دانلود پایان نامه ارشد درمورد «شرک»، فَلَمَّا، رَبّی

دانلود پایان نامه ارشد

انسان با اسب در حیوانیت.126
ازهری می‌نویسد:
یقال: شریک و اشراک، کما قالوا: یتیم و ایتام. و نصیر و انصار، و الأشراک ایضاً جمع الشرک و هو النصیب…
گفته می‌شود: شریک واشراک، همان گونه که گفته‌اند: یتیم و ایتام و نصیر و انصار، و اشراک نیز جمع شرک به معنای نصیب است 127.
ابن منظور نیز می‌گوید:
طریق مشترک ای یستوی فیه الناس، و اسم مشترک: تستوی فیه معانی کثیرهً.
راه مشترک یعنی راهی که مردم در آن مساوی هستند و اسم مشترک اسمی است که در آن معانی بسیاری مساوی هستند.
از این معانی استفاده می‌شود که در تعریف «شرک» تساوی و مساوات و عرضیت نهفته است. لذا اگر کسی چنین عقیده ای در بارة اولیای الهی نداشته بلکه معتقد به طولیت باشد (همانند نائب و وکیل و وصی) و تمام کارهای آنان را به اذن خدا بدان قطعاً عنوان شرک بر او منطبق نیست؛ چرا که معتقد به مالکیت آنها نمی‌باشد128.
مفهوم اصطلاحی «شرک»
«شرک» در اصطلاح قرآنی در مقابل حنفیت به کار رفته است. حنفیت به معنای میل به استقامت است که در توحید تجلی می‌یابد، لذا شرک در راه استقامت و اعتدال نیست، بلکه بر خلاف فطرت سلیم انسانیت است.
خداوند متعال می‌فرماید:
«قُل إنَّنی هَدانِی رَبّیِ الی صِراطٍ مُستَقیمٍ دِیناً قِیَماً مِلَّهَ اِبراهیمَ حَنیفاً و ما کانَ مِنَ المُشرِکِینَ».
بگو: ای پروردگارم مرا به راه راست هدایت کرده، آیینی پا بر جا (و ضامن سعادت دین و دنیا) آیین ابراهیم که از آیین‌های خرافی روی بر گرداند و از مشرکان نبود.129
همچنین می‌فرماید:
«وَ أن أّقِم وَجهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفاً وَ لا تَکُونَنَّ مِنَ المُشرِکینَ».
و (به من دستور داده شده که:) روی خود را به آیینی متوجه ساز که از هر گونه شرک، خالی است و از مشرکان مباش130.
شیخ سلیمان بن عبدالله آل الشیخ در تعریف «شرک» می‌گوید:
تشبیه للمخلوق بالخالق تعالی و تقدس- فی خصائص الالهیه- من ملک الضر و النفع و العطاء و المنع الذی یوجب تعلق الدعاء و الخوف و الرجاء و التوکل و انواع العباده کلها بالله وحده.
تشبیه مخلوق به خالق متعال و مقدس- در خصوصیات الوهیت- از مالکیت ضرر و نفع و عطا و منع، که موجب تعلق دعا و خوف و امید و توکل و انواع تمام پرسش‌ها به خداوند واحد می‌باشد.
هدف از استدلال به کلام آل الشیخ عبارت (من ملک و…) است که اعتقاد به ملکیت شرک ایجاد می‌کند نه آنکه معتقد به طولیت و همراهی با اذن کلی از خداوند متعال باشیم131.
