دانلود پایان نامه ارشد درمورد قضا و قدر، اراده آزاد

دانلود پایان نامه ارشد

ابوحنيفه و سفيان سوري که در آن زمان در مسجد حلقه زده بودند نگريست و فرمود : اينهايند کساني که بدون هدايت از جانب خدا و سندي آشکار ، از دين خدا جلوگيري مي کنند. همانا اين افراد خبيث اگر در خانه هاي خود بنشينند ، مردم به جستجو افتند و چون کسي را در نيابند که از خدا و رسولش به آنها خبر دهد ، نزد ما آيند تا ما از خدا و رسولش به آنها خبر دهيم.”…439
مشکل اساسي در فهم دين اين بود که متفکران ، دانشمندان و بزرگان عالم اسلام ، به علت دوري از معارف اهلبيت (ع)، توان برداشت صحيح و مطابق با واقع از آموزه هاي اسلامي را نداشته ، مسائل داراي اهميت کمتر را به جاي با اهميتتر ميپنداشتند. امام خمينى در همين باره ميگويد: “اکنون ببينيم که چه گذشته است بر کتاب خدا؛ اين وديعه الهى و ما ترک پيامبر اسلام (ص )، مسائل اسف انگيزى که بايد براى آن خون گريه کرد، پس از شهادت حضرت على (ع ) شروع شد. خود خواهان و طاغوطيان ، قرآن کريم را وسيلهاى کردند براى حکومت هاى ضد قرآنى ، و مفسران حقيقى قرآن و آشنايان به حقايق را که سراسر قرآن را از پيامبر اکرم دريافت کرده بودند … هر چه اين بنيان کج به جلو آمد کجىها و انحراف ها افزون شد، تاآن جا که قرآن کريم را – که براى رشد جهانيان و نقطه جمع همه مسلمانان بلکه عائله بشرى ، از مقام شامخ احديت به کشف تام محمدى (ص) تنزل کرد .. و مع الاسف به دست دشمنان توطئه گر و دوستان جاهل ، قرآن اين کتاب سرنوشت ساز، نقشى جز در گورستان ها و مجالس مردگان نداشت و ندارد، و آن که بايد وسيله جمع مسلمانان و بشريت و کتاب زندگى آنان باشد وسيله تفرقه و اختلاف گرديد و يا به کلى از صحنه خارج شد440
با توجه به آن که پويايى اسلام ، از پويايى دستورهاى قرآن ناشى م شود، کنار نهادن اهلبيت به عنوان مفسرين وافعي قرآن، عملا به کنار گذاشتن قرآن انجاميدو اين کار، چيزى جز کنار گذاشتن اسلام و متروک ساختن آموزههاي واقعي در اثر تحريف آموزه ها آن نبود.
3- اعتقاد به کفايت محبت اهل بيت
بر اثر تلقي نادرست از مفهوم محبت و ولايت اهل‌بيت (ع) برخي بر اين گمان شدند که محبت اهل‌بيت (ع) اکسيري جامع است که به هيچ ضميمه‌اي نياز ندارد و محبت اهلبيت براي عاقب به خيري کافي است؛ و پيدا است که اگر شخصي در آموزه‌هاي ديني به چنين باوري برسد که تنها راه نجات، محبت قلبي اهل‌بيت (ع) بوده و با داشتن يا ادعاکردن چنين محبتي هر کاري براي او روا است، ديگر به هيچ روي نمي‌توان پايبندي به شريعت با انجام کامل واجبات و ترک محرمات را از او انتظار داشت. در اين باره شهيد مطهري مي‌گويد: “…..