دانلود پایان نامه ارشد درمورد عدم تقارن، عدم تقارن اطلاعات، کیفیت اطلاعات

دانلود پایان نامه ارشد

مناسبي براي اندازهگيري عملکرد شرکت باشد؟ براي اندازه گيري عملکرد شرکت چه اقلامي بايستي در سود يا ساير اطلاعات حسابداري گنجانده شود؟ در پاسخ به اين سؤال لازم است که بين نقش سود ( يا ساير اطلاعات حسابداري ) براي ارزيابي ( پيش بيني کردن ) و انعقاد قرارداد تفاوت قائل شد(پترو وديگران،2003)41
بيشتر پژوهش های انجام شده ويژگيها و صفات سودها و ساير متغيرهاي حسابداري را که براي ارزيابي مفيد مي باشند را مورد آزمون قرار دادهاند. اغلب اين پژوهش های سريهاي زماني صفات اطلاعات حسابداري در ارتباط با توانايي آنها در پيش بيني متغيرهاي مربوط به ارزش را مورد توجه قرار داده اند. از جمله اين صفات مي‌توان به سودهاي غير‌دائمي (موقتي) اشاره کرد مانند سود‌‌(زيان) اوراق بهادار‌قابل داد و ستد، سود‌(زيان) حاصل از تسعير ارز خارجي که باعث کاهش توانايي سودهاي جاري در پيش بيني سودهاي آتي و کاهش کيفيت سود ميگردد يا ميتوان به اشتباهات در برآورد تعهد‌ي اشاره نمود که در دوره‌هاي آتي تحقق نمي يابند، مانند اشتباهات در برآورد حسابهاي مشکوک الوصول. اين اشتباهات باعث اختلال در پيش بيني شده و به نوبه خود موجب کاهش کيفيت و سودمندي سود براي ارزيابي مي گردد. هم سودهاي موقتي و هم اشتباهات در برآوردهاي تعهدي باعث کاهش ثبات سودها (کاهش کيفيت سود) گرديده و با توجه به اينکه ثبات براي پيش بيني و ارزيابي مناسب مي باشد ، موجب عدم ايفاي نقش ارزيابي سود مي گردند . اما آيا اين مباحث و نتايج جهت استفاده از سودهاي حسابداري براي قراردادهاي انگيزشي حقوق و پاداش مديريت صادق مي باشند؟
پژوهش های زيادي در اقتصاد و حسابداري به بررسي رابطه بين صفات معيارهاي اندازه گيري عملکرد و قراردادهاي انگيزشي بهينه پرداختند. از جمله اين پژوهشها ، پژوهش پيتر کريستنس در سال 2005 مي باشد. در اين پژوهش نقش سودها در تنظيم قراردادها از طريق محاسبه خودهمبستگي سودهاي حسابداري مورد آزمون قرار مي گيرند. اين خود همبستگي به وسيله ثبات، اجزاي موقتي و برگشت پذير (تعهدي) سود تعيين مي شود. در اين پژوهش تأثير تغييرات اين اجزا که منجر به تغيير در کيفيت سود مي گردد در تنظيم قرار دادها مورد آزمون قرار مي گيرد. نتايج اين پژوهش نشان مي دهد که کاهش اجزاي غير دائمي ، کاهش اجزاي برگشت پذير و افزايش ثبات سود براي ارزيابي مطلوب اما براي تنظيم قراردادها نامطلوب مي باشد .
