دانلود پایان نامه ارشد درمورد عشق و محبت، کتاب مقدس

دانلود پایان نامه ارشد

که سراسر بر محبت استوار گرديده، پس در اين دين نبايد هيچگونه تنبيه و مجازاتي برقرار باشد؛ بلکه در آيين محبت مجازات کردن خلاف اصل است. و نبايد اين کار صورت بگيرد؛ اما مسيحت بر خلاف اين عقيده ، مجازات را ميپذيرد و آن را حق ميداند. و چنين استدلال ميآورد که، ممکن است والدين فرزند بسيار عزيز خود را تنبيه کنند تا فرزند ياد بگيرد که چه چيزي قابل قبول و چه چيززي غير قابل قبول است. به همين ترتيب جاامعه مکلف است خطا کار را مجازات و از او مراقبت نمايدو هدف مجازات بايد اصلاح و تنبيه باشد؛ اما اگر مجرم به مجازاتي بسيار سخت محکوم شود، اين هدف محقق نخواهد شد.718
3- در قبال ديگران
شمول تعاليم اخلاقي مسيح چنان است که مردان و زنان بايد به عنوان پسران و دختران خداوند در کنار يکديگر زندگي کنند، و خود را آماد? روزي سازند که سلطنت عدل و راستي و درستي الهي برقرار خواهد شد. آنها بايد زندگي شان نيز بر طبق الگوي تعدادي خواهر و برادر باشد. طبق تعاليم حضرت عيسي(ع) عشق و محبت که منعکس کننده رحم و شفقت فيض گونه الهي است، بايد عامل برانگيزاننده الهي باشد اين عشق و محبت بايد در تمامي شعاع روابط انساني پرتو افکند و هيچ کس که داراي نژاد و يا قوميت متفاوت است نبايد از اين تعهد به رفتار مودت آميز استثنا شود719
1) تواضع و فروتني
بيگمان يکي از آموزهايي که در مسيحت به عنوان يک شعار براي مسيحيت کنوني محسوب ميشود فروتني و گذشت است، تواضع صفتي است که آخرش به پرهيزگاري ميانجامد. پولس نامه اي به غلاطيان نوشت: ” ثمره روح محبت و خوشي و سلامتي و حلم و مهرباني و نکويي و ايمان و تواضع، پرهيزگاري است”720
مسيحيان اعتقاد دارند تواضع، موهبت الهي است و نه ثمره تلاش و بنابراين اين صفات بهانهاي براي تفاخر نيست. بنابراين صفات را بايد ترويج و تشويق نمود و استانهايي فراواني را از قديسان مسيحي که نمونههاي عالي براي نيل به اين صفات اند نقل شده721
حتي در عهد جديد براي حفظ اخلاق و تواضع داشتن حتي به لعن کنندگان و فحش دهندگان هم رعايت اخلاق توصيه شده است: “شنيده‌ايد که گفته‌اند با دوستان خود دوست و با دشمنانتان دشمن باشيد؟ اما من ميگويم دشمنان خود را دوست بداريد و هر که شما را لعنت کند براي او دعاي برکت کنيد: و به آناني که از شما نفرت دارند نيکي کنيد و براي آناني که به شما ناسزا ميگويند و شما را آزار ميدهند، دعاي خير نماييد؛ که اگر چنين کنيد، فرزند راستين پدر آسماني خود خواهيد بود؛ زيرا او آفتاب خود را بر ما ميتاباند؛ چه بر خوبان و چه بر بدان. باران خود را نيز بر نيکوکاران و ظالمان ميباراند.722
گمان بد بردن که از آثار بد غرور داشتن است ، در نظام انديشه عيسوي مورد نهي از انديشيدن بي جا، در امور دوستان چنين آمده که، “برادران عزيز! در خاتمه بگذاريد اين را نيز بگويم: فکرتان را بر روي هر چه راست و خوب و درست است، ثابت نگاه داريد. درباره­ي چيزهايي فکر کنيد که پاک و زيباست. در صفات خوب و پسنديدهي ديگران تأمّل کنيد”723
