دانلود پایان نامه ارشد درمورد مالکیت فکری، قوانین موضوعه، حقوق مالکیت فکری، حقوق مالکیت

دانلود پایان نامه ارشد

و حق اختراع را به مفهومی که در قوانین موضوعه جدید از آن تعریف شده است و آثاری که بر آن مترقب می نامند حقیر نتوانسته ام با احکام و نظارات اسلامی تطبیق نمایم واز عقود و معاملات هم نیز بتوانیم بگوییم مشمول  اطلاقات یا عموم بعض ادله مثل اوفوابالعقود است … در زمان شارع مقدس علیه السلام هم تالیف و اختراع و ابتکار بوده اما برای مولف و مبتکر و مخترع و محقق ، حقی اعتبار نمی شده و شارع هم اعتبار نفرموده است و به عبارت اخری ، بنابر بر عدم اعتبار بوده …، بنا علی شیی ما ذکر مشروعیت حقوق مذکور را ثابت نمی دانیم و هر چند ترتیب برخی از اثاری که بر این حقوق مرتبط میگردد ، به طور شرط در ضمن عقد امکان پذیر است، اما مقاصد مهمی را که ارباب دعوی این حقوق دارد با شرط نمی توان تامین کرد راهی که تا حدی می توان بغض اغراض صحیحی را که در اعتبار این حقوق در نظر است فراهم سازد این است که فقیه جامع الشرایط که بر حسب ولایت باید مصالح عامه را در نظر بگیرد به طور موردی نسبت به هر اختراع یا طبع یا تالیف ،طبع یا تقلید از آن اختراع یا تالیف را تا مدت معینی محدود نماید . اصل حق مولف را حقوق شرعی و در نتیجه در داخل کشور حقوقی لازم الرعایه دانسته اند، منتهی الحاق ایران به کنوانسیونها یا معاهدات در زمینه ی حق مولف را مغایر با مصالح وقت نظام جمهوری اسلامی ایران را اعلام کردند3»
به این ترتیب مشاهده می شود که یافتن مفهوم حقوق مالکیت فکری و جایگاه این مبحث در بین فقه هایی که از نظریت و ارای موافق و مخالفی در این زمینه برخوردارند بسسیار دشوار می نماید.
گفتار دوم:
تعاريف مال در حقوق ایران
ماده 11 قانون مدني مال را به منقول و غيرمنقول تعريف كرده و شق ديگري براي آن قائل نشده است. در مواد 12 تا 22 قانون مدني كه از مصاديق و تعاريف اموال غيرمنقول و منقول صحبت به ميان آمده، ذكري از حقوق مالكيت فكري به عنوان مال نشده است. لذا لازم است كه براي روشن شدن موضوع به تعاريف مال و مالكيت فكري از نظر حقوقدانان اشاره‌اي به عمل آيد تا امكان نتيجه‌گيري فراهم گردد.
مال
در فرهنگ لغت ، كلمه property از عبارت (Intellectual Property Rights) به معاني «دارايي، مال، حق مالكيت، مايملك، ملك»4 و «دارايي، مال، خاصيت، صفت خاص، قوه مخصوص، استعداد، كيفيت، وسيله، اسباب كار، آلت دست و حق مالكيت»5 آمده است. از ميان معاني فوق كلمات «مال» و «مالكيت» معادلي مناسب‌تر بوده و قرابت بيشتري با عبارت حقوق مالكيت فكري دارد.
