دانلود پایان نامه ارشد درمورد عدم قطعیت، دوران کودکی، عقل گرایی

دانلود پایان نامه ارشد

بزرگ ابزاري مي‌شود، يعني افراد بر مبناي اهداف خاص با هم كنش دارند. اين خصايص شهر باعث مي‌شود كه روابط سطحي زودگذر و توأم با گمنامي باشند، در حالي كه فرد در اين نوع روابط ميزاني از آزادي، از قيود روابط شخصي و عاطفي پيدا مي‌كند، اما از طرف ديگر پيمانهاي خود بخود و احساس تعلق و وابستگي و مشاركت نزديك را از دست مي‌دهد. زندگي و كار در كنار جمعيت‌ بزرگي كه هيچ نوع پيوند احساسي و عاطفي ندارند، در ضمن حس رقابت و استثمار متقابل را افزايش مي‌دهد. در عين حال باعث يك نوع ديدگاه نسبي‌گرا و محتمل مي‌گردد، كه مبناي پيدايش عقلانيت در جامعه شهري است، اما زندگي جداي افراد از يكديگر باعث احساس بي‌سازماني شخصيتي مي‌گردد و بزرگي جمعيت باعث پيدايش نگرش خاصي به روان‌شناسي اجتماعي شهر شده است» (رسالت،140:11379):

(گلها همه آفتابگردانند، 187).
یکی دیگر از نتایجی که تمدن امروزی و زندگی شهری با خود به همراه داشته است، نبودن قطعیت در بسیاری از مسائل است. «عدم قطعیت عبارت است از عدم اطمینان در رابطه با یک مسئله‌ی خاص در محیط پیرامون آن مسئله. تأکید بر وجود واژه‌ی محیط به این دلیل است که در حقیقت این محیط است که میزان عدم اطمینان را تعیین می‌کند» (گيدنز،131:1381).
*ما/ در عصر احتمال به سر میبریم
(آینههای ناگهان، 275).
این موضوع را میتوان نتیجهی هیاهوی بسیاری که در زندگی امروزی به خصوص در زندگی شهری وجود دارد، هم دانست. به عبارت دیگر عاملی میشود برای اینکه همهی افراد برای تمامی موارد این نبود قطعیت را همراه با تردید احساس کنند. در حقیقت معرفت‌شناسی ضعیف انسانها در عصر امروز هم این راه را برای عدم قطعیت در کارها هموار میسازد، «آن‌جا که فقدان دانش انسان در مورد جهان مادی تأیید می‌گردد، پای عدم قطعیت دانش در میان است و پیچیدگی ارزش‌ها و آرمان‌های سازمانی و اجتماعی بشر، نشان‌دهنده‌ی تغییرپذیری طبیعی است» (گيدنز،138:1381) و به این معناست که چون آیندهی هر فردی با توجه به انتظارات، علایق و آرمانهای هر شخصی شکل میگیرد و چون در عصر نوین این شکلگیری بسته به جامعهای که هر فرد در آن زندگی میکند است، میتوان گفت این جامعهی امروزی است که هرلحظه با واقعهای جدید در حال رخداد و غیر قابل پیشبینی، بحث عدم قطعیت را پیش میآورد و این مسئله برای عصر امروز مساوی است با سلب توانایی و به میان آمدن تردیدهای بسیار. به عبارت دیگر «این محیط است که تعیین کننده‌ی عدم قطعیت می‌باشد، به طوری که هرچه محیط گسترده‌تر و شناخته‌تر باشد، تأثیرات محیطی نمایان‌تر بوده و عدم قطعیت کاهش می‌یابد» (همان):
*در عصر شک و شاید/ در عصر پیشبینی وضع هوا
از هر طرف که باد بیاید/ در عصر قاطعیت تردید
(آینههای ناگهان، 275).
همچنین افول اشکال آرمانی در شعور انسانی هم میتواند دید وسیعی را در تحقق بخشیدن اعمال انسانها سلب کند، «پیچیدگی ارزش‌ها و آرمان‌های اجتماعی بشر، میتواند نشانهای برای عدم قطعیت باشد» (گيدنز،138:1381) و این مسئله باعث شده است، انسانهای عصر امروز در همهی کارها احتمال را جایگزین کنند و چون دغدغههای بسیار، این را برای انسانهای شهرنشین امروزی میآورد، آنها نمیتوانند جز احتمال چیز دقیقتری عنوان کنند:
*عصر جدید/ عصری که هیچ اصلی/ جز اصل احتمال/ یقینی نیست
(آینههای ناگهان، 275).
4-1-3-1-2.بی تفاوتی در عصر امروز:
بی تفاوتی و ابعاد آن شامل بیتفاوتی در رفتار و مسائل مربوط اجتماع به عنوان پدیدههای اجتماعی عنوان میشوند که در فرهنگ اکثر کشورهای دنیا در قالب یک مسألهی اجتماعی شناخته شده است (بنیفاطمه، حریری،2:1389). بی تفاوتی، میتواند ناشی از عدم تعلق افراد به یکدیگر باشد، طبیعتاً وقتی افراد منفعت خود را بر میگزینند، حاصل آن بی تفاوتی است و این مسئله در عصر امروز شیوع بسیار زیادی پیدا کرده است:
*من هیچ چیز و هیچ کسی را
دیگر/ در این زمانه دوست ندارم
(دستور زبان عشق، 13).
عصر امروز و دغدغههای بی پایان آن هم مسئلهی بی تفاوتی را در انسانها تسریع کرده است و افراد چون اغلب گرفتار زندگی روزانهی خود و فشارهای اجتماعی میشوند، فرصتی برای دغدغههای دیگران پیدا نمیکنند و یا مداخله را در کار دیگران مساوی با ایجاد مشکل و گرفتاری برای خود میپندارند. «رشد صنعت و فناوری، توسعهی ارتباطات اجتماعی، افزایش افسار گسیختهی جمعیت، جابه جاییهای بزرگ جمعیتی، گسترش شهرنشینی، همسایگی فرهنگها و خرده فرهنگهای متفاوت، گسترش منطق خشک محاسبهگرایانه در سبک زندگی مدرن، عقلایی شدن رفتار و انتخاب انسانها، تشدید فردگرایی، ضعف نهادها و اعتقادهای مذهبی، از بین رفتن هویتهای گروهی هم از دید کارشناسان مسائلی است که به نوعی با بیتفاوتی ارتباط مییابد» (مسعودنیا، 165:1380). امینپور نیز مسئلهی بیتفاوتی را اینگونه بیان میکند:

(گلها همه آفتابگردانند،178).

4-1-3-2.انتقاد از بیعدالتیهای اجتماعی
عدالت در لغت به معناي برابر سازي و توازن است و در مفهوم اجتماعي، هرگاه حق هر صاحب حقي به او داده شود، می‌گویند عدالت رعايت شده است (مولانا،2:1380). عدالت اجتماعی یکی از ارکان توازن در جامعه است که در بعضی از جوامع بر اثر عدم یا کاستی در همین مقوله، آسیبهای بسیاری بر جامعه وارد میآید. یکی از موضوعاتی که در جامعهی امروزی شیوع بسیاری پیدا کرده و امینپور انتقاد خود از بیعدالتیهای اجتماعی را از این دریچه بیان داشته، رابطه و پارتی است.
4-1-3-2-1.انتقاد به رابطه و پارتی
یکی از ناهنجاری بیدادگرانهی اجتماعی در حوزههای مختلف اداری و سازمانی که قیصر امینپور به ویژه بعد از دفاع مقدس با آن روبهرو شده، حاکمیت رابطه به جای ضابطه و پارتیبازی به جای عدالتمحوری است. این موضوع از آنجایی برای شاعر دردناکتر و آزارندهتر میگردد که با آرمانهای انقلابی و آموزههای دینی شدیداً در ستیز است:
* دیوار را/ باید دوباره سیمکشی کرد
باید فضای طاقچهی پشت پرده را/ پر کرد
(آینههای ناگهان، 283).
وجود پارتی در یک جامعه نه تنها نشاندهندهی ضعف قانون، بلکه نمودار بیاعتقادی نسبت به بسیاری از تعالیم دینی و اصول اخلاقی است. به ویژه عدم پایبندی افراد به قانون و اهمال دستگاههای نظارتی بر فرایند کارکرد دستگاههای اجرایی، بسترهای پارتیبازی را مهیاتر میسازد و قباحت آن را کمرنگتر میگرداند. «گسترش پارتی بازی در سطوح مختلف جامعه باعث رواج تبعیض بین اقشار جامعه میشود و این بیعدالتی که در نهایت منجر به کند شدن روند پیشرفت جامعه میشود» (بلدی،59:1387):
*باید دم تمامی درها را دید/ باید هوای پنجره را داشت
(آینههای ناگهان، 283).
یکی از مصادیق اجرای عدالت در جامعه ایجاد فرصتهای یکسان و برابر برای افراد جامعه است (نقیب،4533:1387).وقتی جامعهای دچار آفتی مانند پارتی میشود، به خصوص در دستگاههای اداری امروز که کمابیش دچار چنین معضلی هستند، اگر افراد بخواهند تابع قانون باشند، فضا برای آنها دشوار میگردد:
*صف/ انتظار/ صف/ امضا/ شماره/ امضا/ فردا دوباره
صف/ انتظار/ امضا/ شماره/ ای کاش باد …
ای کاش باد این همه کاغذ را/ میبرد!
(گلها همه آفتابگردانند،169).
گاهی که این روند بیقانونی در جامعه ادامه پیدا میکند، این ناهنجاری تبدیل به ارزش و منجر به تنگ شدن عرصه برای افراد عادی شده و سبب میگردد که آنها ناگزیر به این کار بشوند و این وضعیت میتواند ضعف بسیار بزرگی برای یک جامعه به حساب بیاید:
*بدون رابطه/ با این هوا
یک لحظه هم نمیشود اینجا/ نفس کشید
(آینههای ناگهان، 283).
4-1-3-3.انتقاد از بزرگ‌سالی و عقل گرایی
بزرگسالی مرحلهای است که یک فرد با تحولات و بحرانهای بسیار زیادی در آن روبهرو میشود و هرکدام از تحولات، تغییرات زیادی در روح و روان او به جا میگذارند. انتقادات از بزرگسالی با نشانههایی از دوران کودکی مطرح میشود و شاعر برای برجسته سازی و تأکید بر انتقاد از بزرگسالی دو دورهی بزرگسالی و کودکی را در تقابل با یکدیگر قرار میدهد و موضوعات مورد نظرش را مفهوم سازی میکند و مهمترین آنها به قرار زیر است:
الف. عقل گرایی و خردورزی و عدم بروز احساسات در بزرگسالی نسبت به کودکی
ب. سادگی و پاکی روح در کودکی و رنگباختگی و آلودگی آن در بزرگسالی
الف. عقل گرایی و خردورزی و عدم بروز احساسات در بزرگسالی نسبت به کودکی
از نمایانترین و محسوسترین جنبههای رشد، رشد عقلی است که برای یک فرد ایجاد میگردد. عقلگرایی باتجربه حاصل میشود، هرچه قدر انسان رشد مییابد، تجربهی عقلی در او بیشتر میشود. شاعر انتقاد خود را در بزرگ‌سالی از منظر عقلیگرایی که با رشد فردی ممکن میگردد، مطرح میکند. یک کودک بسیاری از کارها را در دوران خود انجام میدهد که آن در دوران بزرگ‌سالی غیر ممکن است و شاعر ورود بزرگ‌سالی را برای خود ورود ممنوعیتها از بسیاری از چیزها عنوان میکند:
*آنجا که/ یک کودک غریبه
با چشمهای کودکی من نشسته است
لبخند او چقدر شبیه من است!/ آه ای شباهت دور!
ای چشمهای مغرور!/ این روزها که جرأت دیوانگی کم است
(آینههای ناگهان،255).
از دیگر چیزهایی که با ورود بزرگ‌سالی نقش آن کم و بیش کمرنگتر میشود و گاهی از میان میرود، بروز احساسات است. بزرگسالان سعی در پنهان و سرکوبی احساساتشان دارند «گاهی افراد احساساتشان را بروز نمی دهند، در واقع آنها در محیط های احساسی و هیجانی تحریک می شوند و ترس از اینکه مبادا احساساتشان منتهی به عدم کنترل شودآنها را بیان نمی کنند» (موفقیت،2527:1392):
*بگذریم!
این روزها/ خیلی برای گریه دلم تنگ است!
(همان).
بزرگ‌سالان سعی در کنترل هیجانات و احساسات خود دارند، در صورتی که کودکان اینگونه نیستند. بیان نکردن احساسات در بزرگ‌سالی مولد ترسهایی همچون ترس از قضاوت، ترس از ناکامی، «غرور، عدم اعتماد به نفس، خودشیفتگی و کمال طلبی است و باعث می شود دیگران را لایق بیان احساس خود ندانند» (همان). و تفکر بزرگ‌سالان بر این است که با بیان آن مشکلات فردی یا اجتماعی را برای آنها ایجاد میکند:
*به بوی لحظههای بیبهانگی
که دل به گریهها و خندههای بیحساب میزنیم
(گلها همه آفتابگردانند،139).
ب. سادگی و پاکی روح در کودکی و رنگباختگی و آلودگی آن در بزرگسالی
بعضی از مفاهیم در دوران کودکی ناشناخته است و افراد با رشد عقلی با آنها آشنا میشوند. یکی از مشکلات بزرگ‌سالان و به خصوص انسانهای مدرن، مسئله‌ی پوچگرایی است که این موضوع در دوران کودکی هیچ مفهومی ندارد. بزرگ‌سالی با مشکلات و بحرانهایی همچون بدبینی، ناامیدی، شکست و امثال آن، ‌که برای شخص به وجود میآورد، همراه است و «گاهی مشکلات و ناملایمات زندگی تحمل انسانها را کم کرده و رنج ها و ناگواراییهای زندگی او را به سوی بدبینی و پوچی میکشاند» (نصری،187:1387) و این موضوع ، پوچگرایی را برای افراد تسریع میکند که این مسئله در کودکی کمتر مصداق دارد:

(آینههای ناگهان،298).
کودکی دوران رهایی از تعلقات و دوران سادگی است. با ورود بزرگ‌سالی، انسان درگیر تکلفات و تصنعات زندگی میشود و بیشتر با پیچیدگیهای زندگی عجین میشود. «زیبایی، معصومیت و پاکی، صفات نایافتهای هستند که قیصر را دست به دامن دنیای کودکی میسازند و او را به متن احوالی میبرند که در کودکی خویش تجربه کرده است، از این روی دوران کودکی از منظر نگاه قیصر به چشماندازی آرمانی و دلخواه شباهت مییابد که در آن، خاطرات، عواطف و هیجانهای کودکانه جای خالی ارزشهایی را پر میکنند که قیصر گاهی زندگانیش را عاری از آنها میبیند» (علیزاده و باقینژاد،19،1391):

(آینههای ناگهان،298).
امینپور انتقاد از فراموش شدن ذات اصیل و طبیعت بیآلایش دوران کودکی دارد که خود و دیگر انسانها ناخواسته گرفتار آن شدهاند. «هرگاه هنجارهای دنیای بزرگسالی او را دلتنگ ساخته و آداب و مناسبات آن با روحیات خود سازگار نیافته رجوعی به کودکی نموده و به خلق دگربارهی فضا و حالات کودکانه پرداخته است. او با یادآوری کودکی و سخن گفتن از آن امکانی برای فراموش کردن واقعیات

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد زندگی شهری، آلودگی هوا، از خود بیگانگی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد آزادی بیان، دستور زبان، دوران کودکی