در سال 2002 پژوهش ديگر به وسيله جنيفر و ديگران انجام شد که به بررسي اثر کيفيت سود در بازارهاي سهام و بازارهاي سرمايه مي پردازد. اين محققين به دنبال رابطه بين کيفيت سود و هزينه خاص بدهي و هزينه خاص حقوق صاحبان سهام در بين شرکتهاي نمونه گيري شده طي سالهاي 1988 تا 1999 بودند . در اين پژوهش از هشت ماتريس براي محاسبه کيفيت سود استفاده مي شود . چهار ماتريس بر اساس مدل تعديل شده جونز و چهار ماتريس بر اساس مدل ديچو و ديچاو محاسبه مي گردند. در تمام ماتريسهاي محاسبه شده شرکتهايي که کيفيت سود پاييني دارند داراي هزينه سرمايه بالايي مي باشند و بالعکس. در اين پژوهش ، مشخص گرديد که کيفيت سود پايين موجب رتبه بندي پايين بدهيها ، هزينه خاص بدهي تحقق يافته ، نسبت سود به قيمت (که بابت صنعت تعديل شده) و بتاي بيشتر ، مي‌گردد. علاوه بر اين کيفيت سود به عنوان يک متغير مجزا در توضيح بازده‌هاي اضافي هم در مدل يک فاکتوري و هم در مدل سه فاکتوري رگرسيون قيمت گذاري دارايي مي باشد . نتايج بدست آمده در اين پژوهش کاملاً معنادار مي باشد . به عنوان مثال ، شرکتهايي که داراي بهترين کيفيت سود مي باشند در مقايسه با شرکتهاي با کيفيت سود پايين ، از 80 تا 160 واحد هزينه خاص بدهي و از 150 تا 300 واحد هزينه خاص حقوق صاحبان سهام کمتري برخوردار مي باشند .
در رابطه با موضوع کيفيت سود و حسابداري احتياطي در سال 2002 پژوهشي توسط پنمن و ژانگ صورت گرفته است . در اين پژوهش به بررسي چگونگي تأثير روشهاي حسابداري بر کيفيت سود پرداخته مي شود. در حالي که تعريف جامع و مورد تفاوتي براي اصطلاح کيفيت سود وجود ندارد ، در اين تحقييق سود به عنوان سود قبل از اقلام غير مترقبه گزارش شده در صورت سود(زيان) در نظر گرفته شده و کيفيت اين سود زماني بالاست که سود به خوبي نشان دهنده سودهاي آتي باشد . به عبارت ديگر سودهاي با کيفيت بالا سودهاي باثبات مي باشند و بالعکس ، زماني که روشهاي حسابداري موجد سودهاي بدون ثبات باشند اين سودها داراي کيفيت پاييني هستند.
اسکينر52در سال 2004 به بررسي رابطه کيفيت سود و سودهاي تقسيمي پرداخت. در اين پژوهش شواهدي درباره اينکه آيا سودهاي تقسيمي اطلاعاتي درباره سودهاي مورد انتظار آتي و کيفيت سود ، بدست مي دهند يا خير ، ارائه شده است. در اين پژوهش، مشخص گرديد که نقش سنتي علامت دهي سود تقسيمي کم گرديده است. نتايج نمونه گرفته شده در بين شرکتهاي آمريکايي از سال 1991 تا 2002 ميلادي نشان داد که سياست مجموع سودهاي تقسيمي نسبت به سالهاي دهه 1950 و 1960 بيشتر محافظه کارانه شده است. اکنون انحراف تغييرات سالانه مجموع سودهاي تقسيمي، بخش کوچکي از انحراف سودها مي باشد و قابليت انعطاف مجموع سودهاي تقسيمي در ارتباط با مجموع سودها در 25 سال اخير نسبت به سالهاي گذشته کمتر شده است
وي نشان داد که فقط شوک هاي ناگهاني مجموع سودهاي تقسيم شده مي تواند درباره تغييرات آتي مجموع سودها داراي اطلاعات مفيدي باشد. کمتر شدن نقش علامت دهي سود تقسيمي ، نشانگر تغييراتي در روشهاي برقراري ارتباط مديران با افراد بيرون از شرکت مي باشد. در اوايل قرن بيستم به جزء صورتهاي مالي، تنها روشهاي اندکي براي ارتباط در اختيار مديران بود. در چنين شرايطي سودهاي تقسيمي ابزاري مناسب در جهت علامت دادن سودهاي آتي به شمار مي اومد . اما امروز مديران به صورت پيوسته با بازار در ارتباط هستند و به طرق گوناگون اطلاعات مختلفي را در اختيار ديگران قرار مي دهند. داشتن تکنولوژي اين اجازه را مي دهد که اطلاعات به سرعت منتشر و در نتيجه ممکن است نقش علامت دهي سود تقسيمي بدون کاربرد گردد. نتايج بدست آمده درباره علامت دهي سنتي، بيانگر اين نيست که سودهاي تقسيمي اطلاعات مفيدي را در اختيار سرمايه گذاران قرار نمي دهد. در اين پژوهش نشان داده مي شود که ارتباط بين سودهاي دوره جاري و سودهاي آتي براي شرکتهايي که سود تقسيمي را پرداخت مي کنند و همچنين براي شرکتهاي بزرگ که سودهاي تقسيمي زيادي مي پردازند، بيشتر مي باشد. اين يافتهها مطابق با اين ايده که سودهاي تقسيمي اطلاعاتي درباره کيفيت سود ارائه مي کنند ، مي باشد . به عبارت ديگر سودهاي گزارش شده شرکتهاي پرداخت کننده سود ثبات بيشتري را در دوره هاي آتي دارا مي باشند و در نتيجه داراي کيفيت سود بالاتري مي باشند. نتايج اين پژوهش همچنين نشان مي دهد که پرداخت هاي سودهاي تقسيمي به ميزان زيادي با احتمال گزارش زيان رابطه عکس دارد و زيان گزارش شده به وسيله پرداخت کنندگان سود بيشتر موقتي مي باشد .
