دانلود پایان نامه ارشد درمورد داستان کوتاه، استقلال عمل، سلامت روان

دانلود پایان نامه ارشد

خلاقيت نمره هاي بسيار پاييني دارند و از سوي ديگر افرادي نيز وجود دارند که از هوش مختصر بالاتر از حد متوسط دارنداما در آزمونهاي خلاقيت نمره هاي بسيار بالايي بدست مي آورند . براين مبنا برخي از متخصصان از جمله تورنس يک ” الگوي آستانه اي114 ” از خلاقيت ارائه کرده اند طبق اين الگو ميزان هوش فرد بايد از حد معيني بالاتر باشد تا بتواند آثار خلاقي در رشته خود بوجود آورد بنابراين در مورد توانائيهاي مختلف ، آستانه هوش لازم براي ايجاد دستاوردهاي خلاق متفاوت است مثلا احتمال دارد که کشف يک اصل جديد در فيزيک يا رياضيات نظري مستلزم داشتن هوشبهر بالاتري باشد تا نوشتن يک داستان کوتاه بديع(هليگارد، 1983ص 55).
گيج و برلاينر(1988) بسته به اينكه فرد داراي خلاقيت بالا يا كم و يا هوش بالا يا كم باشد ، ويژگيهاي زير را براي آنان بيان مي نمايند :
1- خلاقيت بالا- هوش زياد : چنين افراد داراي قدرت كنترل كافي روي رفتار و آزادي عمل بوده و بسته به شرائط كودكانه و بزرگسالانه رفتار مي كنند.
2- خلاقيت بالا – هوش پائين : چنين افرادي با خود و مدرسه تعارض شديد دارند بدين لحاظ احساس بي كفايتي و ناشايستگي مي نمايند و در محيطهاي بدون فشار عملكرد ايده آلي دارند.
3- خلاقيت پائين – هوش بالا: چنين دانش آموزاني را معتاد مدرسه مي نامند اين قبيل افراد تلاش مدامي براي كسب امتيازات تحصيلي دارند.
4- خلاقيت پائين – هوش پائين : اين قبيل دانش آموزان ، شانس عرضه توانائي تحصيلي و رفتارهاي خلاقانه نداشته لاجرم براي عادت كردن به مدرسه،دست به فعاليتهاي دفاعي مي زنند مانند فعاليت زياد ورزشي(حسن زاده،1383،ص 42و 43).
ظاهرا در طبقات اقتصادي – اجتماعي پائين ، در بين کودکاني که کمتر از 10 سال دارند همبستگي معني دارتري بين هوشبهر و خلاقيت وجود دارد. در مجموع نتيجه تحقيقات و مشاهدات علمي نشان داده است بين آزمونهاي خلاقيت و آزمون هاي هوشي همبستگي شديدي وجود ندارد . بنابراين نتيجه گرفته مي شود اين آزمونها چيزهاي متفاوتي را مي سنجند. وجود افراد تحصيل کرده و با هوش که عملا هيچ ابتکار و خلاقيتي ندارند شاهد اين ادعا هستند. از نظر نوع تفکري که جريان خلاقيت و عملکرد هوش را پشتيباني ميکند تفاوت اساسي وجود دارد بطوريکه هوش تا حدود زيادي متکي بر تفکر همگرا و خلاقيت عمدتا متکي بر تفکر واگرا مي باشد ( برونو ، 1370 ،ص 82 ) .
