دانلود پایان نامه ارشد درمورد خلاقيت، ميزان، مقياس

دانلود پایان نامه ارشد

لا
22.7209
6.26907
.95602

رفاه بالا
20.0000
4.16333
1.15470

مجموع
22.5387
4.71823
.26253

مقياس انعطاف پذيري
رفاه پايين
16.2895
2.80836
.45558
.32
.861

رفاه متوسط به پايين
16.6818
2.33191
.24858

رفاه متوسط
16.8562
2.57114
.20786

رفاه متوسط به بالا
16.7111
4.33601
.64637

رفاه بالا
16.5385
2.33150
.64664

مجموع
16.7151
2.82034
.15363

سنجش ميزان خلاقيت کلي تورنس
رفاه پايين
87.2857
12.33019
2.08418
1.028
.39

رفاه متوسط به پايين
85.4125
12.15167
1.35860

رفاه متوسط
87.8047
11.58608
1.02407

رفاه متوسط به بالا
85.7250
19.95892
3.15578

رفاه بالا
81.2308
10.92515
3.03009

مجموع
86.5270
13.22168
.76849

با توجه به يافته هاي جدول فوق ملاحظه مي گردد كه مقياسهاي سيالي، ابتكار، انعطاف پذيري و خلاقيت کلي تورنس در بين طبقات رفاهي مختلف تفاوت معني داري وجود ندارد (5%P) بعبارت ديگر وضعيت رفاهي در مقياسهاي ابتكار، سيالي، انعطاف پذير تأثير ندارد اما با ملاحظه ميزان مقياس بسط در دانش آموزاني كه خانواده هاي آنان از وضعيت رفاهي كمتر برخوردارند برابر (26/3±13/15) و ميزان مقياس بسط در فرزندان خانواده هاي رفاه متوسط برابر (83/2±7/14) بوده و اين در حالي است كه مقياس بسط در فرزندان خانواده هاي رفاه بالا برابر (89/3±12) مي باشد. لذا با ملاحظه نتيجه آزمون تحليل واريانس فرضيه H0 معني دار است (5%P ) بعبارت ديگر مقياس سيالي فرزندان در خانواده هاي رفاه بالا كمتر است.

– بررسي خلاقيت فرزندان بين نگرش والدين
فرضيه شماره 4 : رابطه بين ميزان مقياسهاي خلاقيت ( سيالي ، بسط ، ابتكار و انعطاف پذيري ) دانش آموزان و ميزان نگرشهاي فرزند پروري والدين ( سلطه گري ، سهل انگاري و وابستگي شديد ) متفاوت است .
جدول 15-4: مقايسه ميزان خلاقيت فرزندان با ميزان نگرش والدين

ميزان نگرش رفتاري والدين
ميانگين
انحراف معيار
خطاي انحراف معيار
آماره t
P-value
سيالي مقياس
گرش متوسط
32.9307
5.60275
.33847
-.09
.92

نگرش بالا
33.0435
4.71437
.98301

مقياس بسط
نگرش متوسط
14.5054
3.23771
.19454
1.58
.115

نگرش بالا
13.4167
3.17486
.64806

مقياس ابتکار
نگرش متوسط
22.3556
4.86466
.29605
.75
.95

نگرش بالا
21.5652
4.08797
.85240

پذيري مقياس انعطاف
نگرش متوسط
16.7845
2.79301
.16603
-.57
.58

نگرش بالا
17.1364
2.60577
.55555

خلاقيت کلي تورنس
نگرش متوسط
86.2984
13.52669
.85895
.47
.63

نگرش بالا
84.8000
12.63496
2.82526

با عنايت به نتايج حاصله در خصوص ميزان خلاقيت در بين نگرش رفتاري والدين، با توجه به اينكه سطوح نگرش رفتاري والدين در دو بعد نگرش متوسط و نگرش بالا محدود مي باشد، از آزمون t گروههاي مستقل استفاده مي گردد. نتايج حاصله بيان مي دارد كه ميزان خلاقيت در مقياس سيالي در والدين كه نگرش متوسط و بالا دارند به ترتيب برابر (60/5±93/32) و (71/4±04/33) محاسبه گرديده است كه اين دو ميزان در سطح خطاپذيري 5% معني دار نيستند بعبارت ديگر مقياس سيالي فرزندان بين نگرش والدين تفاوت نمي كند به همين ترتيب خلاقيت مقياسهاي بسط، ابتكار و انعطاف پذيري نيز بين ميزان نگرش رفتار والدين تفاوت ندارند. بعبارت ديگر چنين استنباط مي گردد كه خلاقيت فرزندان متأثر از نگرش رفتاري والدين نسبت به فرزندان نمي باشد. (5%P)

