دانلود پایان نامه ارشد درمورد علامه طباطبایی، داستان یوسف

دانلود پایان نامه ارشد

تام است) مفهوماً از حب تام و یا ذل تام اصرح و ابلغ است، ابن تیمیه سعی کرده که عبادت را به طاعت تفسیر کند. ابی بطین در مورد تعارض موجود در سخنان همکیشان خود چنین گفته:
« و من عرفها بالحب مع الخضوع فلانّ الحبّ التام مع الذل اتمّ یتضمن طاعته المحبوب و الانقیاد له و الخضوع لمحبوبه»204.
«هر کس عبادت را به حب توام با خضوع تعریف کرده این بدان جهت است که حب و تذلل تام متضمن طاعت از محبوب و انقیاد برای او و خضوع برای اوست».
بررسی مفهوم عبادت در قرآن
آنچه از مجموع این سخنان در تعریف عبادت به دست می‌آید این است که افعال عبادی را باید فقط برای خدا انجام داد در حالی که انجام آن اقوال و افعال است که محبوب نزد خدا بوده و به آنها امر کرده است.
اما آیا مطلق تکریم و خضوع و تذلل، در عبادت بودن یک فعل کافی است؟
1.از آیات قرآن و کلمات مفسران به خوبی فهمیده می‌شود که عبادت خداوند در صورتی محقق می‌شود که انسان در مقابل کسی که اعتقاد به الوهیت او دارد خضوع کند و خضوع و تذلل به هر حدی که برسد تا وقتی که اعتقاد به الوهیت او نداشته باشد عبادت محسوب نمی‌شود.
صاحب تفسیر المیزان ذیل آیه‌ی شریفه «إیّاکَ نَعبُدُ» (سوره‌ی حمد) بعد از نقل عبارت صحاح اللغه (اصل العبودیه الخضوع و الذل) می‌فرماید:
«آنچه صاحب کتاب صحاح اللغه می‌گوید: که عبودیت به معنی خضوع است با واقع تطبیق نمی‌کند؛ زیرا خواهیم گفت که عبودیت به معنای بندگی است و خضوع از لوازم آن است. موید این مطلب آن است که ماده‌ی خضوع به وسیله لام متعدی می‌شود؛ ولی عبودیت متعدی بدون واسطه است پس معنای آن دو نیز متفاوت خواهد بود و این که گفته شده عبادت از عَبَدَ مشتق می‌شود به این معناست که گویا عبد در حال عبادت خود را مملوک محض برای رب خود قرار می‌دهد و به همین جهت است که عبادت با استکبار منافات ندارد؛ چرا که ممکن است دو مولی بر یک عبد مولویت داشته باشند و بر این مطلب شواهدی هم در قرآن می‌توان اقامه کرد. در آیه «إِنَّ الّذینَ یَستَکبِروُنَ عَن عِبادَتی سَیَدخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرینَ»205 چنان چه مشهود است استکبار در برابر عبادت قرار گرفته است.
و در این آیه «فَمَن کانَ یَرجُوا لِقاءَ رَبَّهِ فَلیَعمَل عَملاً صالِحاً وَ لا یُشرک بِعِبادَهِ رَبَّهِ أَحَداً»206 از شرک درعبادت نهی شده پس معلوم می‌شود این نوع شرک امری ممکن بوده که از آن نهی شده در این صورت اگر استکبار، با شرک قابل جمع نبود، نهی از آن معنا نداشت».207
صاحب تفسیر الاء الرحمن نیز می‌گوید:
«… فُسّرت العباده بانّها ضرب من الشکر مَعَ ضرب من الخضوع أو الطاعه»، سپس می‌فرماید:
«این تفسیر از عبادت مبتنی بر تساهل و تسامح در مقام تفسیر است. چرا که بیشتر افراد، اموری را که در آن نوعی از شکر و یا خضوع باشد عبادت نمی‌شمارند مگر مجازاً و لفظ عبادت و مشتقات آن به طور حقیقی استعمال نمی‌شود مگر در مورد کسی که انسان آن را اله گرفته باشد»208.
