دانلود پایان نامه ارشد درمورد سیاست خارجی، روابط بین‌الملل، سیاست خارجی ایران

دانلود پایان نامه ارشد

، در راستای برآورده شدن آن‌ها قرار می‌گیرند.
7. ساختار نظام بین‌الملل: ساختار نظام بین‌المللی، محدودیت‌ها و نیز امکاناتی برای سیاست‌گذاری به وجود می‌آورد. به‌عنوان مثال در زمانی که جهان در فضای دو قطبی به سر می‌‌برد، کشورها به ناچار در یکی از دو بلوک قرار می‌گرفتند و تعداد اندکی به سختی در گروه عدم تعهد قرار می‌گرفتند. باید به این نکته نیز اشاره کرد که بسیاری از تصمیم‌ها و داده‌های سیاست خارجی، واکنشی است نسبت به رفتار سایر بازیگران بین‌المللی. (قوام، 1372 : 135)
2-4- سیاست خارجی در نظریه سازه‌انگاری
سازه‌انگاری رویکردی است که پیش از طرح در روابط بین‌الملل در جامعه شناسی مطرح بوده است. از اواخر 1980 و اوایل 1990 سازه‌انگاری به یکی از تئوری‌های اصلی روابط بین‌الملل تبدیل شده است. در حوزه روابط بین‌الملل نیکلاس اونف نخستین کسی بود که اصطلاح «سازه‌انگاری» و اجتماعی بودن جهان بر ساخته ما را به کار برد. (صادقی، 1387: 250)
آغاز نظریه سازه‌انگاری در مورد سیاست خارجی را نقد مفهوم انسان اقتصادی سودجو می‌دانند که در مرکز تحلیل واقع‌گرایان قرار دارد و از این رو، مفاهیم، ارزشها، افکار یا هنجارها را تنها ابزاری برای تاکید بر منافع مشخص و توجیه آنها می‌دانند. در برداشت سازه‌انگارانه از سیاست خارجی می‌توان هم به سطح هنجارهای فراملی، و هم به هنجارهای ملی و یا هر دو استناد کرد.
سازه‌انگاری بر ساخت اجتماعی واقعیت تاکید می‌کند، که همه کنش‌های انسانی در فضایی اجتماعی شکل می‌گیرد و معنا پیدا می‌کند و این معنا سازی است که به واقعیات جهانی شکل می‌دهد. در تئوری سازه‌انگاری، هویت‌ها، هنجارها و فرهنگ نقش مهمی‌ در سیاست خارجی ایفا می‌کنند. هویت‌ها و منافع دولت‌ها توسط هنجارها، تعاملات و فرهنگ‌ها ایجاد می‌شود و این “فرآیند” است که موضوع تعامل دولت‌ها را تعیین می‌نماید.(ه‍ادی‍ان‌، 1382: 915)
به عبارت دیگر، بر اساس این تحلیل دولت‌ها وسیاست‌گذاران هستند که به عوامل فیزیکی نظیر سر‌زمین، تسلیحات و جز اینها معنی می‌بخشند. نکته اساسی در رویکرد سازه‌انگاری آن است که نمی‌توان سیاست بین‌الملل را در حد یک سلسله تعاملات و رفتار‌های عقلایی و در چهار چوب‌های صرف مادی و نهادی در سطوح ملی و بین‌المللی تقلیل داد، زیرا تعاملات دولت‌ها صرفا بر اساس یک سلسله منافع ملی تثبیت شده شکل نگرفته، بلکه در طول زمان به صورت نوعی الگوی رفتاری از طریق هویت‌ها شکل می‌یابند و یا باعث تشکیل هویت‌ها می‌شوند. (Jeffrey, 1998: 324, 348)
به این ترتیب، تفاوت رفتار دولت‏ها در سیاست ‏خارجی، ریشه در فهم آن‏ها از هنجارها و نیز میزان تاثیر‏گذاری این هنجارها دارد. در نتیجه، پیش‏بینی سیاست ‏خارجی یک کشور زمانی ممکن است که هنجارهای بین‏المللی‏ و داخلی و تاثیر آن هنجارها بر همدیگر شناخته شوند.
