دانلود پایان نامه ارشد درمورد داده ها و اطلاعات، ابراز وجود

دانلود پایان نامه ارشد

– دادن آزادي170 كافي وايجاد محيطهاي انعطاف پذير171: معلم بايد درجهت تقويت تفكر خلاق ، دانش آموزان را در طرح سوالات و ارائه پاسخ ها و راه حلها آزاد گذاشته و ضمن دادن آزادي بيان از مشاركت آنان استقبال نمايد. بطوري كه از حرف زدن نترسيده و مورد تمسخرو بي اعتنائي قرار نگيرند. سيستم هاي آموزشي معلم محور چنين خصوصياتي دارند. هرمحيط خشك با انضباط زياد نيز مانع بروز خلاقيت است. برعكس محيطهاي انعطاف پذير و تا حدودي آزادگذارنده به پرورش استعدادهاي خلاقانه كمك شاياني ميكند. محيطهاي خشك و سخت گير مانع بروز خلاقيت هستند .
– ايجاد ساختارهاي مناسب172 : شامل ايجاد محيط كلاسي برانگيزاننده خلاقيت مثل محركهاي بصري ، فضاي كافي ، نحوه چينش صندليها ، روش تدريس فعال واكتشافي ، ايجاد امنيت رواني ، اعتماد كافي به دانش آموز.
– برقراري سيستم پيشنهادات173 : بسياري از نظامهاي اداري و واحدهاي توليدي و حتي آموزشي ، پيشرفت خود را مديون دريافت ، پردازش و كاربرد پيشنهادات عوامل دست اندركارهستند زيرا آنها بهتر از هركس ديگر مسائل و مشكلات سيستم را متوجه هستند و قادرند راه حل مناسب ارائه دهند. مسئولين و مربيان آموزشي نبايد چنين بپندارند كه كودكان با رشد عقلي ناكافي قادر به درك و حل مشكلات محيطهاي آموزشي نيستند بايد با ايجاد صندوق و ارائه فرمهاي پيشنهادات و برخورد جدي و مشوقانه با نظرات جديد آنان را در بهبود و اصلاح وضع موجود مشاركت داد .
– پذيرش اصل تفاوتهاي فردي174 : دانش آموزان اساسا داراي توانائيها و تمايلات متفاوت هستند فلذا نظام آموزشي و معلم بايد به اين مهم توجه و انعطاف آموزشي لازم را داشته و متناسب با ظرفيت هاي افراد در جهت رشد استعدادها از خلاقيت آنان تلاش نمايد. هر چه بيشتر در قريحه و استعداد كودكانمان مداخله كنيم ، بيشتر باعث ركود فعاليتهايي مي شويم كه مختص آنهاست . ما مايليم تا معيارهاي معمولا نامناسب خود را در عملكرد آنان دخالت دهيم و اين كار نيز غالبا منفي و انتقادآميز از كار درمي آيد ( هارتلي ، 1384 ص 20).
– مشاهده الگوهاي رفتاري خلاق: مشاهده يكي از اصول اساسي يادگيري است . لازم است فرصت مشاهده رفتارهاي خلاقانه و فيلم هاي آموزشي مربوط در دسترس قرار گيرد .
– استفاده از روش سيال سازي ذهن يا بارش مغزي175 : اين تكنيك حل مسئله را که معطوف به استفاده از روش تفکر واگراست نخستين بار دكتر الكس ، اس ، ازبورن (1963) مطرح كرد و چنان مورد استفاده و استقبال مردم قرار گرفته كه جزئي از زندگي آنها شده است (بيدختي و انوري، ص 5). روش بارش مغزي مناسب گروه است تا فرد . دوبرين176 (1997) معتقد است مهم ترين روش بهبود جريان خلاقيت بارش مغزي است چون به افراد فرصت مي دهد تا در جو آرام انديشه نمايند و با مدنظر قرار دادن ابعاد مختلف موضوع ، ايده خود را آزادانه و به دور از هرگونه محدوديت مطرح سازند ( سيدعامري ، 1381،ص 110). با كاربستن اين روش كه مبتني بر ارائه پاسخهاي واگراست امكان رشد و بروز قوه تخيل و خلاقيت دانش آموزان فراهم مي گردد. در اين روش تراوشات ذهني و پاسخهاي ممكن و حتي عجيب و غلط افراد مورد توجه قرار گرفته و مورد قضاوت نخواهند بود. دكتر الكس ، اس ، ازبورن(1963) روش بارش مغزي را چنين تعريف كرده است ” اجراي يك تكنيك گردهمآيي که از طريق آن گروهي مي كوشند راه حلي براي يك مسئله بخصوص با انباشتن تمام ايده هايي كه در جا به وسيله اعضاء ارائه ميگردد بيابند. در اين روش هيچ انتقادي صورت نمي گيرد وبه هر ايده هرچند نامربوط روي خوش نشان داده مي شود. هرچه ايده ارائه شده بيشتر باشد بهتر خواهد بود. درنهايت تمام ايده هاي ارائه شده مورد توجه و مورد تجزيه و تحليل قرار مي گيرند. بطور خلاصه مي توان گفت سيال سازي ذهن از چهار اصل يا قانون پيروي مي كند كه عبارتند از : عدم داوري ، عدم توجه به قواعد معمول ، ارائه راه حلهاي بسيار و استفاده از خلاقيت هاي ديگران ( هارتلي ، 1988،ص 523). ازبورن تاكيد دارد در واقع جلسات بارش مغزي ، موقعيتي فراهم مي كند تا افراد براي مدتي از يك امنيت رواني و آزادي برخوردار شده و بدون نگراني از ارزيابي بيروني و تحقير ديگران به ابراز وجود بپردازند ( حسن زاده ؛ 1383، ص 87) .
