دانلود پایان نامه ارشد درمورد زنان زندان، کارکنان زن، روابط قدرت، ارتکاب جرم

دانلود پایان نامه ارشد

رواني آن ها کاسته مي شود ( 67 ). از نتايج پژوهش و مقايسه آن با مطالعه مشابه مي توان احتمال داد که اين رفتار مي تواند سدي براي تغيير نگرش آن ها نسبت به بزه ارتکابي خود و در نتيجه اصلاح و بازپروري مددجو باشد .
مضاف بر موارد فوق ذکر ، از ديگر رفتارهاي ضد اجتماعي خود پسندانه در گروه پسران ، برقراري روابط جنسي بود . اين رابطه ، در گروه پسران جدي تر از گروه دختران و ناشي از کاربرد قدرت بود. بدين صورت که در اين پژوهش ، موارد سو استفاده جنسي ميان مددجويان قديمي و جديد ، مددجويان بزرگتر و کوچکتر و ميان مددجويان ايراني و افغان مطرح شد . همچنين يافته ها نشان داد ، يکي از علت هاي برقراري رابطه هم جنس گرايانه ميان مددجويان ، محروميت از داشتن رابطه ي دگر جنسي در مدت حبس و احساس لذت ناشي از آن براي فاعل و در مقابل تامين نيازهاي فرد مفعول ( مواردي چون پول ، کارت تلفن ، لباس و قرص ترامادول ) و يا صرفا تبعيت از فاعل ( بيشتر در مورد مددجويان افغان ) بود . يافته هاي پژوهش حاضر ، اعمال زور در برقراري رابطه و به بيان بهتر تجاوز جنسي در تعامل مددجويان با يکديگر را نشان نداد . مددجويان فاعل بيشتر ، افرادي را که پوست سفيد رنگ و ظاهر زيبا و دخترانه داشتند ، به عنوان مفعول برمي گزيدند . در تاييد يافته هاي پژوهش حاضر مي توان به نتايج مطالعات زير استناد کرد .
فرانک داون باو ( 1383) در توضيح تجاوز جنسي در زندان هاي ايالت متحده امريکا ، بيان مي دارد تجاوز جنسي زنداني تنها يک پديده روان شناسي نيست بلکه سواستفاده از قدرت به وسيله افراد مزاحمي است که از طريق اعمال آن بر روي افرادي غير از طرفدارانشان ، در برابر از دست دادن قدرت شخصي خود در خلال مدت حبس واکنش نشان مي دهند. همچنين در اين مقاله مطرح شده است ، از آنجايي که تقريبا همه متجاوزان جنسي زنداني ، دگر جنس خواه هستند ، هم از نظر هويت و هم عملکرد خارج از زندان به قربانيان خود به عنوان زناني که در دسترس آن ها نيستند نگاه مي کنند و تمايل دارند قربانيان آن ها کساني باشند که در چشم هايشان ويژگي هاي زنانه مشهود باشد ؛ مانند جواناني با پوست صاف بدون ريش ، کوچک اندام منفعل يا ضعيف که دعواگر نبوده و مخصوصا هم جنس باز باشند (108). ياوري ( 1380 ) نيز نشان داد روابط جنسي موجود در زندان ، از نظر انگيزه مفعول يا مادي است ( بدست آوردن پول و مواد و …. ) و يا براي تحت حمايت قرار گرفتن است ( 109) . بنابراين با توجه به يافته هاي مطالعه و نيز مقايسه آن ها با مطالعات مشابه ، مي توان نتيجه گيري کرد که اولا مددجويان پسر بيشتر تمايلات دگر جنسي دارند و نه هم جنس گرايانه که به دليل قرار گيري در محيط زندان به روابط هم جنس گرايانه روي آورده اند . علاوه بر اين تامين نيازهاي مالي و کسب حمايت نيز از ديگر عوامل سوق دهنده ي مددجويان به برقراري رابطه جنسي است . در کنار علل ذکر شده ، با استناد به الگوي محروميت که مدعي است محيط زندان و از دست دادن آزادي موجب ايجاد ضربات عميق روحي مي شود به طوري که به دلايل صيانت از بعد روان شناختي ، زندانيان يک خرده فرهنگ منحرف در زندان ايجاد مي کنند ، مي توان يکي ديگر از علل روي آوردن به رابطه جنسي را به عنوان روشي براي تخليه ي هيجاني ، تحت تاثير فشارهاي رواني قرارگيري در يک محيط بسته قلمداد کرد .
