دانلود پایان نامه ارشد درمورد مذاهب اسلامی، واجب الوجود، توحید افعالی

دانلود پایان نامه ارشد

سوی او بازگردانده می‌شوید»58.
«شَهِدَ اللهُ اَنَّهُ لا اِلَه الا هُوَ…»
«خداوند، [با ایجاد نظام واحد جهان هستی] گواهی می‌دهد که معبودی جز او نیست.59
«قُل هُوَاللهُ اَحَد»؛
«بگو! خدا یکی است»60.
«اِنَّ اِلَهَکُم لَواحِد».
«بی شک خدا شما یکی است»61.
«…یقَومِ اعبُدوُا اللهَ مالَکُم مِن اِلَه غَیرهُ»؛
«ای قوم من! [تنها] خداوند یگانه را پرستش کنید، که معبودی جز او برای شما نیست.62
با نگاهی به آیات قرآنی می‌بینیم که دعوت به توحید، نه تنها مهم ترین رکن در دین مبین اسلام است؛ بلکه همه‌ی پیامبران الهی، در طول تاریخ همواره در نخستین گام، مردم را به توحید فرا خوانده‌اند.
«و ما اَرسَلنا مِن قَبلِکَ مِن رَسولِ اِلاَ نُوحیَ اِلَیه لا اله اِلاَّ اَنا فَاعبُدون».
«ما پیش از تو هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر این که به او وحی کردیم که: معبودی جز من نیست، پس تنها مرا پرستش کنید»63.
هم چنین خداوند متعال پایه و اساس گفت وگو با ادیان دیگر را توحید می‌شمارد:
«قُل یَا اَهلَ الکِتابِ تَعالَوا اِلَی کَلِمَه سَوَاءٍ بَینَنَا وَ بَینَکُم اِلاَّ نَعبُدَ الاَ اللهَ وَ لاَ نُشرِکَ بِهِ شَیئاً وَ لا یَتَّخِذَ بَعضُنا بَعضاً اربَاباً مِن دُونِ اللهِ فَانِ تَوَلَّوا فَقُولوا اشهَدوُا بِانا مُسلِموُنَ».
«بگو؛ ای اهل کتاب! بیایید به سوی سخنی که میان ما و شما یکسان است، که جز خداوند یگانه را نپرستیم و چیزی را همتای او قرار ندهیم و بعضی از ما بعضی دیگر را- غیر از خدای یگانه- به خدایی نپذیرد. هر گاه [از این دعوت] سرباز زنند، بگویید: گواه باشید که ما مسلمانیم»64.
وجود خدا و مفهوم توحید، در آموزه‌های اسلامی امری کاملاً بدیهی شمرده می‌شود، به همین دلیل، استدلال‌ها و برهان‌هایی که برای اثبات توحید ارائه می‌شود، تنها به علت توجه انسان به این اصل مهم و فراموش نکردن آن است.
«فَذکَّر اِنّما أنتَ مُذَکِّرُ».
«ای پیامبر! یادآوری کن، که تو یادآور هستی».65
بنا به گفته بزرگان دین، همانند امام باقر و امام صادق، انسان براساس فطرت توحید آفریده شده است.66
قرآن حتی تردید در وجود خالق یکتا را بی معنی می‌داند:
«قَالَت رُسُلُهُم افِی اللهِ شَکٌّ فَاطِرِ السَّماوَاتِ وَ الاَرضِ…»
«رسولان آنها گفتند: آیا در خدا شک است؟! خدایی که آسمان‌ها و زمین را آفریده…؟»67
از نظر قرآن، خداوند فطرت توحیدی را در دل‌ها مستقر کرده است؛ از این رو رابطه توحید با قلب انسان، رابطه‌ی عرض و معروض نیست؛ بلکه قلب انسان، عارف و موحد آفریده شده است؛ به گونه ای که اگر عرفان و توحید از او زدوده شود، حقیقت قلب آدمی عوض می‌شود و از مقام انسانیت تنزل می‌یابد. بر همین اساس، خداوند در توصیف کافران می‌فرماید:
«اِن هُم اِلّا کَالانعامِ بَل هُم أضَلُّ سَبیلاً»
«… آنان فقط همچون چهار پایانند، بلکه گمراه ترند»68
جایگاه توحید در مذاهب اسلامی
در میان اصول اعتقادی اسلام، توحید مهم ترین اصل شمرده می‌شود و می‌تواند مبنای گفت و گو میان مذاهب اسلامی و نزدیکی آن‌ها به یکدیگر باشد. اصل مشترکی که تبلور جلوه‌ی محسوس آن، هر ساله در ایام حج کاملاً مشهود است. مسلمانان با مذاهب و قومیت‌های مختلف، از بیش از 57 کشور اسلامی، بر محور توحید گرد هم آمده با کمال آرامش و به دور از هر گونه تنش، مراسم حج را به جا می‌آورند. این، نشانگر ظرفیت توحید در تعامل و گفت و گوی میان مذاهب اسلامی است.
