دانلود پایان نامه ارشد درمورد عربستان سعودی، سیاست خارجی، خلیج فارس

دانلود پایان نامه ارشد

حتّی می‌تواند آنجا را با دارا بودن جزیره مهم و استراتژیكی “پریم” ببندد. این جزیره، تنگه باب‌المندب را به دو بخش آبراه شرقی به نام “باب‌الاسكندر” و آبراه غربی به نام “میون” تقسیم كرده است. علاوه بر جزیره پریم، جزیره “زقر” كه در فاصله 29 كیلومتری یمن قرار دارد، و بلندترین نقطه آن 652 متر از سطح دریا ارتفاع دارد، امكان كنترل و مراقبت فعالیت‌های دریایی آن نقطه را میسر می‌سازد.( کریملو، 1383: 32)
جزیره «کمران» با اهمیت استراتژیکش و جزیره «جبل الطیر» بخاطر اشراف بر آبراه منطقه اهمیت ویژه‌ای دارند و وجود بنادر مهمی مثل عدن، حدیده و همچنین سواحل طولانی در دریای سرخ و دریای عرب اهمیت خاصی به یمن داده است. با توجه به آثار باستانی و مناطق طبیعی بی‌نظیرش، یمن پتانسیل گسترش صنعت تروریسم را دارد و از سوی دیگر کتابخانه‌هایی مملو از کتابهای با ارزش خطی است که به آن غنا و اهمیت فرهنگی بخشیده است. یمن منابع متعدد معدنی دارد که به دلایل فقر مالی شدید، جنگ‌های طولانی با استعمارگران و جنگ‌های متعدد داخلی، فرصت استفاده و بهره برداری نیافته است. (کریملو،1383: 78)
کشف نفت در مرزهای مشترک با عربستان سعودی، که دارای مرزهای مشترک طولانی با یمن است، بر پیچیدگی امنیت ملی و تمامیت ارضی یمن تاثیرگذار بوده است. به عنوان مثال در‌ اوائل سـال 1992 مـیلادی دولت عربستان سعودی نامه‌هایی برای شرکت‌های نفتی، که در یمن مشغول‌ حفاری بودند، فرستاد و به آن‌ها اخـطار کرد از عملیات حفاری در مناطق مورد‌ اختلاف دو کشور، خـودداری کنند. یمن نیز نسبت به سه استان نفت خیز «عسیر»، «نجران» و «جیزان» که هم اکـنون تـوسط عربستان سعودی اداره می‌شود، ادعای ارضی دارد. (جعفری ولدانی، 1372: 48) بـه‌ عـلت‌ وجود اختلاف بر سر مناطق مذکور، مرزهای بین عربستان سـعودی و یمن تاکنون نه روی نقشه و نه‌ روی‌ زمین‌ تحدید نشده است.به عبارت دیگر، هنوز بر سر مکان تـقریبی مـرز‌ بـین‌ دو‌ کشور هم تفاهمی به دست نیامده است و این امر همچنان به‌ صورت‌ یک‌ مـنبع تـنش و درگـیری باقی مانده است. تـعیین خطوط مرزی‌ اصولا‌ طی‌ دو مرحله صورت می‌گیرد؛ مرحله اول، تعیین حدود(Delimitation) است که در آن مسیر‌ خط‌ مرزی روی نـقشه مـشخص و در قـرارداد ذکر می‌گردد. قرارداد علاوه بر امضاء باید‌ به‌ تصویب‌ مقامات صلاحیتدار دو کـشور بـرسد. مـرحله دوم، علامت‌گذاری (Demarcation) است که طی آن خط‌ مرزی‌ روی زمین بر اساس آنچه در قرارداد آمده، علامت گـذاری مـی‌شود. (جعفری ولدانی، 1371: 324-323)
