دانلود پایان نامه ارشد درمورد قدرت بازار، تابع تقاضا، مصرف کنندگان، مصرف کننده

دانلود پایان نامه ارشد

سازی سود: هدف بنگاه‌ها در این نوع بازارها ماکزیمم سازی سود است. این در حالتی اتفاق می افتد که هزینه‌های حاشیه ای بنگاه‌ها با درآمد حاشیه ای آنان برابر است و آنها نیز برابر قیمت محصول هستند. به همین دلیل است که در این نوع بازارها هیچ بنگاهی نمی‌تواند سود اقتصادی کسب کند.
محصولات همگن: در این نوع ساختار بازار، ویژگی‌های همه محصولات داخل بازار با تغییر عرضه کنندگان، تغییر نمی‌کند و فرض می‌شود که همه عرضه کنندگان، محصولاتی با ویژگی‌های یکسان عرضه می کنند.
عدم وجود تبانی و سازش: در این بازار، هیچ گونه تبانی و سازشی میان تولیدکنندگان و یا میان مصرف کنندگان وجود ندارد که این موضوع، به دلیل کثرت آنها در این بازار است.
در این نوع بازار، فرض بر این است که هر بنگاهی، با دسترسی آسان به تکنولوژی تولید محصول، می تواند سریع و راحت به این بازار وارد شود. در واقع این ویژگی است که موجب می‌شود امکان رخ دادن هیچ گونه سازش و تبانی در این نوع بازار وجود نداشته باشد. همچنین این ویژگی باعث می شود، هیچ بنگاهی در این نوع بازار، قدرت بازار نداشته باشد.
در این نوع بازار، به جز موارد کالاهای عمومی و اثرات جانبی هرگونه تعادل در بازار رقابت کامل، بهینگی پرتو را داراست. به عبارت دیگر در این حالت، هرگونه افزایش مطلوبیتی برای هر مصرف کننده بدون کاهش مطلوبیت سایرین، امکانپذیر نخواهد بود. بهینگی پرتو را بهینگی اجتماعی نیز می نامند. به عبارت دیگری می توان گفت که کاراترین حالت ساختار در بازار، همین ساختار است که در آن هر گونه تعادلی، بهینه پرتو است و هیچ بنگاهی توانایی کسب سود اقتصادی را ندارد.
ساختار رقابت انحصاری
رقابت انحصاری یکی دیگر از اشکال ساختار بازار است که تعداد زیادی تولیدکننده، محصولات خود را متمایز از یکدیگر به بازار عرضه می‌کنند. این محصولات یکسان هستند، ولی در برخی از موارد مانند نوع دسته بندی، برند و. . . با یکدیگر متفاوتند. در رقابت انحصاری، شرکت‌ها می‌توانند در کوتاه مدت، شبیه انحصارگر عمل کنند و با استفاده از قدرت بازار سود کسب کنند، ولی در بلندمدت، شرکت‌های دیگر نیز وارد بازار شده و از طریق ایجاد تمایز در محصولات، منجر به ایجاد رقابت کامل در بازار می‌شوند و با افزایش تعداد شرکتها، آنها نمی‌توانند سود اقتصادی کسب کنند. مدل‌های رقابت انحصاری اغلب برای مدل سازی صنایع به کار می‌روند. تئوری رقابت انحصاری را Edward hasting chambrlin در سال ۱۹۹۳ ارائه نموده‌است.
ویژگی های این ساختار به شرح زیر است:
تمایز در محصولات: در حالت رقابت انحصاری، محصولات تولیدکنندگان با یکدیگر تمایز دارند، ولی نه تا اندازه‌ای که جانشین کامل بودن آنها از بین برود. در واقع کشش قیمتی تقاضا میان کالاها مثبت خواهد بود. در واقع کالاها با یکدیگر جانشین ناکامل اند. کالاها دارای کارکردهای یکسانی هستند و تمایز آنها در کیفیت، ظاهر، برند، شهرت و. . . است.