مسأله ولايت و امامت طرز فكر ما به صورت عجيب و معكوس درآمده‏ است . آيا اين عجيب نيست كه ما مقتداياني مثل اهل بيت پيغمبر داشته‏ باشيم ..آنگاه بجاي اينكه وجود اين پيشوايان ، محرك ما و مشوق ما باشد به عمل‏ ، وسيله تخدير ما و تنبلي ما و گريز ما از عمل شده است . تشيع و دوستي‏ اهلبيت پيغمبر را وسيله قرار داديم براي اينكه از زير بار اسلام‏ بيرون بيائيم . حالا ببينيد اين فكر چقدر مسخ شده است ! اين حقيقت عالي‏ به شكل منكوس در فكر ما وارد شده ، در ما نتيجه معكوس داده ، وسيله‏ تنبلي شده ، وسيله هيچ كار نكردن با انتظار اينكه همه كارها را مولي كرده‏ ، در قيامت هم مولي مي‏كند . “441
اما بايد معناي حديث را دانست زيرا محب هيچ‌گاه مخالف رضاي محبوب خود عملي را مرتکب نمي‌شود؛ پس گمان نبر کسي بگويد: “من علي را دوست دارم و او را ولي خود مي‌دانم، آن‌گاه در معاصي غوطه‌ور شود و از آخرت و عذاب آن بيم نداشته باشد. نه هرگز چنين نيست”442 گر چه برخي نيز از اساس، صحت اين حديث را مردود دانسته‌اند.443 طريحي پس از نقل اين روايت، در رد اين گونه عقايد چنين مي گويد:
” ظاهراً مقصود از محبت، محبت کامل است که بدان ساير اعمال افزوده مي‌شود؛ زيرا ايمان کامل حقيقي همين است؛ اما غير از آن ]= يعني ايمان بدون عمل[ ايمان مجازي خواهد بود”444
4- جبرگرايي
مراجعه تاريخي به آموزهاي انحطاط دهنده در اسلام ما را با اين واقعيت مواجه ميسازد که؛ هيچ اعتقادي در بين مسلمين مانند عقيده پيدا کردن به جبر تحريف شده، در انحطاط جامعه مسلمان و ايجاد خلق و خوي کسالت و عزلت گزيني مانند جبر عمل نکرده است. با نگاهي به تاريخ جبرگرايي متوجه دو گرايش مختلف به جبر ميشويم. عده اي بناي عقيده بر آن گذاشتند و سررشته پيشآمدها و حوادث عالم را در ارادهاي بيرون از مجموعه عوامل طبيعي جستجو نموده و همه وقايع را محتوم و محکوم آن مشيّت مي دانند، و براي انسان هيچ فعليت استقلالي قايل نيستند. وعده اي هم بودند که از اين آموزه به شکل ابزاري استفاده وبراي مطامع خود مورد سوئ استفاده قرار دادند و به تبليغ آن پرداختند.
آيات و روايات، در تعابير اسلامي، انسان را موجودي نيازمند معرفي کرده و خداوند در سوي ديگر موجودي غني.445 سوء برداشت از اينگونه مفاهيم الهي باعث شده که کساني از خود سلب اختيار کرده و کارها را همه در دست تقدي واگذار کنند
مختار بودن يا نبودن انسان در حوز‌? تفکر اسلامي ـ در وجه فلسفي و کلامي آن ـ در قالب دو اصطلاح “اختيار و جبر” مطرح شد و در اواسط دوره بني اميّه، اين مسأله (اختيار و جبر) علاوه بر جنبه‏هاي کلامي و فلسفي، اهميت سياسي نيز پيدا کرد؛ زيرا نظريه‏هاي مدافعان اختيار و آزادي بشر که انسان را داراي اراده آزاد و در کارهاي خود توانا مي‏دانست، خطري براي فرمانروايان بني اميّه به شمار مي‏رفتند.
