دانلود پایان نامه ارشد درمورد شناخت انسان، زنان مطلقه، کتاب مقدس

دانلود پایان نامه ارشد

همين غيرت و علاقه باعث مي­شود که براي شما نگران باشم، نگران از اين­که مبادا غير از مسيح، به ديگري نيز دل ببنديد؛ زيرا آرزوي من اين است که شما مانند دوشيزه‌اي پاکدامن باشيد که عشق و محبّت خود را فقط براي کسي نگاه مي‌دارد که با او ازدواج خواهد کرد.”772
به طور کلي، نظر مسيحيت آن است که مسايل غريزي گر چه موهبتي است الهي که بايد از ان استفاده و لذت برد. اما اين غريزه هم اگر مانند ساير مواهب سوءاستفاده شود ديگر موجب سعادت و خوشبختي نخواهد بود.و فعاليت جنسي تنها در چاچوب ازدواج موجب سعادت است
4. قبح طلاق
طلاق در مسيحيت ممنوع است و اين ممنوعيت از معدود تشريعاتي است که به خود حضرت عيسي نسبت داده شده است. وي به شدت با طلاق مخالف ميکرد و ازدواج با زنان مطلقه را حرام مي دانست: ” و گفته شده است هر که از زن خود مفارقت جويد، طلاق نامهاي به او بدهد. ليکن من به شما ميگويم هر کس به غير علت زنا زن خود را جدا کند، باعث زنا کردن او مي شودو هر که زن مطلقه را نکاح کند، زنا کرده باشد773
در مسيحيت، نوع آموزههاي مسيحي باعث غيرممکن شدن طلاق شده بود و کساني که به طلاق مبادرت ميورزيدند با تحمل مشقات فراوان حاصل از اعتراف در زماني که آيين اعتراف همگاني بود روبرو ميشدند.
علت عدم امکان طلاق دادن را عدم امکان جدايي تني ميداند که با هم يکي شده، لذا آمد: ” مگر نخوانده ايد که خالق در ابتدا ايشان را مرد و زن آفريد. و گفت: از اين جهت مرد پدر و مادر خود را رها کرده به زن خويش بپيوندد وهر دو يک تن خواهند شد. بنابراين بعد از ان، و نيستند، بلکه يک تن هستند. پس آن چه را خدا پيوست، انسان جا نسازد”774
حتي آموزههاي مسيحيت، براي زمان بروز اختلاف نيز چنان سخت به نظر ميرسد که کسي توان اينکه در خود با همسرش اختلافاتي را بروز دهد نميديد؛ مثلا در آيين کاتوليک اگر اختلافي در زندگي زناشويي روي دهد، نه شوهر و نه زن هيچ يک نبايد گناه را به گردن ديگري بيندازند، بلکه بايد نارسا بودن عشق خود را سبب آن دشواري بداند. پذيرفتن اين که زناشويي به جدايي ميانجامد برابر است با قبول اين که عشق به خداوند ناتوان است، پس حرمت شکني به خداست. از اين رو طلاق روا نيست”775
5. قبح شهوت پرستي
مسيحيان معتقدند که به صليب رفتن مسيح سبب نميشود همه‌ي گناهان پاک شود؛ ونبايد برخي انسانها زندگي خود را به دست سرشت خود سپرده و از خواسته‌ها و هواي نفساني خود پيروي کنند. به گفته‌ي پولس، مسيح گناهان ما را پاک کرده است، اما مسيحيان نبايد بر اين باور باشند که اگر باز هم به سوي گناه بروند مجازات نخواهند شد. مسيح خطاب به چنين انسانهايي مي‌گويد: “گفته شده است که زنا مکن، اما من ميگويم حتي اگر با نظر شهوت‌انگيز به زني نگاه ميکني، همان لحظه در دل خود با او زنا کردهاي؛ پس اگر چشمي که اين قدر عزيز است سبب شود که گناه کني، آن را از حدقه در آور و دور افکن. بهتر است بدنت ناقص باشد تا اين‌که وجودت به جهنم در افتد! اگر دست راستت باعث ميشود گناه کني، آن را ببر و دور بيانداز! بهتر است يک دست نداشته باشي تا اين‌که با دو دست به جهنم بروي! 776