در نتیجه جنگ بین عربستان و یمن (که 45 روز طول کشید) در 20 مه 1934 معاهده طـایف بـین‌ دو‌ کشور به امضاء رسید. بموجب این معاهده، عربستان سعودی کنترل عسیر، نجران و جـیزان را بـه دسـت گرفت و این مناطق ضمیمه عربستان گردید. درگـیری یمن در دو جبهه شمال با عربستان سعودی و جنوب با بریتانیا منجر به شکست در هر دو جبهه و تجزیه آن کشور شـد. ولی مردم یمن هرگز حاضر نشدند واگذاری‌ عسیر‌ به عربستان سعودی را بپذیرند. مـعاهده طـایف مبنای روابط عربستان سعودی و یمن تـا انـقلاب یمن در ‌‌سپتامبر‌ 1962 بود. در این سال عبد‌اله سلال قدرت را در کشور به‌ دست‌ گـرفت‌ و رژیـم امامت (امام یحیی) را منحل و اعلام جمهوری کرد. با توجه به ایـنکه عـربستان سعودی دارای نظام قبیله‌ای قرون وسطائی بـود، ایـجاد نـظام جـمهوری در یـمن را یک مبارزه مـستقیم ایـدئولوژیکی‌ بر‌ ضدّ خود تلقی می‌کرد. خروج نیروهای مصری طرفدار نظام جمهوریت یمن از این کشور و شکست مصر در جنگ اعراب و اسرائیل در ژوئن 1967‌، عربستان‌ سعودی‌ را تشویق کرد که هـدف سـنتی خود مـبنی بر تسلط کامل بر تمام شبه جزیره‌ عربستان‌ را دنبال کند. ملک فیصل در نظر داشت گسترش ارضی عـربستان سعودی‌ را‌ از‌ جایی که عبد‌العزیز در آن متوقف شده بود، آغاز کند. (جعفری ولدانی، 1371: 55) عبد العزیز عسیر را اشغال کرد و اکنون نوبت ملک فیصل بود که‌ یمن‌ را به تصرف درآورد. اما حمایت دولت‌های سوسیالیستی به ویژه شوروی از صنعا و عدن‌، ملک‌ فیصل را در اجرای نقشه‌های خود‌ با‌ مشکل مواجه‌ ساخت‌.
در 22 مـه 1990 وحـدت شمال و جنوب بـه طور رسمی اعلام شد و دولت یمن متحد با ائتلاف احزاب حاکم در‌ یمن‌ شمالی و جنوبی سابق تشکیل گردید و صنعا پایتخت یمن متحد شناخت شد. چندین عامل به وحدت یـمن کمک کرد. مهمترین عامل مربوط به تحولات جهانی در سال 1990 یعنی از‌ میان‌ رفتن جنگ سرد و نظام دوقطبی بود. در سیستم دو قطبی دولت صنعا به طرفداری از غرب و دولت عدن به طرفداری از شرق معروف بودند‌. وحـدت‌ آلمـان نیز رهبران دو یمن‌ را‌ برای دست‌یابی به وحدت تشویق کرد.یکی دیگر از دلایل تمایل دو کشور به وحدت، بهره‌برداری از ذخایر نفتی مشترک در مناطق‌ مرزی‌ مورد اختلاف بود. وحدت یمن نـگرانی‌هایی را در عـربستان سـعودی به وجود آورد. فروریختن نظام قبیله‌ای در یمن، که یکی از اهرم‌های قدرت عربستان‌ سعودی‌ در آن کشور بود، باعث می‌شد تا سعودی‌ها توان تحمل یک‌ یمن‌ متحد‌، مستقل و آزاد را در همسایگی خود نـداشته بـاشند. حتی بیم آن می‌رفت که در آینده، موج آزادی خواهی و دموکراسی نظام پارلمانی به داخل مرزهای عربستان سرایت کند. (جعفری ولدانی، 1372: 54-53)
4-1- سیاست خارجی عربستان سعودی در قبال یمن
عربستان سعودی در سیاست خارجی خود بر مولفه‌های هویتی متعددی تکیه دارد که در بین آنها عربیت، اسلام وهابی، و حفظ نظام سلطنتی از حساسیت بیشتری برخوردارند. مهمترین تاثیر این مولفه‌های هویتی بر سیاست خارجی عربستان شکل دهی به مبانی بینا‌ذهنی یا همان قواعد، هنجارها، رویه‌ها، انگاره‌ها و ایستارهای نشات گرفته از هویت عربستان است که در فرآیند تعامل با نیروهای داخلی و خارجی شکل گرفته‌اند از جمله اینها: تعصب و قبیله‌گرایی، سلفی‌گری، و در همین راستا جهاد با کافران و بدعت‌گزاران، و به تبع آن شیعه ستیزی است.
