دانلود پایان نامه ارشد درمورد عقل و جان، حسن و قبح

دانلود پایان نامه ارشد

توجه به مباحث مطرح شده ميتوان نتيجه گرفت که طبايع چهارگانه در کتب حکماء به وضوح توضيح داده شده و اصول و قواعد اين بحث در منابع اصيل وجود دارد و حکماء براي آنها فصول و ابواب مستقلي ترسيم کرده و شاخصههاي آن را توضيح دادهاند و طي هزاران سال علماء و حکماء براساس اين مباني مباحثي را در طب و اخلاق مطرح کرده اند که مويدات روايي هم دارد و خلافش در عمل ثابت نشده است و همچنين در همه انسان ها طبايع اربعه بايد از حالت اعتدال خارج نشود، بدين معني که کيفيات چهارگانه يعني گرمي، سردي، خشکي و تري در جسم (بالنسبه) به يک ميزان موجود باشند و کيفياتي که در يک جسم تحقق يافته‌اند، هيچ‌يک بر ديگري کوچکترين غلبه و برتري نداشته باشند، و الا باعث عدم اعتدال در اخلاق مي شود.

فصل 4

4-1- نگرشي به تعالي اخلاق
4-1-1- مقدمه
ضرورت اخلاق و پرداختن به آن، بر کسي پوشيده نيست. پرورش اخلاقي از مهم ترين رسالت پيامبران الهي در طول تاريخ بوده است. بزرگترين بخش معارف اسلامي به تبيين معارف اخلاقي اختصاص يافته است؛ از اينرو، انديشمندان اولي? اسلامي حرکتي ارزشمند براي تبيين محتواي اخلاقي اسلام آغاز کردند؛ اما با گذشت زمان، در مجامع علمي جهان، اخلاق به منزل? يک علم از گردون? علوم خارج و در سفارشها و پندهاي بزرگان خلاصه شد؛ درحاليکه تجربه ثابت کرده است علم و پيشرفت بدون اخلاق و معنويت، بيش از آنکه موجب تعالي بشر باشد، تنزل او را از مقام انسانيت در پي داشته است. رواج انواع ظلم و فساد در کشورهاي پيشرفته و استثمار ملتهاي مظلوم توسط آنان، شاهد بر اين مدعاست.
با توجه به اينکه الفاظ واصطلاحات در هر علمي بذر حقائق را بر ساحت عقل و جان مي پاشند و تفهيم و تفهم بدانها صورت ميپذيرد, پيش از ورود به هر مبحث، الفاظ و اصطلاحاتي که معنا و مفهوم صحيح و دقيق آنها در تبيين آن مباحث نقش داشته، بيان ميداريم تا تقرير و تنقيح مطالب عاري از شبهات باشد.
نخستين اصطلاحي که با آن مواجه هستيم لفظ [ اخلاق] است، گر چه استعمال آن زياد، و کمتر ذهني است که آشنائي با مفهوم آن نداشته باشد، در عين حال شکافتن و شکوفا نمودن مفهوم دقيق لغوي و اصطلاحي آن امري است ضروري، چرا که مفهوم عرفي اخلاق، معنائي است مجازي که از آن بيشتر افعال نيک مراد مي گردد، حال آنکه اولا اخلاق بر صفات تطبيق مييابد نه برافعال، که در توضيح معناي اصطلاحي به آن اشاره خواهد شد. و ثانياً اخلاق، صفات نيک و بد هر دو را شامل است. بنابراين، اکنون برآنيم که با بهرهگيري از کتب لغوي واخلاقي، مفهوم صحيح و دقيق اخلاق را روشن کنيم.
4-1-2- معناي لغوي اخلاق
اخلاق جمع مکسر [ خلق] است که به غير اين جمع مکسر ديگري ندارد.