نه تنها توحید کانون تقریب میان مذاهب اسلامی است، بلکه می‌تواند در گفت و گوی میان اسلام و دیگر ادیان نیز، نقطه‌ی آغازین باشد.
معتزله، بیشتر در مباحث اعتقادی، از جمله توحید، روش عقلی را برگزیدند و کوشیدند تا توحید و مباحث مربوط به آن را با دلیل ثابت کنند. از نظر محتوا نیز معتزله بیش تر بر مباحث توحید صفاتی و عینیت صفات با ذات تاکید داشتند و به همین دلیل قاضی عبدالجبار از دانشمندان معتزلی، توحید را به دو قسم ذاتی و صفاتی تقسیم می‌کند69
در مقابل، اشعریان که امروزه اندیشه‌ی آنان بر جهان سنی غالب است، روش نقل گرایی را پذیرفتند؛ البته نه به آن شدتی که ابن حنبل به آن معتقد بود؛ همان گونه که گفته شد، کتاب «اللمع» ابوالحسن اشعری، کتابی کاملاً عقل گرایانه است؛ هر چند بیش تر به کتاب دیگر او «الابانه عن اصول الدیانه» که ماهیتی نقل گرایانه و نزدیک به دیدگاه‌های اهل حدیث دارد، توجه شده است. اشعریان در بحث محتوا، بیش تر بر توحید افعالی تاکید دارند. قرائت آنان از توحید افعالی بدان گونه است که خدا خالق افعال بندگان است و انسان در انجام افعال خود هیچ اختیاری ندارد.70
این دیدگاه جبر گرایانه، که انسان در آن مجبور فرض شده است، افزون بر از میان بردن نظام سبب و مسبب، موجب می‌شود انسان برای عملی که خود فاعل آن نیست و اختیاری در انجام آن ندارد، کیفر یا پاداش ببیند. این دیدگاه هم از نظر معتزله و هم از نظر شیعه پذیرفته نیست.
اندیشه‌ی ماتریدی 71، در اصول و کلیات، نزدیک به اندیشه‌ی اشعری است؛ اما عقل گراتر از آن است و می‌توان آن را میانه‌ی اندیشه‌ی نقل گرای اشعری و عقل گرای معتزله شمرد.72 توحید، نزد ابومنصور ماتریدی اهمیت زیادی داشت و وی کتاب نسبتاً مفصلی به نام «التوحید» نگاشته است. وی در این کتاب، به صراحت بیان می‌کند که در اصول اعتقادات، تقلید جایز نیست.73
شیعه نیز در بحث توحید، دیدگاه‌های ویژه‌ی خود را دارد که مرحوم صدوق در کتاب «التوحید» به تفصیل پیرامون آن سخن گفته است. شیعه، نه همانند معتزله کاملاً جانب عقل را گرفته و نقل را رها کرده است و نه همانند اشاعره و اهل حدیث، نقل گرای صرف است. شیعه در مباحث توحید، از یک سو قائل به عینیت صفات با ذات است و معتقد است که صفات الهی زاید بر ذات وی نیستند؛ و از سوی دیگر در توحید افعالی نیز نه همانند معتزله قائل به تفویض کامل است و نه همانند اشاعره، قائل به جبر کامل؛ بلکه همان گونه که در روایات آمده، معتقد است:
«امر بین الامرین، لا جبر و لاتفویض»74
در این میان، سلفیان و وهابیان، بر خلاف سه نحله‌ی گذشته، هر چند از توحید ربوبی (توحید در ذات) نام می‌برند. معنی اصلی توحید را صرفاً در توحید عبادی تفسیر می‌کنند؛ تا آن جا که گویی توحید، مترادف با عبادت است. محمد بن عبدالوهاب در تعریف توحید می‌گوید:
«توحید، عبادت خداوند یکتاست»
اما آن چه ابن تیمیه و در عصر حاضر وهابیت را از دیگر مذاهب اسلامی جدا می‌کند، این واقعیت است که آنها به بهانه‌ی قرائتی که از توحید دارند، همه‌ی مسلمانان را مشرک می‌شمارند75.