گزا‌رۀ مهم هستی‌شناسانه‌ این است كه ساختارهای فكری و هنجاری نیز به اندازۀ ساختارهای مادی (مورد توجه و تاكید واقع‌گرایان) اهمیت دارند. این گزارۀ مهم در واقع، نقطۀ تمایز این نظریه‌ها با نظریه‌های واقع‌گرایانه می‌باشد كه صرفاً بر عوامل و فاكتورهای مادی به عنوان عوامل تعیین ‌كنندۀ رفتار دولت‌ها در روابط بین‌الملل تأكید دارند.(ونت، 1384: 197)
هدف سازه‌انگاری در روابط بین‌الملل افزایش وابستگی متقابل، احترام به ارزش‌ها و هنجار‌های داخلی و هم هنجار‌های جامعه جهانی برای به رسمیت شناخته شدن متقابل دولت‌ها و شکل‌گیری تشریک مساعی برای کاهش منازعه و افزایش همکاری و امنیت بین‌المللی است.(امینی، 1383: 162)
از نظر سازه‌انگاران، اتحاد‌ها و ائتلاف‌ها، بر خلاف نظر واقع‌گرایان ، نه صرفا بر اساس تهدید، بلکه بر اساس ارزش‌های مشترک شکل می‌گیرند. دولت‌ها بر اساس هویت‌شان دشمنان، رقبا و دوستان خود را درک می‌کنند و دراین فرآیند، هویت خود را تعریف و باز تعریف می‌نمایند. آنها بر اساس انتظاری که از دیگران دارند، رفتارشان را تنظیم می‌کنند. (Vendulka, 2001:34)
2-5- سازه‌انگاری در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران
سازه‌انگاری همانگونه که اشاره شد، هویت را امری ساخته شده در بستر تاریخی و ساختار بینا‌ذهنی معنا می‌کند. براین اساس هر دولت ملی دارای هویتی منحصر به فرد است. جمهوری اسلامی ایران نیز دارای هویت خاص خود است که عنوان رسمی‌اش بیانگر آن است. بر اساس تقدم کلمه اسلامی بر کلمه ایران در این عنوان و همچنین محتوای قانون اساسی، به نظر می‌رسد که در وهله نخست این صفت اسلامی است که تعیین کننده مجموعه هنجارها و ارزشهای حاکم بر نظام و ساختار سیاسی آن است. بی تردید ارزشها و مفاهیم برخواسته از اسلام و اصول و قواعد اخلاقی و فقهی اسلام در شکل دادن به هویت دولت – ملت ایران نقشی عمده داشته است؛ اما اسلام تنها منبع هویت‌ساز جمهوری اسلامی ایران نیست.
تلفیق ایرانیت، اسلامیت و هنجارهای غربی در هویت دولت – ملت ایران، به آن هویتی چند لایه بخشیده است. ( دهقانی، 1386: 125) از منظر سازه‌انگاری هویت‌های متعدد، نقش‌های گوناگون را برمی‌تابد. این نقش‌ها که در واقع منعکس کننده شاخص‌های سیاست خارجی یک کشور است در رابطه با جمهوری اسلامی ایران عبارتند از:
2-5-1- اسلام گرایی
عنصر اصلی هدایت کننده رفتار سیاست خارجی ایران ارزشها و هنجارهای اسلامی است که از آن به عنوان ایدئولوژی اسلامی یاد می‌شود. ایران پس از انقلاب اسلامی متاثر از وضعیت دنیای اسلام که نزدیک به دو قرن تحت استثمار قرار داشت، پرچمدار اتحاد مسلمین و ایجاد امت واحد اسلامی شد و در این راستا ایده صدور انقلاب در سالهای نخست استقرار حکومت اسلامی در ایران شکل گرفت و حمایت از جنبش‌های اسلامی در اولویت اهداف سیاست خارجی آن قرار گرفت. دستیابی به یکپارچگی دارالاسلام و ایجاد قطب قدرت جهانی اسلام، یک مرحله بسیار تعیین کننده در مسیر جوامع اسلامی به سوی جامعه آرمانی است. (نخعی، 1376 : 177)
