دانلود پایان نامه ارشد درمورد ساختار بازار، عرضه و تقاضا، بازار کار، شکست بازار

دانلود پایان نامه ارشد

است، مورد توجه قرار می دهیم. هم چنین سعی داریم دریابیم که تغییرات در این بازار، چه تغییری در قیمت و مقدار کالا ایجاد می کند.
عوامل موثر در تشکیل بازار
با در نظر گرفتن آنچه که در مفهوم بازار بیان کردیم، عوامل زیر در تشکیل بازار یک کالا یا خدمت دخالت دارند:
احساس نیاز و تنش برخواسته از آن، از جانب دو شخص یا دو گروهاز اشخاص که درواقع عرضه کنندگان و تقاضا کنندگان کالا یا خدمتی هستند که مبادله ی آن، نیاز مزبور و تنش ناشی از آن نیاز را برطرف می کند.
در دسترس بودن کالا یا خدمت مورد نیاز، از جهت زمانی و مکانی.
در دسترس بودن دانش و آگاهی های مربوط به بازار، از قبیل مشخصات کالا یا خدمت، نرخ ارز و. . . .
به توافق رسیدن عرضه کننده و متقاضی در زمینه ی قیمت هر واحد کالا یا خدمت مورد مبادله.
وجود قوانین و مقرراتی که حافظ حقوق و منافع عرضه کنندگان، تقاضا کنندگان و واسطه های معاملاتی باشد.
داشتن پول یا واسطه ی مبادله کافی.
انواع بازار
بازارها بر اساس انواع زیر طبقه بندی می شوند:
بازار بالقوه
بازار بالقوه به مجموعه‌‌اى از مصرف‌کنندگان اطلاق مى‌شود که نسبت به کالا يا خدمتى خاص يک نوع علاقه‌مندى نشان مى‌دهند.
بازار در دسترس
بازار در دسترس به مجموعه‌اى از مصرف‌کنندگان اطلاق مى‌شود که نسبت به يک کالا يا خدمتى خاص علاقه‌مند هستند، داراى درآمد نيز هستند و همچنين به کالا و خدمت دسترسى نيز دارند.

بازار در دسترس واجد شرايط
بازار در دسترس واجد شرايط از مجموعه‌اى از مصرف‌کنندگان تشکيل مى‌شود که علاوه بر علاقه‌مندي، صاحب درآمد بودن و دسترسي، از شرايط لازم براى خريد کالا يا خدمت نيز برخوردار هستند.
بازار تسخيرشده
بازار تسخيرشده مجموعه‌اى از خريداران است که در حال حاضر محصول را خريده است.
بازار هدف
بازار هدف، قسمتى از بازار در دسترس واجد شرايط است که شرکت براى فعاليت انتخاب مى‌کند.
بازار آزاد
مفهومی در اقتصاد و تجارت ایران به دو مفهوم زیر: 1) بازاری که در آن دولت دخالت نداشته باشد و نیروهای عرضه و تقاضا برای کالاها و خدمات، آزادانه عمل کنند. این مفهوم بیشتر در متون اقتصاد نظری و اقتصادهای پیشرفته به چشم می خورد. 2) بازاری که در آن تقاضا برای برخی کالاها بیش از عرضه باشد و دلالان و سفته بازان با استفاده از این فرصت، کالای کمیاب را به قیمت های گزاف به فروش رسانند. این وضعیت بیشتر در بحران های شدید اقتصادی، جنگ ها و. . . که دولت به قیمت گذاری کالاها و کنترل مکانیسم بازار متوسل می شود، به وجود می آید. تفاوت این بازار با بازار سیاه، در غیرقانونی بودن مقوله دوم است. این وضعیت بویژه در خلال جنگ ها و انقلاب ها یا دوره های بحرانی پس از آن پدید می آید و اساساً با نظام دو قیمتی همراه است: قیمت متداولی که برخی مشتریان خاص می توانند براساس آن کالاهای کمیاب را مستقیماً از تولید کنندگان یا توزیع کنندگان اصلی دریافت دارند، و قیمت بسیار بالاتری که طبق آن همان کالا توسط برخی تولید کنندگان، توزیع کنندگان، یا دلالان به متقاضیان معمولی بازار عرضه می گردد.