– بررسي رابطه نوع نگرش رفتاري والدين با خلاقيت
جدول16-4: سنجش ميزان همبستگي انواع نگرش والدين با خلاقيت فرزندان
نگرش / خلاقيت
مقياس سيالي
مقياس بسط
مقياس ابتكار
مقياس انعطاف پذيري
خلاقيت کلي تورنس
نگرش سلطه گري
ميزان همبستگي
0.128
0.166
0.117
0.086
0.160

P-value
0.022
0.003
0.039
0.11
0.007
نگرش وابستگي شديد
ميزان همبستگي
0.113
0.074
0.096
0.111
0.145

P-value
0.013
0.180
0.098
0.042
0.013
نگرش سهل انگاري
ميزان همبستگي
0.109
0.108
0.093
0.022
0.119

P-value
0.062
0.60
0.111
0.71
0.052

براي بررسي ارتباط نوع نگرش والدين با خلاقيت از آزمون همبستگي استفاده گرديد ، اطلاعات بدست آمده از پژوهش بيان ميدارد ميزان پيوند آماري نگرش سلطه گري و نگرش وابستگي با خلاقيت کلي تورنس به ترتيب برابر0.16 ،0.145 ميباشد كه اين ميزانها رابطه نسبتا ضعيفي را شامل ميگردد. يعني ميتوان گفت والدين در نوع نگرش خود نسبت به خلاقيت فرزندانشان با ترديد مواجه بوده اند. همچنين هيچ رابطه آماري بين نگرش سهل انگاري والدين با نوع خلاقيت فرزندان پديد نيامده است (p<0.05) .كما اينگه بين مقياس ابتكار فرزندان با نگرش وابستگي و مقياس انعطاف پذيزي با نگرش سلطه پذيري نيز پيوند آماري رويت نگرديد.
فصل پنجم:(بحث و نتيجه گيري)
– مقدمه
– يافته هاي تحقيق
– نتيجه گيري
– پيشنهادات
– محدوديتها ، مشكلات و موانع تحقيق
– فهرست منابع فارسي
– فهرست منابع انگليسي