آزادی ورود و خروج به بازار در بلندمدت: در حالت رقابت انحصاری، آزادی ورود و خروج در بلندمدت وجود دارد. هر شرکتی که برای کسب سود بخواهد وارد بازار بشود، می‌تواند با محصول منحصربه‌فرد خود وارد بازار شود و یا هر شرکتی که قادر به پوشش هزینه‌های خود نباشد، بدون پرداخت هیچ هزینه‌ای می‌تواند از بازار خارج شود. این بدان معناست که هزینه اولیه از دست رفته‌ای (Sunk cost) هم وجود نخواهد داشت.
استقلال در تصمیم گیری: شرکتها در حالت رقابت انحصاری می‌توانند در مورد ارائه کالاهای خود به بازار هر نوع تصمیمی را به طور مستقل اتخاذ کنند و هیچ ملاحظه‌ای ندارند که تصمیم ایشان چه تأثیری یر روی رقبا خواهد داشت. در واقع شرکت‌ها بدون ترس از شدیدتر شدن رقابت، هر نوع عملی را انجام می‌دهند.
قدرت بازار: شرکت‌های رقابت انحصاری، تا اندازه‌ای قدرت بازار دارند. قدرت بازار بدین معناست که شرکت بر روی شرایط مبادلات در بازار کنترل داشته باشند. هر شرکتی می‌تواند قیمت خود را افزایش دهد، بدون اینکه مشتریانش کاهش یابند. همچنین شرکت می‌تواند قیمت‌های خود را بدون رقابت بسیار زیاد میان رقبا کاهش دهد. علت وجود قدرت بازار برای شرکتها در این نوع بازار این است که آنها می‌توانند محصولات خود را با ایجاد تمایز با سایر محصولات به فروش برسانند. دلیل دیگر قدرت بازار برای شرکتها این است که تعداد رقبا در بازار در کوتاه مدت بسیار زیاد نیست.
اطلاعات کامل: در این حالت، خریداران به صورت دقیق می‌دانند که چه کالاهایی وجود دارند؟ در کجا عرضه می‌شوند؟ کالاها چه تمایزاتی با یکدیگر دارند؟ چه قیمتی دارند؟ و همچنین می‌دانند که آیا شرکت سود می‌کند یا خیر و به چه میزان؟
تعداد زیادی تولید کننده و تعداد زیادی مصرف کننده در بازار وجود دارند، ولی هیچ بنگاهی توان کنترل کامل قیمت بازار را ندارد.
مصرف کنندگان در می‌یابند که تفاوت قیمتی میان محصولات رقبا وجود ندارد.
تعداد کمی مانع برای ورود و خروج به بازار وجود دارد.
تولیدکنندگان بر روی قیمت بازار درجه‌ای از کنترل را دارند.
ویژگی‌های بلندمدت رقابت انحصاری، شبیه رقابت کامل است. با این تفاوت که در رقابت انحصاری، کالاها ناهمگون هستند. ولی در رقابت کامل، همگی کالاها همگن هستند. در این حالت، شرکت می‌تواند در کوتاه مدت سود اقتصادی کسب کند. ولی در بلندمدت، به دلیل افزایش تعداد تولیدکنندگان و کاهش تقاضا و افزایش هزینه متوسط کل، سود اقتصادی شرکتها به صفر میل می‌کند. در این حالت، بعضاً به دلیل وفاداری مشتریان به یک برند خاص، شرکت می‌تواند قیمتهای خود را بدون کاهش در مشتریان خود افزایش دهد. این موضوع، بدین معناست که منحنی تقاضای شرکت بر خلاف حالت رقابت کامل، دارای شیب نزولی است. در بازارهای رقابت انحصاری، نارکارایی وجود دارد. علت وجود این ناکارایی به دو علت است. اول اینکه در حالت بهینه، شرکت قیمتی را تعیین می‌کند که از هزینه‌های حاشیه‌ای آن بالاتر است. شرکتهای رقابت انحصاری، سود خود را در حالتی ماکزیمم می‌کنند که هزینه‌های حاشیه ای آنان با درآمدهای حاشیه ای برابر شود(MR=MC). از آنجاییکه شیب منحنی تقاضای شرکت در این حالت نزولی است، این بدان معناست که شرکت قادر خواهد بود که قیمتی را بالاتر از حالتMC تعیین کند. در این حالت مقداری از مازاد مصرف کننده و مازاد تولیدکننده از بین خواهد رفت. دومین علت وجود ناکارایی در این است که شرکتهای موجود در ساختار رقابت انحصاری، در حقیقت با وجود مازاد ظرفیت مشغول به کار هستند که در این حالت، میزان خروجی ماکزیمم سازی سود شرکت، کمتر از میزانی است که در حالت مینیمم هزینه متوسط (AC) رخ می‌دهد.
