دانلود پایان نامه ارشد درمورد زبان فارسی، افغانستان، تاجیکستان، فارسی زبان

دانلود پایان نامه ارشد

زمینه آموزش الفبای نیاکان افقهای روشن را در منظر مردم تاجیکستان قرار داده است. در راستای بررسی لطمات وارده به فرهنگ این کشور، بر أثر تغییر الفبا سخن بسیار است که از جمله میتوان به عدم امکانات و وجود برخورداری از منابع مکتوب اشاره کرد. در کنار سایر عوامل، تغییر الفبا باعث گردید که ادیانِ معاصرِ دو کشور نه برای عموم، حتی برای ادبای دو کشور پوشیده بماند و طبیعی است که شناسانیدن آثار علمی و فرهنگی پدید آمده در دو کشور طی سالها، رسالتی سنگین بر دوش کارگزاران فرهنگی دو کشور است.
به دنبال احساس چنین ضرورتی بود که از اولین ایام همکاری فرهنگی جمهوری تاجیکستان، طرح انتشار آثار مشترکی که حاوی ادبیات معاصر دو کشور در زمینههای نظم و نثر و ادبیات کودکان، مورد توجه قرار گرفت و مقرر شد که محققین ایران و تاجیکستان نسبت به جمعآوری و تدوین مجموعههای آثار مشترک اقدام؛ و آثار بدست آمده، چاپ و توزیع گردد. در اینجا آنچه بدیهی است، پیوندهای رو به رشد و الهام گرفته از فرهنگ و ادب غنی و پربار فارسی با تکیه بر سه محور اساسی ـ آیین، زبان و خط مشترک ـ روز به روز استحکام بیشتری مییابد و دراین میان سعادت از آن کسانی است که بتوانند نقشهای بیشتر و اساسی را ایفا کنند(همان،420).

8 ـ 1 ـ 3. جایگاه زبان فارسی در تعمیق روابط بین المللی فرهنگی منطقه اکو
از قرن نوزدهم به این سو، شاید کمتر زبانی در دنیا بهاندازة زبان فارسی در معرض تهاجم قرارگرفته و کوشش بسیار در حذف آن شده است. برخی از کشورهای منطقه هویت دینی خویش را به همان میزان مدیون و مرهون زبان عربی ـ زبان وحی ـ هستند، وامدار زبان پارسیاند.
بخش عمدهای از آموزههای دینی در قلمرو عثمانی و هند و آسیای مرکزی زبان پارسی بود و آن که به این زبان تسلط پیدا میکرد، بواقع به کلید گنجینههای معنوی دسترسی داشت. بر خلاف ظاهر سرنوشت جهان را جنگاوران تعیین نمیکنند و از قدیم هم تعیین نکردهاند؛ بلکه حرکتهای فرهنگی و معنوی قلمروها را دگرگون میکردهاند. آن چه زبان فارسی در هند و پاکستان و آسیای صغیر ایجاد کرد، نمونه روشن از این مدعاست. قریب ده زبان فارسی زبان رسمی شبه قاره بود. در این مدت آثار ارزشمند هنری و فرهنگی خلق شد که متعلق به زبان فارسی و مردم شبه قاره است و این دو بدون یکدیگر پیکرهای ابتر است که از حیاتی بیقاعده برخوردار نیست. ریشه بسیاری از مناقشات سیاسی را باید در همین اشتراک معنوی جستجو کرد. امروز مردم پاکستان به اردو سخن میگویند، به انگلیسی مینویسند و به پارسی بازاندیشی میکنند(شعردوست،1378، 289).
قرن بیستم و سیطره گسترده رسانهها بر روابط انسانی و اجتماعی، بسیاری از ویژگیهای فرهنگی، سیاسی و اقتصادی را دستخوش تغییر کرده است. انسان محصول و فرآوردة عصری که در آن زندگی میکند، نیست؛ بلکه حضور فرهنگِ انسان چند قرن پیش را میتوان به روشنی در حرکات و سکنات و رفتار اجتماعی او تشخیص داد و بخشی از معناهای فرهنگ پذیری انسان در همین پدیده تجلی پیدا میکند. از اینرو است که نقش زبان را باید در رفتار فرهنگی انسان مورد تجزیه و تحلیل قرار داد؛ زیرا زبان تنها ترکیب اصوات معنیدار نیست؛ بلکه در ورای این اصوات معنیدار مدلولهای معنایی هستند که به این اصوات معنی میدهند؛ در نتیجه فرهنگ میسازند و انسان را به سعادت یا شقاوت رهنمون مینمایند(مطالعات آسیای مرکزی قفقاز، 1373، 233).