نحوه تحقق مفهوم«شرک»
با بررسی مفهوم «شرک» به دست می‌آوریم که در تحقق مفهوم «شرک» در عرض هم بودن حداقل دو نفر اعتبار دارد. نه در طول هم بودن
علامه مصطفوی در شرح و تفسیر ماده «شرک» می‌نویسد:
انَ الاصل فی هذه الماده هو تقارن فردین او افراد فی عمل او امر بحیث یکون لکل واحد منهم نصیب فیه او تاثیر… الشرک یتحقق باشتراک مستقیم فی العمل، و هذا اشدّ تاثیراً من کونه ظهیراً، فالظهریه مرجعها الی المعاونة و هی فی المرتبه اللاحقه…
همانا اصل (واحد) در این ماده عبارت است از تقارن دو فرد یا چند فرد در عملی یا امری به طوری که برای هر یک از آنها بهره یا تاثیری در عمل یا امر باشد… شرک با اشتراک مستقیم در عمل تحقق می‌یابد، و آن تاثیرش از ظهیر و کمک کار بودن بیشتر است؛ زیرا بازگشت ظهیر بودن به کمک کردن است که مرتبه اش در رتبه بعد از عامل است…132
خداوند متعال می‌فرماید:
«وَ جَعَلُوا لِلّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ الحَرثِ وَ الانعامِ نَصیباً فَقالُوا هذا للهِ بِزَعمِهِم وَ هذا لِشُرَکائِنا فَما کانَ لِشُرّکائِهِم فَلا یَصلُ إِلَی اللهِ وَ ما کانَ للهِ فَهُوَ یَصِلُ إِلی شَرَکائِهِم ساءَ ما یَحکُمُون».
آنها [مشرکان] سهمی از آنچه خداوند از زراعت و چهارپایان آفریده، برای او قرار دادند؛ [او سهمی برای بت ها]! و بگمان خود گفتند: این مال خداست! و این هم مال شرکای ما [یعنی بت ها] است! آنچه مال شرکای آنها بود، به خدا نمی‌رسید؛ ولی آنچه مال خدا بود، به شرکایشان می‌رسید! [آری، اگر سهم بت‌ها با کمبودی مواجه می‌شد، مال خدا را به بت‌ها می‌دادند، اما عکسش آن را مجاز نمی‌دانستند!] چه بد حکم می‌کنند [که علاوه بر شرک، حتی خدا را کمتر از بت‌ها می‌دانند]133.
از این بحث استفاده می‌شود در تحقق مفهوم «شرک» اعتقاد به عرضیت نهفته است و لذا اگر عقیده به طولیت باشد بر آن شرک اطلاق نمی‌شود.
اقسام شرک
شرک اقسامی دارد و مفهوم آنها با یکدیگر فرق دارد: زیرا شرک یا متعلق به عقیده است یا مربوط به عمل. نوع اول بر سه قسم است:
1-شرک در الوهیت
2-شرک در خالقیت
3-شرک در ربوبیت
4-شرک در عبودیت
شرک مربوط به عمل را شرک در عبادت و اطاعت می‌نامند که بر دو قسم است:
الف- شرک جلی: که در علم کلام و فقه مورد بحث قرار می‌گیرد.
ب-شرک خفی: که در علم اخلاق از آن بحث می‌شود و قرآن تمام این اقسام را بررسی کرده است134.
1. شرک در الوهیت
یعنی اعتقاد به موجودی غیر از خداوند که دارای تمامی صفات جمال و کمال به طور استقلال است، لذا بدین جهت مستحق پرستش باشد.
قرآن کریم می‌فرماید:
«وَ لَقَد کَفَر الَّذینَ قالُوا إِنَّ هُوَ المَسیِحُ ابنُ مَریَمَ».
آنها که گفتند، خداوند همان مسیح بن مریم است، به طور مسلم کافر شدند135.
2. شرک در خالقیت
یعنی انسان به دو مبدا مستقل برای عالم قائل شود؛ به طوری که خلق و تصرف در شئونات عالم به دستشان است؛ همان گونه که مجوس قائل به دو مبدا خیر به نام «یزدان» و شر به نام «اهرمن» می‌باشند.136
3. شرک در ربوبیت
آن است که انسان معتقد شود در عالم، ارباب متعددی است و خداوند متعال رب الارباب است. به این معنا که تدبیر عالم به هریک از این ارباب که قرآن از آن به عنوان ارباب متفرق نام می‌برد، به طور استقلال تفویض شده است همان گونه که مشرکان عصر حضرت ابراهیم به این شرک مبتلا بودند، 137 خداوند متعال می‌فرماید:
«فَلَمَّا جَنَّ عَلَیهِ اللَّیلُ رَأی کَوکَباً قالَ هذا رَبّی فَلَمَّا أفل قالَ لا اُحِبُّ الافِلِینَ* فَلَمَّا رَأَی القَمَرَ بازِغاً قالَ هذا رَبّی فَلَمَّا افلَ قالَ لَئِن یَهدِنی رَبّی لاکُونَنَّ مِنَ القَومِ الضَّالَّینَ* فَلَمَّا رَاَی الشَّمسَ بازِغَهً قالَ هذا رَبّی هذا اَکبَرُ فَلَمَّا اَفَلَت قالَ یا قَومِ اِنِّی بَرِی ءٌ مِمَّا تُشرِکُونَ».