با توجه به يافته هاي پژوهش ، علاوه بر الگوي آورده و محروميت و بلد نبود مهارت هاي اجتماعي ، مي توان از الگوي يادگيري بندورا نيز در تحليل استفاده از قدرت و کاربرد آن در تعاملات ميان مددجويان استفاده کرد . بندورا نقش الگوها را در يادگيري موثر مي دانست . در يادگيري مشاهده اي ، فرد به مشاهده ي رفتار الگو مي پردازد و با تبعيت از آن ، رفتار مورد نظر را ياد مي گيرد ( 110) . همچنين تارد120 در تئوري تقليد121 بر فرآيند کسب رفتار انحرافي و مجرمانه از طريق تقليد تاکيد دارد که مبتني بر تجربه هاي يادگيري مشاهدات است . طبق اين تئوري ، انسان ها به ميزان تماس نزديکي که با هم دارند از يکديگر تقليد مي کنند . همچنين فرودست ها از فرادست ها تقليد مي کنند ( 111 ) . بنابراين مددجويان جديد با مشاهده رفتار مددجويان صاحب قدرت ( به عنوان مراجع قدرت و الگو ) و مزايايي که قدرت براي آن ها به ارمغان آورده ، تغيير رفتار داده و فکر کسب و تقويت قدرت و سواستفاده از رابطه قدرت ، آن ها را به تکاپو مي انداخت و اين رفتاري بود که برخي از مددجويان پس از اقامت در کانون و در اثر تعامل با هم فرا مي گرفتند .
5 – 1 – 3 تحليل تقويت قدرت در تعاملات مددجويان با يکديگر
همان طور که يافته ها نشان داد ، روش هاي تقويت قدرت در همه ي گروه ها ( صرف نظر از جنس و مدت اقامت ) به اشکال گوناگون وجود داشت ، که در تعدادي موارد مشابه يکديگر بودند . مددجويان با اقامت طولاني مدت صرف نظر از جنس ، با جداسازي خود از مددجويان جديدورود و اقامت کوتاه و برقراري تعامل نزديک تر با کارکنان ، استفاده از زبان بدن ( چشم غره و … ) ، برخورد کلامي و امر و نهي کردن ، به تقويت قدرت خود مي پرداختند . مددجويان با اقامت کوتاه نيز با تظاهر به ارتکاب بزه سنگين و اقامت طولاني ، تخريب يکديگر برمبناي بزه ، وضعيت اقتصادي و اجتماعي ( بيشتر در مورد پسران ) ، استفاده از زبان و اصطلاحات خاص ( بيشتر در مورد پسران ) سعي در تقويت قدرت خود در مقابل مددجويان جديدتر داشتند . روش هاي تقويت قدرت در مددجويان پسر جدي تر و با اعمال فشار بيشتر بر مددجويان همراه بود تا جايي که مددجوي جديد مجبور به تسليم مي شد در غير اين صورت کار به درگيري فيزيکي مي کشيد . در گروه پسران عضويت در شوراي شهر کانون ، باعث تقويت قدرت مددجو مي شد . علاوه بر موارد فوق ذکر مي توان به نقش کارکنان در تقويت قدرت مددجويان ، با محول کردن مسووليت هاي بيشتر به مددجويان قديمي و برقراري رابطه بهتر با آن ها و مددجويان مرتکب قتل122 و مددجويان خوش رفتار نيز اشاره کرد . بنابراين علاوه بر رفتار مددجو ، نقش حقيقي مددجو هم ( مدت اقامت و نوع بزه ) در تقويت قدرت موثر بود . در هر دو جنس با اقامت کوتاه مدت ، گسترش شبکه دوستي ، جداي از فرار از تنهايي به عنوان روشي براي