دانلود پایان نامه ارشد درمورد صفات خداوند

دانلود پایان نامه ارشد

يَقولونَ إذاً لابتَغَو إلي ذي العَرشِ سَبيلا” (اسراء: 42) خطاب به محمد(ص) مي‌فرمايد: اگر آن‌گونه که مشرکان مي‌گويند خداوند شريک‌هايي داشت، خود شريکان نيز به دنبال راهي بودند تا آن‌ها را به مالک عرش نزديک سازد و تقاضا مي‌کردند که پيش خداوند منزلتي پيدا کنند؛ زيرا آن‌ها علم داشتند که خداوند بر آن‌ها عظمت و برتري دارد.182
3-1-2-4. برهان تمانع
يکي از راه‌هاي اثبات صانع حکيم، توجه به بر‌هان است که در علم کلام، برهان تمانع ناميده مي‌شود. اين برهان از براهين مهم کلامي در اثبات يگانگي خداوند است. مطابق اين برهان هرگز تدبير دو يا چند خدا، به‌طور منسجم و استوار بر نظامي هماهنگ اجرا نمي‌شود و ناگزير بايد يکي از آن‌ها را عاجز دانست؛ زيرا فرض حاکميت بيش از يک تدبير بر عالم خلقت، مستلزم فساد در آن است. بنابراين، فقط يک خدا مدير و مدبّر عالم است.183 اين برهان در زمر? ادل? برگرفته از آيات قرآن است آنجا که مي‌فرمايد: “لَو کانَ فيهِما آلِهَةٌ إلّا اللهُ لَفَسَدَتا” (انبياء: 22)
طبرسي مي‌گويد: اين همان برهان تمانع است که متکلمان مبناي توحيد قرار داده‌اند. با اين بيان، اگر علاوه بر خداوند سبحان خداي ديگري بود، هر دو قديم بودند و صفت قديم از اخصّ صفات است و اشتراک در اين صفت، موجب تماثل آن‌ها مي‌شود. پس بايد هردو عالم و قادر و حيّ باشند و حق هر قادري اين است که بتواند ضد چيزي که اراده کرده است، اراده کند. مثل مرگ و حيات و حرکت و سکون و… . در اين صورت، يا مراد هردو حاصل مي‌شود که محال است يا مراد هيچ‌يک حاصل نمي‌شود که اين هم با قادر بودن منافات دارد يا مراد يکي حاصل مي‌شود که در اين صورت، يکي از آن‌ها قادر نيست. بنابراين، جايز نيست که خدا بيش از يکي باشد.
ممکن است گفته شود آن‌ها با يکديگر تمانعي ندارند؛ زيرا هرچه يکي از آن‌ها اراده کند، مطابق حکمت است؛ بنابراين، خداي ديگر نيز همان را اراده مي‌کند. پاسخ اين است: سخن دربار? صحت تمانع است نه وقوع تمانع و صحت تمانع در دلالت بر عدم جواز تعدد خدايان کافي است؛ زيرا دلالت دارد بر اينکه يکي از آن‌ها قدرتش محدود و متناهي است و نمي‌تواند خدا باشد.184
3-1-3. صفات ثبوتيه
معمولاً اوصاف خداوند به دو دست? صفات ذات و صفات فعل تقسيم مي‌شود و صفات ذات نيز به دو بخش صفات جمال و صفات جلال تقسيم مي‌شود:
صفات جمال، صفاتي است که براي خدا ثابت است؛ مانند علم، قدرت، ازليت و… که آن را صفات ثبوتيه مي‌ناميم.
صفات جلال صفاتي است که براي خدا نيست؛ مانند جهل، عجز، جسمانيت و… که صفات سلبيه مي‌ناميم.