در ایران پس از انقلاب بازار آزاد در کنار بازار سیاه و نظام سهمیه بندی کالاهای اساسی عمل کرده و در خصوص بعضی کالاها مصداق داشته است. مثلاً کره، پنیر، یا گهگاه گوشت مرغ و گوشت قرمز از جمله کالاهایی بودند که مشمول کارکرد بازار آزاد می شده اند. فرق این بازار با بازار سیاه آنست که معاملات بازار آزاد منع قانونی ندارد.
بازار حراج
منظور از بازار حراج بازار سازمان یافته ای است که در آن قیمت ها پیوسته با تغییرات عرضه و تقاضا انطباق می یابند. مشخصات اصلی بازارهای حراج عبارتند از: اقلام و کالاهای استاندارد شده، معاملات مجهول الطرفین و تعداد کافی خریدار و فروشنده که تضمین کننده رقابت باشند. بازار حراج در متون درسی الگویی برای نشان دادن رقابت در عرضه است.
بازار رقابتی
بازار رقابتی به بازاری اطلاق می شود که در آن تعداد بسیاری خریدار و فروشنده به طور مستقل مشغول داد و ستد باشند. بدین سان هیچ عضو بازار نمی تواند تاثیر زیادی بر قیمت بگذارد.
بازار عوامل
بازار خرید و فروش عوامل تولید را بازار عوامل می نامند. تجزیه و تحلیل این بازارها چگونگی تعیین قیمت عوامل تولید را مشخص می کند و از این رو زمینه مناسبی برای تعیین توزیع درآمد است.
بازار کار
بازاری که درآن نیروی انسانی (شامل مهارت های یدی و فکری) در قیمتی معین به نام دستمزد، خرید و فروش شود. گروهی از صاحبنظران براین باورند که بازار کار می تواند با ساز و کار عرضه و تقاضای خود و درچارچوب نظریهی عمومی قیمت ها، سطح دستمزد و حقوق را تعیین کند. تغییرات حقوق ودستمزد و جابه جایی کارگران از شغلی به شغل دیگر را تنظیم کند و به این ترتیب تخصیص بهینه منابع صورت پذیرد. اگرچه بازار کار را می توان مانند بازار دیگر کالاها انگاشت، ولی در این زمینه وجوه زیر را باید در نظر داشت: بازار کار، به معنای وجود محل یا مکان واقعی معینی برای عرضه و تقاضای کار نیست، بلکه تنها گویای ساز و کاری است که بر پایهی آن پیوسته میزان دستمزد تعیین می شود. از سوی دیگر، بسیاری براین باورند که نوعی مداخله در این بازار ضرورت دارد که بیشتر ملاحظات انسانی دارد مانند جلوگیری ازکار کودکان، جلوگیری از استثمار فرد از فرد و رعایت اصول و ضوابط ایمنی و بهداشت کار.
بازار کار بازاری است که در آن عرضه و تقاضا برای کار معین جهت انجام فعالیت معین، نمود می یابد و فرآیند تعیین میزان پرداخت برای کارهای مختلف دنبال می شود. افزون بر این، چگونگی تغییرات دستمزدها و جابجایی کارگران میان شغل های مختلف و مراجعه آنها به کارفرمایان مختلف نیز در این بازار انجام می گیرد.
