دانلود پایان نامه ارشد درمورد رسول خدا (ص)، امام صادق، منابع معتبر

دانلود پایان نامه ارشد

حمام است كه به عرق دفع مى‏شود، و دواء صفرا و سودا جلاب است و مسهل كه مى‏دواند اين كس را به بيت الخلا.57
مجلسي اول در كتاب روضة المتقين که يكى از بهترين كتابهايى است كه در شرح كتاب من لا يحضره الفقيه به نگارش درآمده است، در شرح اين حديث ميگويد:
پيغمبر اکرم (صلي الله عليه و اله وسلم) فرمودند: مرض و درمان سه تا است يعني عمده وبيشتر امراض و در اين سه خلاصه ميشود و اما خون و صفراء و سوداء و بلغم را فرموده چون مرض از زيادي اينها بوجود ميآيد و مره شامل صفراء و سوداء ميشود.
و داواء خون حجامت است، ممکن است به عنوان مثال يا بهترين درمان باشد يا بخاطر اين است فصد در زمان رسول خدا (ص) شايع نبوده است، ضمن اينکه ضرر فصد بزرگتر از ضرر حجامت است(در صورتي که درست و به موقع انجام نشود) و در منفعت برعکس ميباشد. و دواء بلغم حمام است يعني بهترين درمان بلغم و راهترين آن حمام ميباشد، همانا به سبب عرق کردن خصوصاً زماني که جرعهاي از آب گرم خورده شود، فضولات بلغمي غالباً توسط رگها از بدن خارج ميشود و زماني که ماده بلغمي غليظ باشد، گرچه در اين صورت هم حمام مفيد ميباشد، ولي مسهل خوردن راحتر و منفعت بيشتري دارد و لذا رسول خدا (ص) لفظ مره را بکار برده است تا شامل مسهل هم شود. و دواء المره يعني اخلاط سه گانه يا صفراء و سوداء و يا صفراء به تنهايي ميباشد. همانا امراض صفرا وي در مناطق و شهرهاي گرمسيربيشتر است. و مشي هم به معني مسهل ميباشد چون خورندهاش را و ادار به تردد و راه رفتن ميکند.58
در کتاب بحر الجواهر (بحر الجواهر، اثر محمد بن يوسف هروى در موضوع علم لغت، فرهنگنامه‏اى جامع از لغات طبى است‏.) آملي گفته است: مره در لغت به معني نيرو و شدت ميباشد و بر صفراء اطلاق ميشود، چون قويترين اخلاط است و بر سوداء نيز شامل ميشود؛ چون زمينه و اقتضاء بيشتري براي چسبيدن و سختي و سفتي دارد.59
و المشي، به معني دواء مسهل است، چون باعث ميشود خورنده آن به بيرون روي و رفت و آمد به دستشويي داشته باشد.60
لازم به تذکر است که برخي از محققين طب اسلامي در ترجمه اين حديث اشتباه کرده و الْمَشِيُّ بِالتَّشْدِيدِ به معني مسهل را با المشي به معني پياده روي اشتباه گرفته و حديث را غلط معني کردهاند، فلذا در عمل هم دچار اشتباه ميشوند. اين حديث سندي براي اثبات طبايع اربعه ميباشد و نشان ميدهد، غلبه آنها انسان را دچار امراض گوناگون جسمي ميکند و چنانچه در روايات ديگر و کتابهاي طب سنتي مقرر شد، انسان را دچار امراض روحي ميکند و زمينه را براي نفوذ بعضي از رذايل اخلاقي پديد ميآورد.