ريچاردسون در سال 2003، بررسي نمود که آيا سرمايهگذاري سلف فروش اطلاعات نهفته در اقلام تعهدي (شاخص کيفيت سود) را درک و آن را در پيش بيني هاي خود بکار ميگيرند يا خير ؟ قاعدتاً سلف فروشان بايستي بيشترين انگيزه را براي استفاده از معيارهاي کيفيت سود داشته باشند چرا که آنها مستقيماً از عملکرد پايين آتي شرکت به واسطه سطح بالاي اقلام تعهدي اخير منتفع مي شوند.
ديچو وديچاو در سال 2002 ، به بررسي رابطه بين کيفيت اقلام تعهدي و استمرار سود پرداختند . معيار تجربي آنها از کيفيت اقلام تعهدي ، رگرسيون تغييرات سرمايه در گردش گذشته ، حال و جريانات نقدي آتي مي باشد . آنها در نهايت به اين نتيجه رسيدند که بين کيفيت اقلام تعهدي و استمرار سود رابطه مثبتي وجود دارد .
ديامود1985 درمقالهاي باعنوان انتشار بهينه اطلاعات توسط شرکتها، رابطهي بين عدم تقارن اطلاعاتي و افشاي اطلاعات را مورد بررسي قرار داد و به اين نتيجه رسيد که کيفيت افشاي اطلاعات از عدم تقارن اطلاعاتي مي کاهد.
درادامه هافمن وديگران 2000 به مطالعهي کيفيت اطلاعات و نقدشوندگي سهام پرداختند وبه اين نتيجه رسيدند که کيفيت اطلاعات نقش مهمي درنقدشوندگي سهام دارد.
والکر 2005 درمقاله اي به عنوان سياست افشا، عدم تقارن اطلاعات ونقدشوندگي سهام در بازارهاي سرمايه ارتباط بين نقدشوندگي سهام رابا سياست افشاي شرکت بررسي کرد.وي به اين نتيجه رسيد که ارتباط منفي بين سياست افشاي اطلاعات وشکاف بين قيمت هاي پيشنهادي خريد و فروش وجود دارد، يعني درصورتيکه شر کتهاداراي سياستي با افشاي بيشتر و روشنتر اطلاعات باشد شکاف بين قيمتهاي پيشنهادي خريد و فروش کاهش مي يابد ودر نتيجه به افزايش نقدشوندگي منجرمي شود.
لافوند و همكاران2001 درمقاله اي با عنوان هموارسازي سود و حاکميت ، رابطه بين هموارسازي سود و نقدشوندگي سهام را بررسي نمودند و به اين نتيجه دست يافتند كه هموارسازي اقلام تعهدي اختياري موجب كاهش نقدشوندگي خواهد شد.
چانگ و همكاران2009 در مقاله اي با عنوان آیا مديريت سود به نقد شوندگي بازار سرمايه تاثير مي گذارد؟ نقش مديريت سودرا در نقدشوندگي سهام مورد آزمون قراردادندوبه اين نتيجه رسيدند كه شركت هايي كه به مديريت سود دست مي زنند، از نقدشوندگي پايين سهام رنج مي برند.