درآموزههاي مسيحيت، کنش جنسي بيش از هر چيز نشان از عشقي است که زن و شوهر به همديگر مي ورزند، که پذيرفتن کودکي که ميوه آن است در اين عشق نهفته است. کنش جنسي براي لذت و دلخوشي و سرگرمي نيست که آمدن کودک آن را بر هم بزند. پس منطق نظريه کاتوليک هم بچهدار شدن برون از زناشويي را رد ميکند، هم شيوههاي ساختگي را براي جلوگيري از آبستني و براي بچه انداختن”777
6. قبح هم جنس گرايي
با وجود معضلات فراواني که در مورد انحرافات جنسي در غرب کنوني وجود دارد؛ اما عهد عتيق فعل همجنسگرايي را محکوم و مي آورد:” با ذکور ، مثل زنان جماع نکن، زيرا که اين فجور است”778 و براي انجام دهنده اين فعل مجازاتهايي را معين ميکند ” البته هر دوي ايشان کشته شوند”.779
در عهد جديد عيسي مستقيما سخني از همجنسگرايي به عمل نميآورد، اما پولس رسول با لحني شديد از فسادي که در جامعه مي بيند سخن ميگويد: ” زنان شان نيز عمل طبيعي را به انچه خلاف طبيعت است تبديل کردندو همچنين مردان نيز استعمال طبيعي مردان را ترک گفتند و در آتش شهوت به يکديگر سوختند”780
اينگونه برخوردهاي صريح نه تنها بر افکارمردم تاثير داشت که بر تدوين قوانين جوامع غربي تاثر گذاشت درنتيجه تا همين اواخر اغلب مسيحيان تحت تاثير اين آموزهها، به صرف خير خواهي همجنس گرايان را محکوم کرده اند. از نظر اغلب مردم مسيحي اين حالت غير قابل تصور، وقوع ان اشمئزاز آور و غيرطبيعي بود وجود اين نگرش باعث شده بود که همجنسگرايان احساس آلودگي و گناه کنند.
7. قبح سقط جنين
تعاليم مسيحيت در طول قرون ثابت نبوده است. در دو قرن اول مسيحيت، که سقط جنين و بچه کشي معمول بود، کليسا قاطعانه با آن مخالفت ميکرد. بعدها ميان جنين شکل يافته ئ شکل نايافته، که به اعتقاد آنان روح نداشت؛ و جنين شکل يافت که روح داشت، تمايز قايل شدند.
البته مذهب کاتوليک تنها مذهبي است که در اين سالها احکام دقيقي درباره سقط جنين صادر نموده. نظر مذهب کاتوليک آن است که در زمان بسته شدن نطفه يک زندگي منحصر بهه فرد تشکيل شده، و در نتيجه سقط آن در هر زمان، خطاست.781
4) زهد و فروتني
در مسيحيت، زهد به کناره‌گيري از محرّمات و ترک اموري است که سبب دوري از خداوند و نيز افسوس نخوردن بر از دست دادن چيزي و شادنشدن از به دست آوردن آن؛ نيز به کوتاهکردن آرزوها اطلاق ميشود. 782