2-2-12- روايت سيزدهم: درمان غلبه طبايع
از عبدالله و حسين پسران ابن بسطام نقل ميکنند که داروهايي را أَحْمَدُ بْنُ رِيَاحٍ بر ما املاء کرد و گفت که اين داروها (ترکيبي ) را بر امام عرضه داشتم و حضرت از آن رضايت داشتند و فرمودند”إِنَّهَا تَنْفَعُ بِإِذْنِ اللَّهِ تَعَالَى مِنَ الْمِرَّةِ السَّوْدَاءِ وَ الصَّفْرَاءِ وَ الْبَلْغَمِ” و همانا اين داروها به اذن خداوند تعالي از خلط سوداء و صفراء و بلغم و… منفعت ميرساند.
در اين حديث مشاهده ميشود که حضرت داروي عرضه شده را درمان براي غلبه سه طبع از طبايع اربعه و غيره ميداند.61
2-2-13- روايت چهاردهم: درمان غلبه بلغم در روايت اميرالمؤنين(ع)
اميرالمومنين علي (عليه السلام) فرمودند: سه چيز حافظه را زياد ميکند و بلغم را از بين ميبرد قرأت قرآن و عسل و کندر.62 63
بلغم يکي از طبايع اربعه است که غلبه آن توليد امراض گوناگون ميکند يکي از ان امراض فراموشي وکندي حافطه است. چنانچه مجلسي اول ( ره) ميگويد: ( فإن ذهابه سبب للحفظ و لدفع أمراض آخر ) يعني از بين رفتن بلغم سبب تقويت حافظه و دفع امراض ديگري است.64
از جمله علايم و امراضي که بلغم ايجاد ميکند، عبارت است از رنگ شخص بسيار سفيد مى‏شود؛ محل لمس در بدن نرم مى‏گردد؛ سردى بر بدن وارد مى‏آيد؛ آب دهان زياد و چسبنده مى‏گردد و تشنگى كم مى‏شود و هضم شخص ضعيف و جشاء وى (مايعى كه بر اثر بهم خوردن دل به دهان مى‏آيد) شور و ادرارش سفيد مى‏گردد؛ خواب بيمار زياد مى‏شود و بر اعصاب وى سستى و تنبلى بر ذهنش كندى روى مى‏آورد و نبض وى آهسته و نامرتب مى‏زند.65
در اين روايت حضرت علي (ع) اشاره به طبع بلغم دارد که يکي از طبايع چهارگانه به شمار ميرود و درمان آن را هم ذکر ميکند. شبيه اين روايت در روايات ما زياد است که ما به عنوان نمونه اين روايت را آورديم و ناگفته نماند که در روايات تعابير مختلفي براي بلغم موجود ميباشد،66 که اين روايات با تعابير مختلف همه نشانگر اين است که طبايع و مزاجها از مباني طب اسلامي ميباشد و از طرفي نقش به سزايي در مباحث اخلاقي دارد و حداقل ميتوان ادعا کرد که يکي از اصول طب اهل بيت (عليهم السلام) طبايع و مزاج هاي چهارگانه است. چنانچه امام صادق (ع) ميفرمايند: گرمى‏ را با دواى سرد و سردى را با داروى گرم و رطوبت را با خشكى و خشكى را با رطوبت درمان مى‏كنم و همه كار را بخداى عز و جل باز ميگردانم و آنچه را كه رسول خدا (ص) فرموده است بكار ميبندم كه فرمود: بدان كه معده جايگاه درد است و پرهيز درمان درد و آنچه را كه بدن به آن عادت كرده بازش ميدهم هندى عرض كرد: مگر طب جز اين است؟ امام صادق عليه السّلام فرمود تو پندارى كه من از كتابهاى طب اين دستورات را فرا گرفته‏ام؟ عرض‏ كرد: آرى فرمود: نه بخدا فرا نگرفته‏ام مگر از خداى سبحان‏ و… .67
