دانلود پایان نامه ارشد درمورد مجازات اعدام، کتاب مقدس، کارل بارت

دانلود پایان نامه ارشد

بر منابعي نظير موعظههاي مسيح، احکام ده‌گانه و عهد جديد مبتني است و بنيان آن، دو اصل “بخشش” و “لطف الهي” ميباشد. 693
هرچند مسيحيت در وهله‌ي اول در پي تأسيس قواعد اخلاقي نيست، اما به مسائل اخلاق ميپردازد و نمي‌توان آن را از تلاش براي ايجاد يک زندگي شايسته‌ي انساني و فراهم کردن چنين زندگياي براي ديگران جدا کرد. از نظر مسيحيان، اخلاق و پرستش خداوند تفکيک‌ناپذير است و پيروي از خدا مستلزم اطاعت از خداست. اين اطاعت، مستلزم تلاش براي تحقق هدف خداست و اين به معناي تلاش براي تحقق عدالت و محبت در جوامع انساني است.694
آموزههاي مسيحي موجب شد فهمي ديگر از حق ، حقوق، سياست، قوانين و مقررات مدني پي افکنده شود که با ديدگاه يوناني- رومي تفاوت جدي داشت. مسيح گفته بود” من نيامدهام که به من خدمت کنند؛ بلکه آمدهام به ديگران خدمت کنم”. بر اين اساس در فرهنگ مسيحي فرمان روا بايد خادم باشد. در نتيجه، برخلاف سنت رومي، دولت ديگر منشا انحصاري حقوق نيست، بلکه بر عکس، فراتر از قوانين مدني و قرار دادهاي اجتماعي در مسييحيت قوانين خدايي و مطلق و غيرقراردادي مطرح است695
در تفکر مسيحي سه جريان اخلاقي وجود دارد که عبارتند از:1- اخلاق روستايي، که بر احکام ده‌گانه، اعمال و شعائر ديني و تعاليم اخلاقي مسيح تأکيد ميکند. بر اين اساس مسيح پيامبري قدسي شناخته مي‌شود که با وحي الهي انسانها را در زندگي هدايت مي‌کند. اين‌گونه بينش، روستايي خوانده ميشود؛ زيرا ارتباط بسيار اندکي با تفکر نظريِ پيچيده‌ي فلسفي دارد.696
2- اخلاق کليسايي، زماني شکل گرفت که کليساي کاتوليک علاوه بر نهادي ديني نهادي سياسي هم شد رهبران اخلاق کليسايي در بسياري از موارد که کتاب مقدس قانوني را صراحتاً بيان نکرده است، با توجه به تفسير خود راهکاري را برمي‌گزيدند.697
3- اخلاق پروتستان، در پي مهمترين اعتراض به شعائر مسيحي، که مخالفت مارتين لوتر، با کليسا بود، شکل گرفت. و اجراي آيينهاي مقدس را سبب دور شدن از خداوند ميدانست. هرچند او وساطت را نفي مي کرد، اما بر اين باور بود که بدون وساطت مسيح نميتوان حقيقت را درک کرد؛ زيرا هرکس بخواهد در درک حقيقت از عقل مدد بگيرد، در شکوه الهي منحل خواهد شد. قابل ذکر است که در اين اخلاق هيچ نظام اخلاقي استوار و ثابتي، شايع نشد. شايد اين گفته مبالغه نباشد که در ميان پروتستانها، تقريباً به عدد فرقه‌هاي پروتستاني اختلاف عقيده وجود دارد.698
الف- باورها در رشد
ميتوان اساس تمام نسبتهاي اخلاق مسيحي را که باعث رشد اخلاقي جامعه است، ” محبت” معرفي نمود. پل تيليش مي گويد: عشق بنياد مسيحت است. عشق بنيان‌کننده‌ي اصل اخلاقي است و البته تحقق آن مشروط به اين است که آدميان را به نحوي خلاق درک کند.699
مسيح آموزههاي عهد عتيق را پذيرفت، اما علاوه بر اين دستور‌العملها به شدت بر عشق تأکيد مي نمود. مسيح بر اين باور بود که قوانين يهودي روح عشق ندارند، و اين در حالي بوده که عشق را به گونهاي اساسي مؤثر دانست و اعتقاد داشت که عمل ديني بدون عشق تکراري خواهد بود. بدون عشق فعل از ارزش تهي است. خداوند بيآن‌که به نتيجه‌ي عمل بنگرد تنها نظارهگر عظمت عشق است که انسان را برميانگيزد؛ زيرا عاشق به فکر منفعت خويشتن نيست.700
فعل محبت‌آميز در اخلاق مسيحي فعلي است که فاعل در انجام آن به خود و خواستههايش نميانديشد، بلکه تنها رضايت او در گرو شادي و آرامش ديگري است. با نظاره به آداب اخلاق مسيحي مي توان به جاري بودن محبت در سراسر افعال و آموزههاي مسيحيت پي برد.