ماده (خ – ل – ق ) داراي دو اصل است: 1 ملاسه الشيء نرمي و صافي چيزي. 2 تقديرالشي: اندازه، هيئت و شکل چيزي.97
لکن از تفحص در کتب لغت روشن ميشود که دو لفظ خلق و خلق غالباً بمعناي دوم (تقدير الشيء) بوده و معناي اول را چندان استعمالي نيست. حال براي توضيح و نيز توجه دادن اذهان به معناي دقيق ماده اخلاق به برخي از آن موارد اشاره ميکنيم:
1- خلقت الاديم للسقاء,اذا قدرته: يعني چرم را براي آبکشي اندازه گرفتم و ساختم .98
2- فلان خليق بکذا و اخلق به، اي ما اخلقه، اي هو ممن يقدر فيه ذالک: اگر گفته ميشود فلان شخص به صفتي مخلق است، يعني او از کساني است که طبعش بر آن صفت شکل يافته است.
3- و [ اخلاق] هم که به معناي نصيب است، يعني نصيب مقدر و مشخص و رجل مختلق اي تام الخلق، يعني شخصي که شکل و اندازه اش کامل است.
4- خلق الکذب: و هواختلاقه و تقديره في النفس: يعني دروغي را در نفس خود تراشيد.99
5- ” فتبارک الله احسن الخالقين “100 اي احسن المقدرين.101
6- ” هو الذي خلق لکم “102 اصل الخلق، التقدير.103
7- خلق و خلق هر دو به يک معناست، لکن خلق به هيئتها و شکلها و صورتهائي اختصاص يافته، که بوسيله چشم قابل ديدن است و خلق به قوي و سجايائي که با بصيرت و ديده دل درک مي شود.104
با توجه به آنچه در معناي لغوي اخلاق ذکر گرديد، روشن ميشود: اگر [خلق] در بعضي موارد به سجيه معنا شده، مانند [ قيام الليل تمسک باخلاق النبيين، اي بسجايا و عاداتهم] 105 و نيز اينکه ميبينيم بعضي دين مروه، عاده، خوي، يا طبيعت را در معناي خلق بيان داشتهاند.106 بدين اعتبار است که هر يک از اينها خود تقدير و هيئتي است باطني چنانکه خلق را نيز همين معناست.
4-1-3- معناي اصطلاحي اخلاق
مرحوم فيض کاشاني (ره) چنين آورده است:” فالخلق عباره عن هيئه للنفس راسخه تصدر عنها الافعال بسهوله و يسر من غير حاجه الي فکرو رويه”.107
خلق عبارت است از شکل و صورتي براي نفس انسان که افعال بدون فکر و رويت دران رسوخ کرده و به آساني از آن صادر ميشود.
4-1-4- شکلگيري تعالي اخلاق
پس بنابراين اخلاق، ملکه يا حالت استوار دروني است که ممکن است در فردي به صورت ذاتي و طبيعي وجود داشته باشد و يا وراثت و تمرين و تکرار منشا آن باشد. اين صفت راسخ دروني (خلق)، امکان دارد “فضيلت” باشد و منشأ رفتار خوب باشد و يا “رذيلت” باشد و منشأ کردار زشت باشد. حال اگر اين ملکه يا حالت استوار دروني رو به سير صعودي و حد عالي خود پيش برود تعالي اخلاق شکل ميگيرد.?
همان‌طور که در تعريف لغوي اخلاق گذشت اخلاق بر همه افعال صادره از نفس خواه پسنديده و خواه ناپسند اطلاق ميگردد، چنانکه گفته مي‌شود، فلان کس “کريم الأخلاق” يا “سَيِّئُ الأخلاق ” است. در صورتي که به کارهاي نيک اطلاق شود، دال بر ادب است چرا که ادب جز بر خصال نيک اطلاق نشود. آداب از منشئات اخلاق است، در اينجا شايسته است براي بهتر نمايان شدن حقيقت اخلاق خلاصهاي از آنچه را که عالم بزرگ اخلاق مولي محسن فيض کاشاني (ره) در اين مقام بيان نموده است، بياوريم. ابتدا ايشان سه معنائي را که در بدو نظر ممکن است در مفهوم خلق تو هم شود متذکر شده و سپس معني و مفهوم صحيح خلق را بيان داشته که ذيلا تقرير مينمائيم.
