دانلود پایان نامه ارشد درمورد ساختار اجتماعی، نهاد اجتماعی، محرومیت نسبی

دانلود پایان نامه ارشد

«حاشد» و «بکیل» به قدری نزدیک است که دولت صنعا اغلب ناگزیر بوده است که برای مذاکره با آن‌ها از راه مساعی جمیله‌ ریاض اقدام کند. عربستان به این قبایل کمک‌های مالی و تسلیحاتی می‌کند.(جعفری ولدانی، 1388: 44)
همچنین تسلط عرف‌های قبیله‌ای بر ساختار جامعه باعث شکل‌گیری منازعات درون قومی و بین قبیله‌ای می‌شود. به طوری که معمولاً وقتی در پی اختلاف‌های قبیله‌ای بر سر یک قطعه زمین یا درباره یک مسئله اجتماعی یا تجاری و غیره و یا حتی به علت اختلاف‌های شخصی کسی کشته می‌شود، گرداب قتل‌های قبیله‌ای به راه می‌افتد. برخی از بزرگان قبایل این مسئله را ناشی از عدم حاکمیت قانون، ضعف دادگستری و حاکمیت عرف‌های قبیله‌ای می‌دانند. این وضعیت باعث کاهش اقتدار دولت در سطح ملی و نفوذ سران قبایل در ساختار سیاسی شده است. (امیردهی، 1388 : 19)
قبیله‌؛ اصلی ترین نهاد اجتماعی
به علت آنکه قبیله اصلی ترین نهاد در ساختار اجتماعی یمن است ، اغلب کارشناسان یمن پذیرفته‌اند که قبیله‌گرایی در حیات سیاسی یمن نقشی منفی ایفا کرده ، این امر مشکلات پیش روی کشور را وخیم‌تر می‌کند. برای تعیین مناسبات نهاد قبیله و سیستم حاکم در یمن، و همچنین ارزیابی فشارهای احتمالی که توسط ساختار طایفه‌ای بر جریانات سیاسی کشور تحمیل می‌شود باید مسائل مختلف موجود در این کشور مورد بررسی و کنکاش قرار گیرد. «اصلی ترین نهاد اجتماعی در یمن و به صورت عمومی‌تر، کشورهای شبه جزیره عربستان، قبیله است . قبیله بزرگ قحطان – که گفته می‌شود از نسل قحطان یکی از پسران نوح علیه السلام هستند – در جنوب شبه جزیره، خصوصاً در یمن و بخش‌هایی از عمان معروف است. نوع زندگی آنها از همتاهای بدوی خود در بخشهای شمالی شبه جزیره عربی متفاوت است. اینها روستائیانی بودند که در نواحی مشخصی سکنی گزیدند و این امر سبب شد تا تمدن کشاورزی باستانی را در جنوب عربستان پایه‌گذاری کنند.» (کریملو،1383: 28 و23)
در حقیقت، طوایف در یمن باستان، شالوده اصلی حکومتها را تشکیل داده و گاهی رهبران آنها حتی به پادشاهی نیز می‌رسیدند. سلطنت‌هایی چون معین، شیبا و حمِیر، نه تنها به نام قبائل شخصی مشهور شدند، بلکه حتی برخی مورخین اظهار داشته‌اند که در مواردی، رهبران قبائل قدرتمند، قادر به متحد کردن قبائل دیگر بصورت اتحادیه بوده و توانسته بودند خودشان پادشاه شوند. با این وجود، در گذر زمان، یک جدایی حقیقی بین حکومت پادشاهی و نهاد قبیله آشکار بود. برای مثال، پادشاهی معین که زمان آن به قرن چهاردهم قبل از میلاد باز می‌گردد، بر اساس یک اتحادیه قبیله‌ای و پادشاهی تأسیس شد. بر این اساس کشور توسط دو سیستم اداره می‌شد: پادشاه یا ملکه و یک شورای قبیله‌ای متشکل از اتحاد قبائل؛ با این وجود که شاه یا ملکه قدرت محدودی داشت و به مشورت شورای قبیله‌ای در امور مملکتی، مالیات، مالکیت زمین و سازماندهی امور کشاورزی محتاج بود. در این چارچوب، قبیله عاملی مثبت بود که اعضای خود را برای هماهنگی و سازماندهی فعالیت‌های اقتصادی، در نواحی معینی فعال می کرد و در عین حال موجب افزایش توان حکومت در کنترل ناحیه‌ای خاص و نظارت بر بهره‌برداری از منابع بود. فروپاشی این حکومت باستانی، نقطه آغازین استقلال قبیله از حکومت بود. همچنین این اضمحلال، اختلاف بین نقش قبیله در بخش‌های جنوبی و شمالی یمن را مطرح ساخت. (کریملو،1383 :35)