وارن بيلي و همكاران 2006 درمقالهاي با عنوان پيامدهاي افزايش افشاي اطلاعات به اين نتيجه رسيدند که با افزايش گزارشگري مالي احتمال جذب سرمايه گذاران بيشتر مي شود.
استفان براون و هيليجيست، 2008 درمقاله اي به نام تاثير درآمد هاي غيرعادي بر عدم تقارن اطلاعاتي به اين نتيجه رسيدند که هرچه كيفيت گزارشگري مالي بيشتر باشد، عدم تقارن اطلاعاتي كاهش و حجم مبادلات سهام افزايش مي يابد.
باتاچاريا 2008 در مقاله اي با عنوان کيفيت سود و عدم تقارن اطلاعاتي رابطهي بين کيفيت سود را با عدم تقارن اطلاعاتي مورد مطالعه قرار داد. وي درپژوهش خود به اين نتيجه رسيدکه ضعف کيفيت سود به عدم تقارن اطلاعاتي منجر مي شود. وی برای سنجش عدم تقارن اطلاتی از شکاف قیمتی بین قیمت پیشنهدی خرید و فروش استفاده کرد که یکی از متغیرهای نقدشوندگی محسوب می شود.
هفلين 2007در مطالعه اي باعنوان کيفيت افشا و نقدشوندگي سهام به اين نتيجه رسيدکه كيفيت اطلاعات براي نقدينگي بازار مهم است وافشاي حسابداري به عنوان وسيله كاهش دهنده عدم تقارن اطلاعاتي در ميان مبادله كنندگان و به عنوان افزايش دهنده توانايي مبادله گران سهام براي اجراي مؤثر دادوستد سهام در هنگام نياز و با هزينه هاي معقول در نظرگرفته مي شود.
ان جي 2008 در مقاله اي با عنوان اثر کيفيت اطلاعات بر ريسک نقدشوندگي، کيفيت اطلاعات و اينکه چگونه مي تواند به ريسک نقدشوندگي تاثير بگذارد را مورد بررسي قرارداد. وي به گرداوري مدارک وشواهد مبني بر ارتباط منفي بين کيفيت سود و ريسک نقدشوندگي پرداخت اماهيچ ارتباط قابل اتکايي بين کيفيت سود و نقدشوندگي سهام دست نيافت.
عبدالغني2005 با اشاره به روشهاي متفاوت اندازه گيري کيفيت سود و با استفاده از 8 روش نشان داد که روشهاي متفاوت اندازه گيري کيفيت سود منجر به ارزیابیهای متفاوت می شود و یک صنعت يا شرکت را نميتوان بر اساس يک روش داراي سود باکيفيت يا بي کيفيت در نظر گرفت. به همين دليل وي پيشنهاد کرد که افراد ذينفع پيش از اتخاذ هر گونه تصميمات سرمايه گذاري بايد بيش از يک روش را براي ارزيابي کيفيت سود برگزينند.
سالاوی 2011 در پژوهشی با عنوان”کیفیت اطلاعات مالی و نقدشوندگی سهام” به بررسی ارتباط بین نقدشوندگی سهام و کیفیت اطلاعات مالی پرداختند.در این پژوهش تاثیر درآمد هر سهم به عنوان معیار کیفیت اطلاعات مالی مورد بررسی قرار گرفته است نتایج پژوهش نشان می دهد که ارتباط بین کیفیت اطلاعات ونقدشوندگی سهام مثبت می باشد.
2-6-2- پژوهش های داخلي
احمد ظريف فرد در سال 1377 به بررسي و تحليل عوامل مرتبط با ارزيابي کيفيت سود بنگاه هاي اقتصادي ايران پرداختند ، در پژوهش مذکور با استفاده از متون و ادبيات حسابداري و پژوهش های

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد وجوه نقد، عدم تقارن اطلاعات، بازده سهام Next Entries پایان نامه درباره سبک تفکر، سلسله مراتبی، سلسله مراتب