دانلود پایان نامه ارشد درمورد عربستان سعودی، خلیج فارس، سیاست خارجی

دانلود پایان نامه ارشد

سنی وهابی» شناخته می‌شود. وهابیون خود را پیرو محمد بن عبدالوهاب می‌دانند؛ فردی که در اواسط قرن هجدهم جنبشی مذهبی به وجود آورد و بر مبارزه با شرک، خرافات، و بازگشت به سلف صالح تاکید می‌کرد و با هرگونه نوآوری، و توسل به عقل، فلسفه ، اجتهاد، تفسیر قرآن، تصوف و عرفان با عنوان بدعت در دین مخالفت می‌کرد
هم اکنون نهاد دینی برگرفته از اصول رسمی وهابیت مشروعیت لازم را برای حکومت آل‌سعود فراهم می‌کند و غالبا مهر تایید به تصمیمات رسمی زده و برای اعتبار بخشیدن به مواضع سیاسی رژیم، احکام دینی صادر می‌نماید. بنابراین نفوذ وهابیت از نقش رسمی نهاد دینی در عربستان سعودی بسیار فراتر می‌رود. از زمان تاسیس دولت سعودی، وهابیت فرهنگ، آموزش و پرورش و بستر قضایی آن را شکل داده و بر همه تمایلات و جهات اسلام‌گرایی در داخل و خارج از آن تاثیرگذار بوده است. در عرصه خارجی نیز در میان کشورهای اسلامی، سعودی‌ها همواره سعی در رهبری جهان اسلام از طریق عقاید وهابی داشته‌اند و به انواع مختلف سعی در تثبیت و گسترش آن کرده‌اند.
2-6-3- ساختار سیاسی و تصمیم‌گیری (نظام سلطنتی)
یکی دیگر از شاخص‌های هویتی دولت‌ها نوع نظام آنهاست که بدون شک تاثیرات قابل توجهی بر رفتار خارجی شان دارد. (ونت، 1384: 326) در واقع، ساختار قدرت و حاکمیت درون هر کشور با هویتی که در صحنه خارجی از خود به نمایش می‌گذارد پیوند مستقیمی دارد. یک بعد این پیوند به دایره نخبگان و حاکمان سیاستگذار اشاره دارد که مناصب حکومتی را در اختیار دارند و به امر سیاستگذاری خارجی مشغولند؛ و بعد دیگر به منابع قدرت و حاکمیت می‌پردازد که روشن کننده اهداف و تعیین کننده ابزارهایی است که دولت‌ها در مناسبات بین‌المللی به کار می‌گیرند
نوع نظام سیاسی عربستان از ابتدا سلطنتی بوده و تغییر چندانی در ساختار و منابع قدرت آن به وجود نیامده است (Niblock, 2006: 21)
بررسی نظام سیاستگذاری عربستان نشان می‌دهد که ساختار قدرت این کشور بر پایه نهادهایی قرار دارد که به دو گونه رسمی و غیر رسمی به ایفای نقش می‌پردازند. ساختارهای رسمی قدرت که در قانون اساسی به آن اشاره شده است، نهادهای آشکار و رسمیت یافته هستند که مبتنی بر قوانین مدون و شرح وظایف مشخص هستند. اما در این کشور ساختارهای غیر رسمی قدرت نیز وجود دارند که اگرچه در قانون اساسی به آنها اشاره نشده است ولی بنا به عرف و سنت در فرآیند تصمیم‌گیری از قدرت چشم‌گیری برخوردارند.
نظام رژیم سیاسی عربستان سعودی مبتنی بر نظام پادشاهی در قالب قبیله‌ای و با تکیه بر اصول وهابیت است که شخص پادشاه از وفاداری قبایل گوناگون برخوردار بوده و روسای قبایل همواره از دستورات وی اطاعت می‌کنند. جایگاه و نقش پادشاه اصلی‌ترین و تعیین کننده‌‌ترین کانون قدرت و عنصر موثر ساختار قدرت سیاسی کشور است. پس از پادشاه مجلس خانوادگی شیوخ قرار دارد که خاندان آل‌سعود با همکاری آنها خطوط کلی سیاست (داخلی و) خارجی کشور را تعیین می‌کنند.