قدرتمندترین قبایل در جنوب به اتحادیه‌های قبیله‌ای حِمیر و مَذحج تعلق داشتند. در زمان تجزیه حکومت مرکزی، وجود زمین‌های حاصلخیز منطقه، ساکنین را برای ادامه فعالیت‌های اقتصادی خود و کار‌کردن به عنوان کشاورز، ترغیب کرد. کشاورزی نیز به انحلال حکومت تا سطح قبیله کمک کرد و قبائل را به سمت ایجاد موجودیت‌های مجزا و نیمه فئودال در منطقه سوق داد. در مقابل، قوی ترین قبائل، در سرزمین‌های کوهستانی و کمتر حاصلخیزِ شمالی، اتحادیه‌های قبیله‌ای حاشِد و بَکیل هستند . نقش رو به کاهش حکومت، این مناطق را از منابع اقتصادی محروم کرد، با این فرض که به علت عدم‌حاصلخیزی نسبی زمین، کشاورزی به منزله یک عاملِ اساسی در خدمت اقتصاد قرار نگرفت. به دنبال آن جنگ، ابزار جدیدی برای ساکنین این مناطق به منظور استخراج منابع بود. برای این منظور، آنها به قبائل مادر خود، برای در امان ماندن و محافظت، متوسل شدند، در نتیجه، نقش نهادهای قبیله‌ای اهمیت پیدا کرد و آنها نفوذی قوی‌تر در ساختار اجتماعی بخش شمالی یمن بدست آورند. تقسیمات قبیله‌ای ایجاد شده در این مناطق و ضعف حکومت مرکزی، مداخله قدرت‌های خارجی را تسهیل کرد و کشور در امتداد مرزهای قبیله‌ای تقسیم شد.
زمانی که یمن به صورت یک حکومت اسلامی در سالهای 615 تا 619 میلادی یکپارچه شد، بواسطه دور دستی و موقعیت کوهستانی، پناهگاهی برای مسلمانان مهاجر فراهم گردید و بخش شمالی، این وضعیت را توأم با یک حالت عدم تعادل پایدار و جنگ تا شکل‌گیری دولتی فراگیر ادامه داد. در خلال زمان مشابه، بخش جنوبی یمن، به موجودیت‌های سیاسی کوچک که توسط سلطان‌ها، شیوخ و شاهزاده‌ها اداره می‌شدند، تقسیم شد. این حاکمان در واقع، سران اتحادیه‌های قبیله‌ای بودند. بنابراین ماهیت نیمه فئودالی ناحیه و تعادل قدرت بین این طوایف، بطور مؤثری قدرت مجزایی قبیله ها را تضعیف کرد و در نتیجه قبائل، برای پذیرش سلطه رهبرانشان مستعدتر شدند. با این پیشینه تفرق سیاسی بود که کشور در اواسط قرن 19 میلادی بین امپراطوری عثمانی در شمال و بریتانیای کبیر در جنوب تقسیم شد. بعد از اتحاد در یمن نیز باز هم نقش پر رنگ قبیله را در ساختار اجتماعی یمن می‌توان مشاهده کرد آن چنان که پر رنگ‌تر از دولت مرکزی قادر به تغییر نظرات و باورها بوده و هست.(کریملو،1383: 40 و 75)
3-4-3- وجود پایگاه‌های القاعده
یکی دیگر از مشکلاتی که یمن از آن در رنج است، حضور القاعده در یمن می‌باشد که خسارات زیادی را به منافع یمن وارد کرده است و باعث دخالت آمریکا و دیگر کشورها در این کشور شده است. پس از حملات سرکوب‌ گرایانه هواپیماهای بدون سرنشین آمریکا برضد نیروهای القاعده در پاکستان و در استان وزیرستان، همچنین سرکوب آن‌ها در افغانستان و عراق و سرکوب شدن آن‌ها در عربستان توسط نیروهای امنیتی این کشور به خصوص بعد از سوء قصد نافرجام به جان شاهزاده نایف، نیروهای القاعده یمن را مکان مناسبی برای فعالیت‌های خود یافتند. و با ازدواج و تجارت با سران قبائل به نفوذ خود عمق بخشیدند.