مساله گشايي معمولا دو مرحله دارد :1- بررسي راه حلها ي گوناگون2- انتخاب مناسبترين راه حل.مرحله نخست يعني بخاطر آوردن راه حلهاي ممکن يا ابداع راه حلهاي جديد را تفگر واگرا ناميده اند چون در اين مرحله افکار فرد درجهات متعدد و متنوعي سير مي کند . مرحله دوم ، يعني کاربرد دانش و قوانين منطق براي کاستن از تعداد راههاي ممکن و تمرکز بر مناسبترين راه حل را تفکر همگرا ناميده اند( هليگارد ، 1983 ،ص 54 ). تفکر همگرا شيوه اي براي حل مسائل است که در آن فقط يک پاسخ بهترين جواب است درحاليکه در خلاقيت شيوه اي از تفکر واگرا مورد استفاده است که در آن چندين پاسخ هم ارز براي حل يک مسئله وجود داشته باشد. البته چنين برداشتي نبايد به اثبات تضاد و مغايرت اساسي اين دو نوع تفکر منجر شود يعني آن دو لزوما متضاد هم نيستند ترکيبي از دو نوع تفکر مذکور در بسياري از فعاليتهاي زندگي مورد استفاده قرار ميگيرد. در تمامي کارهاي خلاقانه بويژه کارهاي خلاقانه عالي تر نيز لاجرم ترکيبي از هر دو نوع تفکر مورد استفاده است لکن در امر خلاقيت تفکر واگرا115 و در امر هوش تفکر همگرا116 غالب است. در زمينه کارهاي خلاقانه عالي ترکيبي موفق از تفکر همگرا و واگرا وجود دارد( برونو ، 1370،ص 82 ) .
ا فراد باهوش طبق آموزشهاي قبلي شيوه هاي قالبي و تعيين شده اي را براي حل مسئله ارائه نموده، فرمولها، جزئيات و حتي چهارچوب هارا دقيقا رعايت ميکند درحاليکه افراد خلاق اغلب متعهد صرف به آن چيزها نبوده بلکه خود در پي يافتن راههاي ابتکاري و جديد هستند. افراد خلاق کاربردهاي بديعي براي استفاده از يک قالب آجر ارائه ميدهند مثلا با گرم کردن آن مي توانيم رختخواب خود را گرم کنيم يا از آجر مي توان بعنوان اسلحه استفاده گرد و يا اينکه آجر مي تواند تکيه گاه قفسه باشد( هليگارد 9838 ،ص 55). ناگفته نماند همواره مشکلات مربوط به سازگاري و تحمل افراد خلاق از سوي مربيان و مديران و حتي والدين بشتر خواهد بود.
خلاقيت و عملكرد نيمكره هاي مغز117
دو نيمه نامتشابه مغز کارکردهاي کم و بيش متفاوتي دارند. بنا به پژوهشهاي انجام يافته ، وقتي فرد مشغول تحليل منطقي و تفکر کلامي است نيمکره چپ مغز مسلط مي شود و وقتي فرد مشغول تجسم فضايي و ساير فرآيندهاي ذهني است که شامل کارکردهاي غير کلامي مي شود نيمکره راست مغز مسلط مي شود … تا چندي پيش هنوز وظايف مختلف و اختصاصي دو نيمکره مغز درک نشده بود . با پژوهشهاي راجراسپري و دستيارانش در انيستيتو تکنولوژي کاليفرنيا در دهه 1960 ، کشف شد که اشخاص داراي مغز دو نيم شده انواع تفاوتهاي موجود در کارکرد نيمکره هاي چپ و راست را که پيشتر گفتيم نشان مي دهند( برونو ، 1370 ، ص 252) مطالعاتي که با افراد دو پاره مخ صورت گرفته ، تفاوتهاي چشمگيري را در کارکرد فرآيندهاي عالي ذهني118 و دو نيمکره مخ به روشني نمايان ساخته است عملكرد اختصاصي يا تركيبي نيمكره هاي مغز در برخي فعاليتهاي ذهني مثل خلاقيت همواره يكي از مباحث پيچيده و درعين حال جالب متخصصان حوزه علوم رفتاري از جمله روانشناسان ، نورولوژيست ها و… بوده است . تحقيقات آزمايشگاهي اورنستين119 ( 1972) نشان داد موج نگاره هاي الکتريکي مغز120 (نوارمغزي =EEG) گرفته شده مويد افزايش فعاليت الکتريکي نيمکره چپ در جريان انجام يک