2-6-4- اقتصاد (ژئوپولتیک نفتی)
یکی دیگر از مولفه‌های هویتی دولت عربستان سعودی، برخورداری از بزرگترین منابع و ذخایر نفت جهان است. بر اساس گزارش سالنامه جهانی نفت و گاز در سال 2009، این کشور تقریبا 267 میلیارد بشکه ذخایر نفتی جهان را در اختیار دارد؛ یعنی چیزی معادل یک پنجم ذخایر نفتی شناخته شده جهان. اکنون عربستان بیشترین ظرفیت تولید نفت و بزرگترین حوزه‌های نفتی ساحلی و غیرساحلی را در اختیار دارد.(Baghat, 2003:455)
موقعیت ممتاز عربستان سعودی و دسترسی این کشور به دریای سرخ و خلیج فارس موقعیت ژئواستراتژیکی و ژئواکونومیکی منحصر به فردی به این کشور داده است؛ تاسیسات خطوط لوله انتقال نفت، حوزه های نفتی را به پایانه‌های دریایی و سکوهای بارگیری در خلیج فارس و دریای سرخ متصل می‌کند.
داشتن بیشترین سهم ذخایر نفتی جهان و قدرت تولید نفت تا 12 میلیون بشکه در روز به عربستان این امکان داده است که در قیمت‌گذاری تولید، توزیع و مصرف آن نقش خاصی را ایفا کند. علاوه بر آن، بیشترین ظرفیت تولید نفت جایگزین در عربستان سعودی قرار دارد که این خود یک دارایی راهبردی بسیار مهم برای دولت عربستان است چرا که با هر وقفه در عرضه نفت، عربستان می‌تواند در زمان خیلی کوتاه شکاف بین عرضه و تقاضا را پر کند. (Baghat, 2003:455-456)
عربستان بخشی از درآمدهای نفتی خود را صرف خرید تسلیحات نظامی می‌نماید. قرار گرفتن کعبه به عنوان قبله‌گاه مسلمین جهان و منافع فرهنگی و مادی آن، عربستان را در موقعیتی خاص نسبت به دیگر کشورهای جهان اسلام و همینطور در حوزه خلیج فارس قرار می‌دهد. چنین مزایایی به عربستان سعودی این امکان را داده تا به گسترش نفوذ سیاسی خود در کشورهای حوزه خلیج فارس و دیگر کشورهای اسلامی بپردازد؛ عواملی که با تکیه بر آنها، عربستان همواره در تلاش بوده است تا با اعمال فشار و یا کمکهای مالی و نظامی – که بیشتر مرهون درآمدهای نفتی هستند – به گسترش وهابی‌گری ، حفظ ثبات و امنیت قلمرو پادشاهی سعودی، و افزایش نفوذ و پرستیژ بین‌المللی در عرصه سیاست خارجی بپردازد.
2-6-5- امنیت
از آنجا که عربستان سعودی دارای یک رژیم مطلقه سلطنتی است، ماهیتا مانند هر حکومت سلطنتی دیگر هرگونه مخالفت با رژیم را سرکوب و متلاشی می‌کند. این نوع رفتار تاکنون ضامن ثبات طبقه حاکم سعودی بوده است. برای جلوگیری از هر اعتراضی، حکومت تشکیل هر نوع حزب یا اتحادیه‌ای را در این کشور ممنوع کرده و حرکتی به نام انتخابات معنا و مفهومی ندارد.
خاندان آل‌سعود معتقدند که هر تحرکی درجهان اسلام اتفاق بیفتد با وجود مراسم سالانه حج و جمع‌ شدن میلیونی زائران در عربستان سعودی با توجه به ساختار سیاسی بسته این کشور، در هرصورت تاثیر عمده‌ای براوضاع داخلی این کشور خواهد گذاشت. برای جلوگیری از این موضوع و کنترل کانون‌های انقلابی، سعودی ها به تقویت و تحکیم روابط خود با رژیم‌های دست راستی حاکم در برخی از کشورهای جهان اسلام و برقراری ارتباط با کشورهای غربی روی آورده‌اند.
