دانلود پایان نامه ارشد درمورد شعر فارسی، انقلاب مشروطه، روابط اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

ه است.
2-2: نقد و انتقاد
از معانی متعدّد نقد، پارهای از آنها که مورد توجه فارسی گویان و فارسی نویسان قرار گرفته، عبارت است از:
1.پول،مسکوکات فوجه رایج و دارایی.
2.حاضر،آماده و موجود.
3.در برابر نسیه.
4.به معنای فعلاً، هماکنون.
5.شناخت سره و ناسره وجه رایج.
6.خردهگیری، داوری و ارزیابی نکته سنجانه که معنی معروف و رایج نقد همین معناست و در این معنا غالباً ترکیبات نقد ، انتقاد ،نقادی و مانند آن به کار برده میشود (اسلامی، 21:1383).
اگر بخواهیم نقد را به معنای کامل و رایج آن تعریف کنیم میتوان گفت که نقد به معنی «سره کردن، جدا کردن خوب از بد، شرح معایب و محاسن و سنجش اثری ادبی یا هنری بر معیار یا عملی تثبیت شده است» (معین، 1380:ذیل نقد).
نقد عامل پویایی و تعالی اندیشه است.هر اثر ادبی-انتقادی، مبیّن دقیق اندیشه و فرهنگ جامعهی خویش است که گاهی با زبان برنده و آشکار و گاه با ابهام و اشاره، کاستیهایی را بیان میکند که با این هدف نویسندگان و شاعران به انعکاس معایب و مشکلات و نارسایی موجود در جامعهی جمعی و فردی خویش میپردازند.
انتقاد با تأثیر پذیری از شرایط و مقتضیاتی انعکاس مییابد که در حقیقت، بازنمایی از اندیشه و باورهای مشترکی است که در نگاه نقّادانه وجود دارد که این نگاه در یک بستر فرهنگی مشترک رشد یافته و یا دانش و زمینههای دیگر را در خود جای داده و سپس عنوان شده است. «ایدئولوژی مطرح در گفتمان انتقادی مورد نظر باید با گفتمان رقیب مطرح شود تا تحلیل انتقادی قابل دفاع و مورد قبول برای آشکار سازی معنا و پیام نهفته باشد. ایدئولوژی مطرح شده شامل نظام باورها ،عقاید ، باید و نبایدهای گروههای اجتماعی است که از نگاه اجتماعی- شناختی به عنوان بازنمایی مشترک آنها محسوب میشوند و باید در بافت گفتمانی خاص به کار رفته باشد» (آقا گل زاده،20:1386).
انتقاد نقش عمدهای در روابط اجتماعی ایفا میکند . میتوان از آن برای ایجاد تحرّک در اشخاص و نفوذ در آنها، آموزش، بیان نیازها و خواستهها یا به عنوان محرّکی برای اصلاح و پیشرفت خود استفاده کرد. انتقاد کردن به معنای سرزنش و عیبجویی نیست بلکه به مفهوم انتقال اطلاعات به دیگران است؛ به طوری که بتوانند اطّلاعاتشان را در جهت مصالح خود به کار ببرند یا وسیلهای برای تشخیص و افزایش رشد فردی و اجتماعی شود. انتقاد پذیری مؤثر نتایجی چون ایجاد روابط مناسب، تقویّت سلامت فکری و روحی، ایجاد عزّت نفس، افزایش سطح بهرهوری و افزایش رقابت برای تضمین موفّقیّت را به دنبال دارد (درویش محمدی،2:1391).