برخي از حقوقدانان معتقدند كه مال آن چيزي است كه قابل استفاده باشد و در ضمن ارزش مبادله اقتصادي نيز داشته باشد. بنابراين نظر، مال هميشه داراي ارزش اقتصادي است و قابليت تقويم دارد و فرق آن با شئ در همين جاست زيرا شئ ممكن است ارزش اقتصادي داشته يا نداشته باشد. اما مال آن چيزي است كه ارزش اقتصادي دارد و اين مال لزوماً شئ مادي نيست بلكه حقوقي نيز كه ارزش مادي داشته باشد، مال محسوب مي‌شود. از اين رو حق مخترع و مؤلف نسبت به آثار خود نيز اموال محسوب مي‌گردد و قابليت تقويم دارد. در نتيجه علي‌رغم تقسيم سنتي حقوق به حقوق عيني و حقوق ديني شاخه سومي را نيز مي‌توان تحت عنوان حقوق فكري بدان افزود. حقوقي كه موضوع آن شئ مادي نبوده بلكه فعاليت فكري و معنوي دارنده آن را تحت پوشش قرار مي‌دهد و به دارنده آن اجازه مي‌دهد كه از حق خود آن گونه كه مي‌خواهد استفاده كند.6
به اعتقاد يكي از صاحب‌نظران، در عصر حاضر به دليل تحولات فراواني كه روي داده است ديگر نمي‌توان حقوق مالي را بنا بر تعريف كلاسيك به حقوق عيني و ديني منحصر كرد بلكه حق ديگري نيز تحت عنوان حقوق معنوي مطرح است و از لحاظ انحصاري بودن با مالكيت شباهت دارد اما برخلاف حقوق عيني موضوع آن شئ مادي نيست. مثل حق مؤلف بر نوشته‌هايش. فلذا مي‌توان حق مالي را به سه دسته عيني، ديني و معنوي تقسيم كرد. 7
ماده 11 قانون مدني اموال را به منقول و غيرمنقول تقسيم كرده است و نامي از اموال فكري نبرده است. لذا به نظر مي‌رسد كه هنوز نمي‌توان با توجه به عقايد پيش گفته از دست آورد فكري مبدع و مخترع تحت عنوان مال به مفهوم عمومي شئ (كه صرفاً به اموال مادي و بنابر تعريف قانون مدني بر اموال منقول و غيرمنقول اطلاق دارد) ياد كرد؛ اما با توجه به نظريه حقوقدانان ياد شده، شايد بتوان به دليل قابليت تقويم و داد و ستد، از آن به عنوان حق مالي كه مصداق‌هاي غيرمادي مثل حق كسب و پيشه، حق مخترع يا مؤلف را پوشش مي‌دهد، نام برد و رابطه اعتباري مالكيت را در چهارچوب مشخصي به آن نسبت داد.
در اينجا شايان ذكر است، با توجه به ارتباط حقوق مالكيت فكري با دنياي تجارت و ظهور اين حقوق در اين حوزه، بدون تجاري‌سازي حقوق مالكيت فكري، ارزش مادي آن را نمي‌توان كسب كرد. در حوزه تجارت هر آنچه را كه بتوان مبادله كرد و براي آن ارزش مادي و قابل تقويم قائل شد، كالا نام داده‌اند؛ بنابراين شايد بتوان از مصاديق حقوق مالكيت فكري تحت عنوان كالا نيز ياد كرد. كالا، هم شامل كالاي مادي، مثل هر چيز قابل لمس و قابل خريد و فروش مانند، غذا و پوشاك و غيره و هم شامل كالاي غيرمادي، چون، خدمات كه ظهور مادي آن فوري نباشد و يا اساساً ظهور مادي نداشته باشد، مي‌گردد. اما هيچ يك از اين تعاريف هنوز نهادينه نشده است و در حد نظريه باقي است.