معتزله معاويه را به بنيانگذار عقيد? جبر در عالم اسلام اعلام کرده اند؛446 به عقيده آقاي جعفريان، اين عقيده ريشه در جاهليت داشته اما با بروز امويان به اين عقيده دامن زده شده است و حتي در زمان عثمان نيز وقتي مردم به او اعتراض مي‌کردند، عثمان گفت: لباسي را که خداوند به وي پوشانده، از تن خود به درنخواهد آورد447
نخستين کسى که انديشيد، ارادهى خدا در افعال انسان در خير و شر و زشت و زيبا تعلق گرفته است، معاويه بود.448 از معاويه نقل شده است که مي گفت: عمل و کوشش هيچ نفعي ندارد چون همه کارها به دست خداوند است.449در تاريخ نقل شده، هنگامى که معاويه، يزيد را به عنوان جانشين خود معرفى کرد، در پاسخ به اعتراض برخى صحابه، از جمله عايشه گفت: “خلافت يزيد تقدير الهى است و بندگان در امور خود اختيارى ندارند”.450 يزيد نيز در اولين خطبه خود گفت: پدرم بنده اي از بندگان خدا بود، خداوند او را اکرام کرده خلافت را به او بخشيد…. و اکنون نيز خداوند اين ملک را به عهده ما نهاده است451
امويان به خاطر مطامع سياسي، طرفداري جبر را ميکردند و براي از ميان برداشتن افکاري بر خلاف جبرگرايي، دست به هر اقدامي ميزدند. چنانکه “معبد جُهَني” که از مخالفان نظريه جبر بود در سال 70 هجري به فرمان خليفه “هشام بن عبدالملک” کشته شد. پس از او “غيلان بن مسلم دمشقي” و “جَعد بن درهم” نيز به خاطر دفاع از آزادي اراده انسان، به دست خالد بن عبدالله قسري، والي عراق و خراسان کشته شدند.452 و تحت با شعار قرار دادن همين آموزه انحرافي به جنگ به امام حسين پرداختند و قدرت خود را از سوي خداوند قهري اعلام کردند و همچنين شهادت امام حسين را جبري معرفي کردند که خودشان در ان جنايت ،اختياري از خود نداشتهاند
تاثير مخرب اين تفسير از جبر و اختيار، باعث سلب هرگونه تحرک، در تمامي زمينهها، چه فردي و چه در زمينههاي اجتماعي و سياسي جامعه گرديد؛ زماني که اين فکر ترويج شد ، همه قايلان به چنين انديشهاي افعال خود را بياختيار ميديدند و سران حکومت را در واقع خواست الهي دانسته و بودن آن ها را در آن جايگاه، قهري به حساب مياوردند
آيات زيادى از قرآن جبرگرايى را باطل مى داند (إِنَّ اللَّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْم حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ)453 و (ظَهَرَ الْفَسَادُ فِى الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ أَيْدِى النَّاسِ)454
توجه کنيم که، قضا و قدر الهي غير از مسله جبر و اختيار است. در اسلام قضا و قدر امر مسلمي است و هيچ منافاتي با اختيار ندارد. سرنوشت انسان در دست خود اوست و به همين جهت پاداش يا مجازات بر افعال ارادي انسان مرتب است. چنين ديدگاهي وسعت نظر عميق به انسان ميدهد و موجب مي شود از ديگر اصول چشمپوشي نکنند455
بايد متذکر شد که در آغاز حکومت اسلامي، برداشت از خلافت به معناي جانشيني پيامبر بود، ولي کم کم معناي خلافت الهي به خود گرفت و تطبيق به آيه خلافت داوودي گرديد456
گفتار دوم: باورهاي اخلاقي
اخلاق، دامنه بسياري از رفتارها را در خود ميگيرد و با توجه به اين که کردارها و رفتارها به نوعي ويتريني براي نمايش فرهنگ يک جامه به حساب ميآيد؛ بنابراين مهمترين عامل معرفي فرهنگ يک جامعه ميباشد؛ و از سطح فرد تا اجتماع را در بر ميگيرد؛ آن چه در تاريخ از رفتارهاي و نقل قولهاي مسلمين آمده، مسلمانان در اين عرصه دوران شکوهمندي را پشت سرگذاشته اند ؛ و به دليل نفوذ و سبقه ديني اين گونه رفتارها هنوز هم بسياري از آن رفتارها پيروان ساير اديان را تحت تاثير خود قرار مي دهد.