ترکیه میراثدار فرهنگ عظیمی است که متأسفانه در بعضی موارد توان بازشناسی آن را ندارد، چرا که خط و زبان به گونهای دگرگون شدهاند که ایجاد رابطه منطقی با این میراث معنوی دشوار است. آسیای مرکزی در چند سال اخیر همواره دستخوش بحران بوده است؛ علی الظاهر فرجامی هم بر این بحرانها متصور نیست؛ دگردیسیهای فرهنگی حادث شده در این قلمرو جغرافیایی بهاندازهای ناهنجار است که محقق را وحشت زده میکند. ریشه بسیاری از بحرانهایی که این روزها هر یک پس از دیگری ظهور میکند، در همین پیچیدگیهای فرهنگی نهفته است که زبان و قلمروهای مختلف آن جزئی از آن است. به دیگر سخن هرگونه کوشش تصنعی در محدود سازی یا گسترش بیقاعده زبان، بحرانهای اجتماعی و سیاسی را دامن میزند و دسترسی به حقیقت و زیبایی و خیر را دشوار و دشوارتر میکند(نگارنده،1374،118 ).
در قلمروی که از چین شروع میشود، تا بالکان زبان فارسی و گنجینههای معنوی آن، میتواند نقشی قابل توجه در نافهمی و ایجاد امنیت معنوی و فرهنگی بر دوش گیرد. تکیه بر میراث مشترک فرهنگی که زبان فارسی و آفرینش های مختلف بدان، بخشی ارزشمند از این میراث را تشکیل میدهند، میتواند تا حد زیادی بحرانهای اجتماعی و سیاسی را بدل به مسالمت و وفق و همزیستی کند. بدون شناخت دیروز که ـ زبان فارسی نقشی مهم در این میان دارد ـ و امروز و فردا، ایجاد رابطه درست ملی و فراملی امکان ندارد.
آنچه امروز در محافل مختلف از آن به جنگ پشتونها و فارسها یا شیعیان و اهل سنت نام میبرند؛ دستاوردهای نامیمون آنها است که حیات خویش را در تفرق و پراکندگی میبینند و حلقه وصلی را نشانه گرفتهاند که میتواند، انسان این قلمرو را به دوستی و رحمت بکشاند؛ این حلقه وصل فرهنگ پارسی است؛ با همه دستاوردهای فرهنگی و معنوی آن، متعلق به همه منطقه است (ورجاوند،1373،60.
در واقع میتوان گفت: که در خصوص زبان و ادبیات و فرهنگ ملی نیز در ایران و افغانستان و تاجیکستان، با ویژگیهای گرفته شده از شرایط جغرافیایی، سیاسی، اقتصادی، تاریخی و اجتماعی خود سه گونه بسیار نزدیک به هم از زبان و ادبیات فارسی یا فارسی دری است؛ بنابراین با وجودی که زبان و ادبیات ملی و مستقلی در این سه کشور رواج دارد؛ لیکن آبشخور این فرهنگها و ادب ملی و مستقل، در اصل یکپارچه است و تمدن بشری و جهانی به عنوان حوزه مشترک فارسی زبانان شناخته شده است. در کنار این باید اقرار و اذعان داشت که هر کدام از این سه ملت فارسی زبان و کهن، استحقاق دارد، تا جهت آزادگی و تثبیت هر چه بیشتر هویت ملی و فرهنگی، جایگاه و پایگاه مستقل زبانی و ادبی ویژهای برای خود در مرزهای جغرافیایی ـ سیاسی معاصر قائل شود؛ هر چند که زبان و ادب و هنر این سه کشور مستقل، شاخههای سرسبز و پربار یک درخت فرهنگی تناور و استواری است که ریشه در تاریخی بس کهن و پرشکوه و جلال با برگهای زرین دارد( پیشداد، 1378، 215).