مسيح در قبح دنيا گرايي و عموميت لطف خدا مي‌گويد: “پس نصيحت من اين است که براي خوراک و پوشاک غصه نخوريد، براي همين زندگي و بدني که داريد شاد باشيد. به پرندگان نگاه کنيد؛ آنها غصه ندارند که چه بخورند؛ نه ميکارند و نه درو ميکنند، اما پدر آسماني شما غذاي آنها را فراهم ميکند. آيا شما براي خدا بيشتر از اين پرندهها ارزش نداريد؟ به گلهاي سوسن در صحرا نگاه کنيد. آنها براي لباس غصه نميخورند، با اين حال به شما ميگويم که سليمان با تمام ثروت و شکوه خود لباسي به زيبايي اين گلهاي صحرا نپوشيد. اگر خدا در فکر گلهايي است که امروز هستند و فردا از بين مي‌روند، چقدر بيشتر در فکر شماست! … اي کم ايمانان!783
فرد مسيحي بايد بداند که به دنيا تبعيد شده است و دنيا تبعيدگاه اوست. پس بايد شيوه‌ي زندگي خود را تغيير بدهد و با کشتن هواي نفساني و دل بريدن از دنيا، راهبي واقعي شود. رهبانيت در مسيحت، صرفاً در اعمال ظاهري نمايان نميشود، بلکه بايد فرد از آن چه دنيايي است تهي شود؛ تنها به عشق آخرت زندگي کند و هرگز به اين دنياي گناه‌آلود و آنچه به آن تعلق دارد دل نبندد.784
بر اساس اخلاق مسيحي، کسي که به اين چيزها دل بندد، در واقع نشان ميدهد که به خدا دلبستگي ندارد؛ زيرا وابستگيهاي اين دنيا، خواسته‌هاي ناپاک و ميل به داشتن و تصاحب هر آن‌چه به نظر جالب مي‌آيد، نيز غرور ناشي از ثروت و مال، هيچ‌يک از خدا نيست، بلکه از اين دنياي گناهآلود است. دنيا نابود ميشود و چيزهاي گناه‌آلود از بين خواهد رفت، اما هرکه طبق خواست خدا زندگي کند هميشه برقرار خواهد ماند.785
3- علم سازي آموزه ها
مورخان جديدتر به اين حقيقت پي برده اند که سنت ديني غرب، ياريهاي مهم، هرچند غير مستقيمي، به علم در دوره سازندگيش رسانده است. بر آمدن و بالا گرفتن علم جديد يک پديده پيچيده اجتماعي است که چندين قرن به طول انجاميده است و از عوامل متعددي اثر برده است که در اينجا سرو کار ما با زمينه هاي فکري برآمدن علم است.چرا در ميان تمام فرهنگ هاي روي زمين، فقط در تمدن غرب بود که علم به معناي امروزيش پاگرفت؟ بسياري از مورخان بر اين عقيدهاند که يک عامل مهمش امعان نظر در طبيعت بوده که از ترکيب کم نظير انديشه يوناني و آراي اهل کتاب نشات گرفته است
در رنسانس، بدون شک، ترس از وجود نيروهاي شرير، در طبيعت، همچنان تخيل عامه مردم را تسخير کرده ، و چه بسا باليدن علم رابه وقفه مي انداخت. ولي در آثار مرداني چون قديس بنديکتوس، قديس فرانسيس، و قديس توماس آکويناس786، مي توان ديد که خوبي[مبدا و منتهاي خير داشتن] آفرينش به چندين وجه: عملي، استحساني، عقلي تاييد شده است.به اين وصف اديان توحيدي هرگز نيروهاي طبيعي يا ساير موجودات زنده را تأليه نکره، يعني به مقام خدايي نرسانده.787
1) قابل شناخت بودن طبيعت
به عقيده باربور، اديان به ويژه اديان ابراهيم نقش مهمي در فراهم نمودن برخي پيش فرضهاي فلسفي علم فراهم نمودند . به اعتقاد وي اديان توحيدي حاوي پيش فرض‌هايي نسبت به طبيعت است که از جهات زيادي با طبيعت همخواني دارد.
