دانلود پایان نامه ارشد درمورد روشنفکران، جنس مخالف

دانلود پایان نامه ارشد

مناصب حکومتي سر سازش داشته باشد و قانون هاي سکولار را بپذيرد. هر چند لوتر اعتقاد نداشت که با هرفرمان روايي بايد بسازد؛ اما رفته رفته اين گونه آموزه ها مورد استفاده اربابان قدرت قرار گرفته و باعث بروز ايسم هاي گوناگون اومانيستي تا زمان فعلي گرديد.
1) جدايي دين از سياست
تأکيد انجيل و مفسّران آن بر جدايي دين و دنيا، از جمله دين و سياست، و نيز فقدان برنامه و قوانين مورد نياز اجتماع در انجيل و تعاليم کليسا، از مهم ترين عوامل زمينهساز جدايي دين از دنيا و بروز سکولاريزم در غرب به شمار ميرود. در ذيل به شواهدي بر اين مطلب اشاره مي کنيم: 813
الف) آموزهي جدايي دين از دنيا و سياست، در انجيل:
وجود برخي نشانه ها در کلام مسيح باعث گمراهي عدهاي بر اعتقاد به عدم دخالت دين در امور دنيايي گرديد. حضرت عيسي در پاسخ به سؤال پيلاطس که آيا تو پادشاه يهود هستي؟ فرمود: پادشاهي من از اين جهان نيست814.
ب) آموزهي جدايي دين از دنيا و سياست در کلام پيروان مسيح (عليه السلام):
با توجه به رفتار خاص پولس با حکام ، که به نظر مي رسد پولس رسول، ساختار سلطه طلب عصر خود را پذيرفته باشد پولس در اطاعت از قدرت دولت ها، توصيه ميکند که :” همه مطيع قدرت برتر شوند، زيرا قدرتي جز از سوي خدا نيست، و آن قدرتهايي که هست، از جانب خدا مرتب شده است”815 پذيرش قدرت برتر را نوعي بندگي به حساب آورده.
کلازيوس، پاپ سدهي پنجم مي گويد:
عيسي مسيح از آن جا که از ضعف و نقيصهي انساني آگاه بود، براي نجات پيروان خود طرحي بزرگ و عالي ابتکار کرد. وي اقتدارات و وظايف شاهان را از آن مذهب جدا کرد و به هر کدام از اين دو مرجع، آنچه را سازگار و مناسب با شئونش بود محول ساخت … به هيچ بشري اين امتياز داده نشد که در آن واحد، صاحب هر دوي آنها (و در نتيجه داراي قدرتي برين) شود816
قديس آگوستين نظريه دو شهر( شهر خداو شهر دنيا) را مطرح کرد و براي هر يک پادشاهي جداگانه در نظر گرفت. کلاريوس( پاپ سده پنجاهم) انديشه تفکيک و سکو لاريزاسيون را معلول ضعف و نقيصه ذاتي انسان انست؛ و گفت: چون مسيح چون ازاين ها مطلع بوده خود به تفکيک اقام نموده817
ج) فقدان برنامه و قوانين مورد نياز اجتماع در انجيل و تعاليم کليسا:
يکي از نشانههاي دخالت دين در امور دنيوي و سياست، وجود قوانين مورد نياز است و حال آن که چنين قوانيني در مسيحيّت وجود ندارد و حتي شريعت تورات که تا نيمهي قرن اوّل ميلادي مورد التزام و عمل مسيحيان بود، در سال پنجاه ميلادي توسط شوراي مسيحيان اورشليم نسخ شد و ديگر، مسيحيان خود را ملتزم به آن ندانستند818.