تقويت قدرت بود . مددجوياني که تعداد دوستان بيشتري داشتند از حمايت و قدرت بيشتري در مقابل سايرين برخوردار بودند . همچنين لازم به توضيح است که يافته ها نشان داد ، مددجويان به ويژه مددجويان پسر ، بيشتر از واژه همخرج به جاي دوست در شبکه هاي دوستي خود استفاده مي کردند . استفاده از اين واژه هم مي تواند تقليدي از فرهنگ زندانيان بزرگسال باشد123 و هم مي تواند موکد اين مساله باشد که مددجويان براي منافع خاصي گرد هم مي آيند و تشکيل شبکه ي دوستي مي دهند . به ويژه اين که يافته هاي پژوهش نشان داد ، دوستي ها در هر دو جنس بسيار ناپايدار بود و مددجويان اعتماد کمي به يکديگر داشتند که اين خود نشان از انگيزه ي سواستفاده هاي شخصي در تشکيل گروه هاي دوستي است . همچنين يافته هاي پژوهش حاضر نشان داد ، مددجويان دختر و پسر با اقامت کوتاه در گسترش شبکه دوستي ، از نظر ملاک هاي دوست يابي (پول ، ارتکاب بزه هاي يکسان ، هم محلي ، هم شهري، همجواري تخت ها ، ظاهر و وضعيت خانوادگي و مددجويان مرتکب بزه سنگين ، ) مشابه يکديگر بودند ؛که با يافته هاي پژوهش زير همخواني دارد .
صداوي ( 1383) در توضيح مکانيزم جذب افراد به گروه در ميان زندانيان مرد ، دو عامل توانمندي افراد به لحاظ جسمي و شخصيتي ( معمولا با توجه به نوع جرم ، تعداد سوابق ، جسارت ، خشونت ) و توانايي تامين مالي براي گروه را مطرح مي کند . همچنين معتقد است که در گروه سلسه مراتبي از قدرت وجود دارد که بيشتر ، شبيه به روابط قدرت در جوامع ماقبل انسان است . طي اين روابط افراد توانمند تا زماني که بتوانند توانايي خود را نشان دهند مورد پذيرش گروه قرار مي گيرند و از اوامر آن ها فرمانبرداري مي شود . اما به محض اين که توانايي يا وجهه خود را به هر دليل از دست دهد جايگاه او در گروه را تحت تاثير قرار داده و مطابق وضعيت فعلي اش تغيير مي کند (112) .
همچنين پژوهش حاضر نشان داد ، يکي ديگر از ملاک هاي دوست يابي در پسران ، انتخاب افرادي بود که توانايي ورود قرص ترامادول به داخل کانون داشتند ؛ مانند مددجويان راي باز ( با روش جاسازي در بدن يا پرتاب قرص از بيرون به داخل کانون ) و يا مددجوياني که در ملاقات ها برايشان آورده مي شد . در اين راستا مي توان به پژوهش گودرزي ( 1382 ) اشاره کرد که مطرح مي کند ، روش هاي گوناگوني براي ورود موادمخدر به داخل زندان وجود دارد . مانند جاسازي بدني توسط متهمان تازه وارد و يا محکوماني که از مرخصي باز مي گردند از طريق بلع يا روش انبار . همچنين پرتاب مواد مخدر به در زمان هواخوري و يا ورزش زندانيان به داخل حياط با قرار قبلي ( 113) .
با توجه به يافته ها و مقايسه با مطالعات مشابه نتيجه مي شود که تشکيل گروه و گسترش شيکه دوستي در کانون ، بيشتر جنبه ي سو استفاده ( از اعضاي گروه يا اعضاي غير عضو ) دارد .