1- نسبت به خدا
در مسيحيت، هدف انسان پيوستن به خداوند شمرده ميشود و رستگارياش در آن است که غايات خويش را با اراده خداوند منطبق ساخته، و اسبابي که براي برخورداري از عنايت خويش مقرر داشته استفاده کند؛ انسان ترکيبي از بدن فاني و روح بود و موجودي عاقل و مختار به شمار ميآمد. مختار که جز پيروي از عقل و اطاعت از اراده خداوند وظيفهاي ندارد.
1) فيض
در اديان الهي خداوند وجود فياض مردم است وانسان تنها موجودي است که در پي شادي و سعادت است. سعادت يعني رسيدن به عنايت خداوند ودر مسيحيت او غايت در اتحاد عاشقانه معنا مي‌شود چرا که خدا نيز انسان را براي اين خلق کرده است تا همان شود که مدّ نظر اوست. پس فاصله‌ي بين خدا و انسان تنها با استعانت از لطف الهي از بين ميرود؛ زيرا اتحاد اراده با خداوند مستلزم تعالي است که بر اثر لطف او پديد مي‌آيد؛ از نظر اگوستين، انسان به حدي نيازمند لطف است که حتي براي دوست داشتن خدا نيز محتاج لطف اوست. انسان تلاش مي‌کند فقط با توان خود و بدون استمداد از لطف نجات‌بخش الهي زندگي کند؛ در اين صورت دچار گناه خواهد شد، اما با اختياري که دارد، ميتواند معتقد به نجات‌دهندهاي باشد و از لطف و رحمت او بهره‌مند گرد. انسان در اين‌که بخواهد مشمول لطف خدا گردد يا نه، مختار است. 701
در اين ديدگاه، انسان براي مورد لطف واقع شدن بايد تمام تلاش خود را به کار گيرد؛ او با رو آوردن به خدا ميتواند خود را خواهان اين لطف نشان دهد. او در پرتو فيض الهي بسياري از قوانين را چون نقشي بر انگشتر خود دارد؛ همچنان‌که در پرتو نور الهي حقايق نظري را درک ميکند، اصول عقل علمي را نيز به مدد فيض الهي درمييابد.702
از ديد يک مسيحي، اعتقاد به اين آموزه براي نجات انسان الزامي است؛ زيرا اراده‌ي ما ضعيف است و تنها لطف الهي ميتواند اراده را از سستي برهاند. فيض الهي به اراده‌ي انسان کمک ميکند تا با تمايلات دنيوي و فساد مبارزه کند. لطف مقدم بر اراده است. اختيار و لطف دو شرط اصلي رسيدن به خير هستند، اما نبايد از نظر دور داشت که آزادي اراده يا اختيار زماني ميتواند به کمال برسد و نجات‌بخش باشد که تابع لطف الهي گردد. 703
2) اميد
يکي از آموزههايي که هر دين ابراهيمي به آن ميپردازد، دل کندن از هر چيزي به غير خداست. در اديان الهي انسان نبايد به آن‌چه فاني و گذراست اميدوار باشد؛ زيرا پس از آن، نابودي او را فرا ميگيرد. پولس در نامه‌ي خود از مسيحيان ميخواهد که به ثروت و دارايي خود اميد نداشته باشند و به آن مغرور نشوند؛ زيرا دير يا زود از بين خواهد رفت. آنان بايد به خدا اميد بندند؛ زيرا هر آن‌چه لازم دارند، سخاوتمندانه به آنها عطا ميکند تا از آن لذت ببرند.704
