دانلود پایان نامه ارشد درمورد سبک مدیریت تعارض، منابع محدود، قربانی شدن، شگفت انگیز

دانلود پایان نامه ارشد

برخی شرایط، مانند زمانیکه منابع محدود است و تنها یکی از طرفین می تواند راضی شود، کاربرد حل مسأله برد- باخت ممکن است لازم باشد. مانند زمانیکه دو خواستگار بخواهند با یک دختر ازدواج کنند، در این مورد فقط یکی از آنها موفق به ازدواج خواهد شد. یا زمانیکه چند متقاضی برای ورود به یک شغل امتحان می دهند یکی از این افراد موفق به تصدی آن شغل خواهد شد. اما اما فرض اینکه تعارضات شما لزوماً باید برد – باخت باشد صحیح نیست: در بسیاری از موقعیت ها که به نظر می رسد نیازمند یک بازنده است می تواند با رضایت همه حل گردد. دو نوع موقعیت وجود دارد که روش برد – باخت روش مناسبی بر آنها به حساب می آید. حتی زمانیکه مشارکت امکانپذیر است، اگر شخص دیگری اصرار دارد تلاش نماید شما را شکست دهد، منطقی ترین پاسخ ممکن است دفاع از خود و شکست طرف مقابل باشد.
آخرین و معمولاً کم کاربرد ترین شیوه توجیه برای مقابله با دیگر اشخاص زمانی اتفاق می افتد که دیگر اشخاص به وضوح به شیوه ای نامناسب رفتار نماید و زمانیکه مقابله با رفتار نامناسب این فرد فقط از این شیوه امکانپذیر باشد. تعداد کمی از مردم به اهمیت مهار کسی که عمداً به دیگران آسیب میرساند، حتی اگر آزادی مهاجم در این روند قربانی شده باشد، را انکار می کنند. بخاطر اختلاف وسیعی که در نظرات مردم درباره اینکه چه کسی اشتباه می کند و چه کسی راست می گوید وجود دارد تحمیل متجاوزان برای درست رفتار کردن خطرناک است. با توجه به این تفاوتها، به نظر می رسد اجبار دیگران برای رفتار، آنگونه که ما فکر می کنیم فقط در شرایط افراطی قابل توجیه است.
باخت – باخت293
حل مسأله باخت – باخت، هیچکدام از طرفین از نتیجه راضی نیستند. با توجه به عنوان دلسرد کننده این رویکرد تصور اینکه فرد بخواهد از روی میل و رغبت از این رویکرد استفاده نماید دشوار است، در حقیقیت این رویکرد یک روش تقریباً رایج برای برخورد با تعارض است. بعنوان مثال، طرفین تلاش می کنند برنده بازی باشند، اما در نتیجه این کشمکش ، هر دو طرف با شکست مواجه می شوند. در عرصه بین المللی نیز جنگ ها این نقطه دردناک را نشان می دهد. در سطح بین فردی نیز همین اصول حاکم است. اغلب ما جنگ های ناشی از غرور را دیده ایم که هر دو طرف دعوا ضربه می بینند و هر دو زیان می بینند.
سازش294
بر خلاف نتیجه بازنده – بازنده، سازش به هر دو طرف را به برخی از خواسته هایشان می رساند، با وجود این هر دو طرف برخی از اهداف خود را قربانی می کنند. وقتی مردم با مطلوبیت نسبی مواجه می شوند که بهترین راهی که می توانند به آن امیدوار باشند سازش را انتخاب می کنند . اگر چه سازش ممکن است از بازنده شدن طرفین بهتر باشد، اما به سختی به نظر می رسد تصویر مثبتی از طرف مقابل در فرد ایجاد نماید. آلبرت فیلی در کتاب ارزشمند خود حل تعارض، مدیریت مشاوره نظرات جالب خود را درباره این رویکرد بیان نموده است(گلنویو295، و فورسمن296، 1975). به اعتقاد وی ، اگر چه ممکن است در برخی تعارضات بهترین نتیجه قابل حصول باشد، مهم این است که دو طرف منازعه اغلب می توانند برای دست یافتن به راه حل بهتر با هم کار کنند. در چنین مواردی سازش یک واژه منفی به حساب می آید.
اغلب ما در محاصره نتایج سازش های نامناسب قرار گرفته ایم. به یک مثال رایج توجه کنید: تعارض بین خواسته یک فرد برای کشیدن سیگار و نیاز فرد دیگر به تنفس در هوای پاک. برنده – بازنده بودن نتایج این تعارض آشکار است: یا فرد سیگاری از کشیدن سیگار پرهیز می کند یا فرد غیر سیگاری شش های خود را با دود سیگار آلوده می سازد.