اقسام توحید (توحید نظری و توحید عملی)
تقسیمات متعددی برای توحید برشمرده‌اند. مفهوم توحید در سطح کلان، به دو شاخه‌ی اصلی نظری و عملی تقسیم می‌شود. توحید نظری در حوزه‌ی شناخت خداست و انسان در این مرحله، خدا و ویژگی‌های او را می‌شناسد؛ اما توحید عملی همان گونه که از نامش پیداست، به حوزه‌ی عمل انسان باز می‌گردد؛ به این معنی که انسان در مقام عمل نیز باید موحد بوده و اعمالش رنگ توحیدی داشته باشد. استاد شهید مطهری در تعریف این دو نوع توحید می‌گوید:
«در اسلام دو توحید وجود دارد: نظری و عملی، توحید نظری مربوط به عالم شناخت و اندیشه است؛ یعنی خدا را به یگانگی شناختن؛ و توحید عملی یعنی خود را در عمل یگانه و یک جهت و در جهت ذات یگانه ساختن. به عبارت دیگر، توحید نظری یعنی شناخت یگانه بودن خدا؛ و توحید عملی یعنی یگانه شدن انسان.»76
وی به درستی اشاره می‌کند که چگونه سوره‌ی حمد با وجود کوچکی، در بردارنده‌ی هر دو نوع توحید می‌باشد. از ابتدای سوره‌ی حمد تا آیه‌ی شریفه‌ی «إیَّاکَ نَعبُدُ و إیَّاکَ نَستَعیِنُ»،توحید نظری است که ویژگی‌ها و صفات الهی را بیان می‌کند؛ و از این آیه‌ی شریفه به بعد، به تشریح توحید عملی می‌پردازد77.
از سوی دیگر، توحید نظری از نظر رتبه، مقدم بر توحید عملی است؛ به این معنی که همواره شناخت، مقدم بر عمل است. انسان تا چیزی را نشناسد، نمی‌تواند در ارتباط با آن، تعامل مناسبی داشته باشد. اگر انسان شناخت مناسبی از ذات احدیت نداشته باشد، در حوزه‌ی توحید عملی به بی راهه می‌رود؛ بنابراین هنگامی که ذات خدا، عظمت و صفات وی، و حوزه‌ی قدرت و اقتدار او را شناخت، می‌تواند در تعامل با او، چنان که شایسته‌ی اوست عمل کند.
مراتب توحید نظری
توحید در حوزه‌ی شناخت (نظری)، خود به گونه‌های مختلفی تقسیم می‌شود و هر یک، متولی بخشی از معرفت الهی است. به همین دلیل، توحید نظری را به سه گونه‌ی ذاتی، صفاتی و افعالی تقسیم کرده‌اند.
الف- توحید ذاتی
توحید ذاتی یعنی شناختن ذات حق به وحدت و یگانگی. اولین شناختی که هر کس از ذات حق دارد، غنا و بی نیازی است؛ یعنی ذاتی است که در هیچ جهتی به هیچ موجودی نیازمند نیست و به تعبیر قرآن «غنی» است؛ همه چیزبه او نیازمند است و از او مدد می‌گیرد و او از همه غنی است «یا اَیُّها النَّاسُ اَنتُمُ الفُقَراءُ اِلَی اللهِ و اللهُ هُوَ الغَنیُّ»78 و به تعبیر حکما واجب الوجود است.