مثال حالت بازار رقابت انحصاری، بازار لوازم ساختمانی در ایران است که در آن تعداد تولیدکنندگان و تعداد مصرف کنندگان زیاد است و هر تولید کننده نشان تجاری، کیفیت و قیمت مخصوص خود را دارد.
ساختار انحصار چند جانبه
در اقتصاد، انحصار چندجانبه حالتی از ساختار بازار است که در آن تعداد کمی از تولیدکنندگان بر بازار یا صنعتی خاص تسلط دارند. چون تعداد کمی تولیدکننده مسلط بر بازار وجود دارد، هر کدام از آنها از فعالیت‌های دیگر تولیدکننده‌ها آگاه است. تصمیم یکی از آنها بر تصمیم دیگران تأثیرگذار است و از تصمیمات آنها تأثیرپذیر است. در این حالت، برنامه ریزی استراتژیک توسط هر کدام از آنها نیاز به این دارد که پاسخ هر یک از رقبا را نیز مورد ملاحظه قرار دهد. رقابت در فضای انحصار چندجانبه، می‌تواند در محدوده وسیعی از محصولات مختلف صورت پذیرد. در این موقعیت‌ها، شرکتها ممکن است فعالیت‌های محدودکننده‌ای را مانند تبانی کردن، تقسیم بازار و. . . انجام دهند و تولید را محدود و قیمت‌ها را بالا ببرند که تا حدی شرایط انحصار کامل ایجاد می‌شود. در جاییکه یک توافق رسمی برای این چنین تبانی‌هایی وجود دارد، این عمل تحت عنوان کارتل شناخته می‌شود. شرکتها اغلب جهت پایدار نمودن بازارهای بی ثبات، با یکدیگر تبانی می‌کنند تا ریسک ذاتی سرمایه گذاری و تولید در این نوع بازارها را کاهش دهند. معمولاً در اکثر کشورها، محدودیت‌های قانونی برای انجام این چنین تبانی‌هایی وجود دارد. دولتها در تلاش اند تا از ایجاد این چنین تبانی‌هایی در برخی از صنایع و بازارها جلوگیری کنند. در دیگر موقعیت‌ها، رقابت میان فروشندگان در انحصار چندجانبه می‌تواند بسیار شدید باشد که منجر به کاهش قیمت‌ها و افزایش تولید شود. این حالت می‌تواند منجر به ایجاد کارایی کامل بازار شبیه رقابت کامل شود. این رقابت بعضاً بسیار شدیدتر است از حالتهایی که تعداد تولیدکنندگان در بازار بیشتر از حالت انحصار چندجانبه هستند. در اقتصاد برای تحلیل رفتار انحصارگران چندجانبه از مباحث سنگین تئوری بازیها استفاده می‌شود. اگر در یک ساختار انحصار چندجانبه، بنگاه‌های موجود منافع مشترک یکدیگر را در نظر گرفته و با یکدیگر سازش و همکاری کنند، امکان شکل‌گیری تشکیلاتی تحت عنوان کارتل وجود دارد. در کارتل اعضا با یکدیگر توافق می‌کنند که با یکی کردن توابع هزینه‌شان و با توجه به تابع تقاضای بازار، سود خود را حداکثر کنند. در حقیقت با تبانی میان چند بنگاه، گویی مصرف‌کنندگان تنها با یک بنگاه مواجه‌اند و در نتیجه سود انحصارگر افزایش یافته و مقدار تولید او نیز کمتر می‌شود. یکی از نکات بسیار مهم در کارتل‌ها هماهنگی و همکاری میان همه اعضاست، به‌گونه‌ای که اگر حتی تنها یکی از اعضا از توافق به عمل‌آمده تخطی کند و مثلاً بیش از مقدار توافق‌شده‌اش اقدام به تولید و فروش کند، سود باقی بنگاه‌ها را نیز تحت تاثیر قرار داده و در نتیجه می‌تواند موجبات فروپاشی کارتل را فراهم کند. یکی از معروف‌ترین و موفق‌ترین نمونه کارتل‌های موجود، کارتل نفتی کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) است.
