دانلود پایان نامه ارشد درمورد سیاست خارجی، انقلاب اسلامی ایران، جنگ جهانی اول

دانلود پایان نامه ارشد

غیر محارب استوار است.
– اصل 153: هر گونه قرارداد که موجب سلطه ی بیگانه بر منافع طبیعی و اقتصادی، فرهنگ، ارتش و دیگر شؤون کشور گردد ممنوع است.
– اصل 154: جمهوری اسلامی ایران سعادت انسان در کل جامعه ی بشری را آرمان خود می داند و استقلال و آزادی و حکومت حق و عدل را حق همه ی مردم جهان می شناسد. بنابراین در عین خودداری کامل از هر گونه دخالت در امور داخلی ملت های دیگر، از مبارزه ی حق طلبانه ی مستضعفین در برابر مستکبرین در هر نقطه از جهان حمایت می کند.
– اصل 155: دولت جمهوری اسلامی ایران می تواند به کسانی که پناهندگی سیاسی بخواهند پناه دهد مگر اینکه بر طبق قوانین ایران خائن و تبهکار شناخته شوند. (سایت مقالات علمی ایران)

2-12 سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران از مشروطه تاکنون و گفتمان های حاکم بر آن:
برای فهم موضوع، جهت گیری های سیاست خارجی ایران از مشروطه تا کنون، در جدول زیر آورده شده است. و سپس به تبیین جهت گیری های سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران می پردازیم.

نوع جهت گیری
مصادیق
نتیجه

جنگ جهانی اول
نقص بی طرفی و اشغال ایران
بی طرفی
جنگ جهانی دوم
نقص بی طرفی و اشغال ایران

بحران خلیج فارس
رعایت بی طرفی

سازش
و
همکاری
– اخذ امتیازات و انعقاد قرار داد ها
– حضور و نفوذ قدرت ها در ایران و دخالت در امور کشور
– تسلیم در برابر تجوز بیگانگان در جنگ های جهانی اول و دوم و کناره گذاری سیاست بی طرفی و اعلام جنگ به آلمان و ژاپن
– پذیرش اصلاحات اقتصادی در ده ی چهل شمسی متأثر از دکترین «پاسخ انعطاف پذیر» کندی
– پذیرش سیاست سد نفوذ و مقابله با کمونیسم
– اعطای امتیاز کاپیتولاسیون به نظامیان آمریکا
– عهده داری ژاندارمی منطقه در اثر سیاست منطقه ای نیکسون_ کسینجر و شرکت در جنگ ظفار و شاخ آفریقا

وابستگی ایران به قدرت ها و نفوذ گسترده ی آن ها در اور ایران

اعتراضی
دوره ی زمامداری مصدق
اجرای سیاست موازنه ی منفی و ملّی شدن نفت

دوره ی حاکمیت جمهوری اسلامی ایران
پیگیری سیاست اعتراضی و طرد قدرت های استکباری

(قوام، 1378، 192)

هم چنین می توان جهت گیری سیاست خارجی ایران نسبت به قدرت های جهانی را در نمودار زیر نشان داد:

+: جهت گیری اعتراضی
0: جهت گیری بی طرفی
-: جهت گیری سازش و همکاری
1- انقلاب مشروطیت
2- بی طرفی ایران در جنگ جهانی اول
3- اشغال ایران در جنگ جهانی اول
4- بی طرفی ایران در جنگ جهانی دوم
5- اشغال ایران در جنگ جهانی دوم
6- سیاست موازنه ی منفی
7- کودتای 28 مرداد
8- پیروزی انقلاب اسلامی
(قوام، 1378، 193)