9 ـ 1 ـ 3. جایگاه اسلام در همگرایی فرهنگی منطقه
ورود اسلام به ایران، آغاز تحولی دیگر در عرصه فرهنگ بود. وفاق و همدلی و همراهی ایجاد شده، بین فرهنگ و اسلام موجب شد تا با ورود اسلام به این قلمرو جغرافیایی، رشد و بالندگی فرهنگی شتابی تازه بگیرد و در قلمروهای جدیدی گسترش یابد. ماحصل در آمیختن عناصر فرهنگی ایران و اسلام با یکدیگر شادابی و طراوت و خردورزی وخردمندی و احترام به علم و عالمیان بود؛ بهگونهای که تعامل اندیشهها به بهترین شکل ممکن صورت میگرفت و ایران پس از دورههای فترت و رخوت دوره شأن خویش را در عرصة روابط فرهنگی و اجتماعی بازیافت. بیتردید، سلسلهای که موجب این تجدید حیات معنوی و فرهنگی شد؛ سامانیان بودند. گرچه پیش از سامانیان برخی از نهضتها بنای کارشان را بر فرهنگ ایران نهاده بودند؛ اما به دلایل مختلف راه به جایی نبردند. سامانیان به درایت و روشناندیشی در درآمیختن دو مؤلفة اسلام و ایران موجب ماندگاری و بقای رشد فرهنگی شدند که از سویی از سرچشمه معارف اسلامی سیراب میشد و از سوی دیگر در بستر فرهنگ ایرانی نشو و نمو مییافت (بولتن اکو،1371، 8).
گروه عظیمی از شاعران و نویسندگان و مترجمان و هنرمندان در سایه آرامش و آسایش فراهم آمده، در این دوران به خلق آثار بزرگ پرداختند و اسباب فرهنگی شدن فضای جامعه آن روز را فراهم آوردند. آزادمنشی و سعه صدر، امکان گفتگو و برخورد آرا و اندیشهها را فراهم کرد و همگان توانستند به شرح و توضیح مسائل فکری مبتلا به خویش همت گمارند. در سایه همین حمایتها و هدایتهای اجتماعی، دورهای در تاریخ ایران پدید آمد که درخشانترین عصر تاریخ حیات فکری و هنری ما محسوب میشود(همان، 5).

10 ـ 1 ـ 3. احیای راه ابریشم و شکوفایی مجدد ارتباط بین ملتها
امروزه جاده ابریشم یادآور جادهای است، رویایی که روزگاری در مسیر طولانی از چین تا روم گسترده شده بود؛ ولی آثار باستانی بازمانده از این جادة بازرگانی که زمانی تنها رشته مهم ارتباطی شرق و غرب جهان متمدن به شمار میرفت، تذکری است بر این واقعیت که جاده ابریشم جادهای است، حقیقی که هنوز چون زنجیره زرین فرهنگ و تمدن کشورهای منطقه را به یکدیگر پیوند زده است. زنجیره مهمی که اینک سازمان تربیتی، علمی و فرهنگی ملل متحد یونسکو و سازمان جهانی جهانگردی، آن را به عنوان عامل عمدة ارتباطات فرهنگی بین شرق و غرب مورد توجه قرار داده است و احیای آثار فرهنگی و باستانی جاده ابریشم و توسعه جهانگردی بین کشورهای آن منطقه را مدنظر قرار داده، موجب شکوفایی ارتباطات دوستانه بین کشورهای شرقی و غربی واقع در مسیر این جاده تاریخی شده است. از این رو سازمان یونسکو سالهای 1977 و1988 را دهه توسعه فرهنگی نامیده است و به منظور تقویت فرهنگ ملتهای منطقه برنامة پژوهشی “مطالعه جامع جاده ابریشم”را در دستور کار خود قرار داده است.