این هدف با ایجاد رابطه عربستان با کشورهای عضو پیمان ناتو و کشورهایی که در مدار آنها قرار دارند ارتباط ویژه‌ای دارد. عربستان سعودی پس از استقلال همواره یکی از کشورهای مورد حمایت بلوک غرب بوده و به همین جهت، سیاست خارجی این کشور در بیشتر زمینه‌ها در راستای سیاست‌های جهانی غرب در منطقه قرار داشته است تا بتواند در برابر افکار و سیاست‌های انقلابی موجود در جهان غرب و اسلام نقش متعادل کننده و محافظه کارانه‌ای ایفا کند؛ و بدین ترتیب بتواند از هر گونه آشوب و ناآرامی نامطلوب و یا بروز و گسترش افکار انقلابی در منطقه و همچنین سرایت آن به داخل عربستان سعودی و دیگر کشورهای محافظه کار متحد عربستان در منطقه جلوگیری نماید.
2-7- تقابل سیاست خارجی ایران و عربستان
عربستان سعودی و ایران از زمان خروج انگلستان از خلیج فارس در دهه 1970، دو بازیگر اصلی منطقه‌ای در خلیج فارس و خاورمیانه بوده‌اند. این دو بازیگر در کنار عراق سه قدرت منطقه‌ای محسوب می‌شوند که نوع رویکرد و تعاملات آنها در منطقه و همچنین روابط آنها با قدرت‌های فرامنطقه‌ای، در شکل‌‌دهی به ترتیبات و شرایط سیاسی و امنیتی منطقه از عوامل عمده تلقی می‌شود. روابط و رویکردهای متقابل عربستان سعودی و ایران، در طول چند دهه گذشته دوره‌های متفاوتی را پشت سر گذاشته و فراز و نشیب‌هایی داشته است. با این حال این روابط به رغم برخی همکاری‌ها همواره با رقابت‌ها و تعارضاتی نیز همراه بوده است.(اسدی،1389: 1)
عوامل و دلایل متعددی در تغییر رویکردهای ایران و عربستان سعودی در قبال یکدیگر و روابط آنها تأثیرگذار بوده است. عوامل ساختاری مانند ساختار قدرت در نظام بین‌الملل و سطح منطقه، ساختار رژیم‌های سیاسی در دو کشور، عوامل و بسترهای تاریخی و فرهنگی – مذهبی، از مؤلفه‌های با ثبات و دارای تأثیرگذاری بیشتر بر این روابطند. اما عواملی مانند تغییرات دیدگاه‌های رهبران سیاسی و تحولات داخلی دو کشور و همچنین تحولات و روندهای منطقه‌ای، از مؤلفه‌هایی هستند که به تغییر در رویکردها و روابط عربستان سعودی و ایران منجر شده است.
تغییر و تحولات منطقه‌ای یک دهه اخیر بر رویکرد عربستان سعودی در قبال جمهوری اسلامی ایران تاثیر گذاشته است. تغییر رژیم در عراق وتحولات بعدی آن، تحولات و جنگ‌های مربوط به لبنان و فلسطین، رخدادهای صورت گرفته در سوریه و همینطور در یمن از مهم‌ترین تحولات منطقه‌ای مورد نظر هستند. در این راستا استدلال می‌شود که عربستان سعودی با این برداشت که تحولات منطقه‌ای بعد از حمله آمریکا به عراق، باعث افزایش نفوذ و قدرت‌ منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران شده، تلاش کرده است تا ضمن گسترش نفوذ خود در منطقه، به ایجاد توازن در مقابل ایران نیز بپردازد. در این راستا کانونهای اصلی منطقه‌ای تمرکز سعودی‌ها برای تواز‌ن‌سازی و گسترش نفوذ در مقابل ایران یعنی عراق،سوریه، لبنان، فلسطین، حوزه خلیج فارس و یمن ازاهمیت ویژه‌ای برخوردارند.