2) عدل
مسيحيان طبق اعتقادي که به آموزه اصلي محبت، دارند؛ اين ديدگاه در محبت و عشق ، در و ديدگاه عالت گرانه و الهي مسيح در اينجا نيز متجلي شده است. از نظر مسيحيان در ميان انسانها اختلافاتي وجود دارد، اما آنچه که مي تواند اين اختلافات را منشأ رحمت و جود خداوندي قرار دهد، صفت عدل است. مسيحيان اصيل، اختلافات بشري را که منجر به برتري يک نژاد (سفيد) باشد، مردود شمرده و عدالت را لازمه بقاي جامعه مي دانند. در تعاليم حضرت مسيح عليه السلام چنان آمده است که انسان ظالم به بهشت وارد نميشود و ورود انسان ظالم و غير دادگر به بهشت، به سختي رد شدن شتري از روزنه سوزن است. صفات اخلاقي و فاضله ديگري وجود دارد، نظير صداقت و راستگويي، امانت داري، ترحم بر مستمندان، تواضع و فروتني و ساير خصلتهاي الهي که در اديان مختلف، عقيده و هدف و گرايش واحدي نسبت به آنها وجود دارد.724
تحت تاثير اين اموزههاست که ، مسيحيت در اقصي نفاط دنيا براي رساندن پيام محبت عيسي، بدون در نظر گرفتن رنگ و نژاد با اقصي نفاط دنيا به تبشير ميپردازند.
3) دستگيري نيازمندان
از نظر مسيحيت، منطق بخشش به واسطه‌ي تجربه فقر شخصي به دست ميآيد. مسيح بخشش همه‌ي اموال خود به فقيران را داراي دو مزيت مهم ميداند: اول اين‌که تجربه‌ي بخشش اموال خود به کساني است که نميتوانند در مقابل چيزي به او بدهند. دوم اين‌که نشان مي‌دهد فرد با اختيار و آگاهانه فقر را برگزيده است و بخشش الهي را انتظار مي‌کشد. 725
براي ترويج فرهنگ احسان و بخشش چنين آمد که: “اگر تمام اموال خود را به فقرا ببخشم و به خاطر اعلام پيغام انجيل، زنده زنده در ميان شعلههاي آتش سوزانده شوم، امّا نسبت به انسانها محبّتي نداشته باشم، تمام فداکاريهايم بيهوده خواهد بود.”726
واکنش مسيحيان به نيازمندان و رسيدگي به وضعيت آنها، دقيقا برگرفته از تعاليم مسيح است. در بسياري از نقاط مورد بحث در انجيل، فقرا و معلولان و نيازمندان را که محروميتهاي شديد دارند، در مراوده حضرت عيسي مينگريم و نيز اشارات بسياري وجود دارد که آن حضرت با فقيران و نيازمندان همواره مينشسته اند و در تماس بوده است. پولس رسول و ديگر نويسندگان عهد جديد، نشان مي دهند که چگونه مراقبت از نيازمندان به يک بخش پذيرفته شده از مسيحيت تبديل شد. پولس نوشت: ” لکن از نيکوکاري خسته نشويم، زيرا که در موسم آن درک خواهيم کرد، اگر ملول نشويم، خلاصه به قدري که فرصت داريم با جميع مردم احسان بنماييم، به خصوص با اهلبيت ايمان”727
4) خدمت
مسيحيت، بر اساس انجيل متي، باب بيست و پنج، معتقدندکه خدمت کردن به مسيحيان حداقل کاري است که انسان ميتواند براي خدمت به خدا در مسيح انجام دهد:
“نيکوکاران در پاسخ خواهند گفت: خداوندا! کي گرسنه بوديد تا به شما خوراک بدهيم؟ کي تشنه بوديد تا به شما آب بدهيم؟ کي غريب بوديد تا شما را به منزل ببريم يا برهنه بوديد تا لباس بپوشانيم؟ کي بيمار يا زنداني بوديد تا به ملاقات شما بياييم؟آن­گاه به ايشان خواهم گفت: وقتي اين خدمت­ها را به اين برادران من مي‌کرديد، در واقع به من مينموديد.”728
در مسيحيت، خدمت به مردم مؤمن، خدمت به مسيح است؛ آنچنانکه دوست داشتن و عشق ورزيدن به همسايه نيز چون عشق ورزيدن به مسيح است. در آموزههاي مسيحي بعد از دوست داشتن خداوند با تمام وجود، دستور به دوستي همسايه آمده.؛حضرت عيسي ميگويد: ” خداوند را که خداي توست، با تمام قلب وجان و عقل خود دوست داشته باش. اين اوّلين و مهمترين دستور خداست. دومين دستور مهم نيز مانند اوّلي است: همسايهي خود را دوست بدار، به همان اندازه که خود را دوست ميداري. تمام احکام خدا و گفتار انبيا در اين دو حکم خلاصه ميشود و اگر شما اين دو را انجام دهيد، در واقع، همه را انجام دادهايد.”729
در آموزهاي مسيحيت ملاکهايي هم براي خدمت، تدارک ديده شده مثلا در راساله به فيليپيان آمده:
“اي مسيحيان! آيا يکديگر را تشويق و دلگرم مي‌کنيد؟ آيا آنقدر يکديگر را دوست داريد که به هم کمک کنيد؟ آيا احساس ميکنيد که ما همه با هم برادريم و از يک روح برخورداريم؟ آيا دلسوز و همدرد هستيد؟ اگر چنين است يکديگر را محبّت نموده، قلباً با هم توافق داشته و همدل و همفکر باشيد، تا مرا واقعاً شاد سازيد.
خودخواه نباشيد و براي خودنمايي زندگي نکنيد. فروتن باشيد و ديگران را از خود بهتر بدانيد. فقط به فکر خودتان نباشيد، بلکه به‌کار و مسايل ديگران هم توجّه نماييد. شما بايد همان طرز فکري را پيش­گيريد که مسيح داشت. او با اينکه ماهيّت خدايي داشت، امّا نخواست از اختيار و حق خدايي خود استفاده کند، بلکه قدرت و جلال خود را کنار گذاشت، و به شکل يک بنده درآمد، و شبيه انسان­ها شد؛ و حتّي بيش از اين نيز خود را فروتن ساخت، تا جايي که حاضر شد مانند يک تبهکار، بر روي صليب اعدام شود.
به همين جهت، خدا او را بينهايت سرافراز کرد و نامي به او بخشيد که از هر نام ديگري والاتر است، تا به نام عيسي هر آنچه در آسمان و بر زمين و زير زمين است، به زانو در آيد، و براي جلال خداي پدر، همه به زبان خود اعتراف کنند که عيسي مسيح خداوند است.”730
5) دوستي
وفاداري و محبت در هم? امور مسيحيت جاري است و يکي از کانو‌هاي تاثيرگذاري اين نوع نگرش به جهان به انسان‌ها تسري پيدا کرده است و در محبت نسبت به دوستان تجلي ويژ‌ه‌اي مي‌يابد. گاهي گفته مي شودکه ما دوستانمان را نتخاب مي کنيم ولي به خانوادهمان متعلق هستيم. درنگاه اول ممکن است اين نظر درست باشد اما دوستي وافعي بايد تکاليف و حمايتهاي موجود در زندگي خانوادگي را به همراه داشته باشد. هنگامي که عيسي ميگويد: هيچکس محبت بزرگتر از اين نداردکه جان خود را براي دوستان خود بدهدّ731 در وقع از تکاليف عظيم دوستي سخن به ميان آمده ومعيار دوسيتي را در مسيحيت تعيين نموده.