با توجه به این رسالت اسلامی، تدوین کنندگان قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، مسئله وحدت سیاسی، اقتصادی، و فرهنگی مسلمین را مطرح کردند. در اصول مندرج در فصل دهم که مربوط به سیاست خارجی می‌شود، همچنین در فصول اول (اصول کلی)، چهارم (اقتصاد و امور مالی)، ششم (رهبری)، و نهم (قوه مجریه) که اصولی در رابطه با سیاست خارجی دارند، نقش ارزشها و هنجارهای اسلامی به وضوح قابل مشاهده است. مجموعه این اصول یک چارچوب نگرشی برای سیاست خارجی ایران فراهم کرده‌اند که از درون آن به دنیا نگریسته می‌شود. در نگاه فقه اسلامی، نظام بین‌الملل مرکب از واحدهای ملی نبوده، بلکه متشکل از دو قلمرو دارالکفر و دارالاسلام است. این برداشت نیز وجود دارد که در آینده امت اسلامی واحد تشکیل خواهد شد. این مسئله منجر به اصل تلاش برای تحقق امت اسلام می‌شود که می‌تواند به قاعده‌ای در سیاست خارجی تبدیل شود. (مشیرزاده، 1385: 22) در واقع ایده صدور انقلاب بر همین اساس شکل گرفت.
2-5-2- ایران مداری
سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران اگر چه به شدت تحت تاثیر هویت اسلامی آن قرار دارد، از منابع دیگری نیز تغذیه می‌شود؛ از جمله آن می‌توان به هویت ملی و آرمان‌گرایی سنتی ایرانیان اشاره کرد. این آرمان‌گرایی ایرانی با عنوان ایران‌مداری مورد توجه پژوهشگران قرار گرفت. فولر در مقدمه کتاب “قبله عالم” می‌نویسد: جای تعجب نیست که نگاه ایران به جهان عمیقا ایران‌مدار است و در این دیدگاه چنان تعصبی وجود دارد که همیشه برای بیگانگان قابل درک نیست. (فولر، 1991: 1)
از آنجا که فرهنگ‌ها در تعامل با یکدیگر دستخوش دگرگونی می‌شوند، فرهنگ برتری جویانه ایرانی در تعامل با فرهنگ اسلامی و سپس فرهنگ غربی دچار تغییر و تحول شد. در این تعامل، برخی از مولفه‌های اسلام شیعی نه تنها با عناصر هویت ایرانی سازگار بوده، بلکه قوام‌بخش آن نیز شده است. به عنوان مثال، نبرد خیر و شر و طرفداری از مظلوم همان اندیشه‌ای است که ریشه در ایران باستان دارد و در تشیع عاشورایی بستر مناسب خود را یافته است. ( نقیب زاده، 1378: 646)
2-5-3- جهان گرایی
سیاست خارجی دولت‌ها نشان دهنده نگرش آنها نسبت به جایگاه خود و دیگران در محیط بین‌المللی و نقشی است که در آن محیط برای خود قایلند. جمهوری اسلامی ایران به عنوان کشوری معترض نسبت به نظم بین‌المللی موجود، خواهان تغییر آن بوده است. از دیدگاه ایران، نظام بین‌الملل به لحاظ فرهنگی و تاریخی ماهیتی غربی دارد و مبتنی بر تجزیه واحدهای سیاسی و مرزهای تصنعی است. در حالیکه از منظر اسلام، می‌بایست امت محور و در جهت ترکیب مجموعه‌های اسلامی و در تعارض با نشانه‌ها و قواعد تفکیک‌گرا باشد. انجام این رسالت که جمهوری اسلامی آن را پذیرفته بود، بر اساس برداشتی جهان‌گرایانه و عدالت محور قرار داشت.