2-13 سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران پس از انقلاب اسلامی:
با وقوع انقلاب اسلامی ایران تحولات عظيمی در تمامی زمينه ها ازجمله سياست خارجی ايجاد شد. بر اين اساس از همان روزهای اول انقلاب اسلامی ایران، امام خمينی (ره) به عنوان رهبر انقلاب اسلامی ایران، سياست خارجی جمهوری اسلامي را در شعار “نه شرقی، نه غربی” اعلان نمود.
از ابتدای انقلاب اسلامی تا کنون شاهد طرح دیدگاه ها و گفتمان های مختلفی در عرصه ی سیاست خارجی هستیم که هر یک در شرایط تاریخی مشخصی بر شکل گیری ماهیت آن تاثیر گذاشته اند. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 ، گفتمان ملی گرایی لیبرال بر سیاست خارجی دولت موقت حاکمیت داشت. پس از استعفای دولت موقت و بر کناری بنی صدردر خرداد ماه 1360، ابر گفتمان اسلام گرایی بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران حاکم شد که تا کنون نیز استمرار دارد. ولی گفتمان کلام اسلام گرایی در طول تقریباَ سه دهه ی گذشته دستخوش دگرگونی و دگردیسی گردیده است. حاصل این تحول درون گفتمانی شکل گیری و ظهور چهار خورده گفتمان مختلف از بطن اسلام گرایی بوده است. ( دهقانی سید جلال، 1386، 67) این خرده گفتمان ها عبارتند از:
2-13-1 دوره ی اول، دوران محافظه کاری با خط و مشی لیبرالیسم:
در این دوره روش اجرایی و مکانیسم ارتباط با دولت ها در دستور کار قرار داشت و ما بین سال های 1357 تا 1360 را شامل می شود. اين دوره كه مصادف با وقوع انقلاب اسلامي در ايران و دوره حاكميت دولت موقت است، اصولاً به خاطر حاكم بودن شرايط نابسامان ناشی از وقوع انقلاب، حفظ انقلاب و كشور از تجزيه و فروپاشي مجدد در دستور كار دولتمردان قرار گرفت. برخي معتقدند كه در اين دوران سياست خارجی كشور در واقع تداوم و استمرار سياست خارجی دوران قبل از انقلاب است با اين تفاوت كه رهبر انقلاب بر اصول اساسي و سياست نه شرقی نه غربی تاكيد كرده بود (بخشايشی اردستانی، 1375، 76). عده ای از این مسأله غافل اند كه يك پديده ی عظيم سياسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در كشور به نام انقلاب اسلامي به وقوع پيوسته بود كه ذهن همه ی دولتمردان را به حفظ آن و تلاش در تثبيت آن مشغول نموده بود.
در اين راستا دو ديدگاه كاملاً متضاد در سطح سياست خارجی و داخلي شكل گرفت. ديدگاه نخست كه دولت موقت آن را نمايندگي مي كرد، معتقد بود كه حفظ و تثبيت نظام اسلامي تازه تاسيس منوط به حفظ و گسترش روابط با كشورهاي غربی خصوصاً ايالات متحده آمريكا است. اين ديدگاه معتقد بود كه منافع ملي بايد بر منافع و مصالح اسلامي رجحان داشته باشد. ديدگاه دوم كه نمايندگي آن را رهبری انقلاب و جمعی از روحانيون بر عهده داشتند، معتقد بودند كه حفظ و تثبيت نظام اسلامی تازه تاسيس منوط به استقلال اش از هر قدرت خارجی است. آنها معتقد بودند كه انقلاب ما يك انقلاب اسلامي است و به همين خاطر بايد منافع و مصالح اسلامي را در دستور كار خود قرار دهيم. در همين راستا به طرح سياست نه شرقي و نه غربي در سطح سياست خارجی و ضديت با قدرت های خارجی از جمله ايالات متحده آمريكا و اسرائيل پرداختند. (رمضاني، 1386 ، 60) سياست خارجی دولت بازرگان را می توان به طور خلاصه اين گونه مطرح كرد:
– دولت موقت فاقد يك استراتژی مشخص برای سياست خارجی بود ودرك روشنی ازسياست نه شرقی نه غربی نداشت و آن را موازنه ی منفی قلمداد می کرد.
– تمايل به ترميم رابطه با ايالات متحده با توجه به ديدگاه نخست وزير و وزير امور خارجه  در حوزه ی سياست خارجی  كه در نهايت به استعفای دولت موقت گرديد.
– دربين اعضای دولت موقت هم در مورد تصميم گيری در سياست خارجی اختلاف نظر عميقی وجود داشت.
– دولت موقت فاقد پايگاه مردمی برای پيشبرد ديد گاه ها ی خود درعرصه سياست خارجی بود.
تعارض ديدگاه هاي مذكور با اشغال سفارت آمريكا توسط دانشجويان پيرو خط امام (ره) به سود ديدگاه دوم پايان يافت.
با سقوط دولت موقت و روی كار آمدن سيد حسن بنی صدر دوره ی حاكميت ليبرال ها بر سياست خارجی وارد مرحله تازه ای شد. در اين مرحله سياست خارجی جمهوری اسلامی ايران تحت شعاع سه مسئله بود:
1- گروگان های آمريكايی كه توسط دانشجويان پيرو خط امام نگهداری می شدند.
2- حمله شوروی به افغانستان واشغال اين كشور.
3- حمله عراق به ايران وآغاز جنگ تحميلی.
روند سياست خارجی جمهوری اسلامی ایران دراين شامل دو مرحله بود که ابتدا دوره ی ابهام وآشفتگی  و پس ار آن دوره ی اصول گرايی را شامل می شود. در دوره ابهام كه در دوران بنی صدر بود ايران از سوی ايالات متحده برای آزادی گروگان ها تلاش هایی را با ارعاب و تهديد و تطميع آغاز كرد. با فرار بنی صدر از کشور قدرت به نيروهای انقلابی منتقل گشت و سياست خارجي دچار تحول عمده و انقلابي شد. درواقع سكان سياست خارجی دراين دوران در دست امام خمينی قرار گرفت. دراين مقطع سياست خارجی ايران براساس الگوی تقابل گرای/محدوديت محور بود.
2-13-2 دورهی دوم، دوره ی ارزش محور یا آرمانگرای امت محور:
در این دوره خط و مشی ارتباط بیشتر با مردم و ملت ها و تأکید کمتر بر روابط دولت با دولت ها در دستور کار قرار داشت و ما بین سال های 1360 تا 1368 را شامل می شود. تأكيد بر اتخاذ ديپلماسی مستقل از وابستگی به قدرت هاي استكباری، نفی نظام بين المللی حاكم و تلاش در برقراری نظام عادلانه بين المللی به همراه تأكيد بر برداشتی اخلاقی از دولت و وظايفش در كنار اهتمام به بحث صدور انقلاب سبب گرديد كه در اين دوره سياست خارجي كشور جنبه مكتبي به خود گيرد. گفتمان آرمان گرايي بسط محور با تاكيد بر بسط و گسترش بخشي به ايدئولوژی رهايی بخش اسلامی و صدور انقلاب به كشورهای تحت ستم، بسط افكار و پيام ها و شعارهای انقلابی و جايگزين كردن مرزهای ايدئولوژيك به جای مرزهای جغرافيايی را در دستور كار سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران در اين دوره قرار داد. (رمضاني، 1386 ، 64)