تکليف کلامي است، درحالي که در جريان انجام يک تکليف فضايي فعاليت الکتريکي نيمکره راست افزايش مي يابد . نيمکره چپ فرمانرواي توانائي ما دربيان کلامي و محاسبات رياضي است. فرض كلي براين است كه سمت چپ مغز اطلاعات را بطور خطي ، منطقي ، تحليلي و متوالي پردازش مي كند و اساسا با اطلاعات شفاهي مثل گفتار ، خواندن ، نوشتن و محاسبه سروكار دارد و بر جزئيات تمرکز داشته ، در درك تفاوتها و تمايزها غالب است . نيمكره راست اطلاعات را بطور غير خطي، از طريق درك مستقيم ( شهودي ) و بطور همزمان پردازش نموده و با اطلاعات تصويري ، شنوائي ، عصبي و عاطفي مثل موسيقي ، فعاليتهاي هنري ، تصويرسازي ذهني121 ، رويا و درک طرحهاي غامض هندسي سروكار دارد و ادراکات آن کل نگر122 هستند ، همچنين از يک حس بسيار پيشرفته براي ادراک فضايي و طرحها برخوردار است(اتکينسون و اتکينسون و هليگارد 1983ص 91و92 ) در مورد تفكر خلاق عملا هر دو نيكره مغز مي تواند دخيل باشد چرا كه عملا يك فرد خلاق ايده آل كسي است كه بتواند وظايف اختصاصي هر دو نيمكره را ست و چپ را به نحوي مكمل ادغام نموده و مورد استفاده قرار دهد. با اين حال اگر در پي پاسخ مشخص تر باشيم بايد بگوئيم شواهدي كه بر اساس مقدار زيادي اطلاعات روان سنجي قرار دارد حاكي از آن است كه در انواع متعددي از آزمونهاي تفكر خلاق ، بزرگسالان نرمال كه در وظايف مغزي نيمكره راست تخصص دارند تقربيا بدون استثناء از افرادي كه شيوه ادغام تفكر دو نيمكره را بكار مي برند ، پيشي مي گيرند ( تورنس ، 1979، ص 155) . دانشمندان در دانشگاه درکسل فيلادلفيا مغز را در لحظه اي که ايده نابي به آن مي رسد مورد تحقيق قرار دادند . در اين آزمايش از دو گروه داوطلب استفاده شده بود. يک گروه از اين داوطلب ها را منتظر گذاشتند تا به آنها يک معما داده شود . وقتي که معما داده شد از آنها خواستند بگويند وقتي که معما را حل کردند آيا يکباره به ذهن آنها خطور کرده است يا براي انجام آن فکر کرده اند . دانشمندان با آزمايش مغز اين افراد متوجه شدند سمت راست مغز آنها به شدت درگير است ، بخصوص بخش از مغز که مسئول ديدن است (روزنامه همشهري مورخه 22/02/1388، ص24).
ديدگاههائيکه تفاوتهاي فردي در سبکهاي شناختي و توانائيهاي ذهني را براساس کارکردهاي اختصاصي نيمکره هاي مغز تبيين مي کند به اندازه کافي جذاب و جالب به نظر مي رسند اما واقعيت اين است که اين فرضيات بيشتر بر حدس و گمان متکي هستند تا شواهد تجربي ( براهني و ديگران ، 1366 ، ص 92). يکي از مشهورترين نظريه ها در زمينه ارتباط عملکرد نيمکره ها و بخشهاي خاص مغز با تفکر و عملکرد خلاق نظريه هرمان123است نظريه او به مفهوم تسلط مغز مشهور است وي ساختمان مغز را به چهار قسمت A-B-C-D تقسيم و اعتقاد داشت افراد به يک اندازه و به يک شيوه از نيمکره ها و قسمتهاي چهارگانه مغز استفاده نمي کنند افراد نيمکره هاي مغز مسلط و غالب دارند که شامل فعاليتهاي خاص حسي ، حرکتي و تحليلي و… است اما در مورد تفکر و عملکرد خلاق نمي توان از نيمکره خاص صحبت کرد به نظر او هيچ يک از قسمتهاي مغز به تنهائي کامل و خلاقانه عمل نمي کند بلکه اين نقش مربوط به تمامي مغز است مگر هنگامي که با ورودي از ديگر قسمتها ، تحريک يا حمايت شود (حسن زاده ، 1383، ص 30).