. عامل رفتاري: عملکرد کليسا
پاره اي از عملکردهاي نامطلوب کليسا، در فاصله گرفتن مردم از دين و فراهم شدن بستر مناسب براي پيروزي علمگرايان و روشنفکران، تأثير به سزايي داشت. کليسا از جهت اخلاقي، اقتصادي و فرهنگي رفتارهاي ناشايستي از خود بروز داد و نتيجهي آنها همان است که در سال 1372 رؤساي ديرهاي کولوني اعلام داشتند:
کليساي روم چنان بي حيثيت شده که آيين کاتوليک در اين نواحي جداً به خطر افتاده است819
ويل دورانت مي نويسد:
با تشکيل دادگاههاي تفتيش عقايد از سال 1480 ـ 1488، 8800 تن سوخته و 96494 تن محکوم به کيفرهاي مختلف شدند و از سال 1480 ـ 1808، 31912 تن سوخته و 291450 تن محکوم شدند820.
نهرو درباره ي تأثير اختلاف پاپ ها در باب منصب پاپي مينويسد:
جنگ و نزاع ناپيدا ميان پاپ ها، در مردم اروپا تأثير بسياري به جا گذاشت. وقتي مردم ميديدند کساني که خود را جانشين و مظهر خداوند در روي زمين مينامند چنين رفتاري دارند، طبعاً درباره ي تقدّس و درستي و جدي بودن حرف هايشان به ترديد ميافتادند821
2) کليسا و استعمار
از اوايل قرن4 ميلادي که قسطنطين، امپراتور روم در فرمان خود در سال 313 رسما مسيحيت را پذيرفت و خود و ثروتش در خدمت کليسا قرار گرفت. و طرح تفوق دستگاه پاپي، در قرن 5 توسط پاپ لئوي اول ( 440- 461 م) کامل شد و پس از سقوط امپراتوري روم، کليساي کاتوليک روم تقريبا در دولت ادغام شده و الاهيات به عنوان پايه فرهنگي مسيحي، اهميت و پويايي اش را از دست داده بود.822
گذشت زمان و بروز انحطاط سياسي و اخلاقي در کليسا، باعث بوجود آمدن جنگ ها و سلطه حکام مغرب زمين به ديگر کشورها شد چرا که کليسا، در بعد عمل هم با توجيه سيستم فرمان روايان مردم را براي جنگ آماده مي_کردند. کليسا براي مشارکت در قدرت حکومتهاي مختلف، به توجيه ستم هاي آن ها پرداخت؛ توجيه ستم و سرانجام جنگ هاي 200 سال صليبي رهآورد اين دروغپردازي بود. ويل دورانت: ” کليسا حتي در ساعاتي که صلح و صفا را موعظه ميکرد، در فرانسه قرن16، مردم را به جنگهاي مذهبي بر مي انگيخت و در آستانه قرن17 به جنگ 30 ساله تشويق ميکرد”823
اين نوع رفتار کليسا با پادشاهان در عصر کنوني تبديل به ابزار دست واقع شده کليسا در راستاي مطامع سياسي و اقتصادي گشته است.
1. کليسا پيش قراول استعمار
استکبار که در جنگ با شمشير شکست خورد و نتوانست جوامع ديگر و بالاخص مسلمين را به زانو درآورد، براي استيلا بر مردم دنيا، اينک راه هاي گوناگوني به اين کار ميگيرد، و بهترين کار از ديد آنها در شرايط کنوني همين تبشير ست و ” مبشرين مسيحي بهترين دليلشان براي بهره برداري از پزشک آن است که، هرکجا باشد، مرض نيز وجود دارد و مرض نيز محتاج پزشک است و هرکجا احتياج به پزشک باشد فرصتي براي تبشير است”824
استکبار براي بهرهبرداري از منابع کشورها حتي از دينداران حرفهاي کليسا نيز استفاده ميکند و اساسا کيفيت انساني وسايل مورد نفوذ براي نفوذ در درون کشورها براي استکبار مطرح نيست. در اين راستا نقش مبلغين فرهنگ استکبار جهاني در تصرف و استيلاي استکبار اهيمت فراوان دارد
تاکلي مي گويد: ” ما بايد در اين مدارس، دولت و ملت هارا تشجيع کنيم و تعليمات غربي را براي آنان جلوه دهيم، زيرا بيشتر مسلمانان عقايدشان با خوواندن کتاب لغت متزلزل مي گردد و کتابهاي درس غرب اعتقاد به کتاب کقدس شرقي را مشکل مي سازد”.825