2-13-3 دوره ی سوم، دوره ی منفعت محور_اصلاح طلبی اقتصادی (عملگرا):
در این دوره در پی عادی سازی رفتار خارجی (سیاست خارجی) با خط و مشی رابطه ی بیشتر دولت با دولت ها و رابطه ی کمتر ملت با ملت ها در دستور کار قرار داشت و ما بین سال های 1368 تا 1376 را شامل می شود.
در يك جمعبندي مي توان اصول سياست خارجي ايران در دوره توسعه گرايي اقتصاد محور را در موارد زير خلاصه کرد:
– در دستور كار قرار گرفتن عادي سازي روابط با ساير كشورهاي جهان.
– برقراري ارتباط با ساير كشورها به خاطر ملزومات اقتصاد داخلي و سازندگي.
– جايگزيني درك ايئولوژيك از سياست جهاني با درك ژئوپولتيك از آن.
– عضويت فعال در سازمان های منطقه ای و بين المللی.
– انعطاف پذيری و جهت گيری های مصلحت گرايانه جهت خروج ايران از انزوای سياسی تحميل شده، ناشی از جنگ عراق عليه ايران.
– تاكيد بر صدور انقلاب از طريق پيشرفت و توسعه اقتصادی كشور، تا بدين ترتيب انقلاب با الگو شدن برای ساير محرومان صادر شود.
– ضرورت توجه به مسائل اقتصادی و امنيتی و تامين منافع ملی در بعد اقتصادی موجب شد تا براي دستيابی به اعتبار وقدرت، سياستی عمل گرا وهمزيستی با ديگران رادنبال كند.
– احترام به قواعد بين المللي.
– اگر چه تلاش زيادي شد تا با كشورهاي اروپايي روابط دوستانه برقرار شود ولي به دليل پيش آمدن مسائلي مانند كشته شدن مخالفان نظام دراروپا باعث تشنج زايي دراين رابطه شد.
– فروپاشي شوروي اگرجه يك فرصت براي سياست خارجي ايران بود ولي تهديدات وتبعاتي را هم به همراه داشت مانند هژموني ايالات متحده آمریکا.
– جنگ اول خليج فارس