مالكيت
وقتي از رابطه هر پديدآورده‌اي، اعم از مخترع، پرورش دهنده گياهان جديد، محقق و مؤلف و نويسنده و هنرمند با آثار پديدآمده آنها، به عنوان حق مالي و رابطه مالكيت ياد مي‌كنيم؛ بايد مفهوم و حدود آن را در نظام حقوقي تبيين و روشن كنيم. تعريف‌هاي متعددي از مالكيت وجود دارد كه در مفهوم، قرابت و نزديكي زيادي با هم دارند اما در خصوص حقوق مالكيت فكري تعاريف موجود به طور كامل پاسخگو نبوده و انطباق تام ندارند. از جمله در تعاريف ذيل:
1) مالكيت، رابطه‌اي اعتباري است كه بين شخص و شئ مادي تصور مي‌شود. و در اصطلاح حقوقي، مالكيت حقي است دائمي كه به موجب آن شخص مي‌تواند در حدود قانون، تصرف در مالي را به خود اختصاص دهد و به هر طريق كه مايل است از تمام منافع آن استفاده ببرد، با توجه به حدود و شرايط مندرج در ماده‌هاي 308 و 1329 قانون مدني و اصل 4010 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران.11
2) «مالكيت حق استعمال و بهره‌برداري و انتقال يك چيز به هر صورت است، مگر در مواردي كه قانون استثناء كرده باشد. (ماده 30 و 31 قانون مدني)» 12
3) و به تعبير ديگر «مالكيت مهم‌ترين حق عيني است و عبارت از رابطه‌اي است بين شخص و شئ كه به وي حق همه گونه تصرف و انتفاع را مي‌دهد. مالكيت حقي است مطلق و انحصاري؛ زيرا به صاحب آن اجازه مي‌دهد هر گونه تصرفي در مال خود بكند و هر نوع بهره‌اي از آن ببرد، مگر آنچه به موجب قانون استثناء شده باشد. (ماده 30 قانون مدني) اين قاعده در فقه قاعده تسليط13 نام دارد».14
در تعريف نخست، مالكيت رابطه‌اي اعتباري بين مالك و شئ مادي و نيز حقي دائمي قلمداد شده است. اما در تعريف حقوق مالكيت فكري، رابطه پديد آورنده با اثر خلق شده رابطه شخص و شئ نيست اگرچه از نتايج آن ممكن است شئ مادي به عمل آيد اما در واقع اصل، فعاليت فكري و اثر پديد آمده از فكر خلاق در اين حوزه است تا مالكيت بر شئ مادي، اگر يك مخترع يا مبدع ايده و اثر فكري خود را به مرحله توليد نرساند ظهور مادي پيدا نمي‌شود. اما در همان حال نيز او صاحب آن اثر فكري است و مي‌تواند آن را بدون اينكه به توليد برساند به ديگري واگذار و منتقل نمايد. بنابر تعريف ياد شده رابطه مالكيت دائمي است. اما در حقوق مالكيت فكري محدوديت زماني، در بعد منافع مادي حاكم است. ممكن است بنا به جهاتي حتي بسيار زودتر از موعد مقرر يك اختراع به حوزه عمومي وارد شود و از نظر مادي از مالكيت مخترع خارج گردد. اگرچه از نظر معنوي اختراع براي هميشه به نام وي ثبت مي‌گردد. پس در تعريف نخست به جهت دو تناقض مورد اشاره امكان انطباق تعريف بر حقوق مالكيت فكري وجود ندارد.
اما در تعريف دوم و سوم به لحاظ اينكه به دائمي بودن حق، اشاره‌اي نشده است و صرفاً موارد برشمرده شده در قانون را از عداد استثناء بر اصل قلمداد كرده، انطباق بيشتري وجود دارد. اما ابهامي كه در اين تعاريف وجود دارد اشاره به رابطه مالكيت بين شخص و شئ مي‌باشد. شئ علي‌القاعده بر اجسام مادي اطلاق دارد و بر آثار فكري منطبق نيست. لذا از اين جهت قابل نقد مي‌باشد. اما از حيث انحصاري و مطلق بودن حقوق مالكيت فكري با مالكيت عيني شباهت تام دارد. همان طور كه در تعاريف فوق مورد اشاره قرار گرفته، حق مالكيت حقي مطلق و انحصاري است اما اين اطلاق و انحصار به موجب قانون داراي قلمرو و حدودي نيز هست. در واقع در نقاطي كه حقوق خصوصي افراد با يكديگر و نيز حقوق خصوصي افراد با حقوق عمومي جامعه تلاقي دارد، خطوط قرمز ترسيم شده است. اگر قاعده تسليط مالكيت انحصاري مالك بر مالش را مورد تأييد قرار مي‌دهد، در جاي ديگر و مطابق قاعده «لاضرر»15 براي آن چهارچوبي مشخص و توسط قوانين و مقررات اين خطوط را پررنگ‌تر مي‌نمايد.