اغلب سعی شده است که انتقاد جنبهی کلی و عمومی داشته باشد؛ بدین معنا که گاهی به علّت نبودن آزادی بیان، آن به صورت طنز بیان میشده است، یعنی طنز نویس در عین حال که میخواسته شخص مورد نظر را متنبّه سازد، میتوانسته از انتقام و خشم او در امان باشد. اشعار انتقادی، اغلب در کشورهای اروپایی با انواع طنز بیان گشته است و در فارسی گاهی با وصف و مبالغه در عدل و بزرگواری سلاطین گذشته بوده که بیشتر به خاطر متنبّه ساختن سلاطین معاصر انجام میگرفته است.
با پیدایش تصوّف در شعر فارسی تحولی بزرگ به وجود آمد که یکی از نتایج آن انتقاد از شعر گفتن به خاطر امیال دنیوی و صلهی ممدوح بود و عدهای ازنویسندگان و شاعران متصوّف احساس نوعی تعهّد نسبت به مردم میکردند و ارائهی طریق و ارشاد به راه راست را وظیفهی خود میدانستهاند. در ایران هم به خاطر شرایط اجتماعی و وجود سنّتی پایدار و قدیمی در شعر پندآمیز و اهمیّت خاصی که نهضت تصوّف درفرهنگ و ادبیات کشور ما داشته، بیشتر به صورت اشعار پندآمیز عرضه شده که غالباً همراه با طنز بودهاست (جوادی،138:1378-133).
تصوّف و عرفان به عنوان جنبشی اجتماعی، خصلت شدید انتقادی داشت.البته توصیف مسائل انتقادی و نظرات آرمانگرایانه چیزی نبود که به همراه رواج تصوّف در شعر کلاسیک فارسی جا باز کند؛ تصوّف به دلیل پایبندی به اصولی چون نظام احسن خلقت، جبر و تقدیرگرایی و تسلیم طلبی در اعتقاد و نیز به سبب تمایل به تساهل و تسامح در رفتار، اساساً چندان اعتراض و انتقادی ندارد؛ امّا حقیقت این است که آشفتگی اوضاع روزگار آنچنان شدید بوده که حتّی زبان بزرگان صوفیه را نیز به انتقاد باز کرده است. علاوهبر این، دنیا گرایی و بیرغبتی به آموزههای دینی، به ویژه فراموشی یاد حق از ذهن و زبان مردم و ارباب قدرت در زندگی روزمرّه و ایجاد درگیریهای تعصّبآمیز فرقهای و وابستگی به مقام و ثروت به وسیلهی متولیّان مذاهب و البتّه روحیهی حسّاس و هنرمندانهی اهل تصوّف هم از عوامل مؤثّر این نارضایتیها بوده است (شیری،1:1390).
نگرش انتقادی و وصف بینش آرمانی یکی از رسالتهای ذاتی ادب و هنر است (عبادیان،139:1379). برای نمونه، شاعران در اشعار زیر ، سخن فروشی را آفت و ویرانی برای اخلاق میدانستهاند:

(سیف فرغانی،104:1364).

(انوری،62:1364).

(ناصرخسرو،447:1357).

(سنایی،294:1362).
2-2-1: ادبیات انتقادی
در بررسی سیر تاریخی انتقادات در ادبیات فارسی آن را به دو دوره تقسیم میکنند:
الف) قبل از مشروطه ب) بعد از مشروطه

2-2-1-1: ادبیات انتقادی قبل از مشروطه:
در قرن چهارم و قبل از آن، انتقاد به معنای رایج کنونی وجود نداشته و آنچه از اشعار فارسی قرن چهارم و بعد از آن در دست است، نشان میدهد که در آن دوره هجو و هزل در شعر فارسی به حد کافی معمول بوده و غالباً جنبهی شوخی بین شاعران، دوستان و نزدیکان آنان و یا جنبهی تعرّض از طرف شاعر به مخالفان او داشته است.
از قرن پنجم و ششم، اندیشههای ناسازی به وجود آمد که نتیجهی مستقیم پریشانی اوضاع اجتماعی و سیاسی آن روزگار است(صفا، 1378: 317-320). این آشفتگی باعث شیوع انتقادات اجتماعی در شعرگردید و به صورت شدید دراشعار ناصرخسرو قبادیانی که در نیمه قرن پنجم، آغاز و در قرن ششم، با سنایی در قصاید حکمی، دنبال شد(رزمجو،92:1372). میتوان گفت که شعر جز در دیوان ناصرخسرو و تا حدودی در شعر سنایی تا قرن ششم هیچگونه رویکرد اجتماعی نداشته است و راه آن به سوی مردم، اندک اندک از قرن ششم به بعد هموار میشود. البتّه از این قرن به این سو نیز بیشتر شاعران به قصد ابلاغ و گستردن برخی اندیشههای اخلاقی است که رو به جامعه و مردم میآورند.در حقیقت آلودگی تحمّل ناپذیر اجتماع به شاعر تا این مرحله یاری میرسانده و انگیزهی این میشد که دلهای آزاده و تعالی جو همهچیز و از آن جمله شعر و شاعری را در راه بهبود جامعه و مداوای دردهای آن قرار دهند (درگاهی،287:1377).
اشعار انتقادی که در قرن ششم در ادبیات فارسی رواج یافته بود، در قرن هفتم و هشتم به علت آشفتگی وضع زمان، میدان مساعدتری برای توسعه پیدا کرد (صفا،76:1387). این گرایش که در شعر فارسی با ناصر خسرو و شاید اندکی هم با فردوسی آغاز شده بود با شاعرانی چون سعدی پی گرفته میشود.در تلقّی سعدی، سخن برای مردم و جامعه گفته میشود و شاعر و یا سخنور میتواند با شعر یا با هرگونه سخنی موجبات اصلاح اجتماعی را فراهم آورد.شمس تبریزی نیز بر خلاف دیگر عارفان این سرزمین، اندیشهی مصلحانه داشته و بدیهی است که با چنین اندیشهای به سراغ جامعهی خویش و مردم آن آمده باشد و سخنی که در زمرهی تلقّیهای اجتماعی ،اصلاح اجتماع است بارها در سخنان شمس تکرار شده است:«سخن از برای غیر است و اگر از برای غیر نیست به چه کار است؟… کلام صفت است چون در کلام میآید خود را محجوب میکند تا سخن به خلق برسد» (درگاهی،1377: 290-288).
در این دو قرن، هفتم و هشتم، که دورهی استیلای مغولان و حکومتهای غیر صالح درایران است، مفاسد اجتماعی رواج شگفتانگیزی پیدا میکند و به همان درجه انتقادات اجتماعی شدیدتر میشود. به طور کلی، اوضاع آشفتهی فرهنگی و اجتماعی در ایران پس از حملهی مغول، اینگونه خلاصه میشود: «تضریب و سعایت در حق یکدیگر، انحطاط فکری و عقلی ، ستم به روستاییان و کشاورزان ،فساد و تباهی روزگار ، فساد عالمان بی عمل و فقهای طماع و…» (بصیری،29:1388-28) که این انتقادات سخت، درآثار خواجوی کرمانی و در پارهای از غزلهای حافظ که به صورت انتقاد و طنز از صوفیان و متشرعان متظاهر و همچنین در آثار طنز آمیز و انتقادی طنز عبید زاکانی، نمایان است. سیف فرغانی انتقاد خود را در برابر روزگار نابههنجار اینگونه بیان میکند:

(فرغانی،198:1364).
همچنین حافظ و عبید زاکانی در مذمّت روزگار فتنه خیز اینگونه میگویند:

(حافظ،41:1384).

(همان،269).

(عبید زاکانی،84:1387).
از قرن دهم تا میانه قرن دوازدهم، اشعار انتقادی به ویژه هجو، هزل و طنز مانند همهی دورههای شعر فارسی رواج داشته است اما درشعر عهد صفوی، هزل و طنز فاقد نیروی دوران گذشته بوده است (رزمجو،98:1372-95 ). قرن دهم که ویژهی شاعران سبک هندی است، توجّه شاعران به زبان و الفاظ و تعبیرات محاورهای و ضربالمثلهای مردمی و عامیانه بیشتر میشود و این زبان برای دردها و مشکلات اجتماعی مناسبت بیشتری دارد (بصیری،36:1387-35) و در بین این شاعران شاید صائب تبریزی از مشهورترین آنان باشد.