مقدمه :
خلاقيت و نوآوري از الزامات اساسي زندگي پيچيده ، مدرن و شتابان جوامع و انسانهاي امروزي است. بدون درك اهميت اين الزام ، ما بايد تن به ركود ، عقب ماندگي ، افول زندگي و مرگ تدريجي بدهيم . همواره تغييرات سريع به ما ندا مي دهد كه اي انسان ” نابودي در انتظار شماست ، مگراينكه خلاق و نوآور باشيد ” (حاجي دخت ، 1387، ص 89). مخاطب هشدار فوق رهبران جامعه ، سياستگزاران ، خانواده ها و سازمانهاي آموزشي مي باشند كه مسئوليت خطير تعليم و تربيت نسلهاي جوان را عهده دار هستند تا راه و روش مناسب نيل به هدف فوق را انتخاب و در پيش گيرند. بي شك راه توسعه و ترقي كشور و غناي زندگي افراد آن از مسير به فعل آوردن استعدادها و توانمنديهاي مادي و معنوي به دست مي آيد . در اين راستا هيچ چيزي ارزشمندتر و حياتي تر از توجه به قواي خلاقه سرمايه هاي انساني نيست. گذار از سنت به مدرنيسم ، توسعه اقتصادي و ارتقاي سطح زندگي ، استقرار سيستم دموكراسي ، توسعه فرهنگي ، الگوبرداري از سيستمهاي پيشرفته مي تواند ازجمله استراتژيهاي مناسب باشد . كودكان ، نوجوان و جوانان مستعد سرمايه هاي ارزشمندي هستند كه به فراواني در كشور وجود داشته و مي توانند عامل اميدواري باشند چرا كه اين كشور و جامعه جز جوانان به دست كسي ساخته نخواهد شد، اما بدانيم چنين هدفي به آساني به دست نمي آيد چرا كه به برنامه ريزي ، سرمايه گذاري ، تحولات فرهنگي ، تغيير نگرش ، مديريت و… نياز دارد . بديهي است از ميان عوامل مختلف مربوط به موضوع ، شايد شناسايي و پرورش خلاقيت آندسته از دانش آموزان مستعد و مشغول تحصيل در مراكز پرورش استعدادهاي درخشاتن اهميت ويژه اي داشته باشد . بنابراين در صدد برآمديم تا با انجام تحقيقي در زمينه ميزان خلاقيت آنان و ارتباط آن با نگرشها و روشهاي تربيتي والدين ، اهميت موضوع را اثبات و يادآور شويم . جهت نيل به هدف ، اقدام به تهيه و توزيع سه پرسشنامه به شرح زير اقدام گرديد :
1- آزمون مداد كاغذي چند جوابي سنجش خلاقيت
2- پرسشنامه سنجش نگرشهاي فرزند پروري والدين
3- پرسشنامه ارزيابي خلاقيت دانش آموزان توسط معلمين
نمونه آماري انتخاب شده شامل كل دانش آموزان پسر و دختر مدارس تحت مديريت سازمان ملي پرورش استعدادهاي درخشان (سمپاد) به تعداد 418 نفر ( 209 نفر پسر و 218 نفر دختر ) و 418 نفر والدين آنها و 98 نفر معلمين دروس مرتبط با خلاقيت ( انشاء ، هنر، رياضيات ، ادبيات فارسي ، حرفه وفن ، پرورشي ) بود . نتايج كلي اجراي آزمونها و ارزيابيها به شرح زير است .
اين پژوهش در پي تحليل سنجش ميزان نگرش والدين و سنجش خلاقيت دانش آموزان بر پايه تعريف تورنس از خلاقيت شکل گرفته است . پس از بيان اهميت موضوع به اهميت و ضرورت و اهداف اشاره شده است. در مباحث تئوريک فصل دوم تعاريف ، واژه شناسي نگرش و خلاقيت ومباحث مرتبط بر اساس تجربه و مطالعات و تفکرات پژوهشگران با چند حوزه و رويکرد (بسط، ابتکار ، انعطاف پذيري و سيالي ) مورد بحث و بررسي قرار گرفت.
پس از بيان مباحث تئوريک، به بررسي پيشينه تحقيق پرداخته شد. در فصل سوم روش تحقيق و در فصل چهارم تحليل داده انجام گرفت. با توجه به مباحث تئوريک از يک طرف و تحقيقات انجام گرفته قبلي از سوي ديگر و چهارچوب نظري، آزمون خلاقيت تورنس و آزمون سنجش نگرش والدين در قالب پرسشنامه براي دانش آموزان مدارس استعدادهاي درخشان و والدين آنها تهيه و توزيع شد. پس از جمع آوري پرسشنامه ها، داده ها جهت آزمون فرضيه ها مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. براي آزمون بين متغيرهاي تحقيق از تحليل t ، ضريب همبستگي ، آزمون واريانس استفاده شده است.
يافته هاي تحقيق :
الف) ويژگيهاي شخصي افراد نمونه آماري:
با توجه به اطلاعات بدست آمده افراد نمونه آماري 34% در پايه تحصيلي اول، 32% در پايه تحصيلي دوم و 9/33% در پايه تحصيلي سوم مشغول به تحصيل بوده که از اين تعداد 1/52% را دختران و 9/47% بقيه پسران مي باشند. در بررسي وضعيت رفاهي خانواده ها ملاحظه گرديد كه 2/37% از رفاه كمتري برخوردارند و 5/45% داراي وضعيت رفاهي متوسط بوده و 2/17% نيز از وضعيت رفاهي بالايي برخوردارند.
بررسي وضعيت تحصيلي والدين نشانگر آن بود كه 3/4% از پدر فرزندان بيسواد يا تحصيلاتي در حد ابتدائي داشته، 4/5% تحصيلات در حدود راهنمائي و متوسطه داشته اند. در حاليكه 1/18% تحصيلات ديپلم، 8/10% فوق ديپلم و 4/39% تحصيلات در حد ليسانس داشته اند. و 1/22% والدين نيز تحصيلاتي در حد فوق ليسانس و بالاتر دارا بودند.
در بررسي ميزان توزيع نگرش رفتار والدين نسبت به تربيت فرزندان ملاحظه مي گردد كه از كل والدين پاسخگو 5/92% نگرش رفتاري متوسط نسبت به فرزندان دارند در حاليكه تنها 5/7% نگرش رفتاري بالايي نسبت به فرزندان دارند.
در بررسي وضعيت خلاقيت دانش آموزان ملاحظه گرديد كه 5/17% از كل فرزندان داراي خلاقيت کلي تورنس در حد “بسيار كم”، 7/28% در حد كم، 2/42% خلاقيتي در حد زياد مي باشد. در حالي كه 6/11% از خلاقيت بسيار زيادي برخوردارند.