پس در اين دين بايد خدا را شناخت، تنها به او اميد بست، تا او ياري گر شود؛ کارل بارت بر اين باور است که خداوند همواره وجودي است که فقط وقتي مي‌توان او را شناخت که خواسته باشد خود را آشکار کند؛ چنان‌که بيش از همه در وجود عيسي مسيح جلوه‌گر شده است. انکشاف و جلوه‌نمايي خداوند بر انسان و نه جست وجوي بشر در طلب خداوند، بايد سرآغاز الهيات باشد.705

3 ) مغفرت
تعاليم عيسي در مورد عفو و بخشندگي خداوند بخش بسيار مهمي از اعتقادات مسيحيت را تشکيل مي دهد .در مسيحيت گناه واقعيت داشته و عليه خدا، همنوعان و نيز خود انسان است.و تلاش مستمر عليه گناه، مبارزه و تلاشي است که که مسييحيان به آن دعوت شدهاند706
در مسيحيت، وجود فياض خداوند و عيساي خدا ، و يا هر يک از افراد بشر که خود را به مقام مورد رضايت خداوند برساند، قادر هستند افراد گناهکار را به سمت رضايت خداوند جذب کنند707 مسيح پيام خدا را اين ميداند که از گناهان خود توبه کنيد و نزد خدا باز گرديد؛ زيرا ملکوت خدا نزديک است.708
در آموزه‌هاي مسيحي آمه است که خداوند گناهان بندگان را نه تنها به شرط توبه شخصي ، بلکه به اين شرط مي پذيرد که شخص گنهکار نيز متقابلا از گناه همه کساني که به او بدي کردهاند و حتي دشمنان خويش بگذرد، زيرا خداوند نيز نسبت به همه رفتار خوب دارد709
ديدگاه مسيحيت در مورد عفو و بخشش خداوند، در اعمال و رفتار مسيح به خوبي نمايان است؛ در آموزه‌ها آمده است که، در شرايطي که حضرت عيسي مورد تحقير و اهانت بي مورد قرار گرفته بود و در حالي که در بالاي صليب رو به مرگ بود، در فکر دشمنان خويش بود و براي آن ها دعا مي کرد: ” اي پدر اين ها را بيامرز زيرا نميدانند چه مي کنند”710 ميتوان گفت اين روحيه عفو و بخششي که درمسيح مشاهده ميشود به تفسير شخصيت خداوند و رابطه فرزندي خود وي نسبت به برنامه خداوند براي نجات دنيا کمک کرده است711
ظاهرا تاثيري که مسيحيت از غفران خدا و اعمال مسيح پذيرفته به نوعي در آموزه‌هاي اعتراف و آمرزش کليسا جلوهگر شده؛ در نگاه مسيحيت يکي از آموزه هايي که خداوند براي امر غفران گنه کاران قرار داده اين است که؛ مقامات روحاني در مسيحيت مجازند از مومنان مسيحي اعتراف بگيرند و گناهشان را ببخشند. اين اجازه براساس اختياري است که عيسي به حواريون داده است. زمانيکه عيسي پس از مصلوب شدن، بدن خود رابه آنها نشان داد: ” روحالقدس را بيابيد . گناهان آناني را که بيامرزيد، براي ايشان آمرزيده شد و آناني را که بستيد ، بسته شد”712
2- در قبال خود
نگاه به انسان، يکي از ارکان توجهات آموزههاي ديني در مسيحيت است و از ديدگاههاي گوناگون به آن نظر شده؛ يکي از اين حيطه‌هاي نگاه آموزههاي ديني در بعد اخلاقيات فرد است چه نسبت به خودش و چه نسبت به ديگران. ما در اين مجال به اجمالي از آن توصيههاي انسان ساز و اجتماعآفرين اشاره خواهيم کرد.