(صائب،229:1374).

(همان،293).
میتوان در این دوره وحشی بافقی را نام برد که در هجو زبانی تند داشت.
در عهد قاجاریه نیز شاعرانی بودند که حاکمان قاجار و درباریان را به سبب خودکامگی، بی لیاقتی، ناتوانی، ولخرجی و اسراف به نقد میکشیدند و آز و طمع سیاسی و اقتصادی بعضی از دول بیگانه را در امور ایران و نقشههای آنها را در آسیب رسانی به استقلال و تمامیت ارضی ایران محکوم میکردند.همچنین اشعاری هم در انتقاد از نهادهای مذهبی سروده میشد و یا نقد و بدگویی از اروپاییان و ایرانیان را محل اعتنا قرار میداد؛ همچنین شاعران در مذمت و بدیهای حکومت مطلقه و مزایا و کاراییهای دموکراسی اشعاری میسرودند که از رفتار و کردار افرادی که در زمان قدرتمندیشان هواداران دموکراسی را آزار رسانیده بودند، ایراد میگرفتند (آژند،1383: 18-17)، در عهد قاجاریه اشعار انتقادی از رونق نمیافتد و شاعرانی چون «قاآنی و یغمای جندقی، چیرهدستی خود را در سرودن اشعار انتقادی به ظهور میرسانند» (رزمجو،97:1372).
2-2-1-2: ادبیات انتقادی بعد از مشروطه:
صدای اصلی مشروطیّت، بیشتر میهن پرستی است یا انتقاد اجتماعی و این صدا بیشتر در اشعار ایرج و بهار دیده میشود. پس از انقلاب مشروطه نبوغ طنزسرایی اجتماعی و انتقادی ملّت ایران طغیان کرد و با طلیعهی واقع گرایی به راه خود ادامه داد. دهخدا پیشرو نثر نو مردمی و نیز ایرج میرزا شاعر نامی و دیگران، هرکدام از بیان ادبی -انتقادی طنز، به فراخور حال بهره گرفتند (آژند:150،1383-149). همچنین میتوان به قائم مقام فراهانی، بهار، عارف، فرخی یزدی و لاهوتی اشاره کرد. میتوان بهار را در مقام روزنامهنگار و شاعر میهنپرست که در پشتیبانی از عناصر پیشرو در کشور، جسور و صریح اللهجه بود و با زبانی تلخ و گزنده بند سرخ حکومت و نهادهای مذهبی را به طنز میگرفت و بر ستایش فزاینده از غرب میتاخت و ایرج میرزا را نیز به عنوان یک بورژوای اشرافی منتقد روابط اجتماعی دانست. ادیبالممالک فراهانی به ساختن قصائد سیاسی و اداری دست زد. ابوالقاسم لاهوتی همهی نیروی مؤثر شعر خود را در خدمت عقاید خویش گذاشت و در جهت تحریک و تهییج احساسات مردم به کار انداخت. سیّد اشرفالدین گیلانی مشهور به نسیم شمال با زبان سادهی مردمی در قالب ترجمهها و اشعار خاص خود، اوضاع روز را در آینهی روزنامهی نسیم شمال منعکس کرد و به میان مردم کوچه و بازار فرستاد (حقوقی،386:1377).
انقلاب سیاسی تا حدودی تغییرات اجتماعی که در انقلاب مشروطیّت و رویدادهای پس از آن به اوج کمال خود رسید، محتوای شعر را تغییر داد. حجم اصلی شعر در دههی 1307 شمسی که آگاهی اجتماعی عموم و درگیریهای سیاسی بود که به تدریج شروع میشد و در سالهای حوالی انقلاب مشروطه، هنگامی که آزادی بیان در نطفه خفه شد، مستقیماً سیاسی بود و یا رنگ

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد جامعه شناسی، نهادهای اجتماعی، جامعه شناختی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد شعر معاصر، شفیعی کدکنی، جنگ تحمیلی