3-1-3-1. اسماء و صفات
پيش از آنکه به ديدگاه طبرسي در اين ‌باره بپردازيم، ذکر دو نکت? کلامي از اعتقاد وي لازم است:
الف. اسم خدا يا مسمّي
خداوند در آي? 110 سور? اسراء مي‌فرمايد: “أيّاً ما تَدعوا فَلَه الأسماء الحسني”
از اين آيه فهميده مي‌شود که اسم با صاحب اسم يکي است و همچنين مستحب است که انسان در موقع حاجت خواستن، اسماي نيکوي خداوند را بر زبان آورد.185
ب. توقيفي بودن اسماء خدا
طبرسي با توجه به آي? “يُلحِدونَ في أسمائه” (اعراف: 180) مي‌گويد: خدا را بايد به نام‌هايي خواند که خودش خوانده، نه با نام‌هايي که ديگران مي‌سازند و درخور مقامش نيست.186
همچنين، طبرسي ذيل برخي آيات به پاره‌اي از اين صفات ثبوتيه اشاره کرده و به شرح و تفسير اين صفات بر مبناي کلام شيعي پرداخته، اين صفات به قرار زير است:
3-1-3-2. قدرت خدا
قدرت خداوند از مهم‌ترين مباحث صفات جمال خداوند است که از خدا نفي عجز مي‌کند. هيچ‌کس غير از خدا به اين صفت متّصف نمي‌شود.187 و اين قدرت به‌گونه‌اي است که هر امر ممکني را شامل مي‌شود و از هر نظر، نامحدود و بي‌پايان است.188
اين صفت را در مجمع البيان با استناد اين مفسر به برخي آيات بررسي کنيم:
خداوند در آي? “فَلا تَکونَنَّ مِنَ المُمترين” (بقره: 147) پيامبر را امر مي‌کند که نسبت به آياتي که خداوند به تو فرستاده، هيچ شکي نداشته باش و لجاجت کساني که نبوت تو را کتمان مي‌کنند نيز تو را به شک نيندازد. اين خطاب گرچه در ظاهر متوجه پيامبر است، در واقع، مراد از آن امت پيامبر است. اين آيه بر خلاف آنچه مجبره مي‌گويند دلالت دارد که قدرت برخلاف معلوم تعلق پيدا مي‌کند؛ زيرا با اينکه معلوم بوده که پيامبر هيچ شکي نمي‌کند، نهي به آن تعلق پيدا کرده و نهي هميشه به امر مقدور تعلق پيدا مي‌کند.189
3-1-3-2-?. اشتمال قدرت الهي بر هر چيز
قدير بودن خدا در آي? “وَ هُوَ عَلي کُلِّ شَيءٍ قَدير” (مائده: 120) به اين معناست که او کسي است که قادر است موجودات را از نيستي به هستي و از هستي به ديار نيستي ببرد و اين از قدرت بي‌پايان اوست.190 همچنين، صفت قدير در آي? “وَ أنَّه علي کُلِّ شيءٍ قَدير” (حج: 6) يعني او کسي است که معدومات را موجود و موجودات را فاني مي‌سازد و دوباره آن‌ها را بازمي‌گرداند و هيچ‌گاه براي قدرت او پاياني نيست.191
در نمونه‌اي ديگر حرکت خورشيد دليل قدرت اوست:
“وَلَو شاءَ لَجَعَلَه ساکناَ” (فرقان: 45) اين آيه دلالت بر اين دارد که اگر خدا بخواهد خورشيد را از حرکت بازمي‌دارد تا سايه هميشه ثابت بماند.192
در آي? “لَه مُلکُ السَّماواتِ وَالأرضي يُحيي وَ يُميتُ وَ هُوَ عَلي کُلِّ شَيٍ قَدير” (حديد: 2) بحث از تصرف خدا در تمام چيزهايي است که در آسمان‌ها و زمين است. هيچ‌کس توانايي ندارد که خدا را از تصرفاتش منع کند؛ زيرا او مالک تمام موجودات است و قادر است مردگان را براي رستاخيز زنده کند و زندگان را دگرگون و فاني سازد. پس او بر هر چيزي تواناست.193
طبرسي در قدرت خدا بر آفرينش آسمان‌ها و زمين به آي? “أَوَلَم يَرَو أنَّ اللهَ الَّذي خَلَقَ السَّماواتِ وِالأرضِ قادِرٌعَلي أن يَخلُقَ مِثلَهُم” (اسراء: 99) اشاره مي‌کند. به اين ترتيب که: کسي که قادر بر خلق چيزي باشد مثل و نظير آن را هم مي‌تواند خلق کند و اين درصورتي است که آن چيز داراي مثل و شبيهي از جنس خود باشد و هرگاه بتواند مثل آن‌ها را خلق کند، پس مي‌تواند خود آن‌ها را هم بازگرداند؛ زيرا بازگرداندن از خلق آن چيز آسان‌تر است.194
3-1-3-3. علم الهي
يکي از مهم‌ترين اوصاف پروردگار، مسئل? علم و دانايي اوست. علم خداوند به اين معناست که او حقيقت همه چيز را درک مي‌کند و هيچ ذره‌اي در اين عالم پهناور از علم نامحدود او پوشيده نيست.195 اين حقيقتي است که از مجموعه آيات قرآن به‌دست مي‌آيد که ما به ذکر چند نمونه از آن مي‌پردازيم.