3-4-4- جنبش الحوثی و زیدی‌های شمال
ریشه‌ اصلی اختلاف‌های زیدی‌ها و به ویژه جنبش «الحوثی» با حکومت مرکزی به انقلاب 1962م. بر‌می‌گردد که رژیم امامت منحل و رژیم جمهوری تشکیل شد. امام بدر، آخرین امام رژیم امامت و طرفداران وی بارها در پی احیای رژیم امامت برآمدند اما موفق به این کار نشدند ولی همواره با سیاست دولت جمهوری به مخالفت برخواسته‌اند. سیاست‌های غلط علی عبدالله صالح نیز نارضایتی زیدی‌ها را دامن زد و باعث شد مخالفت زیدی‌ها با حکومت مرکزی افزایش یابد. البته در بررسی ریشه‌های نارضایتی زیدی‌ها باید به سیاست‌های غلط دولت در امر خدمات، بهداشت، اشتغال و…. نیز اشاره کرد؛ همان‌طور که برخی از پژوهشگران هم عنوان کرده‌اند یکی از ریشه‌های اصلی این نارضایتی به دهه‌ی 1970م. برمی‌گردد. جمهوری عربی یمن تمام انرژی و تمرکز خود را بر روی پایتخت این کشور گذاشت و باقی مناطق مورد غفلت واقع شد؛ صعده نیز یکی از این مناطق مورد غفلت به خصوص در زمینه‌های رفاه اجتماعی، تحصیلات و حفظ امنیت بود. این محرومیت نسبی به خصوص بعد از دهه‌ی 1980م. که شمار جوانان زیدی رو به افزایش گذاشت، شدت گرفت و نارضایتی‌ها به مرحله‌ طغیان رسید. (Salmoni, 2010:5)
در سال 1992م.، یک گروه سیاسی که «شباب المؤمنین» نامیده می‌شد، در صعده، مرکز فعالیت زیدی‌ها، تشکیل شد که هدف آن تربیت جوانان زیدی بود. این گروه به مرور فعالیت‌های خود را افزایش داد و طرفداران بسیاری در میان زیدی‌ها پیدا کرد. یکی از علل بلافصل جنگ بین دولت مرکزی یمن و حوثی‌ها، احیای فعالیت‌های خدماتی و آموزشی این گروه بعد از سال 2000م. توسط «حسین الحوثی» می‌باشد که این امر با مخالفت شدید رئیس‌ جمهور یمن مواجه شد. چرا که این امر را به منزله‌ تهدیدی سیاسی برضد دولت خود می‌دید. (Freeman, 2009:1013)
از این به بعد فعالیت زیدی‌ها در قالب گروه «شباب المؤمنین» دنبال ‌شد. اتفاق‌هایی که در سال 2004م. در پی تظاهرات برضد همکاری علی عبدالله صالح با آمریکا در شهر صنعا رخ داد، منجر به درگیری نظامی بین گروهی از قبایل زیدی تحت رهبری حسین الحوثی، با حکومت عبدالله صالح شد. از این به بعد، جنبش زیدی‌ها به عنوان جنبش الحوثی‌ها شناخته شد.