برای درک بهتر اهمیت یمن در سیاست خارجی عربستان، ابتدا باید به بسترهای عملکرد سیاست خارجی عربستان توجه کرد تا اهمیت یمن در این چارچوب معنا پیدا کند. سیاست خارجی عربستان سعودی همزمان در سه سطح عمل می‌کند:
اول: سطح بین‌المللی که متاثر از روابط با آمریکا و نقش عربستان به عنوان یک قدرت نفتی است.
دوم: سطح منطقه‌ای که سعودی‌ها در حال انجام یک بازی موازنه قوا و افزایش نفوذ در میان بازیگران منطقه‌ای هستند.
سوم: سطح شبه جزیره عربی که هژمونی عربستان به شکل غیر‌مستقیم و غیر‌رسمی مورد پذیرش دیگر اعضای مجموعه قرار دارد.
با توجه به اینکه در سطح سوم عربستان از قدرت لازم برخوردار است و مورد پذیرش رسمی و غیر‌رسمی دیگر بازیگران مجموعه شورای همکاری خلیج فارس و همچنین در همسایگی‌اش در کشور یمن قرار دارد و چالش کمتری نسبت به دو سطح بین‌المللی و منطقه‌ای دارد، در صدد است تا نفوذ خود را حفظ کرده و در مقابل هر نوع حرکتی که بخواهد چالشی برای آن باشد واکنش نشان دهد.
از این رو در این سطح که نقش مهم و تعیین‌کننده در ادراک محیطی عربستان دارد، سعودیها ضمن ایفای نقش تعیین‌کننده با چالش جمعیتی، مدل جمهوری و نوع جامعه یمن مواجه هستند. می‌توان گفت که رفتار عربستان در شبه جزیره عربی تنها بر اساس یک اصل عملیاتی ساده هدایت می‌شود و آن اجازه ندادن به هیچ قدرت دیگری برای دستیابی به یک موقعیت دارای نفوذ فراوان است. بنابراین ریاض تلاش کرده است تا به نوعی شریک مسلط خارجی کشورهای پادشاهی و یمن باشد.
بر همین اساس، نگاه مقام‌های سعودی به حکومت آینده‌ یمن ایجاد یک حکومت وابسته از لحاظ سیاسی و به ویژه اقتصادی به عربستان است؛ به ویژه اینکه یمن فقیرترین کشور عربی می‌باشد و منابع نفتی‌اش نیز رو به پایان است و به شدت به کمک‌های خارجی وابسته است. در این راستا، عربستان مطابق با سیاست سابق خود، یک یمن ضعیف از لحاظ سیاسی و اقتصادی را در همسایگی خود ترجیح می‌دهد و به نظر می‌رسد باز همان اتحاد و ائتلافی را که در گذشته با قبایل یمنی داشته است را در راستای فشار بر مقام‌های حکومت مرکزی حفظ کند. همچنین با توجه به تحولات چند سال اخیر، ترس از گذار موفقیت‌آمیز یمن به سوی دموکراسی، مقام‌های سعودی را بر آن می‌دارد تا با ابزارهای مختلف این امکان را از بین ببرند.