نقش بازار در اقتصاد
نظریه‌های گوناگون شکست بازار، از جمله پیروان کینز معتقدند بازار به تنهایی قادر به ایجاد تعادل‌های بهینه نیست و شکست بازار را باید با نظارت‌ها و دخالت‌های دولت جبران کرد. با این حال پیروان مکتب اتریش همچون هایک معتقدند بازار یک نظم خودجوش و قاعده-محور همانند زبان است که حیثیت وجودی مستقل از آن خود ندارد و به اعتبار رعایت برخی قواعد کلی شکل گرفته و منشا اثر در روابط میان انسان‌ها می‌شود. همان طور که هیچ زبانی را به هیچ اتهامی در هیچ دادگاهی نمی‌توان محکوم کرد، سخن گفتن از تقصیر نظم بازار نیز بی‌معنی است. البته منظور این نیست که اینگونه نظم‌ها کامل و بی‌عیبند بلکه مقصود روشن کردن جایگاه معرفت شناختی آنها است. هیچ نظمی در عالم انسانی بی‌عیب و نقص نیست، نظم بازار را نیز نمی‌توان از این قاعده مستثنا دانست.
مکانيسم بازار، يک نظم بنيادي است که از طريق آن مردم مي توانند با يکديگر مراوده داشته باشند و به فعاليت هايي که منافع متقابل دارد بپردازند. در پرتو اين کارکرد، چگونه يک فرد منتقد معقول مي تواند مخالف مکانيسم بازار باشد؟!همواره ميان مفهوم بازاربه عنوان يک نهاد و به عنوان نظام، آميزشي به وجود مي آيد که منجر به  برداشت هاي  اشتباه آميزي  مي شود.: براي تعريف بازار به عنوان يک نهاد، بايد سه شرط وجود داشته باشد: بازار به عنوان  فرآيندها و مکانيزم هاي  تنظيم کننده داد و ستد، بازار  به عنوان يک مجموعه شرايط و ساختارهاي داد وستد و بازار به عنوان مکان داد و ستد. بازار با هر تعريف و هرماهيتي در نظر گرفته شود، آنچه از آن مراد است، فرآيندي است که معمولا ازميان آن رقابت برمي خيزد ونتيجه اي است که انتظار مي رود از اين فرآيند کارايي حاصل شود. مشکلاتي که براي بازارمطرح مي شوند، مانند: نگراني هايي همچون آمادگي ناقص براي استفاده از دادوستدهاي  بازار، مخفي نگه داشتن بدون ضابطه اطلاعات يا استفاده بي قاعده از فعاليت هايي که  به افراد صاحب قدرت اجازه مي دهد که  برتري بي تناسب خود را تبديل به  سرمايه کنند و. . . نوعا از منابع ديگري سرچشمه مي گيرند، نه از وجود خود بازار و بايد اين مسائل را حل کرد اما نه با سرکوب بازارها، بلکه با امکان دادن به بازار در اينکه بهتر وعادلانه تر و با اقدامات تکميلي  کافي  کار کند. فرآيندهاي بازار تنها  زماني  به نحو کامل  و دلخواه عمل مي کنند که  اين نهاد در يک اقتصاد بازاري مستقر باشد. چرا که در يک اقتصاد بازاري، نهادهاي  نابازاري  کمتري  وجود دارد و بنابراين موانع  کمتري بر سر عملکرد آزاد مکانيزم بازار قرار دارد. بازار از طريق  سه  نقش اطلاع رساني، ايجاد انگيزه و توزيع درآمدها، فعاليت هاي اقتصادي را به پيش مي برد و هماهنگ مي کند. بازار اين سه نقش را بازي مي کند تا دو وظيفه اصلي تخصيص و توزيع را انجام دهد و اين دو وظيفه را از طريق به راه انداختن فرآيندهاي اصلاح و انطباق انجام مي دهد. اگر وظيفه توزيع را کنار بگذاريم، مکانيزم بازار وظيفه تخصيصي خود را در اقتصادهاي پيشرفته بازاري خوب انجام داده است.