2-2-14- روايت پانزدهم: درمان معنوي غلبه طبايع اربعه و حرز ابودجانه
از جمله رواياتي که از اهل سنت ميباشد و طبايع اربعه در آن ذکر شده است حرز ابودجانه انصاري است که علامه مجلسي ميگويد از حرزهاي مشهور از پيغمبر اکرم (صلي الله عليه واله وسلم) ميباشد.68
کفعمي درجُنة الأمان الواقية و جَنة الإيمان الباقية و معروف به مصباح الكفعمي‏ تأليف تقى الدين ابراهيم بن على كفعمى( 840- 905 هجرى) که کتابي در موضوع ادعيه و زيارات مى‏باشد، در بحث دعا براي در امان ماندن از دست شياطين، به آن اشاره کرده و آن را به صورت ناقص ذکر کرده است.69
در متن حديث ذکر شده است که ” فَالْتَفَتَ إِلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (ع) فَقَالَ اكْتُبْ حِرْزاً لِأَبِي دُجَانَةَ الْأَنْصَارِيِّ وَ لِمَنْ بَعْدَهُ مِنْ أُمَّتِي…” رسول خدا (ص) به علي (ع) رو کرد و فرمود: حرزي را براي ابودجانه انصاري و براي امت بعد خودم بنويس و… براي اين حرز به جز دفع اجنه و شياطين خواص زيادي شمرده شده است که از جمله براي امان ماندن از امراضي که از غلبه طبايع و اخلاط ميباشد. و صراحتاً به آن تصريح شده که ” مِنْ دَاءٍ يُفْتَرَى لِبَنِي آدَمَ وَ بَنَاتِ حَوَّاءَ مِنْ قِبَلِ الْبَلْغَمِ أَوِ الدَّمِ أَوِ الْمِرَّةِ السَّوْدَاءِ وَ الْمِرَّةِ الْحَمْرَاءِ وَ الصَّفْرَاءِ أَوْ مِنَ النُّقْصَانِ وَ الزِّيَادَةِ ” يعني از دردي که به پسران آدم و دختران حواء از ناحيه بلغم و دم (خون) و خلط سوداء و خلط حمراء و خلط صفراء چه در صورت غلبه و زيادي آنها و چه در صورت کم بودن آنها (که آن هم عوارض خاص خودش را دارد) فايده دارد. و در نهايت ابودجانه ميگويد:” فَوَ اللَّهِ مَا رَأَيْتُ فَزْعَةً لِأَهْلِي وَ لَا وُلْدِي وَ لَا عَادَ حَتَّى قُبِضَ رَسُولُ اللَّهِ (ص)”. به خدا قسم براي خانواده و فرزندانم ترسي مشاهده نکردم و اين فزعه و ترس برنگشت تا زماني که زماني رسول خدا (ص) رحلت کردند.
از اين روايت و نظاير آن در شيعه و اهل سنت ميتوان استنباط کرد که براي غلبه اخلاط و طبايع علاوه بر دستورات دارويي و غذايي، درمانهاي معنوي مثل دعاها و حرزهاي مختلف را داريم. به شرطي که به آن دعاها اعتقاد داشته باشيم.