چنین برداشتی از آموزه‌های اسلامی و ذهنیت تاریخی ایرانیان تاثیر می‌گیرد. ایرانیان همواره در طول تاریخ، جهان را در چارچوبی معنوی و اخلاقی درک کرده و نگرشی عدالت گرایانه داشته‌اند. هنگامی که این ذهنیت ایرانی با اصل اسلام شیعی ظهور امام زمان (عج) جهت گسترش عدالت در جهان تلفیق می‌شود، اعتقاد به رسالتی جهانی قوت می‌گیرد که نتیجه آن پی‌افکندن نظمی نو در عالم است. همانطوریکه بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، امام خمینی (ره) گفته‌است: اسلام برای یک کشور، برای چند کشور، برای یک طایفه و حتی برای مسلمین نیست. اسلام برای همه بشر آمده است… اما ایران نباید برای صدور این ایدئولوژی شمشیر بردارد؛ صدور اندیشه با زور نیست. (رمضانی، 1380: 65-64)
2-5-4- هژمون‌گرایی منطقه‌ای
دستیابی به جایگاه هژمونیک و ایفای نقش برتر در منطقه، یکی از اهداف سیاست خارجی ایران در قبل و بعد از انقلاب اسلامی بوده است. سند چشم انداز بر دستیابی ایران به جایگاه قدرت اول در منطقه در زمینه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، و بازدارندگی نظامی و … تا سال 1404 هجری شمسی تاکید می‌کند.
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، جمهوری اسلامی ایران مصمم به ایفای نقشی موثر در منطقه با توجه به شرایط جدید منطقه‌ای شد و در این راستا برای مقابله با فشار آمریکا و نظم نوین جهانی از دو طریق اقدام کرد: نخست، کشورهای تاثیرگذار در مناسبات جهانی از جمله چین را در محاسبات خود در نظر گرفت و دوم، بر نقش سازمان ملل متحد در حمایت و هماهنگ‌سازی نظام نوین جهانی تاکید کرد. این وضعیت سبب شد ایران هر چه بیشتر به سمت همکاریهای منطقه‌ای چند جانبه و فعالیت های بین‌المللی گرایش یابد.
برخی از متخصصان روابط بین‌الملل معتقدند که ایران دارای این توانایی بالقوه است که در آینده با نفوذترین دولت خاورمیانه شود. (احتشامی، 1378: 140)
در واقع ایستارها و هنجارهای برتری‌جویانه ایران در قالب آموزه‌های اسلامی، با توجه به امکانات و استعدادهای بالقوه کشور، مجال بروز در سطح منطقه را دارد و تنها یک دیپلماسی فعال، اعتماد‌ساز و تنش‌زدا که قادر به تشخیص زمینه‌های همکاری اقتصادی و امنیتی در سطح منطقه باشد می‌تواند به این هدف استراتژیک تحقق بخشد.
2-5-5- بیگانه ستیزی
حساسیت ایرانیان نسبت به مداخله‌های دولت‌های خارجی که از سوی تحلیلگران غربی به بیگانه‌هراسی تعبیر شده است، نه تنها ناشی از تهاجم بیگانگان به خاک ایران در طول تاریخ این کشور بوده، بلکه بیشتر از آن جهت است که دولت‌های خارجی با توطئه‌های زیرکانه در صدد حفظ نفوذ خود در ایران و چپاول منابع آن برآمده‌اند. نمونه‌ای از این مداخلات را در قراردادهای 1907 و 1915، نقض بی‌طرفی ایران در دو جنگ جهانی، کودتای 28 مرداد 1332 و تلاش برای حفظ رژیم شاه می‌توان دید. همچنین عقد قراردادهای اجباری گلستان و ترکمانچای با روسها از جمله مواردی است که تاثیری تعیین کننده در ایجاد ذهنیت آسیب پذیری از بیگانه در ایران داشته است.
با پیروزی انقلاب اسلامی، قاعده اسلامی نفی سبیل که بر اساس آن غیر‌مسلمانان نباید بر مسلمانان سلطه پیدا کنند، بر شدت بیگانه ستیزی افزود. هنگامی

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد سیاست خارجی، سیاست خارجی ایران، عربستان سعودی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد سیاست خارجی، عربستان سعودی، سیاست خارجی ایران