2-1 خود آگاهي
مسيحيت واقعي نسبت به آدمي نگاهي الهي دارد و اعمال و رفتارشخصي هم در جهت نيل به سعادت طراحي شده اند؛ چرا که ” در مسيحيت ، انسان ها فرزند پدر آسماني به شمار مي آيند و در صفات اخلاقي خداوند شريک هستند، هر چند که به خودخواهيهاي فاجعهآميز، عدم اطاعت و فساد و تباهي نيز قادر هستند. آنها در مقابل خداوند مسئولاند که همنوعان خود را دوست داشته و به آنها خدمت کنند و براي زندگي سعادتآميز شخصي در کنار خدا و افراد ديگر در دنيا و خلق شدهاند713
حضرت عيسي، علاوه بر آن که از پيروان و متابعان خود ميخواست که خلوص کامل و تسليم محض را رعايت کنند، منتظر بود که وظايف اخلاقي خود را مافوق تمام مسايل و حوايج اجتماعي و مدني تشريفاتي قرار بدهند. بر همين اساس بود که نسبت به فرقه فريسيان انتقاد شديد مي کرد و بر آنها عيب مي گرفت و مي گفت که اين طايفه در بعضي امور ناشايست به روشني مقصرند و خودپسندي و کرار بد در ايشان است714
در جاي جاي تعاليم عيسي ع) گرايش به باطن براي خودشناسي ، براي رسيدن به اعتلا مشاهده مي شود؛ ناس، اعتقاد دارد، يکي از کارهايي که عيسي بدان دست زد عبارت بود از اينکه، در سراسر مبادي اخلاقي او، اين بود که پيروان خود را از امور ظاهر به سوي امور باطني متوجه سازدو مبادي وجداني رواني فرد را که مبتني بر تمايلات روحاني باشدف جنشين تظاهر و رياکاري کند. زيرا توجه به رسوم و آداب طاهري طبق شريعت يهود، محمود و پسنديده بود715 از اين رو تاکيد مي کرده است که: ” هر که يکي از اين صغار را که به من ايمان ارند لغزش دهد او را بهتر مي بود که سنگ آسيايي بر گردنش آويخته، در قعر دريا غرق مي شد. واي بر اين جهان به سبب لغزش ها زيرا که لابد است از وقوع لغزش ها ليکن واي بر کسي که سبب لغزش شود”716به نظر او ضايع ساختن روح اخلاقي ديگران از بزرگترين جنايات و گناهان است.
2-2 حق دانستن مجازات
از آنجا که مسيحيان در جامعه زندگي ميکنند، مشمول قوانين مدني ملي و بين المل هستند. قوانين براي خير جامعه به عنوان يک کل وضع ميشود و عدم رعايت آآن مستوجب عذاب است. گاهي در شرايطي مسيحيان احساس ميکنند وطيفه دارند از قانون سرپيچي کنند اما مجازات را حق ميدانند….لازم است مسيحيان همواره مراقب باشند که مجازات منصفانه و متناسب با گناه باشد. مجازات نبايد بر جامعه يا بر متخلف اثري ترديدي داشته باشد. مثلا مسيحيان با مجازات اعدام مخالفند، زيرا به نظر آن ها جامعه را تا سطح مجرم تنزل ميدهد، و در عين حال جايي براي تصحيح شتباهات احتمالي قضات و هيات منصفه ، باقي نميگذارد717
شايد تصور بر آن باش که، چون مسيحيت ديني است

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد مسيحي، خويش، مسيحيت، تقدير Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد عشق و محبت، کتاب مقدس