چه بسا در صورت کسب استقلال، این گروه‌های ملی‌گرا خواهان عضویت در اتحادیه اروپا باشند. حتی در جریان‌های ملی‌گرای جدایی‌‌طلب مانند کاتالونیا، فلاندر، اسکاتلند، ایتالیای شمالی، هلند، باسک و یا کرس که در کشورهای عضو اتحادیه اروپا قرار دارند، کارشناسان تعیین محدوده مکانی را به مثابه آن نوع از جدایی‌طلبی که اتحادیه اروپا را تهدید می نماید، در نظر نمی‌گیرند. نکته دیگر اینکه هرچه باشد،اتحادیه اروپا واحدی سیاسی نیست؛به آن معنا که اگر فردی،شهروند اتحادیه اروپا محسوب می شود،پیش از آن و مقدم بر آن، لازم است که فرانسوی، بلژیکی و یا اسپانیایی باشد. از همین رو، اتحادیه اروپا هویت ملی را زیر سؤال نبرده است.
5-1-3-4. نوملی‌گرایی (ملی‌گرایی احزاب)
مطالبات نوملی‌گرایان می‌تواند از زبان تمام احزاب در طیف های چپ، راست و میانه بیان شود، اما حزب راست افراطی مشخصا نماینده این نوع ملی‌گرایی است. نوملی‌گرایی برای نژاد و قومیت اهمیت بیشتری نسبت به هویت و آرمان مشترک قائل است. بدین معنا که به گروه بندی افراد جامعه می پردازد و هویت را بر مبنای نژاد تعریف می کند و خواستار یکرنگی این هویت در جامعه است.نوملی گرایان با تعریف گروه خاص خود منافع این گروه را به سایر گروههای جامعه ترجیح می دهند. از آنجا که بحث نژاد و قومیت در این گروه مطرح می گردد؛ آنها را با نئونازیسم می توان در یک ردیف قرار داد و از آن رو که با خشونت علیه مهاجران از جمله مسلمانان همراهند، می توان گفت که در رده افراط‌گرایان قرار می‌گیرند و دلیل توجه به آنها در سال‌های اخیر نیز هشداری است که در این ویژگی‌ها نهفته است.
نوملی‌گرایی از بطن احزاب ریشه می گیرد. این نوع ملی‌گرایی یکی از خصوصیات اصلی جنبش های سیاسی راست افراطی در اروپاست. این نوع نه از سوی حاکمیت اعمال می شود و نه از سوی اقلیتی که حاکمیت حاضر را نمی پذیرند. این موضوع در مفهوم نوپای نوملی‌گرایی103 جای می‌گیرد. اما نوملی گرایی می تواند بسته به جوامع یا هویت های جمعی مختلف،اشکال گوناگون بسیج یا مقاومت را به خود بگیرد و علیه جریانهای جدایی‌طلب یا یکسان ساز مانند جهانی سازی فرهنگی یا اقتصادی، با نتایجی مانند بیکاری توده، ظاهر شود.
ساده‌ترین تعریف نوملی‌گرایی اروپایی، برجسته کردن ویژگی‌های مقاومتی آن در برابر دیگری است. نوملی‌گرایان از دامن احزاب راست افراطی با ارائه تعریفی از هویت مشترک که عمدتا به ویژگی های نژادی اقبال دارد، علیه «دیگری» که از یک سو،فشار ساختارهای فراملی است و از سوی دیگر، مهاجران را در نظر دارد، به پا می خیزند. برای این احزاب، ویژگی‌هایی نظیر ترجیح منافع ملی، بیگانه‌هراسی، استبداد (اعتقاد شدید به قانون و نظم) یا پوپولیسم (مردم پاک در برابر نخبگان فاسد) را برمی‌شمردند. در چند سال اخیر، باتوجه به در هم آمیختگی ارزشها و اصول احزاب راست و چپ میانه، احزاب نوملی گرا در سطح اروپا توانسته اند با شعارهای جدید پوپولیستی،افکار عمومی را به سمت ارزشهای خود متمایل کنند، تا حدی که طبق برخی نظرسنجی ها،حتی در انتخابات سال 2012 فرانسه، برخی از مهاجرین نیز به این احزاب رای داده‌اند.