3-1-3-3-1. آگاهي از سرّ آسمان‌ها و زمين
خداوند در آي? “لا يَخفي عَلَيهِ شيءٌ في الأرض وَلا في السَّمآء” (آل عمران: 5) با بيان مخفي نبودن هيچ چيزي در آسمان‌ها و زمين، اين نکته را به ذهن مي‌رساند که خدا بر همه چيز داناست. و علت اينکه چيزي بر خدا مخفي نيست، اين است که خداوند عالم است و لازمه‌اش اين است که هرچيزِ قابل معلوم شدن را بداند؛ پس امکان ندارد که چيزي به هيچ وجه بر خدا مخفي باشد.196
3-1-3-3-2. علم به هم? معلومات
آي? بعد بحث از علم خداوند به هم? معلومات است: “عالمُ الغيبِ وَالشَّهادة” (رعد: 9)
به نظر طبرسي، منظور آيه اين است که: خداوند نسبت به آنچه از حواس انسان مخفي است يا آن را مشاهده مي‌کند، و همچنين نسبت به آنچه معدوم و آنچه موجود است، داناست. پس خداوند به هم? معلومات چه در حال حاضر موجود باشند و چه وجودشان مربوط به گذشته يا آينده باشد، آگاهي دارد.197
3-1-3-3-3. عالم به نهان و آشکار
خطاب در آي? “وَ هُوَ اللهُ في السَّماواتِ وَ في الأرضي يَعلَمُ سِرَّکُم وَ جَهرَکُم وَيَعلَمُ ما تَکسِبون” (انعام: 3) متوجه هم? مخلوقات است؛ به‌گونه‌اي که خداوند به اسرار و اعمال آن‌ها چه فرشتگان آسمان و چه جنّ و بشر در زمين آگاه است و همه را بر حسب کردارشان پاداش مي‌دهد.198
3-1-3-3-4. سميع بودن خداوند
سميع اشاره به علم خداوند به “مسموعات” يعني سخنان و گفتارهاست.199 در آي? “وَ هُوَ السَّميع العَليم” (انعام: 13) سميع يعني شنوا. خداوند همواره سميع است؛ يعني اگر موجود زنده‌اي در جهان خلقت پديد آيد، خداوند همواره شنوند? صوت اوست.200
3-1-3-4. اراده خداوند
در آيات بسياري از قرآن، سخن از اراد? خداوند به ميان آمده است. اراد? او در پهن? آفرينش و اراد? او در مورد قوانين و احکام. در واقع، يکي از پيچيده‌ترين مسائل علم کلام است. اما در نهايت بايد گفت: اراده و مشيت خدا به علم او برمي‌گردد و وقتي خداوند اراد? چيزي مي‌کند، يعني به آن حکم مي‌کند يا در مورد آن امري مي‌کند.201 که بعد از ذکر آياتي چند به شرح آن‌ها مي‌پردازيم:
3-1-3-4-1. اراد? تام خداوند بر هستي
اولين آيه از اين واقعيت خبر مي‌دهد که اراد? خدا از وجود اشياء جدا نيست و به محض اراد? او ايجاد مي‌شود: “إذا قَضي أمراً فَإنَّما يَقولُ لَه کُن فَيَکون” (آل عمران: 47)
در معناي آن دو قول است: 1. در هر چيز که خدا اراد? آن را حاصل کند، بدون فوت وقت و بدون هيچ تکلفي انجام مي‌شود. آوردن کلم? “کن” به اين منظور است که در فهم و خيال انسان، چيزي زودتر از “کُن فَيَکون” به ذهن خطور نمي‌کند؛ 2. اين کلمه علامتي براي ملائکه است تا بدانند اراد? خداوند، موجود بودن کدام مخلوق را مصلحت مي‌داند و به کار بردن فعل امر “کُن” نيز دلالت بر اين دارد که فعل خدا به منزل? فعل مأمور است و اين فعل، هيچ مشقتي براي آمر به همراه ندارد.202