اگر در پي بردن به حقيقت خلق، در کار نيک يا بد شخصي دقت کنيم، چهار امر از کار او مورد توجه خواهد بود:
1- کاري که از او در خارج واقع شده .
2- قدرتي که بر انجام اين کار و نيز عدم آن دارا بوده است.
3- شناختي که نسبت به فعل از جهت حسن و قبح آن داشته. حال گوئيم مراد از خلق هيچ يک از اين سه ( عمل خارجي – قدرت – شناخت ) نيست، بلکه خلق را مراد ديگري است وراي اينها و آن حالت و صفت نفسانياي است که از درون، او را به طرف آن کار کشانده و به انجام آن وادار نموده است. در حاليکه هم بر انجام آن کار ميسور بوده و هم برضد آن.108
بنابراين از آنچه تاکنون در تعريف اخلاق گفته آمد ميتوان چنين نتيجه گرفت که در اصطلاح علماء اخلاق: مجموع آن حالات ثابته و صفات راسخه نفساني که نفس را بدون نياز به فکر و سنجش و بدون تحمل تعب و رنج به انجام اعمال و رفتار و اميدارد اخلاق ناميد ميشود.
با توجه به اينکه نکاتي در حقيقت مفهوم اخلاق آورده شده، لذا در توضيح و تبيين آنها مطالبي را متذکر ميشويم:
1- هيئت نفساني که خلق ناميده ميشود بايد راسخ در نفس بوده بطوري که گويا با فطرت انسان عجين گرديده است، از اين رو شخصي که در مقطعي از زمان و يا در مکان خاصي به عمل نيک يا بدي مبادرت ورزد، حاکي از خلقي در نفس وي نخواهد بود، چرا که چنين عملي منبعث و برخاسته از هيئت باطني او نيست، لذا عمل پسنديدهاي که به انگيزه ريا، رسيدن به مقام و يا محبوب گرديدن نزد شخصي يا جمعي صورت گيرد، همين حکم را داشته و هيچگونه ارزش اخلاقي نخواهد داشت.
علاوه، فعل را ويژگي ديگري بايد باشد تا از خلق باطني شخص حکايت کند و آن اين که هر چند عمل مشکل و سخت باشد ولي از آنجا که از درون به سوي آن کشيده مي شود، آنرا به سهولت و با کمال ميل انجام دهد و نه تنها رنج نبرد که احساس لذت و مسرت نيز بنمايد.
2- اينکه بايد خلق اکتسابي بوده يا طبيعي يا هر دو، علماء اخلاق را به بحثهائي کشانده است وآنچه مورد توجه مي باشد، اين است که در حقيقت خلقياتي از ارزش اخلاقي برخوردار بوده و ملاک ارزش خواهد شد که انسان در ميان امواج تمايلات با شناخت و اختيار خويش در فروغ تعاليم شرع و با ممارست و تکرار و يا ديگر طرق بتواند، صفتي را خلق خويش گرداند.
3- از آنجا که گفته شد، مراد از اخلاق مجموع ملکات و صفات باطني است و با توجه به اينکه آنها ممکن است صفاتي نيکو بوده و يا صفاتي بد، لذا اخلاق بر همه صفات باطني اطلاق ميگردد.
4-2- تقسيم خلقهاي نفساني
بنابراين خلقهاي نفساني بر دو گونه است:
1- خلق حسن: و اين عبارت است از هيئت نفسانيي که شخص را بر اعمال و رفتاري وادار سازد که عقل پسنديده و شرع آن را نکو شمارد. مرحوم ملاصالح مازندراني مينويسد :
حسن خلق از اعتدال بين افراط و تفريط در قوه عقلي و شهواني و قوه غضب حاصل ميشود.109
در اينجا اين نکته را بيفزائيم، که کمال حسن در هر خلقي آن هنگام خواهد بود که هماهنگ با ساير خلقهاي نيک ديگر باشد. لذا هر چه دامنه خلقهاي حسن در وجود شخص گسترش يابد، بهمان اندازه کمال و نيکوئي هر خلق افزون خواهد گرديد.