و دیگر «اولیت» یعنی مبدئیت و منشئیت و آفرینندگی اوست. او مبدا و خالق موجودات دیگر است؛ موجودات همه «از او» هستند و او از چیزی نیست و به تعبیر حکما «علت اولی» است.
این اولین شناخت و اولین تصوری است که هر کس از خدا دارد. یعنی هر کس در مورد خداوند می‌اندیشد و به اثبات یا نفی، و تصدیق یا انکار می‌پردازد، چنین معنی و مفهومی در ذهن خود دارد که آیا حقیقتی وجود دارد که وابسته به حقیقتی دیگر نیست، همه‌ی حقیقت‌ها به او وابسته‌اند و از اراده‌ی او پدید آمده‌اند و او از اصل دیگری پدید نیامده است؟
توحید ذاتی یعنی این حقیقت«دوئی» برادر و تعدد پذیر نیستنند؛ مثل و مانند ندارد «لَیسَ کَمِثلِهِ شَی ءٌ»79 در مرتبه‌ی وجود او موجودی نیست «وَ لَم یَکُن لَهُ کُفُواً اَحَدٌ»80.
اینکه موجودی فرد یک نوع شمرده می‌شود، مثلاً حسن فردی از نوع انسان است و قهراً برای انسان افراد دیگری قابل فرض نیست. از مختصات مخلوقات و ممکنات است؛ ذات واجب الوجود از این معانی منزه و مبرا است.
و چون ذات واجب الوجود یگانه است، پس جهان از نظر مبدا و منشا و از نظر مرجع و منتهی یگانه است. جهان نه از اصل‌های متعدد پدید آمده و نه به اصل‌های متعدد باز می‌گردد؛ از یک اصل و از یک حقیقت پدید آمده «قُلِ اللهُ خالِقُ کُلِّ شَیءٍ»81 و به همان اصل و همان حقیقت باز می‌گردد«الا اِلَی اللهِ تَصِیرُ الاُمُورُ»82 و به تعبیر دیگر، جهان هستی، یک قطبی و یک کانونی و تک محوری است.
رابطه‌ی خدا و جهان، رابطه‌ی خالق با مخلوق یعنی رابطه‌ی علت (علت ایجاد) با معلول است، نه رابطه‌ی روشنایی با چراغ یا رابطه‌ی شعور انسانی با انسان. درست است که خدا از جهان جدا نیست. او با همه‌ی اشیاء است و اشیاء با او نیستند «هُوَ مَعَکُم اَینَ ما کُنتُم»83.
اما لازمه‌ی جدا نبودن خدا از جهان، این نیست که پس خدا برای جهان مانند روشنایی برای چراغ و شعور برای اندام است. اگر این چنین باشد خدا معلول جهان می‌شود و نه جهان معلول خدا؛ چون روشنایی معلول چراغ است نه چراغ معلول روشنایی. و همچنین لازمه‌ی جدا نبودن خدا ازجهان و انسان این نیست که خدا، جهان و انسان همه یک جهت دارند و همه با یک اراده و یک روح حرکت و حیات دارند. همه‌ی اینها صفات مخلوق و ممکن است، خداوند از صفات مخلوقین منزه است.84 «سُبحانَ رَبِّکَ رَبِّ العِزِّهِ عَمَّا یَصِفُونَ»85.
توحید ذاتی خود حداقل به چهار معنا به کار می‌رود:
الف- توحید در وجوب وجود؛ یعنی هیچ موجودی جز ذات مقدس الهی، واجب الوجود بالذات نیست.
ب-توحید به معنای بساطت و عدم ترکیب خداوند که خود دارای معانی فرعی است. برخی از آن معانی فرعی عبارتند از:
1-عدم ترکیب خداوند از اجزاء بالفعل
2-عدم ترکیب خداوند از اجزاء بالقوه
3-عدم ترکیب خداوند از ماهیت و وجود
4-عدم ترکیب

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد امیرالمومنین، امام صادق، آموزه‌های اسلامی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد توحید افعالی، قانون گذاری، وجوب وجود