2-3- نتيجه

با نگاهي به روايات اسلامي ميتوان اين گونه فهميد که طبايع اربعه مورد قبول معصومين (ع) ميباشد و آنها طبايع را در بيانات گوهر بار خود آورده و به آنها استناد کردهاند و علم مزاج و طبايع يک بحث قديمي و منسوخ نمي باشد و تا زماني که بشر موجود است طبع او هم با او قرين است. و کساني که در علم اخلاق و طب کار مي کنند نبايد از علم مزاج شناسي و طبايع غافل باشند چون يکي از ابعاد موضوعات اخلاقي توجه به مزاج هر شخصي در راه رسيدن به کمالات اخلاقي مي باشد. با توجه به چنين احاديثي کساني که بر اين باورند که مي شود، مسايل جسم و روح را کاملاً از هم جداگانه بحث کرد و اين دو مقوله ارتباط قابل توجهي با همديگر ندارند، دچار اشتباه در استنباط و فهم مسايل روح و جسم مي شوند.

فصل 3

3-1- مقدمه
براي اينکه بحث به خوبي روشن شود به تبيين مقدمات بحث نياز داريم و اين مباحث در اکثر کتبي که در مباني طب نوشته شده موجود است، فلذا با رجوع به يکي از منابع معتبر در اين موضوع به نام کتاب قانون به تشريح اين بحث ميپردازيم:
مزاجها و طبايع اربعه که شامل صفرا و سودا و دم و بلغم ميباشند ، از ارکان اربعه تشکيل شدهاند ابن سينا در اين باره ميگويد:
اركان70‏ (عناصر) نوعى اجسام ساده هستند كه اجزاى اوليه تن آدمى و موجودات ديگر را تشكيل مى‏دهند. و نمى‏توان آنها را به اجزايى كه از لحاظ شكل ظاهرى متفاوت هستند، تقسيم كرد. بر اثر اختلاط عناصر با يكديگر، انواع موجودات- كه از نظر صورت گوناگون هستند- بوجود مى‏آيند.
مفهوم عنصري خاك، آب، هوا و آتش، با آن چه كه در زندگي عادّي از آنها مي شناسيم؛ متفاوت است. در واقع، خاك، آب، هوا و آتشي كه ما مي بينيم، از تظاهرات و جلوه هاي خاك، آب، هوا و آتش عنصري هستند وگرنه مثلاً در خاك يا زمين، تركيبي از عناصر خاكي، آبي، هوايي و آتشي موجود است. انتقادي که معمولاً از سوي مخالفين مطرح ميشود که “عنصر غيرقابل تجزيه است ولي آب و باد و خاک و آتش مرکّب و غيربسيط هستند” ناشي از عدم درک صحيح از تعريف عنصر و فرق نگذاشتن بين آب و آتش و باد و خاک مرکّب اين دنيايي با آب و آتش و باد و خاک عنصري است.
لازم به توضيح است که خاك: سنگين مطلق است و در مركز ساير عناصر قرار ميگيرد و ديگر عناصر به سوي او حركت ميكنند (قانون جاذبه). ثابت و ساكن است و پايداري ديگر عناصر به اوست. در موجودات، باعث به هم پيوستگي، پايداري و حفظ شكل است. طبع آن سرد و خشك است.
– آب: سنگين نسبي است و اطراف خاك را فرا ميگيرد. هر شكلي را به آساني ميپذيرد و به آساني نيز از دست ميدهد. به ديگر عناصر قابليت شكلگيري ميدهد. در موجودات، باعث نرمي، همواري و شكل پذيري ميشود. طبع آن سرد و تر است.
اجسام مرطوب، زود ميگيرند و زود هم از دست ميدهند ولي اجسام خشك، دير ميپذيرند و دير از دست ميدهند. اگر خشك و تر به هم بياميزند؛ خشك از تر، نرمي و آسان شكل گرفتن را ميگيرد و تر از خشك، قوام و حفظ هيأت را.
هوا: سبك نسبي است و اطراف آب را گرفته است. با عناصر ديگر ميآميزد و باعث تخلخل و سبكي و گشادگي آنها ميشود. در موجودات، نرمي، سبكي و سهولت بلند شدن را سبب ميشود. از آب فرمانبردارتر است. طبع آن گرم و تر است.
آتش: سبك مطلق است و بالاتر از ساير عناصر قـرار مي گيرد. باعث مي شود هوا به دو عنصر سرد نفوذ كند؛ سردي آنها را بشكند و آنها را از عنصر به مزاج تبديل كند. در موجودات، پختن، نرم كردن و آميختن را باعث ميشود. طبع آن گرم و خشك است.
نكته: در موجودات زنده، آب و خاك كه سنگين ترند؛ بيشتر در پيدايش اندامها و حفظ ثبات آنها دخيلند امّا آتش و هوا اوّلاً در پيدايش ارواح و روانها دخيلند و در ثاني، حركت و جنبش( هم در ارواح و هم در اندامها) را سبب ميشوند.
عنصر (رکن يا اسطقس) خاک و آب و هوا و آتش و قوا (کيفيتهاي) اوليه، سرد و خشک، سرد و تر، گرم و تر، گرم و خشک ميباشد.
قواي اوليه 4 عنصر تشکيل دهنده جهان مادي (و از جمله بدن انسان ميباشد).
از اين عناصر دو عنصر سبك و دو عنصر ديگر سنگين هستند. عناصر سبك عبارتند از آتش و هوا و عناصر سنگين عبارتند از آب و خاك. وجود خاك (مزاج خاكى) در موجودات جهت بهم‏پيوستگى و پايدارى و نگهدارى هيئت‏ها (اشكال) است. وجود آب در موجودات براى ايجاد نرمى در اشكالى است كه به شكل‏گيرى،

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد امام صادق Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد طبيعى، طبايع، "