صاحب تفسیر البیان می‌گوید:
الخضوع و التذلّل للمخلوق علی أقسام:
«أحدها: الخضوع للمخلوق من دون إضافه ذلک المخلوق إلی الله باضافه خاصه و ذلک کخضوع الولد لوالده و الخادم لسیّده و المتعلّم لمعلّمه… و لا ینبغی الشکّ فی جواز هذا القسم مالم یرد فیه نهی و لیس فیه أدنی شائبه الشرک… ثانیها: الخضوع للمخلوق باعتقاد انّ له إضافه خاصه إلی الله یستحق من أجلها أن یخضع له مع انّ العقیده باطله و انّ هذا الخضوع بغیر إذن من الله کما فی خضوع أهل الأدیان و المذاهب الناسخه لروسائهم، و هذا افتراء علی الله، (فَمَن أَظلَمُ مِمَّنِ افتَری عَلَی اللهِ کِذباً) ثالثها: الخضوع للمخلوق و التذلل له بامر من الله و الرشاده کما فی الخضوع لنبی و اوصیائه الطاهرین.
و هذا القسم من الخضوع محبوب الله لقد قال الله تعالی: (فَسَوفَ یَاتِی الله بِقَومٍ یُحِبُّهُم وَ یُحِبُّونَهُ…) بل هی لدی الحقیقه خضوع الله و اظهار للعبودیه له)209.
« خضوع و تذلل برای مخلوق اقسامی دارد : 1- خضوع برای مخلوق بدون اینکه آن مخلوق را به خداوند اضافه کنیم. مانند خضوع فرزند برای پدر و خادم برای ارباب و شاگرد برای معلم. در این موارد شک جایز نمیباشد. تا زمانی که نهیی در آن وارد نشده و کوچکترین شائبه شرک در آن وجود ندارد. 2- خضوع برای مخلوق با این اعتقاد که برای آن مخلوق به اضافه‌ی خاصه به سوی خدا وجود دارد که مستحق است برای او خضوع کنیم. که این عقیده باطل است و این خضوع بدون اجازه خداوند است. مانند خضوع مذاهب ادیان نسخ شده برای رؤسایشان. و این افترا است بر خداوند. پس هرکس به خداوند به دروغ افترا بندد ظالم است. 3- خضوع برای مخلوق به جهت امر خداوند. مانند خضوع برای پیامبر و ائمه. و این خضوع محبوب خداست. چرا که خداوند فرموده بزودی قومی می‌آیند که آنها خداوند را دوست دارند و خداوند آنها را و این در واقع خضوع برای خداوند است و اظهار بندگی برای او»
2. قرآن کریم خبر از تذلل و خضوع از ناحیه ذوات مقدسه در مقابل غیر خدا می‌دهد و چه بسا ما را تشویق می‌کند که نسبت به بعضی از بزرگان اظهار خضوع بکنیم. از این جا می‌فمهیم که عبادت مجرد خضوع نیست:
الف: (وَ إذُ قُلنا لِلمَلائِکه اسجُدُوا لادم فَسَجَدُوا إِلا إِبلیس…)210 « و زمانی که گفتیم به ملائکه سجده کنید بر آدم. پس آنها سجده کردند مگر ابلیس…. »
این آیه بهترین دلیل است بر این که هر تعظیمی در مقابل غیر خدا عبادت محسوب نمی‌شود و جمله (اسجدوا لادم) هر چند با جمله (اسجدوالله) تشابه دارد جز این که جمله‌ی اول عبادت غیر خداوند نیست جمله‌ی دوم متضمن امر به عبادت خداوند است و این می‌فهماند که عبادت بستگی به نیت و ما فی الضمیر عبادت کننده دارد.