برنده – برنده297
در حل مسأله برنده برنده، هدف یافتن راه حلی است که نیازهای هر دو نفر درگیر در تعارض را برآورده سازد. در این راهبرد نه تنها طرفین از برنده شدن به قیمت بازنده شدن طرف دیگر پرهیز می کنند، بلکه اعتقاد دارند با کار مشترک ممکن است بتوانند راه حلی بیابند که امکان دستیابی دو طرف را به اهدافشان فراهم سازد. برخی توافقات در رویکرد برنده – برنده ایده آل است. شما ممکن است در معاشرت روزانه دو انتخاب داشته باشید، یکی رفتن به سینما و دیدن فیلم، دوم گذران وقت با همسر بیرون منزل. به شرطی که هر دو طرف از انتخاب صورت گرفته راضی باشند رویکرد برنده – برنده خواهد بود. اگر چه رویکرد برنده – برنده یک رویکرد ایده آل است اما در همه موارد امکان پذیر ، حتی مناسب نیست. جدول 2-5 برخی عواملی را که باید در زمان تصمیم گیری درباره نوع رویکرد زمانیکه با تعارض روبرو می شوید باید به آنها توجه کنید را فهرست نموده است. مطمئناً زمانی وجود دارد که این رویکرد به وضوح مشهودترین رویکرد است. شما حتی با مواردی روبرو می شوید که با پشتکار بدنبال این رویکرد منطقی خواهید گشت. حتی در موارد شگفت انگیزی، شما ممکن است متوجه شوید که زمان آن است که از روی میل نقش بازنده را بپذیرید.
گام هایی در حل مسأله برنده – برنده
اگر چه حل مسأله برنده – برنده اغلب مطلوب ترین رویکرد مدیریت تعارضات است، یکی از سخت ترین راه حل ها برای دستیابی است. علیرغم چالش های زیاد، این رویکرد صراحتاً می تواند بهترین شیوه حل تعارضات باشد.
شما ابتدا باید تعارضات را بهتر بشناسید تا بتوانید به کمک شیوه برنده – برنده آنها را حل کنید. و حتی اگر رضایت کامل ممکن نباشد، این رویکرد حداقل می تواند جو ارتباطی مثبت را حفظ نماید. در اینجا نشان داده می شود که حل مسأله برنده – برنده یک فعالیت کاملاً ساختاریافته است.
پس از اینکه شما در موارد مختلف در این رویکرد تجربه پیدا کردید، این سبک مدیریت تعارض طبیعت ثانوی شما خواهد شد. پس از آن که در این رویکرد توانمند شدید دیگر لازم نخواهد بود از این رویکرد بطور قدم به قدم پیروی کنید. اما برای زمان حال، تلاش کنید صبور باشید، و به ارزش پیروی از الگوی اعتماد کنید.
مسأله و نیاز برآورده نشده خودتان را شناسایی کنید: قبل از اینکه صحبت کنید، ادراک این واقعیت است که مشکلی که تعارض را ایجاد می کند مربوط به شماست. واقعیت این است که مسأله مربوط به شماست، و این مسأله زمان نزدیک شدن شما به شریک زندگی به یک تفاوت بزرگ تبدیل می شود. به جای احساس و عمل به یک شیوه ارزیابانه، شما بیشتر احتمال دارد مشکل خود را به شیوه توصیفی به اشتراک بگذارید، که نه تنها دقیق تر خواهد بود، بلکه همچنین احتمال یک واکنش دفاعی را کاهش دهد. پس از اینکه شما متوجه شدید که مشکل مال شما است، گام بعدی این است که به شناسایی نیازهای برآورده نشده ای که به احساس ناراضیتی انجامیده است بپردازید. گاهی اوقات یک نیاز ارتباطی شالوده محتوای موضوع مورد نظر است. این موارد را در نظر بگیرید: یکی از دوستان مقداری پول را بعد از مدت زیادی به شما بازنگردانده است. نیاز آشکار شما در این موقعیت ممکن است بازگرداندن پول باشد. اما کمی احتمالاً تفکر نشان می دهد این تنها چیز یا حتی اصلی ترین چیزی نیست، که شما می خواهید. حتی اگر شما در پول غوطه ور باشید، احتمالاً می خواهید آن مبلغ بازگردانده شد به این خاطر که مهمترین نیاز شما این است: اجتناب از احساس قربانی شدن بوسیله دوستتان که از شما سوء استفاده نموده است.
همانگونه که بزودی خواهید دید، توانایی شناسایی نیازهای واقعی نقش کلیدی را در حل مسائل بین فردی ایفا می کند. در اینجا، نکته ای که باید یادآوری شود این است ، قبل از اینکه شما مسأله خود را به شریک زندگی خود بگویید، خود شما باید دیدگاه روشنی درباره نیاز واقعی خود داشته باشید.
یک جلسه دیدار آماده کنید:یک زدوخورد غیرسازنده اغلب زمانی شروع می شود که شروع کننده با همسری روبرو می شود که آمادگی ندارد. زمانهای زیادی وجود دارد که چهارچوب ذهنی فرد برای مواجه شدن با یک تعارض مناسب نیست: شاید خستگی، عجله بیش از حد برای بدست آوردن زمان لازم، ناراحتی از یک مشکل دیگر، خلق پایین. در چنین زمان هایی، “پریدن” به فرد دیگر بدون اطلاع و داشتن این انتظار که از فرد دیگر توجه کامل را دریافت کنیم منصفانه نیست. اگر شما به این مبارزه اصرار کنید، احتمالاً یک جدال زشت و کریه در انتظار شما خواهد بود. پس از اینکه ایده روشنی درباره مشکل پیدا کردید، با یک درخواست برای حل مشکل به شریک زندگی خود نزدیک شوید. برای مثال:” بعضی چیزها ” مرا آزار می دهد. “آیا می توانیم درباره آن صحبت کنیم؟”، اگر جواب سؤال “بله” بود، سپس آیا خود شما آماده هستید ادامه دهید. اگر زمان مناسبی برای مواجه با شریک زندگیتان نیست، زمان بهتری را که مورد توافق هر دو طرف است برای مذاکره اختصاص دهید.