حضور قدرت‌های فرامنطقه‌ای در خلیج فارس و تبدیل شدن آنها، به خصوص آمریکا، به بازیگری دائمی در ترتیبات امنیتی منطقه‌ای، تعارضات، چالش‌ها و پیچیدگی رویکردهای عربستان سعودی و جمهوری اسلامی ایران را در این خصوص افزایش داده است.
جمهوری اسلامی ایران خواستار خروج قدرت‌های فرامنطقه‌ای به خصوص آمریکا از منطقه است و معتقد است باید نوعی ترتیبات امنیتی بومی، مبتنی بر مشارکت و همکاری بازیگران منطقه‌ای ایجاد نمود. اما رهبران سعودی از حضور آمریکا استقبال می‌کنند و با در اختیار گذاشتن پایگاه و امکانات مختلف، بسترهای لازم را برای حضور و نقش‌آفرینی این قدرت فرامنطقه‌ای فراهم می‌کنند. به عبارت دیگر، رهبران سعودی در تلاش هستند تا با تعامل و همکاری با آمریکا در منطقه، به موازنه‌سازی در برابر ایران دست بزنند؛ سیاستی که در قالب اقدامات و توافقات مختلف نمودار شده است.
عربستان سعودی در طرح‌ها و همکاری‌های نظامی – امنیتی آمریکا و کشورهای منطقه، که یکی از اهداف اساسی آن ایجاد موازنه در برابر جمهوری اسلامی ایران است، بازیگری محوری است. (اسدی،1389: 3)
2-8- مبانی بینا‌ذهنی هویتی عربستان سعودی در قبال جمهوری اسلامی ایران
سازه‌انگاری به عنوان یکی از نظریات عمده سیاست خارجی به نقش هنجارها در تکوین و ساخت هویت‌ها و منافع دولت‌ها توجه دارد. مهم‌ترین روش بررسی تاثیر مولفه هویت برسیاست خارجی عربستان در قبال رویکردهای ایران، بررسی مبانی بیناذهنی است که منظور قواعد، هنجارها، رویه‌ها، انگاره ها و ایستارهای نشات گرفته از هویت عربستان است که در فرآیند تعامل با نیروهای داخلی و خارجی – به ویژه جمهوری اسلامی ایران – شکل گرفته‌اند. این مبانی بسیار گسترده و متعددند که از آن میان به موارد ذیل اشاره می‌‌شود که از اهمیت بیشتری برخوردارند:
2-8-1- تعصب و قبیله گرایی
از آنجا که ساخت اجتماعی غالب در عربستان سعودی قبیله‌گرایی است، ارزشها، هنجارها و انگاره های ذهنی – قبیله‌ای یکی از پایه‌های فرهنگ سیاسی آن کشور را تشکیل می‌دهند. بدون شک یکی از این هنجارها و ارزشها تعصب و قبیله‌گرایی است. تعصب به منزله روح قبیله است که فرد را نسبت به قبیله خود وابسته می‌کند. (حی تی، 1344: 38) به عبارتی، تعهد و مسئولیت مشترک افراد در دفاع از منافع قبیله تعصب نامیده می‌شود. فرآیند پذیرش یک خارجی به عنوان شهروند، در جوامع با جهت‌گیری قبیله‌ای مفهومی ناآشناست. (Bahry, 2009:2)
یک خارجی همیشه در میان قوم عرب یک خارجی محسوب می‌شود و اعراب هرگز خارجیان را از خود نمی‌دانند. (لورنس، 1369: 53) از این رو، تاکید بر هویت قبیله‌ای و خانوادگی شیوه‌ای برای حفظ انسجام و پیوستگی محلی و دورنگه داشتن خارجیان است.
اگرچه با طرح اندیشه‌های وطنی، عربستان به برقراری و حفظ پیوندهای فراقبیله‌ای و تشکیل دولت ملی پرداخت ولی این کشور نیز همچون دیگر جوامع عرب نتوانسته است از

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد سیاست خارجی، عربستان سعودی، سیاست خارجی ایران Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد عربستان سعودی، سیاست خارجی، خاورمیانه