اين نوع دوستي از نظر برخي از مسيحيان چنان ارزشمند است که خود را ” انجمن دوستان” يا “کواکر” ميخوانند732 در اهميت و سازنده بودن اين آموزه در مسيحيت همين بس که، از پيوندهاي دوستي، با الفاظ مربوط به خانواده صحبت به عمل ميآيد؛ هچون، مادر و خواهر؛ و بنا به کاربر زياد اين الفاظ، کلمه “خواهر” هنوز هم در بيمارستانها کاربرد دارد، چون در ابتدا کار پرستاري، مربوط به راهبهها بود733

4- در قبال محيط زيست
در آموزههاي مسيحي، خدا ، انسان و ظبيعت، رابطه مستقيم دارند؛ بلکه شناخت خدا توسط شناخت آفريدههاي او صورت ميگيرد. ولذا طبيعت در مسيحت قابل شناخت قرار داده شده و يکي از دلايلش بر همين موضوع خداشناسي استوار است.
انسان در آموزههاي مسيحي محور عالم خلق تلقي ميشود و طبيعت تابع و طفيل وجود بشر است. نقش ساير موجودات- که در اين سلسله فروتر بودند- عمدتا با نقشي که در برآورده اهداف و آمال انسان داشتند تبيين ميگشت، زيرا جهان به تبع وجود بشر و براي خدمت به او آفريده شده است.734
کتاب مقدس چيز زيادي درباره حيوانات نميگويد اما مسئوليت مراقبت از زمين آشکارا به انسانها واگذار شده است. بنابراين، مراقبت از حيوانات نيز طبيعي به نظر ميرسد؛ زيرا آنها نيز مانند انسان ها داراي حياتي هستند که خدا “در آنها دميده است”. در تفکر اخلاقي مسيحي، از اين حوزه غفلت شده است اما به اين امر بايد انديشيد که محبت عام به حيوانات نيز مانند انسانها سرايت ميکند هر چند انسانها به دليل داشتن مسئوليت اخلاقي و عقلاني احترام ويژهاي ميطلبند.735
تاکنون، درغرب براي عملياتيکردن يا به کاربردن اخلاق يا بينش جديد دربارهي مسائل گوناگوني که بحران محيطزيست را پديد ميآورند، تلاش اندکي انجام شده است؛736 اما آنچه اهميت دارد اين است که متفکران زيست بومي غرب، خواهان گفتوگوي بيشتر ميان علم و دين در جهت پديدآوردن اخلاق زيست محيطي مجهز به علم هستند.
1) خدا به عنوان مالک طبيعت
بررسي برخورد تاريخي مسيحيت با بحران محيطزيست نشان ميدهد که درباره طرز برخورد مسيحيت با طبيعت، بينش‌هاي گوناگوني وجود دارد. ازديدگاه کساني چون تين بي و وايت، اساسا مسيحيت مسوول برخورد سلطهگرايانه بشر جديد بر طبيعت است و اين برخورد منجر به بحران محيط زيست شده است.
نظرات فراواني در ارتباط طبيعت و دين در غرب به عمل آمده، بعضي پروتستانها در باره مفهوم وفاداري به طبيعت سخن گفتند و برخي درباره” الهيات براي کره خاکي، و معتقد شدند که: عالم خدا نيست بلکه متعلق به خداست و همين رابطه برراي متحد ساختن الهيات و طييعت در پرستش خداوند کافي است. متفکري ديگري براي حفظ طبيعت اين نظريه را ارايه کرد که، عالم متعلق به خداست و خداوند دنيايي را که خود خلق کرده است دوست مي دارد و براي روند طبيعت و تار و پود زندگي ارزش قايل است737 لذا بايد به چشم وجودي که براي خداوند دوستداشتني است نظاره کرد و از آن حفاظت نمود.
الهيات مسيحي بر نقش خداوند به عنوان خالق يک جهان کامل، تاکيد ميورزد، البته اين

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد مجازات اعدام، کتاب مقدس، کارل بارت Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد علوم قرآن، امامت در قرآن