مالكيت فكري
در تعريف از مالكيت عيني، دائمي بودن رابطه مالكيت، انحصاري و مطلق بودن حق مالك بر مال خود و نيز برقراري رابطه مالكيت بين مالك و شئ مادي را مطرح كرديم و در نقد تعاريف مالكيت عيني، مورد اشاره قرار گرفت كه به خاطر شرايط حاكم بر مالكيت فكري تعاريف مذكور را نمي‌توان بر اين مفهوم و تأسيس حقوقي منطبق نمود و به ناچار بايد جرح و تعديلي را بر آن روا داشت.
به نظر نگارنده، همان طور كه در توضيح مفهوم مالكيت عيني مورد اشاره قرار گرفت تفاوت‌هايي بين مالكيت عيني و مالكيت فكري وجود دارد كه در مجموع به شرح ذيل است:
1 ـ موضوع مالكيت عيني، شئ مادي است ولي موضوع مالكيت فكري، اثر فكري و پديده غيرمادي است. 16
2 ـ مالكيت عيني دائمي است و تا زماني كه مورد نقل و انتقال واقع نشده حق مالكيت، متعلق به مالك است و زماني كه منتقل شد براي انتقال گيرنده به همين نحو، مالكيت، دائمي است. اما در مالكيت فكري اعم از مالكيت صنعتي و ادبي و هنري، حقوق مادي مالك بر اثر فكري خود براي يك دوره معين خواهد بود؛ حتي در صورت انتقال نيز اين حقوق مادي افاز يش پيدا نمي‌كند و پس از گذشت مدت مزبور حقوق مادي اثر به حوزه عمومي منتقل مي‌گردد.
3 ـ در مالكيت عيني، مالك يك نوع حق عيني بر مملوك دارد. ممكن است مال مثل يك ماشين داراي ارزش مادي و قابل تقويم باشد و امكان داد و ستد آن فراهم و يا ممكن است از نظر مادي براي مالك و ديگران فاقد ارزش مادي باشد و قابليت داد و ستد نداشته باشد؛ مثل عكس خانوادگي و يا تصوير گذشتگان و نزديكان، اما براي دارنده آن واجد ارزش معنوي و حرمت باشد. در حالي كه در حقوق مالكيت فكري به طور مجزي دو نوع حقوق مادي و معنوي براي پديدآورنده وجود دارد كه حقوق مادي قابليت واگذاري دارد؛ مثل حق و امتياز مادي يك اختراع، اما حقوق معنوي قابليت واگذاري ندارد و به طور الي‌الابد و دائم به پديدآورنده تعلق دارد؛ مثل شاهنامه كه براي هميشه به نام فردوسي خوانده شده و خواهد شد.
به علت تفاوت برداشت انديشمندان و عدم دستيابي به يك تعريف جامع و مانع از حقوق مالكيت فكري در غالب معاهدات بين‌المللي به طور صريح و روشن به تعريف اين حقوق پرداخته نشده است بلكه اغلب به ذكر مصاديق بسنده گرديده؛ مثل بندهاي دو و سه ماده يك كنوانسيون پاريس راجع به حمايت از حقوق مالكيت صنعتي و يا بند هشت ماده دو كنوانسيون تأسيس سازمان جهاني مالكيت فكري، با توجه به توسعه رواز فزون قلمرو تحت پوشش حقوق مالكيت فكري از جمله در حوزه زيست فناوري، اخلاق زيستي، جنبش نرم‌افاز ري و غيره، عدم ارائه يك تعريف مشخص را مي‌توان نقطه مثبتي براي آن تلقي نمود؛ زيرا كه اين وضعيت راه توسعه در دامنه شمول را بازگذارده و از ورود مصاديق جديد به اين قلمرو جلوگيري نخواهد كرد.
علي‌رغم نبود اجماع در تعريف حقوق مالكيت فكري، يك خصوصيت مشترك را براي همه مصاديق آن مي‌توان ذكر كرد؛ و آن صفت بازدارندگي و سلبي بودن آنهاست. يعني همه مصاديق

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد مالکیت فکری، حقوق مالکیت، حقوق مالکیت فکری، مالکیت صنعتی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد حقوق مرتبط، حق ثبت اختراع، حل و فصل اختلافات، توسعه خود