از جمله اقدامات سازمان جهانی جهانگردی با همکاری سازمان یونسکو و کشورهای مسیر جاده ابریشم، برگزاری اجلاسهای بین المللی به منظور توسعه جهانگردی در مسیر جاده ابریشم است که نخستین اجلاس در شهر سمرقند ازبکستان برپا شد؛ در همین اجلاس، با توجه به پیشنهاد بهموقع هیئت شرکت کننده ایرانی و تصویب آن، محل برگزاری دومین اجلاس بین المللی جاده ابریشم، تهران تعیین شد.
با توجه به گستردگی این جاده در ایران و اهمیت و نقش تاریخی ایران در برقراری ارتباط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بین سرزمینهای شرق و غرب از چین تا روم و آثار فرهنگی ـ تاریخی و باستانی بازمانده از این روزگاران فرصتی مناسب برای شناسایی و معرفی فرهنگ و هنر ایران اسلامی به جهانیان و شرکتکنندگان در اجلاس فراهم آمد؛ و همچنین فرصتی شد، برای گفت و شنود و مبادله اطلاعات و ایجاد زمینههای مناسب جهت توسعه جهانگردی و جلب جهانگردان خارجی برای بازدید از زیباییهای طبیعی و جغرافیایی مسیر جاده ابریشم در ایران و امکانی برای دیدار آثار تاریخی ـ فرهنگی و سایر آثار باستانی موجود در این سرزمین که هر یک به تنهایی جاذبهای است قوی برای جلب توجه جهانگردان و دوستداران فرهنگها و سنتهای دیرین و علاقمندان به آشنایی با آثار فرهنگی و تاریخی و دیدار زیباییهای طبیعی جهان گسترده بشری(شعردوست، 1378، 504).

11 ـ 1 ـ 3. افغانستان، چالش ها، فرصتها و تهدیدها
پرداختن به مسئله افغانستان برای برخی کشورها صرفاً پرداختن به یکی از بحرانهای کهنه و پیچیدة دهههای پایانی قرن بیستم و آغاز قرن بیست و یکم است. ایرانیان در دشوارترین سالهای دفاع مقدس و درحالی که کشورشان با کمبود و امکانات بسیار روبرو بود، سفره خویش را با چند میلیون مهاجرافغان قسمت کردند. از آذربایجان تا خوزستان، فارس و خراسان همهجا آنان در بطن و متن جامعه ایران زیستهاند. هستههای مقاومت که روزگاری در این سرزمین شکل گرفت، با دستکاریهای فرهنگی، تبدیل به طالبانی شد که نه افغانستان بلکه پاکستان را نیز تهدید کرده بود.
جنبشهای سلفی که در تمام نقاط جهان اسلام، خود را به صورتهای گوناگون نشان میدهد، طی چند دهه گذشته نشان داده که برای بیان خواست خود راهی به جزء خشونت نمیشناسد و تنها میتواند از گلوی تفنگ سخن بگوید. از شمال آفریقا تا عراق، پاکستان، افغانستان و شرق آسیا این گرایش به صورت یکی از خطرناکترین قرائتهای دینی چهره نشان داده است. این نحله فکری هیچ نوع همدلی، گفتگو و همراهی را برنمیتابد و میکوشد چهرهای مخرب و ویرانگر از دین و دینداری را به جهانیان عرضه کند. شگفت اینکه این اتفاق در حوزهای از تمدن اسلامی اتفاق میافتد که طی اعصار و قرون محضر همزیستی مسالمت آمیز انسانی بوده است.در همین قلمرو قرنها شیعه و سنی، مسلمان و غیر مسلمان، فارس،

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد تاجیکستان، آسیای مرکزی، ادب پارسی، زبان فارسی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد افغانستان، دریای عمان، خلیج فارس، آسیای مرکزی