دامنه آموزه‌هاي اخلاقي مسلمين از از رعايت اخلاق بندگي، رفتار با خود، ديگران و حتي محيط زيت را در بر ميگيرد. لذا با مروري با آموزه هاي اسلامي شاهد تنوع فراوان آموزه ها در هر يک از حيطه هاي دکر شده خواهيم بود؛ و ما ناچارا در اين مجال به ذره اي از آن آموز ها اخلاقي خواهيم پرداخت:
1-در قبال خدا
برخي از انديشمندان مسلمان با الهام از معارف قرآن، متعلق مسوليت اخلاقي انسان را در درجه نخست خداوند متعال معرفي کرده اند که هستي انسان و همه موجودات به دست اوست. خداي متعال که مالک اصلي همه مخلوقات است، حق دارد از آن ها در باره وظايفشان، سوال و بازخواست کند. ساير متعلقات مسئوليت نيز در حقيقت ريشه در وظيفه انسان در قبال خداند دارد457
1) شناخت خدا
همان طورکه ايمان به توحيد الهي، مرحله اول براي مسلمان شدن است، نخستين وظيفه مومن نيز شناخت ذات اقدس حق است، و بيبصيرتي به اين حقيقت وجداني، منشا هرگونه جهل و بيبصيرت است. چنين انساني به نداي که در فطرتش قرار داده شده گوش مي سپرد و به صدايي و را به سوي خدا مي کشاند گوش مي کند؛ انسان بايد بداند هيچ حقي از آن خود ندارد؛ هرگاه او تکاليفي را که بر اساس ميثاق پيش گفته با خداوند بر عهده دارد، ادا نماييد خداوند حقوقي به وي عطا خواهد کرد. بنابراين ميثاق ، به انسان نيروي بالفعل و بالقوه و امکاناتي عطا شده که در وضع بشر مشهود است، اما تکاليفي که به ازاي اين عنايت در قبال خداوند دارد نيز در اين ميثاق مشخص است. اين تکليف اولا شامل اقرار به وحدانيت الهي، انجام اعمال عبادي و عملکردن به مسووليت‌هاي خليفه‌الهي بر روي زمين است.458
شناخت و آگاهي از اسرار خداوندي “از طريق تعليمات ديني امکان پذير است، ..و محال است وجود حق تعالي توسط غير او شناخته شود پس او خود دليل و راهنماي وجود خويش است، يعني خدا را بايد از طريق آموزشهاي ديني شناخت”459 و سرانجام دين کاملکننده دنيا و آخرت او خواهد بود.
2) عبادت و پرستش
بيگمان در مقابل نعمت هاي بي شمار آن خالق کمترين کاري که از بنده برميآيد عبادت است و عبادت و پرستش خداوند است و بر دو چيز استوار است
الف- پرستش به خاطر شکرگزاري از نعمت هاي فراوان که به ما ارزاني داشته است همانگونه که رسول خدا در اعتراض کسي که به وي گفته بود شما را با آن همه جلالت مقام ديگر نيازي به عبادت نيست؛ فرمود” الا اکون عبدا شکورا”460
ب- عبوديت به خاطر اين که ذات مقدسش شايسته و مستحق پرستش است . چنان که اميرالمومنين ميفرمايد : الهي ما عبدتک خوفا من نارک و لا طمعا في جنتک بل وجدتک اهلا للعباده فعبدتک”461 به عبارت ديگر يکي از اهداف وحي، آموزش کيفيت پرستش است، تا از نوع پرستش که شايسته مقام ربوبي نيست جلوگيري به عمل آورد، لذا در تمام شرايعع سخن از نماز و روزه و حج و…آمده است و با اختلافي که در اجرا و شرايط آن است به آن

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد فرهنگ و تمدن، رسول خدا (ص)، مسجد الحرام Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد امر به معروف، امام صادق، احساس غربت، بهداشت روان