تهدید اساسی این احزاب برای اروپا، از بین رفتن ارزش‌های دموکراتیک اتحادیه عنوان می شود و عمده نگرانی کارشناسان در مورد آنان این است که بتوانند به صورت مشروع و قانونی، با تکیه بر تفوق آرای خود،جایگاه مؤثری را در ساختار تصمیم گیری کشورهای اروپایی کسب نمایند و به سطوح بالای حاکمیتی برسند که البته احتمال آن بسیار زیاد است.بسیاری از متخصصان بر این باورند که رشد احزاب ملی‌گرا در حال حاضر بیش از آنکه به دلیل مقاومت در برابر ساختاری فراملی،مانند اتحادیه اروپا باشد، به دلیل همان استفاده ابزاری دولتها یا کارگزاران سیاسی آنها از ملی‌گرایی است. یعنی به همان اندازه که ملی‌گرایان افراطی خواهان برتری یافتن هستند، همان میزان نیز سیاستمداران موجب به قدرت رسیدن آنها می‌شوند. آنچه موجب تحول ملی‌گرایی به نوملی‌گرایی شده است، بیش از هر چیز به پدیده هایی مانند بحران اقتصادی جهانی، بیکاری و مهاجرت مربوط است که تا حدود زیادی به دلیل ظهور سازمان های فراملی است. در سال‌های 1990، اروپاییان طبق نظرسنجی ها، معتقد بودند اتحادیه اروپا موجب از بین رفتن هویت ملی نمی شود و حتی حدود 75 درصد از آنان تصور می کردند که اتحادیه اروپا می تواند درخصوص هویت ملی،نقشی حمایتگر ایفا کند،اما در سال 2008، شمار افرادی که از اتحادیه اروپا به عنوان تهدید هویت ملی بسیار می ترسیدند، برابر با شمار افرادی شد که اصلا نمی‌ترسیدند (مقری موذن، 1392: 88-100).
5-2. تشدید ملی‌گرایی؛ واگرایی در اتحادیه اروپا
در یک چشم‌انداز تاریخی، ناسیونالیسم به عنوان مهم‌ترین ایدئولوژی سیاسی تاریخ مدرن اروپا در شکل‌دهی به تحولات این قاره نقش بارزی ایفا نموده است.مهار و مدیریت ناسیونالیسم‌های اروپایی و پایان بخشیدن به نقش‌آفرینی این ایدئولوژی در مناسبات بین کشورهای اروپایی،یکی از دلایل اصلی فرایند همگرایی اروپایی به شمار می آید. با این همه،سیاست اروپایی در دوره پساجنگ سرد همزمان شاهد قدرت نمایی مجدد ناسیونالیسم هم در عرصه سیاست‌های بین اروپایی و هم در حوزه رقابت های بین المللی کشورهای عضو اتحادیه اروپایی بوده است. بازگشت ناسیونالیسم بیان‌کننده این واقعیت است که اتحادیه با وجود شش دهه فرایند همگرایی به دلیل برخورداری اعضای آن از زبان‌ها، فرهنگ‌ها، تاریخ‌ها، منافع و اهداف سیاسی متنوع نتوانسته است در شکل‌دهی به هویت اروپایی تمام‌عیار گام‌های بلند و استواری بردارد. به همین سبب،هنوز هویت ها و وفاداری های ملی بر تعلق خاطر به اروپا غلبه دارد. پوپولیسم امروزی عمدتا سرشت راست گرایانه دارد تا چپ گرایانه،اما همزمان از حمایت هر دو جناح راست و چپ رادیکال برخوردار بوده و هر دو طیف در این زمینه با یکدیگر همپوشانی دارند. احزاب پوپولیستی که روزگاری در حاشیه سیاست اروپایی قرار داشتند، مجددا به جریان سیاسی مهم در بسیاری از کشورهای این قاره تبدیل شده اند. این احزاب اینک بخش مهمی از آرای رای‌دهندگان اروپایی را به خود اختصاص داده و به فرسایش نسبی موقعیت احزاب سنتی راست و چپ مدد رسانده‌اند. ظهور مجدد رهیافت های ملی گرا و غلبه سیاست هویتی بر دیدگاه ها و رفتارهای احزاب سیاسی اروپا موجب شده است بسیاری از احزاب عمده در دیگر طیف های سیاسی هم از سنت های گذشته فاصله گرفته و برای جلب آراء شهروندان کشورهای اروپایی به سمت پیروی ضمنی و یا صریح از گرایشات مزبور سوق یابند.امروزه مخالفت با فرایند اروپایی شدن به عامل وحدت بخش ناسیونالیست های راست و چپ این حوزه تبدیل شده است. آنان با برقراری پیوند بین مهاجرت و امنیت و مخالفت با پیمان شنگن

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد ملی‌گرایی، ملی گرایی، اتحادیه اروپا، بحران اقتصادی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد اتحادیه اروپا، اتحادیه اروپایی، ملی گرایی، ملی‌گرایی