همچنين، خداوند در آي? اول مائده، بعد از ذکر دو قسم از احکام الهي (در زمين? پايبند بودن به هرگونه عقد و پيمان و حليت گوشت چهارپايان) مي‌فرمايد: “إنَّ اللهَ يَحکُمُ ما يُريد” (مائده: 1) و اين به قول طبرسي، وسعت اراد? تشريعي خداوند را در همه جا روشن مي‌سازد و اينکه خداوند هر آنچه از حلال و حرام اراده کند، در ميان مردم حکم مي‌کند؛ پس بايد به فرمان او عمل کرد.203
در آي? بعد، سخن از اراد? خداوند درخصوص پاداش و کيفر انسان‌هاست و اشاره مي‌کند که هيچ قدرتي نمي‌تواند جلوي اراد? او را در مورد پاداش و مجازات بندگان بگيرد: “قُل فَمَن يَملِکُ لَکُم مِنَ اللهِ شَيئاً إن أرادَ بِکُم ضَرّاً أوأرادَ بِکُم نَفعا” (فتح: 11)
طبرسي گويد: “نفعا” در اين آيه، به‌معناي غنيمت جنگي است و متخلفان گمان مي‌کردند تخلف از پيامبر مي‌تواند زياني را از آن‌ها دفع کند يا متضمن سودي باشد که از نظر جان و مال در سلامت باشند. به همين سبب خداوند خبر داد که اگر بخواهد ضرري برساند، کسي نمي‌تواند دفع کند.204
3-1-3-5. متکلم بودن خداوند
وصف متکلم به‌صراحت در قرآن نيامده، ولي فعلي که دال بر آن است، ذکر شده؛ مانند: “وَ کَلَّمَ اللهُ موسي تَکليما” (نساء: 164)205
به عقيد? طبرسي، خداوند در اين آيه بدون واسطه با موسي سخن گفت؛ ولي با ساير پيامبران به‌واسط? وحي سخن گفت و از همين نظر، موسي به “کليم الله” مشهور است.206
از اين گذشته، در آيات 75 بقره، 6 توبه و 15 فتح، تعبير “کلام الله” و در موارد متعدد تعبير “کلمة ربّک” يا “کلمة الله” ديده مي‌شود که از مجموع اينها به صفت “متکلم” پروردگار مي‌رسيم.
3-1-3-6. خداي واحد
يعني خدايي که هيچ جزء و شبيه و نظير و مانندي ندارد.207
اکنون در چند نمونه از آيات قرآن به توضيح و تفسير اين صفت مي‌پردازيم:
در آي? “إلهٌ واحد” (بقره: 163) اتصاف خداوند به وحدت است آن هم به دلايلي چون بسيط بودن خدا، عدم شبيه و نظير براي او، منحصر بودن در شايستگي براي عبادت، و واحد بودن در صفاتي است که بر او اطلاق مي‌شود. در توضيح معناي اخير بايد گفت يعني صفات خداوند بر غير او اطلاق نمي‌گردد و هيچ کس در صفات خدا با او شريک نيست.208
معنا و مفهوم در آي? “قل هُوَ اللهُ أحَد” (اخلاص: 1) اين است که اين امر از طرف خدا به پيامبر(ص) است تا به تمام بندگان بگويد: عبادت و بندگي فقط شايسته خداست.209
3-1-4. صفات فعل
صفات فعل صفاتي است که با ملاحظ? انجام فعلي از ناحي? خداوند بر او اطلاق مي‌شود. مسلماً اين صفت قبل از اينکه مخلوقي را بيافريند، بر او اطلاق نمي‌شد. مثل “خالق و رازق”. بنابراين، صفات

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد معرفت خدا، معرفت خداوند، علوم قرآن Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد عالم ماده