ويژگيهاي شخصيتي124 و خصوصيات افراد خلاق
محققين سرشناس آزمايشگاه روانسنجي دانشگاه كاروليناي شمالي آمريكا ازجمله تي.جي . تورستون و جي . جي . ميلنجر( 1954) طي پروژه اي مشترك با دانشگاه شيكاگو كه قصدشان ساخت يك آزمون معتبر براي سنجش خلاقيت (CREE) پرسنل شركت عظيم جنرال موتورز و شناخت افراد خلاق و غير خلاق بود دريافتند : افراد خلاق ، كار منظم و سيستماتيك را دوست ندارند ، كم حوصله بوده ، از گوش دادن به سخنراني در رنج هستند، بي قرار و ناآرام مي باشند، در بيان عقايد خود صراحت دارند ، اهل مطالعه هستند اما نه براي حل مشكلات ، تمايلات هنري مشخصي دارند ، وقت زيادي در بيرون از منزل سپري نمي كنند، از مشكلات نمي هراسند، نگراني كمتري از آينده دارند ، تحت شرايط فشار بهترين ايده ها را ارائه مي دهند(كرمي ، 1385، ص 5). مردم کنجکاو هرگز خسته نمي شوند براي آنها زندگي يک پژوهش پايان ناپذير است (رابينز،1991). اقليت خلاق مثبتند آنان کساني هستند که در ميان ترديدها و نوميديها ، جرقه اميد و خوش بيني را روشن نگه مي دارند اقليت خلاق به پيشرفت فرهنگ معتقد بوده و تحرک افزون تري به چرخهاي تاريخ ، توسعه و ترقي جامعه و بشريت مي دهند(سوري ، 1374، ص238). افراد خلاق خود را مقيد مي شمارند تا از حد انتظاري که ديگران از آنها دارند فراتر روند(بيچر ،1880). ازنظرافراد خلاق هر گز زمان براي نيل به هدف محدود نيست (اليوت). اين جملات تنها گوشه اي از اظهار نظر صاحبنظران در مورد خصوصيات افراد خلاق است . برخي از روانشناساني مانند تايلور و بارون125 (1963) کوشيده اند خلاقيت را با ويژگيهاي شخصيتي مشخص سازند آنان ويژگيهاي بارزي چون استقلال عمل ، نسبي گرائي ، اذعان به اشتباه ، ميل به پيچيدگي و تازگي و شوخ طبعي را براي خلاقان برشمرده ا ند( کفايت ، 1373، ص 66و 67) . استيز126 نيز سلامت رواني ، انعطاف پذيري ، ترجيح پيچيدگي ، استقلال راي و قوه ابتكار را ازجمله خصوصيات خلاقان برشمرده است ( سيدعامري ، 1381، ص 100). افراد خلاق حتي از دوران کودکي معمولا خصوصيات شخصيتي و رفتاري متفاوت ، جالب و گاها عجيب دارند . مطالعه در احوال دانشمندان و هنرمنداني که دستاوردهاي اصيل و مهمي در رشته هايشان داشته اند نشان ميدهد که عوامل شخصيتي نظير استقلال در قضاوت ، برخورداري از انگيزه پيشرفت ، ابتکار عمل و بردباري در برابر ابهامات از جمله شرائط مهم در دستيابي به کشفيات خلاق هستند ( هليگارد ، 1368، ص55 و56 ).
ممکن است وجود اين ويژگيها موجب برداشت منفي و تطابق مشکل فرد در محيط خانه ، مدرسه ، دانشگاه ، سازمان و …شود. سيستم تربيتي خانواده وآموزش پرورش معمولا الگوي پيروي از مدل هاي تعيين شده در آموزش مفاهيم و مهارتها را توصيه و ترجيح ميدهد و از فرد انتظار دارد بر طبق باورها و شيوه هاي رايج ( بصورت قالبي ) در محيط رفتار نموده و فردي شبيه

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد ناخودآگاه Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد خلاقيت، تخيل، چنين