در مورد دوست يابي در گروه دختران ، يافته هاي پژوهش حاضر ، مددجويان دختر مرتکب قتل معمولا خود را از باقي مددجويان جدا مي کردند و آن ها را خلافکار و خود را برتر مي دانستند و بيشتر با افراد هم جرم خود دوست مي شدند و يا تمايل بيشتر به برقراري تعامل با کارکنان داشتند . اين يافته با نتايج پژوهش زير هم سو است .
ام سي شين124 ( 1996 ) به نقل از ” ايستر هفرنان125 ” سه نقش اجتماعي غالب با عنوان هاي Square , Cool , Life در مورد زنان زنداني مطرح کرده است . اين سه نقش بسيار شبيه به تيپ شناسي اروين و کرسي است که گروه هاي Square ، Thief و Cool را تعيين نمودند . Square ، از لحاظ تيپ شناسي زني است از طبقه ي متوسط ، که به دليل ارتکاب جرم اختلاس يا قتل براي اولين بار ، محکوم به حبس شده است . چنين زني داراي سابقه جنايي نبوده و در مقايسه با ديگران خود را فردي قابل احترام مي داند . در مقابل تاثيرات پديده ي پذيرش فرهنگ زندان از طريق ارتباط بيشتر با کارکنان زندان و ارتباط کمتر با ساير زندانيان مقاومت مي کند ( 114) .
5 – 1 – 3 – 1 کاربرد رابطه دوستانه در شبکه هاي دوستي
کاربرد رابطه دوستانه در دو شکل رفتارهاي جامعه پسندانه و رفتارهاي ضد اجتماعي خود پسندانه بود .
طبق يافته هاي پژوهش ، کاربرد رابطه دوستانه در شکل رفتارهاي جامعه پسندانه شامل : حمايت و همدردي با يکديگر ( به عنوان مثال جلوگيري از خودزني يکديگر در مورد مددجويان پسر ) ، قرض دادن پول و تاثير گذاري مثبت ، با نفوذ در يکديگر ( در مورد مددجويان دختر ) بود .
ام سي شين ( 1996 ) بيان مي کند در حالي که مردان زنداني تمايل به تشکيل باند دارند ، زنان زنداني به سمت نوعي روابط اجتماعي کشيده مي شوند که شبيه خانواده و جفت است . در اين خانواده هاي کاذب ، برخي از زنان نقش مادر را براي سايرين ايفا مي کنند . کارکنان موسسات نگهداري زنان ؛ اغلب اين خانواده هاي کاذب را شناسايي کرده و گاهي از طريق اعطاي جوايز به کسي که نقش مادر را دارا مي باشد ( مي تواند يک ، دو يا چند زن باشند ) ، اقدام به حفظ نظم زندان و مهار مشکلات زندانيان مي نمايند . به عنوان مثال در نتيجه ي درخواست يک مسوول زندان ، ” مادر زنداني ” مي تواند ” دختر زنداني ” خشمگين خود را آرام کند . در پژوهش حاضر ، ارشد گروه دختران چنين نقشي را براي ساير مددجويان ايفا مي کرد و با نفوذ در آن ها ، ( گاهي اوقات به سفارش مراقبين براي آرام کردن مددجو ) سايرمددجويان را به آرامش و رفتارهاي جامعه پسندانه تشويق مي کرد ( 114 ) .
رفتارهاي ضد اجتماعي خود پسندانه ناشي از گسترش شبکه دوستي ، مانند : تعامل دسته جمعي براي آزار و اذيت و غلبه بر ديگران ، در هر دو جنس وجود داشت . همان طور که توضيح داده شد ، هر قدر تعداد اعضاي گروه بيشتر ، قدرت گروه در مقابل ساير مددجويان غير عضو بيشتر مي شد . در خود گروه نيز ، افراد به اشکال گوناگون از اعضا سواستفاده مي کردند .

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد نوجوانان بزهکار، احساس غربت، توسل به زور Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد تعاملات روزمره، رفتار کارکنان، عملکرد کارکنان، استان تهران