– استفاده از روش خيالپردازي يا هم انديشي غيرمستقيم177 : در اين روش اعضاي گروه مثلا دانش آموزان به ارائه تخيلات آزادنه خود تشويق مي شوند و در نتيجه با تركيب ايده هاي مختلف و حتي نامتجانس ارائه شده ، ايده ها و نظرات جديد وجالبي ظاهر مي شود. روانشناسي بنام گوردون در سال 1961 اين روش را ابداع كرد. از واژه يوناني سيناپتيك178 به معني پيوند اعضاي متفاوت و ظاهرا بي ارتباط با يكديگر براي توضيح اين روش استفاده مي شود.
– استفاده ار روش تفكر موازي179 : جريان معمولي تفكر مثل حفر يك گودال است كه با افزايش دانش، عمق آن زياد مي شود بدون اينكه فضاي كافي براي ديدن اطراف وجود داشته باشد در روش تفكر موازي امكان ديدن اطراف و فضاي جديد هم وجود دارد ايجاد يك انديشه واسطه اي و پيوند تصادفي از جمله راههاي بروز خلاقيت محسوب مي شوند . ادوارد دوبونو واضع اين نظريه است .
– استفاده از روش دلفي180 : اين روش توسط دالكي و همكارانش در سال 1950 معرفي و اخيرا مورد توجه بيشتر واقع گرديده است( سيدعامري ، 1381 ،ص 111). فرض است در شرائط آموزشي جمعي مانند كلاس درس ، دانش آموزان با همديگر رودربايستي داشته وتا حدود زيادي از ابراز صريح ، بدون سانسور، جديد و خلاقانه نظرات خودداري مي نمايند فلذا براي اصلاح و بهبود اين شرائط مراحلي پيشنهاد مي شود كه عبارتنداز:
1- هردانش آموزنظرات وراه حل خودرابه شكل مخفيانه مي نويسد.
2- نظرات داده شده به معلم ارجاع مي گردد.
3- مجددا نظرات اعضاء بدون اينکه شناخته شود به تمامي افراد منعكس مي گردد.
4- هريك از دانش آموزان در باره نظرات همكلاسيها اظهار نظركرده وهمچنين در باره ايده هاي جديدي كه احتمالاپس از اطلاع از نظر ديگران بوجود آمده اظهار نظر مي كنند.
5- مراحل 3 و 4 آنقدر تكرار ميگردد تا اتفاق آراء حاصل و نهايتا نظرات موجود پالايش و ديدگاههاي مقبول بدست آيد.
– اجازه ابراز شوخ طبعي181 : دوبونو مي گويد ” من دقيقا و بطور بي پروا اعتقاد دارم كه شوخي از كاركردهاي بسيار مهم ذهن آدمي بوده و بيش از عامل ديگر ، موجب سازمان ذهني خود سامان ده و ادراك مي شود “( قاسمي ، 1386، ص 28). شوخي و شوخ طبعي اساسا خلاق بوده وخود تسهيل كننده خلاقيت بيشتر است . ريشه اين اثر در توانائي فرد شوخ طبع در ديد متفاوتي است كه از خود وديگران دارد . پژوهشهاي اوليه ويليام جي – جي – گوردن و همكارانش در روش سينكتيكز مويد اين حقيقت است كه راه حلها ي بديع و سدشكنانه همواره با نوعي بازي و شوخ طبعي همراه بوده است . به نظر ميرسد پرورش شوخ طبعي قبل از آنكه ماهيت آموزشي و كلاسي داشته باشد صبغه پرورشي و فرهنگي دارد لكن در كلاس درس و محيط خانواده روش معلمان و والدين مي تواند آنرا تائيد يا نفي كند . جهت تقويت اين توانائي در كودكان فقط كافي است والدين ومعلمان خنديدن وشادبودن را طبيعي و مقبول بشمارند. درصورت مثبت بودن نتيجه ، نه تنها آثار درماني بلكه ايجاد جو سالم در بين گروهها بر آن مترتب است ( تورنس ، 1979، ص 245). گتزلز و جكسون( 1962) طي تحقيات مفصل خود در مورد تفاوت شخصيتي دانش آموزان باهوش وخلاق به اين نتيجه مهم دست يافتند كه بزرگترين تفاوت دو گروه در الويت دادن به صفت شوخ طبعي در يك ليست صفات بوده است بطوريكه افراد خلاق شوخ طبعي را جزو رتبه سوم صفاتي كه مي خواهند داشته باشند ذكر مي كنند در حاليكه افراد داراي هوشبهرعالي آنرا در رتبه نهم صفات مورد علاقه جاي داده بودند( ميناكاري ، 1368، ص 74). شوخ طبعي بعنوان نماد نشاط رواني درجهت تقويت خلاقيت عمل مي كند و با داشتن روحيه غمگين نمي توانيم انتظار خلاقيت داشته باشيم . در هرحال حزن و اندوه كه از علائم افسردگي هستند مانع بروز خلاقيت است . بقول معروف ” كي شعر تر انگيزد خاطر كه حزين باشد ” .