4-1-1- اهمیت یمن در سیاست خارجی عربستان سعودی
محور سیاست سعودی‌ها در یمن، برقراری ارتباطی قوی با رهبران اپوزیسیون یمن برای کنترل اوضاع آن کشور پس از کناره‌گیری علی عبداله صالح است. دو کشور عربستان و یمن به دلایل مختلف سیاسی و استراتژیک، روابط پیچیده و قابل تاملی طی سه دهه گذشته برقرار کرده‌اند. حاکمیت خاندان سعودی در عربستان و دولت قبیله‌ای حاکم در یمن و نیز تلاش آنها برای حفظ حاکمیت، در بسیاری از موارد، آنها را در کنار یکدیگر قرار داده است. از زمان وحدت یمن شمالی و جنوبی در دهه 90، این روابط ابعاد گسترده‌تری به خود گرفت، به ویژه اینکه منافع آل‌سعود و علی عبدالله صالح به یکدیگر گره خورد. در نگاه استراتژیک عربستان، جایگاه جغرافیایی یمن و نوع روابط و تعامل آن در سال‌های گذشته، این کشور را از نظر اثرگذاری بر امنیت ملی عربستان در سطح کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس قرار می‌دهد. به همین دلیل در تمامی بحران‌ها و تحولات یمن در دهه‌های گذشته، عربستان بازیگری فعال و اثرگذار بوده است. حداقل از دهه 1980 به بعد، عربستان سعودی با کمکهای سخاوتمندانه خود تسکینی بوده بر مشکلات یمن و متعاقباً وفاداری یمن به عربستان. (کرمی،1390: 1)
یمن با 555 هزار کیلومتر مربع مساحت و حدود 25 میلیون نفر جمعیت بخشی از شبه جزیره عربستان است و از این رو بررسی اهمیت تحولات آن حتما باید در چارچوب موقعیت بین‌المللی و منطقه‌ای شبه جزیره که ترکیبی از هفت کشور است، صورت گیرد. شبه جزیره عربستان مهمترین گلوگاه انرژی، ترانزیت کالا و بازار تجارت بین‌المللی به حساب می‌آید. این موقعیت وقتی به موقعیت کشورهای پیرامونی خلیج فارس اضافه شود، از اهمیت افزون‌تری برخوردار می‌شود . نزدیک به نیمی از ذخایر استراتژیک انرژی در این منطقه قرار دارد و در این میان تضمین صدور بی مسئله انرژی به کشورهای غرب از اهمیت ویژه ای برخوردار است. یمن حداقل دارای چهار موقعیت ویژه ژئوپلیتیک است: اشراف یمن بر خلیج عدن، اشراف کامل آن بر یکی از مهمترین تنگه‌های استراتژیک جهان (باب المندب) ، اشراف کامل بر آبراه حساس دریای سرخ، تسلط یمن بر کوههای استراتژیک (مران) که از سواحل عدن آغاز و تا منطقه طائف در جنوب غربی عربستان کشیده می‌شود. با این وصف تحولات یمن، به تحولات عمده در شبه جزیره و حتی مناطق اطراف آن – شاخ آفریقا و… – منجر می‌شود.(کرمی، 1390 :2) این تحولات ممکن است برای موقعیت عربستان در شبه جزیره خوشایند نباشد.
در واقع می‌توان گفت که اهمیت یمن برای عربستان متاثر از دو مولفه هویتی حفظ نظام سلطنتی و نفت است.
4-1-2- نقش عربستان در تحولات داخلی یمن
از جمله مولفه‌های هویتی و هنجارهایی که می‌تواند رفتار عربستان را در قبال کشورهای منطقه بخصوص کشورهای شبه جزیره عربستان تبیین کند بی شک با توجه به تحولات بوجود آمده و شکل‌گیری جنبش های انقلابی، هویت سلطنتی و مبانی بیناذهنی آن یعنی هنجارهایی همچون حفظ وضع موجود و مخالفت با جنبش‌های انقلابی در خاورمیانه عربی، و با توجه به هویت اسلام وهابی و مبانی هنجاری آن یعنی سلفی‌گری و شیعه ستیزی و مبارزه با جنبش‌های شیعی در منطقه است؛ به باور عربستان، این حرکتها ثبات وضع موجود را به خطر می‌اندازد.
از ابتدای شکل‌گیری تحولات انقلابی در خاورمیانه عربی، عربستان سعودی به عنوان کشوری که مدافع وضع موجود و هراسان از این تحولات است، سعی کرد تا در روند این تحولات در کشورهای درگیر خلل ایجاد کند و انقلابیون را از خواسته‌هایشان منصرف گرداند؛ دخالت مستقیم نظامی در بحرین در حمایت از آل‌خلیفه در مقابل انقلابیون، بارزترین نمود این نوع نگاه آل‌سعود به تحولات منطقه بود.

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد نظام سیاسی، سیاست خارجی، عربستان سعودی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد مقام‌های، اینکه،،