مسائل و نیازهای خود را توصیف کنید: شریک زندگی شما بدون دانستن نیازهای شما نمی تواند نیازهای شما و خواسته هایی که بخاطر آن عصبانی شدید را برآورده نماید. بنابراین این برای شما جهت توصیف مشکل تا حد امکان اختصاصی بکار می رود. وقتی این کار را انجام می دهید تا حد امکان از عبارت های بیش از حد مبهم و انتزاعی استفاده نکنید.
وارسی مجدد پیام برای همسر: بعد از اینکه مشکلتان را با همسر به اشتراک کذاشتید و نیاز خود را توصیف کردید، نکته مهم دیگر این است که مطمئن شوید شریک زندگیتان آنچه شما گفته اید را متوجه شده باشد. مخصوصاً در شرایط استرس زای تعارض این فرصت خوبی است که از بدفهمی جلوگیری کنید. معمولاً اصر شریک زندگی از عبارت مشکل شما ترجمه و تفسیری غیر واقعی می کند، خوشبختانه راه های مؤدبانه تر و ظریفتری برای این وجود دارد که متوجه شوید همسرتان حرف شما را فهمیده است. برای مثال، شما ممکن است تلاش کنید بگویید “من مطمئن نیستم توانسته باشم خواسته خودم را خیلی خوب بیان کرده باشم – ممکن است به من بگویید از آنچه من گفتم چی متوجه شدید تا من مطمئن بشم به درستی مطلب را رسانده ام”. در هر صورت، قبل از اینکه ادامه دهید مطمئن شوید همسرتان همه پیامی را که ارسال کرده اید را به درستی فهمیده است.
نیازهای همسر: پس از اینکه موقعیت خود را به روشنی مشخص نمودید، وقت آن است که نیازهای همسرتان را هم درباره این موضوع پیدا کنید تا احساس رضایت پیدا کند. دو دلیل وجود دارد برای این امر وجود دارد. اول اینکه این منصفانه است. پس از همه اینها، شخص دیگر درست به همان اندازه که از او راضی هستید احساس رضایت می کند، اگر شما انتظار کمک در رفع نیازهای خود دارید، منطقی است که شما هم به همان شیوه عمل کنید. دوم اینکه: بعنوان یک شریک ناراضی راضی شدن برای شما دشوار خواهد بود، یک فرد راضی بیشتر احتمال دارد با شما برای رسیدن به اهدافتان همکاری نماید. بدین معنی که، این به علاقه شخصی شما برای شناخت و برآوردن نیازهای شریک زندگیتان بستگی دارد. شما می توانید به سادگی با پرسیدن از همسرتان نیازهای او را متوجه شوید: “حالا من به شما گفته ام چه چیز و چرا نیاز دارم. حالا شما به من بگو برای اینکه حس خوبی پیدا کنی چه نیاز داری”. بعد از اینکه همسرتان شروع به صحبت کند، وظیفه شما گوش دادن به صحبت های او و درک آن است.
درک خود از نیازهای شریک زندگیتان را بررسی کنید: ترجمه یا تفسیر و یا پرسش خود را درباره نیازهای همسرتان تا زمانیکه مطمئن شوید آنرا کامل متوجه شده اید ادامه دهید.
گفتگو برای رسیدن به راه حل: اکنون شما و شریک زندگیتان نیازهای یکدیگر را درک نموده اید، هدف یافتن روشی برای برآوردن این نیازهاست. این مهم از طریق تلاش برای ایجاد راه حل های بالقوه و سپس ارزیابی آنها برای تصمیم گیری درباره اینکه کدام یک از این راه حل ها می تواند به بهترین شیوه نیازهای طرفین را برآورده سازد، به انجام خواهد رسید. گام های ذیل می تواند به گفتگو کنندگان کمک نماید تا یک راه حل که رضایت طرفین را برآورده می سازد را بوجود آورند.
الف- شناسایی و تعریف تعارض: در این مرحله ابتدا نیازها و مشکلات زوجین بررسی می گردد و مراحلی برای برآوردن همه آنها تنظیم می گردد.
ب- تولید تعدادی راه حل ممکن: در این مرحله زوجین با هم فعالیت می کنند تا درباره ابزارهایی که می توانند به کمک آن به نیازهایشان دست یابند بیاندیشند. واژه کلیدی در اینجا کمیت است:

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد پرخاشگری، روانشناسی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد رضایت زناشویی، رضایتمندی، رضایتمندی زناشویی، مهارت های ارتباطی