– استفاده از روش تفکر جانبي182 و تكنيك 6 كلاه تفكر183 : واضع روش تفکر جانبي ادوارد دوبونو ( 1992) است و مفهوم آن عبارت است از مجموعه اي از تکنيک هاي سيستماتيک براي تغيير مفاهيم واداراکات . اهميت و مزيت روش تفکر جانبي در آموزش پذيري و سادگي آن است وي نظريه خود را اولين بار در سال 1967 بيان و معتقد است اساس خلاقيت را تفکر جانبي تشکيل مي دهد که در واقع يک سيستم تفکر خود سامان يابنده ، غيرخطي ، زنجيره اي و غير منطقي است که در کل راه و شيوه متفاوت را القاء مي کند و شامل جستجوي راه حل مسئله و مشکلات از طريق روشهاي نامتعارف و غير منطقي است . در روش معمولي ، ما با تفکر عمودي184 سر و کار داريم . اين روش به مثابه کندن يک گودال و عميقتر کردن آن است بدون اينکه امکان کندن گودالهاي ديگري داشته باشيم با تفکر جانبي مي توانيم از ” کناره ها ” حرکت کنيم و اداراکات متفاوت ، مفاهيم متفاوت و نقاط ورودي متفاوتي را بيازمائيم … تا خود را از طرز فکر معمولي خود به درآوريم . در روش تفکر جانبي تمامي نظرات واجد ارزش بوده و مي توانند سازگار هم باشند در عين حال تغيير مفاهيم و ادراکات اساس آنرا تشکيل مي دهند. دوبونو تكنيك هاي آموزش ساده و عملي رسيدن به تفكر جانبي را با مفهوم 6 كلاه تفكر توضيح مي دهد كه افراد در يك جلسه تحت عنوان “جلسات آموزش تفكر خلاق ” و بمنظور حل مشكل يا مشكلات شركت و فرض مي شود به تناسب وضع هريك از كلاه ها را بر سر بگذارد البته اين روش ، بيشتر در واحدهاي توليدي و سازمانهاي اداري كاربرد دارد تا موسسات آموزشي . اين 6 كلاه عبارتند از :
1- كلاه سفيد(واقعيات و اطلاعات )185 : مثل اين است كه ما به يك كاغذ سفيد خنثي كه حاوي داده ها و اطلاعاتي است فكر كنيم . شركت كنندگان در جلسه ، تمام افكار، پيشنهادات و ديدگاههاي خود را كنار گذاشته و صرفا به اطلاعات موجود بعنوان پايگاه اطلاعاتي توجه مي كنند تا از كم و كيف و نحوه وصول به آنها اطلاع حاصل كنند.
2- كلاه قرمز (احساسات و هيجانات)186 : مثل اين است كه ما به شعله هاي آتش برافروخته فكر كنيم. كلاه قرمز با بيان آزادانه و كنترل نشده احساسات ، دريافت ها ي ناگهاني و الهامات ، حدس و گمانها و عواطف سروكار دارد . به عبارتي كلاه قرمز سمبل مكاشفه ، اشراق و ادراك در باره ايده هاست . برخلاف جلسات جدي ، در اينجا افراد در بيان احساسات ، عواطف و همچنين حدس و گمان خود آزاد بوده و محدوديت ندارند . فرض بر اين است كه در بطن احساسات ممكن است تجارب و ايده هاي ارزنده اي نهفته باشد .
3- كلاه سياه ) قضاوتهاي انتقادي )187 : مثل اين است كه ما به لباس سياه يك قاضي سخت گير فكر كنيم كه در مسند قضاوت نشسته و در حال صدور حكم براي شخص مجرم است . كلاه سياه نشانه احتياط ، عقلانيت ، ملاحظات ، واقع بيني ،

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد "، خلاقيت، روشهاي Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره استان تهران، معماری پایدار، مطالعات تاریخی