و بدين طريق دولتها از حرکت تبشيري، هدفهاي سياسي و منافع اقتصادي خود را ميخواهند واين چيزيست که در مورد دانگاههاي موجود در بين جومع اسلم گفته مي شود که: ” دانشگاه آمريکايي بيروت يک موسسه تبشيري است و براي خدمت علمي تاسيس نگرديده، بلکه نتيجه زحمات تبشير آمريکاست”826
مجله نور عالم ، نشريه رسمي مسيحيان ايران، در مقاله اي باه نام” دوش به دوش لشگريان غربي” مي نويسد: ” استعمار غربي، مسيحيت را چون گارهاي ديگر از جنبه هاي تمدن غرب در اين کشورها( هند، اندونزي، لائوس، کامبوج) گسترش داده است. در طول سه قرن گذشته مسيحيت دوش به دوش لشگريان غربي در کشورهاي جنوب غربي آسيا گسترش يافت و پاي مروجان غربي مسيحيت به دورافتادهترين روستاها در اين کشورهارسيد”.827
2. کمک مالي استکبار به کليسا
کليسا و استکبار با استفاده از قابليتهاي يکديگر در راه نفوذ هرچه بيشتر، به يکديگر ياري مي رسانند. کيسا در را ه انديشههاي پوچ مسيحيت احتياج به کمک هاي مالي داشت تا درغالب کمکهاي انسان دوستان به تبشير بپردازند828 و در راستاي کمک استکبار به کليسا، ترويج و نشر فرهنگ مبتذل استکباري بپردازد و به گفته خودشان: ” اين ماموران ديني از راههاي کوناگون مانند: تعليم و تربيت کوشش مي کنند تا افراد شرقي را طوري بار بياورند که با گسترش فرهنگ غربي مخالفت نکنند”829
در قبال خدمات کليسا به استکبار، استکبار نيز خدماتي به کليسا ارايه داده و دست او را در راه ترويج باز نگه ميدارد. به طور مثال ، ديويد وارن” مسوول دايره المعارف جهان مسيحيت” در لندن گفت: آمار وارقام سال 1980 نشاان مي دهد که 70 ميليارد هزينه تبليغات مسيحيت در آن سال به 3/100 در سال 1980 افزايش يافته است. وي ادامه ميدهد: کمک هاي مالي کليسا از منابع بسيياري تامين ميگردد، اين همکاري تاريخي از قرون وسطي تا دوران استعمار ملل جهان ادامه داشته و با ياري و مساعدت دولتها و با استفاده از سرمايهگذاري کلان به موسسات مسيحي از قبيل آنجليک و اتيکان کمکهاي فراواني به اين امر اختصاص يافته است. کليساهايي که کمبود درآمد دارند از سوي کشورهاي ثروتمند غربي و شرکت هاي چن مليتي کمک هاي مالي دريافت مي کنند830
3) نگاه سرسختانه به زن
به موجب قوانين كليسا، زن قوانين کليسايي موجودى بود: شرّى ضرورى، وسوسه‌اى طبيعى، مصيبتى مطلوب، خطرى خانگى، جذبه‌اى مهلك، و آسيبى رنگارنگ. زن همان حوّاى مجسّم در همه جا بود كه آدمى را از فردوس برين محروم ساخت. آلت مطلوبى بود در دست شيطان براى اغفال مردان و فرستادن آنها به دوزخ.831 اساساً مسيحيان قرون وسطا به سختى مى پذيرفتند كه زن نيز انسان است و داراى حقوقى انسانى. زن تنها موجودى شرير بود كه مى بايست توسط مرد رام شود و مورد سوءاستفاده همه جانبه قرار گيرد. به همين دليل است كه توماس آكويناس مى گويد: كودكان بايد پدران خود را بيش از مادرانشان دوست بدارند،832
ارباب کليسا زن را مخلوقي شيطاني وانمود و ناپاک و سرچشمه معاصي و فجور ميپنداشتند و سعادت انسان را در گرو پرهيز از ازدواج و کنارهگيري کلي از جنس مخالف دانستند.833 و در اثر همين انگاره هاي سخت نسبت به زن بود که بعد از رنسانس در اثر سرخوردگيهاي زنان، اين نگاه، جايش را به ديدگاه فمنيستي و برابري زن و مرد داد تا شاهد سقوط ديگر مقام زن باشيم!