2-13-4 دوره ی چهارم، دوره ی گفتمان فرهنگ گرای سیاست محور:
پس از روی کار آمدن دولت اصلاحات، گسترش روابط خارجی و رسیدگی به مسائل و امور خارجی در چهارچوب رهیافت واقعگرایی نسبی ادامه یافت با این تفاوت که نحوه ی بیان و شیوه های رفتار و برخورد با دیگران تغییر یافت و سیاست توسعه ی سیاسی در روابط خارجی، پذیرش پلورالیسم جهانی به معنی نفی نظام تک قطبی و پذیرش تساوی فرهنگ ها، به محور اصلی سیاست خارجی تبدیل شد. (ازغندی، 1381 ،18) هم چنین پس از انتخاب محمد خاتمی به عنوان رئیس جمهور، با تحولی در گفتمان سیاسی مواجه هستیم. به این ترتیب که مشروعیت اثباتی، جایگزین مشروعیت سلبی یعنی دوری گزیدن از دشمن تراشی و طرح شعار های پرخش گرانه و تحریک کننده گردید. با وجود شرایط سیاسی جدید ضرورت پیدا کرد که نیرو های جدیدی دست کم در قوه ی مجریه وارد صحنه ی سیاسی شوند که هم بتوانند در داخل زمینه های قانونمند شدن هر چه بیشتر جامعه و تحقق جامعه ی مدنی را فراهم سازند هم در روابط خارجی سیاست تنش زدایی را با عوامل مناسب تر و قالب تعمیم تر در راستای منافع ملی جامه ی عمل بپوشانند.
با عنایت به روند جهانی شدن فرهنگ و اقتصاد و تغییر و تحولات بسیار بنیادی در روابط بین الملل و افزایش جمعیت ایران از سی میلیون نفر به بیش از شصت میلیون نفر، یعنی جوان شدن جامعه و طرح خواسته ها و مطالبات جدید به عنوان عامل مهم تأثیر گذار، رویکرد سیاست خارجی جمهوری اسلامی را نسبت به گذشته تعدیل بخشید.
روی کار آمدن محمد خاتمی و تغییراتی حتی اندک در ترکیب کادر سیاسی و وزارتی کشور، تحولی را نیز در رفتار سیاسی نخبگان اجرایی کشور موجب گردید. (ازغندی ،1381، 9-24)

2-13-5 دوره ی پنجم، با تأکید بر احیا نقش عدالت و معنویت در تحولات جهان (گفتمان اصولگرایی

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد سیاست خارجی، ریاست جمهوری، بلوک بندی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد نخبه گرایی، سیاست خارجی، تحرک اجتماعی