2- خلق سييء: اگر هيئت نفساني بگونهاي بود که شخص را بر اعمال ناشايست وادارد، خلق سييء ناميده خواهد شد. بنابر آنچه گذشت، مي‌توان گفت:
1. معناي لغوي و اصطلاحي اخلاق بر خلاف علم اخلاق، ناظر بر سجاياي نفساني است. به عبارت ديگر، علم اخلاق هم اخلاق را در بر مي‌گيرد و هم اخلاقيات را.
2. در تعريف عالمان اسلامي، علاوه بر اينکه صفات نفساني نيک و بد معرفي مي‌شود، راه‌هاي کسب و ازاله آنها نيز ارائه شده است.
3. در تعريف عالمان اسلامي، صفات نفساني شامل فکر، انديشه و رفتار است؛ ولي در تعريف غربي‌ها، تنها رفتار مطرح است.
بدنبال روشن شدن حقيقت مفهوم اخلاق، به اهميت و ارزش تعالي اخلاق در قرآن و سپس دراخبار و احاديث وارده از ائمه عليهم السلام ميپردازيم.
4-3- قرآن و اهميت تعالي اخلاق
با توجه به اينکه قرآن کتاب انسان سازي است و اساساً نزول آن براي ساختن انسان و جامعه انساني مي باشد، ميتوان ربط و اتحاد معنوي کل قرآن را بر اين محور يافت، لذا هر يک از آيات قرآن هدفي را دنبال ميکند، که در نهايت نتيجه انسان سازي و تعالي اخلاقي را در پي دارد و لذا با تأملي در قصص قرآن، اوامر و نواهي، و تمثيلهاي اين کتاب الهي در مييابيم هدف رشد و هدايت انسان است. واگر تکريم و تمجيدانبياء عظام را ملاحظه کنيم، باز ملاک ثناء تعالي و مکارم اخلاقي است. بهرحال نحوه برخورد قرآن باانسان نحوهاي است که ترقي، رشد، تزکيه و تربيت انسان را دنبال ميکند، هدف علم اخلاق هم همينها است. لذا آيهاي را نمييابيم که مستقيم يا غيرمستقيم يک نتيجه اخلاقي و انسان سازي را دنبال نکند و کراراً در قرآن به مفاهيمي بر ميخوريم که نشانگر توجه و اهميت موضوع اخلاق در آن کتاب الهي است، مانند: تقوي، فلاح، کرامت، اخوه، عزه، امانه، تکبر، سخريه، غيبت و … فلذا اخلاق متعالي ملاک ثناء پيامبران بوده است، همانطوري خداي متعال ميفرمايد:” وانک لعلي خلق عظيم “110 خداوند متعال در مقام ثناي پيامبري که خاتم کمالات و فضائل و معجزات انبياء سلف خويش است او را بر خلق عظيمش ميستايد که اگر امري عظيم تر از اين ميبود، آن را ملاک ثناي حبيبش قرار ميداد. و نيز در آيه ديگري حضرت ابراهيم را بر سه صفت عالي ميستايد:” آن ابراهيم لحليم اواه منيب “111 و يا درباره حضرت نوح چنين ميفرمايد:
” ذريه من حملنا مع نوح انه کان عبدا شکورا “112 بدين ترتيب روشن ميشود، آنچه ملاک ثناي انبياء (عليهم السلام ) واقع گرديده، تعالي اخلاق ايشان است که بدانها متخلق بودهاند.113
4-4- تعالي اخلاقى در قرآن
همه ما مى دانيم قرآن مجيد به صورت يك كتاب كلاسيك تنظيم نشده كه فصول و ابواب و مباحثى به شكل اين گونه كتابها داشته باشد، بلكه مجموعهاى از وحى آسمانى است كه به تدريج و بر حسب نيازها و ضرورتها نازل شده است و دران مجموعه آياتى وجود دارد كه به نظر مىرسد اصول كلّى تعالي اخلاق در آن ترسيم شده است. که موارد زير از آن اصول

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد رجوع به متخصص Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد امام صادق، امر به معروف، نهج البلاغه