تنش بین زیدی‌های شمال و حکومت مرکزی منجر به بیش از 6 جنگ مستقیم بین حکومت و زیدی‌ها شد. اولین جنگ آن‌ها در سال 2004م. و مهم‌ترین جنگ آن‌ها یعنی همان ششمین آنها (پیش از تحولات 2014) در سال 2009م. رخ داد که تنش‌های دامنه‌داری را بین آن‌ها و حکومت مرکزی دامن زد به گونه‌ای که دولت در جنگ ششم به طور رسمی از عربستان برای سرکوب حوثی‌ها کمک خواست که منجر به دخالت مستقیم نظامی عربستان در سرکوب حوثی‌ها شد. شیعیان زیدی در منطقه‌ صعده در شمال یمن سکنی دارند. استان صعده در 240 کیلومتری شمال غرب صنعا (پایتخت سیاسی یمن) واقع شده است و 11.375 کیلومتر مربع مساحت دارد. شهر صعده در یک منطقه کوهستانی واقع شده است. فاصله‌ بین صعده و صنعا را کوهستان‌های مرتفع با دره‌های متعدد پر کرده‌ است.(Salmoni, 2010:25)
این مشخصات فیزیکی باعث شده تا استان صعده محصور بماند و آن را از دسترس حکومت مرکزی و باقی نقاط کشور در امان نگه دارد. این امر باعث شده است تا صعده خودکفایی غذایی و استقلال اقتصادی خود را حفظ کند. برای مثال، استان صعده به عنوان ذخیره کننده گندم برای مواقع خشکسالی یا بی‌ثباتی سیاسی شناخته می‌شود. بیشترین تمرکز جمعیت در شمال یمن، در غرب صعده قرار دارد و آن هم به این دلیل است که زمین‌های قابل کشت بیشتری در آنجا وجود دارد. مناطق پر جمعیت استان صعده عبارتند از: صحار (Sahar) با 133.056نفر، رضیح(Razih) با 62.895، مجز(Majz) با 68.603، و حیدان(Haydan) با 60.329 نفر. (Salmoni, 2010:27)
برای اینکه صحنه درگیری‌های یمن شفاف شود نکات زیر باید مدنظر قرار گیرد:
1- ترکیب جمعیتی یمن بدین گونه است که بین 45% تا 55% دارای مذهب زیدی‌اند، حدود 30% شافعی، حدود 10% حنبلی، حدود 6% شیعه، 5/0 % مسیحی و یهودی و 3% را مذاهب دیگر تشکیل می‌دهند. شافعی‌ها مناسبات بسیار خوبی با زیدیها و شیعیان دارند اما این سه با حنبلی‌ها دارای اصطکاک‌‌هایی می باشند. زیدی‌ها از نظر مذهبی حد وسط شیعه و سنی به حساب می‌آیند. پاره‌ای از اعمال عبادی و فقهی آنان به شیعیان و پاره‌ای به سنی‌ها نزدیک است. اقلیت کم شمار شیعه یمن به سه گروه دوازده امامی، اسماعیلیه – شش امامی – و خوجه ـ هندی الاصل ـ تقسیم می‌شوند. بر این اساس شیعیان اثنی عشری حدود 2% از کل جمعیت یمن را شامل می‌شوند و در استان‌های «حضر‌موت» و «عدن» سکونت دارند. (Baer, 1965: 301)
2- زیدی‌ها که در یمن از دیرباز اکثریت جمعیت این کشور را تشکیل داده‌اند در 16 استان از 20 استان یمن اکثریت دارند و این استانها عمدتا توسط این گروه اداره می‌شوند. زیدی‌ها خود به طوایف و قبایلی تقسیم می‌شوند؛ “جارودیه” ، “سلمانیه”و “تبیریه” اصلی‌ترین شعبه‌های این مذهب می‌باشند که بقیه شعبه‌ها نیز به این سه برمی‌گردند. زیدیه از قرن سوم هجری و از زمان عزیمت «یحیی بن حسین رسی علوی» از عراق به یمن در این کشور زیسته‌اند. زیدی‌ها همواره رهبر خود را با واژه «امام» خطاب کرده‌اند یکی از ائمه آنان «هادی رسی علوی» است که «امام هادی» خوانده می‌شود و مقبره او زیارتگاه مردم «صعده» است. بعضی از شیعه‌ها گمان کرده‌اند این فرد همان امام دهم شیعیان است در حالی که وی اساسا شیعه اثنی‌عشری نبوده است. 60% از زیدیها از طایفه «جارودیه» هستند، آنان دو مرجع مذهبی

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد ثبات سیاسی، رشد جمعیت، کشورهای خاورمیانه Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد عربستان سعودی، نیروهای مسلح، نیروهای اجتماعی