برخی در توجیه آیه گفته‌اند: امر خداوند به سجده در مقابل آدم، عبارت بود از قرار دادن آدم به عنوان قبله و سجده کردن برای خدا، به سمت آدم. لکن این سخن نادرست است؛ زیرا اولاً دلیلی بر این مدعا نیامده و ثانیاً اگر چنین بود مجالی برای اعتراض شیطان باقی نمی‌ماند که بگوید:
(ءَ أَسجُدُ لِمَن خَلَقتَ طِیناً)211. « آیا سجده کنم برای کسی که از خاک خلق شده است؟؟»
ب: قرآن کریم رفتار حضرت یعقوب و همسر و فرزندانش را در هنگام ملاقات با یوسف- وقتی که به مقام پادشاهی مصر رسیده بود، چنین نقل می‌کند:
(وَ رَفَعَ أَبَوَیهِ عَلَی العَرشِ وَ خَروُّا لَهُ سُجّداً وَ قالَ یا أَبَتِ هذا تَاویلُ رُویایَ).212پدرومادرش برتخت بالا بردوهمه به خاک افتادند وسجده کردتد وگفت ای پدر این تأویل رویای من است.
در حالی که اگر سجود فی نفسه، عبادت محسوب می‌شد قرآن آنان را مورد نکوهش و انتقاد قرار می‌داد. علامه طباطبایی در این رابطه می‌فرماید:213
این سجده برای عبادت یوسف نبود برای این که در میان سجده کنندگان در داستان یوسف شخصی بود که در توحید مخلص بود و چیزی را شریک خدا نمی‌گرفت و او یعقوب است. دلیل دیگر این که اگر این سجده، سجده عبادت برای یوسف بود مسجود له (یعنی یوسف) همان کسی است که به نقل قرآن- به رفیق زندانیش گفت ما را نمی‌رسد که خدایی را شریک برای خداوند بگیریم، پس اگر این سجده، عبادت بود قطعاً از این عمل نهی می‌نمود و نمی‌گذاشت چنین کاری انجام دهند ولی می‌بینیم که نهی نکرده، پس می‌فهمیم سجده، عبادت برای او نبوده است.
ج. (وَ اخفِض لَهُما جُناح الذُلِّ مِنَ الرَّحمة)214.و برای والدین ازسررحمت فرو تنی نما.وبال و پربگستران.
در این آیه به خضوع والدین و خفض جناح برای ایشان امر شده، که کنایه از خضوع شدید است. صاحب المیزان خفض جناح (پر و بال گستردن) را کنایه از مبالغه در تواضع و خضوع زبانی و عملی می‌داند و می‌گوید: در معاشرت و گفتگو با پدر و مادر، باید به گونه ای با ایشان رو به رو شد که تواضع وخضوع، احساس شود. 215
و با این حال، تواضع و خضوع برای پدر و مادر هرگز عبادت محسوب نمی‌شود.
د. (وَاتَّخذُوا مِن مَقامِ إبراهیمَ مُصلّی)216.ودر مقام حضرت ابراهیم نماز بخوان.
قرآن ما را امر می‌کند که در مقام ابراهیم مصلایی را اتخاذ کنیم و بدون شک نماز برای خدا اقامه می‌شود ولی اقامه آن در مقام ابراهیم که اثر پاهای او در آن دیده می‌شود نوعی از تکریم برای این پیامبر بزرگ می‌باشد؛ ولی این عمل متصف به عبادت نمی‌شود.
حاصل سخن: از این آیات و سایر آیات پی می‌بریم که مطلق خضوع و تذلل و یا تکریم و احترام عبادت محسوب نمی‌شود و اگر بعضی از باب لغت، عبادت را به معنای خضوع و تذلل معنا کرده‌اند از باب تفسیر به معنای اوسع است یعنی لفظی را به طور مطلق گفته‌اند و معنای اعم آن را اراده کرده‌اند و عبادت نوعی خاصی است و تکریم یک شخص و خضوع برای او عبادت نیست؛ زیرا در غیر این صورت لازم می‌آید که تمام انبیا مشرک باشند چون آنها هم به افرادی که احترام آنها واجب است مثل پدر و مادر، احترام می‌گذاشتند.