1. اعتقاد به هستي وقابل فهم بودن آن
اين مولفه به آنچه که مولفه عقلاني علم ياد ميشود مدد ميرساند. زيرا از نظر اديان جهان هستي يک نظام سامانمند و قانونمند است که قابليت شناخت دارد. اين باور به مسيحيت در قرون وسطي با انديشه حکماي مدرسي که اعتماد عظيمي به توانايي هاي عقلاني بشري داشتند مزج شده بود و نقش مهمي را در شکلگيري علم ايجاد نموده است.788
هنگامي که اين نحوه انديشه را در اروپا، با رهيافت ساير تمدن ها- يعني خود آن تمدنها، باقطع نظر از روابطشان با اروپا- بسنجيم، درمي يابيم که فقط يک منشا بايد داشته باشد. بايد از عقلانيت خداوند ناشي شده باشد که او را صاحب نيروي انسانوار يهوه و خردمندي فيلسوفان يونان در نظر ميآورند….. سپس باروبرو در ادامه ميگويد:…نظر من اين است که ايمان به امکان علم که از دير باز در تکوين و تکامل نظريه علمي جديد دخيل بوده، اقتباس ناخود آگاهانه اي از الهيات قرون وسظي است.789

2. اعتقاد به آفرينش
اعتقاد به آفرينش و خلقت از اساسي ترين اعتقادات اديان است و نقش مهمي را در تمدن ايفا کرده است؛ زيرا عقيده به آفرينش بيانگر اين حقيقت است که جهان خلقت بالضروره از خداوند صادر نشده است بلکه خداوند از روي ميل و اختيار آن را خلق کرده است. لازمه مختار بودن خداوند اين است که جهان هم حادث و هم نظاممند محسوب شود. و راه کشف نظاممندي جهان فقط از راه تجربه امکان پذير است و بس. بنابراين اين جهان موجود مطابق با جهانبيني خلقت بهترين قلمروي است که مي توان روش علمي را بر آن اطلاق کرد، برخلاف ديدگاه يونانيان که معتقدند جهان بالضروره از عقل خداوند صادر شده است؛ طبق اين روش جهان از بررسي علمي به دور است و بايد مورد کاوش عقلي قرار بگيرد. به عبارت ديگر اعتقاد به آفرينش تلويحا دلالت بر اين دارد که جزييات طبيعت را فقط با مشاهده تفصيلي آن مي توان شناخت. زيرا جهان محصول فعل اختياري خداوند است و خداوند در هر آن در آن دخل و تصرف ميکند نه اين که خدانوند به يکباره جهان را به همين صورت آفريده است و ديگران دست شان از آن کوتاه باشد. بنا براين ما فقط با مشاهده بالفعل و تجربي ميتوانيم به کم و کيف آفرينش او پي ببريم790
3. غلبه نظره تاييد آميز نسبت به طبيعت
غلبه نظريه تاييد آميز به طبيعت در کتاب مقدس “خوبي جهان نتيجه قهري عقيده به آفرينش است” و مهر تاييد به خوب بودن طبيعت از يک سو و اعقاد به خداي واحد در در اديان توحيدي در شکست اعتقاد”ارباب انواع طبيعت” از سوي ديگر ازن زمينه را فراهم کرد که طبيعت موضوع تحقيق قرار بگيرد.791
از نظر باربور اين سه خصوصييت آموزههاي اهل کتاب باعث شد که علم جديد و مدرن در ابتداي قرن هفدهم در غرب رشد نمايد، بنابراين علم جديد مديون دين ميباشد792
آموزههاي مسيحي بر آن بود که طبيعت متناهي و قابل فهم و شناخت است وانسان، از آن لحاظ که انحصارا يک موجود طبيعي نيست، ميتوانست جنبه نا متناهي و نامحدود داشته باشد. اين ديدگاه، نظرگاه شناخت طبيعت و انسان را کاملا دگرگون ميساخت، يعني با طرد هر نوع عامل سري در دل طبيعت، شناخت معقول آن ممکن مي شدو برعکس ، شناخت انسان از جنبه صرفا طبيعي بيرون آمده، وجهي اصيل و خاص مييافت که مي بايست به طور مستقل

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد کتاب مقدس، حقوق بشر Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد امام صادق، نزول قرآن، عام و خاص