هنگامی که (تاریکی) شب او را پوشانید، ستاره ای مشاهده کرد گفت: «این پروردگار من است؟» اما هنگامی که غروب کرد، گفت «غروب کنندگان را دوست ندارم» و هنگامی که ماه را دید که «سینه افق را » می‌شکافد، گفت: «این پروردگار من است؟» اما هنگامی که (آن هم) غروب کرد، گفت: «اگر پروردگارم مرا راهنمایی نکند، مسلماً از گروه گمراهان خواهم بود» و هنگامی که خورشید را دید که (سینه افق را) می‌شکافت، گفت: «این پروردگار من است؟» این (که از همه) بزرگتر است» اما هنگامی که غروب کرد، گفت: «ای قوم من از شرک‌هایی که شما (برای خدا) می‌سازید، بیزارم138.
ثعلبی به سندش از عدی بن حاتم نقل کرده که گفت:
اَتَیتُ رَسُول اللهِ و َفِی عُنُقِی صَلیبٌ مِن ذَهَبِ فَقَالَ لِی: یا عَدِیُّ! اِطرَح هذا الوَثنَ مِن عُنُقِکَ. قَالَ: فَطَرَحتُهُ ثُمَّ انتَهیتُ اِلَیهِ وَ هُوَ یَقرَاُ سُورَهَ البَرَائَه. هذِهِ الایَهَ: «اتَّخَذُوا اَحبارَهُم وَ رُهبانَهُم ارباباً» حَتَّی فَرِغَ مِنهَا فَقُلتُ: اِنَّا لَسنَا نَعبُدُهُم. قالَ: اوَلَیسَ یُحَرِّمُونَ مَا اَحَلَّ اللهُ فتُحَرِّمُونَهُ وَ یُحِلّونَ مَا حَرَّمَ اللهُ فَتَستَحِلُّوا؟ قالَ: فَقُلتُ: بَلی. قَالَ: فَتِلکَ عِبَادَتُهُم.
خدمت رسول خدا رسیدم در حالی که بر گردنم صلیبی از طلا بود. حضرت به من فرمود: ای عدی! این بت را از گردنت بردار. او می‌گوید: من آن را در آوردم و سپس خدمتش رسیدم در حالی که این آیه از سوره برائت را می‌خواند: (آنان دانشمندان و راهبان را پروردگار خود به حساب آوردند) تا اینکه از قرائتش فارغ شد. به او عرض کردم: ما آنها را عبادت نمی‌کنیم. حضرت فرمود: آیا این طور نیست که آنان حلال خدا را حرام می‌کنند و شما نیز آن را حرام می‌دانید و حرام خدا را حلال می‌کنند. شما نیز حلال می‌شمارید؟ عرض کردم، آری. حضرت فرمود: همین عبادت آنها به حساب می‌آید.139
4. شرک در عبادت و طاعت
به این معناست که انسان خضوع و تذللش ناشی از اعتقاد به الوهیت یا ربوبیت کسانی باشد که برای آنها خضوع و تذلل می‌کند.