گفتار دوم: شرک از دیدگاه ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب
نکته مهمی که در کلام ابن تیمیه جلب نظر می‌کند این است که وی پس از تقسیم توحید به سه قسم، شرک را که مقابل توحید است سه قسم دانسته و از آن‌ها با عناوینی هم چون شرک اکبر، شرک اصغر، و شرک خفی یاد می‌کند و شرک اکبر را به چهار قسم تحت عناوین مغایر با عناوین موجود در اقسام توحید تقسیم می‌کند (و هو اربعة انواع الاول شرک الدعوة… النوع الثانی شرک النیة و الارادة و القصد… النوع الثالث شرک الطاعة… النوع الرابع شرک المحبة…).
«ترجمه: شرک اکبر بر 4 قسم است. 1- شرک در دعا. 2- شرک در نیت و قصد و اراده. 3- شرک در طاعت. 4- شرک در محبت».
ابن تیمیه برای هر یک از اقسام شرک آیاتی به عنوان دلیل ذکر کرده و این نشان می‌دهد که وی بیشتر در صدد بیان موارد کاربرد شرک در قرآن بوده تا بیان اقسام استقرائی یا عقلی شرک آن گونه که در توحید مطرح است.217
تعریف شرک
«اهل لغت » در تعریف شرک می‌گویند:
«الشرک علی اسمه هو تشریک غیر الله مع الله فی العباده کأن یدعو الاصنام او غیرها، یستغیث بها اویصلی لها او تصوم لها او یذبح لها… فهذا کله یسمی شرکا و هکذا اذا دعا الکواکب او الجن او استغاث بهم او طلبهم المدد او ما اشبه ذلک فاذا فعل شیئاً من هذه العبادات مع الاحیاء او مع الاموات او الغائبین صار بذلک مشرکاً»218.شرک بنا بر اسمش تشریک غیر خداوند با خداونددر عبادت. مانند خواندن بت‌ها وغیر آن، از آنها طلب یاری کردن برایشان نماز خواندن روزه گرفتن قربانی نمودن همه اینها شرک است
همچنین خواندن ستاره گان یا جن یایاری جستن وکمک کردن ازآنها وچه از زندگان یامردگان باشد همه ازموارد شرک هستند.
و از آنجا که شرک ضد توحید است می‌توان از طریق ضابطه کلی که محمد بن عبدالوهاب در باب انواع عبادات ارائه کرد نظر او و اتباعش را در باب موجبات شرک به دست آورد. او می‌گوید: «و الحاصل ان العباده اسم جامع لکل ما یحبه الله و یرضاه من اقوال العباد و افعالهم مما امرهم به فی کتابه علی لسان رسول»219.
بنابراین هر گفتار یا کرداری که مورد محبت و رضایت خداوند باشد اگر برای فرد دیگری صورت بگیرد موجب شرک می‌شود.
و به همین دلیل شیخ عبدالرحمان آل شیخ (نوه‌ی محمد بن عبدالوهاب) گفته است:
هر کس در دوست داشتن، دیگری را با خدا شرکت دهد آن دیگری را با خدا در عبادت شریک قرار داده و او را مانند خدا دانسته است و این شرکی است که خداوند آن را نمی‌آمرزد، هر کس تنها خدا را دوست داشته باشد یا دیگری را برای خدا دوست بدارد مخلص و موحد است و کسی که دیگری را با خدا دوست داشته باشد مشرک است.220
شرک در صدر اسلام از دیدگاه ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب
وهابیان تصریح می‌کنند که نوع شرک مشرکان صدر اسلام، شرک در الوهیت یعنی عبودیت بوده است ولی آنان به خالق واحد و رب واحد برای عالم و جهان ایمان داشته‌اند و از این جهت هیچ گونه شرکی نداشتند. آنان این نظریه را از این جهت پایه گذاری می‌کنند تا آیات مشرکان صدر اسلام را بر

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد فرمانبرداری، مبانی فکری Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد آیات و روایات، جزیره العرب