از مدافعان نظام بازار آزاد در ایران نیز می‌توان از دکتر موسی غنی‌نژاد نام برد که انتقادهای وارد شده بر نظام بازار را این گونه توضیح می‌دهد”برخی اقتصاددانان بر این رای هستند که بازار آزاد (لسه فر) در همه شرایط به نحو مطلوب عمل نمی‌کند و برای رفع این عیب تصمیمات اداری- دولتی خارج از نظام بازار ضرورت دارد. مصداق‌هایی که در این خصوص ذکر می‌شود ازقبیل نابرابری در توزیع درآمد و ثروت یا آثار خارجی منفی ناشی از آلوده کردن محیط زیست و غیره، مباحث زیادی را در محافل آکادمیک دامن زده است. بدون وارد شدن در جزئیات این مباحث پیچیده فقط اشاره می‌کنیم که شکست بازار الزاماً و همیشه به این معنی نیست که راه‌حل جایگزین بهتر است. تجربه دولتی‌سازی دهه‌های پس از جنگ دوم جهانی نشان داد که شکست دولت در بسیاری از موارد بدتر از شکست بازار بوده است. درباره بحران مالی اخیر نیز می‌توان گفت که مساله اساساً ریشه در دولت و تصمیمات سیاسی دارد. “
به گفته او القای شبهات و ترویج مغالطه‌های مفهومی منحصر به چپ‌ها نیست. اقتصاددانان حرفه‌ای و متعلق به جریانات مسلط آکادمیک، به ویژه آنها که برای دولت‌ها یا نهادهای وابسته به دولت کار می‌کنند نیز از این آفت در امان نمانده‌اند. یکی از آموزه‌های اقتصاد خرد در توضیح ساختار بازار این است که در شرایط انحصار کامل که یک بنگاه کل تولید صنعت را در اختیار می‌گیرد بنگاه و صنعت یکی می‌شوند به طوریکه بازار در هیات یک بنگاه ظاهر می‌گردد. از این بحث نظری اغلب این شبهه ایجاد می‌شود که بازار ممکن است در شرایطی تبدیل به بنگاه یا سازمان شود. این تصور خواه ناخواه یادآور تئوری سرمایه‌داری انحصاری مارکسیست‌ها است. واقعیت این است که نظم‌های حاکم بر بازار و بنگاه ماهیت‌های کاملاً متفاوت دارند. نظم بازار از نوع انتزاعی- اعتباری است حال آنکه بنگاه نظم انضمامی- سازمانی دارد. نظام تصمیم‌گیری در بازار دارای خصلت چند مرکزی و قاعده- محور است. در حالیکه تصمیم‌گیری در بنگاه به نحو تک مرکزی و هدف- محور صورت می‌گیرد. خلط مفهومی این دو نظم می‌تواند به نتایج نظری گمراه‌کننده‌ای منجر شود. به عنوان مثال در جریان بحران مالی اخیر، تصمیم‌گیری‌های نادرست برخی بنگاه‌ها به حساب نظام بازار گذاشته شد و در کیفر خواست علیه این نظام گویا دادستان از این نکته بسیار مهم و اساسی غفلت کرد که متهم یک موجود انتزاعی- اعتباری و لذا فاقد قدرت تصمیم‌گیری است.
ساختار بازار
هر بازار در برگیرنده سه عنصر عملکرد، رفتار و ساختار می باشد و بسته به ماهیت و نحوه ارتباط این عناصر با یکدیگر شکل، نوع و سازمان بازار مشخص می شود.
ساختار بازار به معنای شکل و چگونگی یک ساختمان و یا ترتیب قرار گرفتن اجزای مختلف آن می باشد. ساختار بازار به مثابه نظامي متشكل از اجزاي هماهنگ و به هم مرتبط است. قدرت بازار نشان دهنده ميزان انحصار هر بنگاه و متأثر از كاركرد اجزاي متشكله ساختار بازار و حدود كنترل بنگاه در زمينه قيمت، محصول و نوع كالاهاي توليدي است. اساسا ساختار هر پدیده مرکب، الگویی است که بر اساس آن اجزای متشکله جهت رسیدن به یک هدف معین سازماندهی شده و در

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد اقتصاد باز، اقتصاد بازار، عرضه و تقاضا، هزینه سرمایه Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد قدرت بازار، تابع تقاضا، مصرف کنندگان، مصرف کننده