این تقسیم به جهت مورد ابتلا بودن در بحث با وهابیان مطرح گردید؛ زیرا مورد بحث و اختلاف با آنان در مصادیق مورد نزاع این چند نوع شرک است.140
معیار شرک در قرآن
بررسی عقیده موحدان به هنگام پرستش خدای واقعی و عقیده مشرکان به هنگام پرستش خدایان پنداری، این مطلب را روشن کرد که، گروه مشرک بسان موحد به هنگام عبادت، درباره معبودهای خود، اعتقاد خاصی داشتند و آنها را خدای جهان و یا کارگردان عالم آفرینش و یا لااقل، سررشته دار سرنوشت انسانها می‌دانستند و با چنین اعتقادی در برابر آنها خضوع می‌کردند و به ستایش زبانی و عملی می‌پرداختند. و این ثابت می‌کند که در تحقق مفهوم عبادت وجود چنین عنصری در پرستشگر لازم است، و در غیر این صورت، لفظ عبادت بر آن، صدق نخواهد کرد- اکنون وقت آن رسیده که با در دست داشتن چنین ضابطه کلی به داوری در موارد مشکوک و مبهم بپردازیم، مواردی که ابن تیمیه و وهابیت آنها را از جزئیات عبادت، و دیگر طوائف اسلامی همه را از مقوله دیگر می‌دانند، ولی پیش از آن که به تبیین این بخش برسیم، در تایید ضابطه مزبور، یادآور می‌شویم:
1- نه تنها بررسی حالات موحدان و مشرکان، بر لزوم وجود چنین عنصری گواهی می‌دهد، بلکه از آیات قرآن نیز می‌توان بر وجود آن استدلال کرد. قرآن به هنگام فرمان پرستش خدا و نفی پرستش غیر او، روی این مطلب تکیه می‌کند که جز او «اله» (خدا)یی نیست، چنانکه می‌فرماید:
«یا قوم اعبدوالله ما لکم من اله غیره».
ای قبیله من خدا را عبادت کنید، برای شما جز او خدایی نیست141.
دقت در معنی این آیه حاکی است که آن کس مستحق و شایسته عبادت است که «اله» باشد، و به اصطلاح بتوان او را خدا نامید و این بتها و معبودهای آنان، سهمی از آن ندارند، و به دیگر سخن، این آیه می‌رساند که عبادت از شوون «اله» است و آن کس که دارای الهیت است شایسته چنین مقامی هست و چون این مقام در خور شان غیر خدای آفریدگار نیست، غیر او شایسته پرستش نمی‌باشد.
2-همچنین برخی از آیات دیگر گواهی می‌دهند که عبادت و پرستش، از شوون ربوبیت است و تا فردی دارای چنین شان و مقامی نباشد، شایسته عبادت نیست، چنانکه می‌فرماید:
«یا ایها الناس اعبدوا ربکم الذی خلقکم و الذین من قبلکم…».
ای مردم، پروردگار خود را که شما و پیشینیان شما را آفریده، بپرستید142.
و اگر بخواهیم شیوه استدلال با این دو آیه را (که یکی، عبادت از ویژگی‌های «الوهیت» و دیگری از ویژگیهای ربوبیت می‌داند) در قالب اصطلاح علمی بریزیم، باید بگوییم که این دو آیه از مصادیق قاعده معروف است که می‌گوید اگر عنوانی موضوع حکم قرار گرفت، این گواه بر علیت و دخالت آن عنوان در ثبوت حکم است. یعنی این الوهیت و ربوبیت است که انسانها را به پرستش دعوت می‌کند و چون بتها فاقد این عنوانند، طبعا فاقد چنین شایستگی می‌باشند و کسانی که به نوعی درباره آنان به الوهیت و ربوبیت و لو به صورت محدود معتقدند، سخت در اشتباهند، زیرا الهی و ربی جز او نیست.143
این حقیقت که عبادت از شوون ربوبیت است، در آیات زیادی آمده است که برخی را یادآور می‌شویم:
«و قال المسیح یا بنی اسرائیل اعبدوالله ربی و ربکم».
مسیح گفت: ای بنی اسرائیل خدا را که پروردگار من و پروردگار شماست، بپرستید144 (ان هذه امتکم أمه واحده و انا ربکم فاعبدون).
«این امت شماست که امت یکپارچه ای است و ما پروردگار شما هستیم، پس مرا

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد مبدأ و معاد، سوره بقره، حق تصرف Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد مسجد الحرام، توحید افعالی، صراط مستقیم