آنتوان کورنو، فیلسوف و ریاضیدان فرانسوی، برای رسیدن به تعادل در یک بازار انحصار چندجانبه، راه‌حلی را ارائه کرد که به نام خود او مشهور شد.
کورنو بیان می‌کند که هر بنگاه، مقدار تولید بنگاه‌(های) رقیبش را داده‌شده و ثابت در نظر می‌گیرد و بر این اساس با دانستن تابع هزینه بنگاه‌های رقیبش، در مورد مقدار تولید حداکثر‌کننده سود خود تصمیم‌گیری می‌کند. در نهایت با توجه به شرط حداکثرسازی سود، هر بنگاه در نقطه‌ای به تولید می‌پردازد که درآمد نهایی‌اش برابر با هزینه نهایی‌اش باشد.
هاینریش اشتاکلبرگ، اقتصاددان آلمانی، از دیگر افرادی است که در زمینه رسیدن به تعادل در بازار انحصار چندجانبه نظریه‌پردازی کرده است. اگر فرض کنیم تنها دو بنگاه وجود دارند و هر یک از آنها می‌تواند رهبر یا پیرو دیگری باشد.
اگر بنگاه‌ها از توابع هزینه یکدیگر و تابع تقاضای بازار اطلاع داشته باشند، بنگاه پیرو بنگاهی است که با توجه به تابع هزینه‌اش و تابع تقاضای بازار، اقدام به حداکثرسازی سود خود می‌کند. در اثر این اقدام بنگاه پیرو، سهم او از بازار تعیین می‌شود. پس از آن بنگاه رهبر، با قرار دادن سهم بنگاه پیرو در تابع سود خود و با توجه به تابع هزینه‌اش و تابع تقاضای بازار، سود خود را حداکثر می‌کند. پس از آن مقدار تولید معادل حداکثر سود برای بنگاه‌های رهبر و پیرو مشخص می‌شود.
پل سوئیزی، اقتصاددان نئومارکسیست آمریکایی، دیگر نظریه‌پردازی است که در زمینه انحصار چندجانبه فعالیت کرده است. یکی از بحث‌های مهم مطرح در اقتصاد، چسبندگی قیمت‌هاست. سوئیزی با در نظر گرفتن این واقعیت که معمولاً بنگاه‌ها در یک ساختار انحصار چندجانبه، زمانی که با افزایش قیمت از سوی رقبایشان مواجه می‌شوند، قیمت خود را تغییر نمی‌دهند و برعکس در مواجهه با کاهش قیمت از سوی رقبایشان، آنها نیز قیمت خود را کاهش داده و به جنگ قیمتی می‌پردازند، نظریه خود را تبیین می‌کند. بنابراین از نظر سوئیزی، تابع تقاضای بنگاه در محدوده‌ای از قیمت جاری‌اش شکسته می‌شود و در نتیجه به دلیل گسست ایجاد‌‌شده، قیمت محصول بنگاه در محدوده‌ای خاص، بی‌تغییر باقی می‌ماند.
فرانسیس اجورث، اقتصاددان ایرلندی، با توجه به بحث‌هایی که برتراند مطرح

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد ساختار بازار، عرضه و تقاضا، بازار کار، شکست بازار Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد تمرکز بازار، ساختار بازار، وابستگی متقابل، قدرت بازار