4) سختگيري بي جا در طلاق
نوع نگاه مسيحيت به طلاق گرفتن چنان سخت بود و حتي در شرايط اضطراري هم راهي براي خلاصي دو طرف مشاجره خانوادگي قرار نداده بود که يا اينکه دينداران توان به کار بستن آن ها را در خود نمي بينند، پس دلزده شده از کليسا ميگريزند يا اين که خود را زياد گناهکار ميپندارند و به موجوداتي عقدهاي و خشک و سرسخت مبدل ميشوند834
گرچه قوانين شريعت عيسي در مورد طلاق بسيار سختگيرانه بود و شايد در ابتدا کساني جرات طلاق نداشتند اما بعدها همين قانون صريح خود مردم را آشکارا به ناديده گرفتن اين آيين کشاند . به طوري که اکنون نيمي از ازدوجهاي آمريکا و برخي کشورهاي مسيحي به طلاق ميانجامد، اين طلاق ها دولتياند و کليسا آن را قبول ندارد. کليساي کاتوليک گاهي ازدوجي را منفصل اعلام ميکند واين يک حيله شرعي براي انفصال زوجيت است.835
5) تحسين تجرد
در سه قرن نخست، مسيحيت کليسايي به تجرد و بکارت به ديده احترام مينگريست و آن را همچون يک آرمان به حساب ميآورد و به آن توصيه مي کرد. کليسا ازدواج را فقط وسيلهاي براي جلوگيري از لغزش جنسي و ادامه نسل ميدانست؛ تا آنجا که زنان و شوهران به خودداري از روابط جنسي تشويق مي شدند836
پس از اندکي که آيين عيسي دين رسمي مملکت امپراتوري روم گرديد،اصول رهبانيت در آن مذهب به ظهور رسيد و به سرعت رشد و نمو کرد. در آغازبعضي از اشخاص که به سخنان قديس “پولس ” حواري ايمان داشتند اندرز او راکه ميگفت: “مؤمنان عيسوي را از زن ومرد شايسته است که به تجرد و تفرد زندگي کرده ، دوشيزه و بيهمسر بمانند.”،در دل داشتند، به اين روش گراييدند لکن ظهور رهبانيت به صورت يک نهضت خاص مبتني بر قطع علاقه از اجتماع، دراواخر قرن سوم ميلادي به وقوع پيوست .837
گرچه تجرد ابتدا براي کشيشان اجباري نبود و وي مي توانست زني را که قبل از نيابت به حلقه تقدس کشيشي داشت نگه دارد اما پس از کشيش شدن ديگر اجازه اين کار را نداشت. ولي با ترويج افکار پولس چنين استنتاج مي کردند که هر گونه رابطه جنسي ميان زن و مرد گناه است؛ از اين رو ازدواج را تقبيح کردند و کشيش متاهل را چيز نفرت انگيزي مي دانستند.838
حتي ازدواج، در مسيحيت در زمانهايي طوري تلقي شده که گويا اين عمل يک گناه به حساب مي آيد؛ اما به تدريح کليسا با قرار دادن ازدواج در رديف آيينهاي مقدس و تبديل آن به قول و قراري مذهبي مايه اعتلاي حيثيت و دوام پيوند ازدواج شد839
شايد همين عقايد

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد کتاب مقدس Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد وجوه اعجاز قرآن، اعجاز قرآن