ب) بحث يافته هاي فرضيه هاي تحقيق:
فرضيه اصلي تحقيق :
ين نگرشهاي فرزند پروري والدين و رشد خلاقيت دانش آموزان رابطه وجود دارد .
بررسي رابطه خلاقيت کلي تورنس و نگرش والدين نشان داد که ميزان رابطه خطي بين مقياس سيالي و ميزان نگرش والدين برابر 174/0=r (05/0<003/0=P)، بوده كه ميزان اين رابطه بين مقياس بسط با نگرش برابر 161/0=r (005/0P<) و با مقياس ابتكار برابر 143/0=r مي باشد. اما بين مقياس انعطاف پذيري و نگرش والدين رابطه آماري وجود نداشت (05/0P>) . ميزان خلاقيت کلي تورنس نيز با نگرش والدين پيوندي به ميزان (20/0=r) نشان داد بنابراين نگرش والدين نسبت به خلاقيت فرزندان تأثيري نسبتاً ضعيفي دارد .
فرضيه فرعي 1 :
نگرشهاي فرزند پروري منجر به رشد خلاقيت والدين در مورد دانش آموزان پسر و دختر متفاوت است .
براي بررسي ميزان خلاقيت فرزندان دختر وپسر بر اساس نتيجه آزمون t ، ميزان مقياس سيالي در دختران بيشتر از پسران گزارش گرديد. (5%P)، در بررسي ميزان مقياس بسط بين دختران و پسران دانشآموز، ملاحظه گرديد كه اين ميزان براي دختران برابر (17/3±54/15) و براي پسران برابر (27/3±88/13) مي باشد بطوريكه برابري ميانگين گروهها در سطح خطاي 5% معني دار است (5%P) به بيان ديگر مقياس بسط نيز در دختران بيشتر از پسران است. همچنين ميزان مقياس ابتكار در دختران در سطح خطاي 5% معني دار گرديد (5%<011/0=P) بطوريکه مقياس ابتكار هم در دختران بيشتر از پسران مي باشد. در بررسي ميزان مقياس انعطاف پذيري دختران و پسران ملاحظه گرديد كه اين ميزان در دختران و پسران بترتيب برابر (471/2±25/17)، (01/3±11/16) مي باشند كه با مراجعه به نتيجه آزمون t مي توان گفت مقياس انعطاف پذيري در دختران بيشتر از پسران مي باشد. همچنين در برآورد كلي خلاقيت تورنس بين دختران و پسران نتيجه حاصله دلالت بر خلاقيت بيشتر دختران نسبت به پسران مي باشد. (5%<002/0=P).
فرضيه فرعي 2 :
ميزان خلاقيت دانش آموزان در بين پايه هاي مختلف تحصيلي متفاوت است .
براي بررسي ميزان خلاقيت در بين پايه هاي تحصيلي (اول، دوم و سوم) بر اساس تحليل داده ها مشاهده گرديد كه ميزان خلاقيت در مقياس سيالي در بين پايه هاي اول، دوم وسوم ، برابري ميانگين خلاقيت بين پايه هاي تحصيلي مورد تائيد قرار گرفت بعبارت ديگر خلاقيت در بين پايه هاي تحصيلي متفاوت نيست. (5%P>).
فرضيه فرعي 3 :
ميزان خلاقيت دانش آموزان با برخي متغييرهاي دموگرافيك پاسخگويان مثل سطح تحصيلات ، وضعيت رفاهي و شفل والدين ارتباط معني داري دارد.
در برسي وضعيت رفاهي ملاحظه گرديد كه مقياسهاي سيالي، ابتكار، انعطاف پذيري و خلاقيت کلي تورنس در بين طبقات رفاهي مختلف تفاوت معني داري ندارد (5%P) بعبارت ديگر وضعيت رفاهي خانواده در خلاقيت مقياسهاي ابتكار، سيالي، انعطاف پذيري تأثير ندارد اما خلاقيت مقياس سيالي فرزندان در خانواده هاي رفاه بالا كمتر است .
فرضيه فرعي 4 :
رابطه بين ميزان عوامل مختلف خلاقيت دانش آموزان ( سيالي ، بسط ، ابتكار و انعطاف پذيري ) و ميزان نگرشهاي فرزند پروري والدين ( سلطه گري ، سهل انگاري و وابستگي شديد ) متفاوت است .
با عنايت به نتايج حاصله در خصوص ميزان خلاقيت در بين نگرش رفتاري والدين، با توجه به اينكه سطوح نگرش رفتاري والدين در دو بعد نگرش متوسط و نگرش بالا محدود مي باشد، نتايج حاصله بيان داشت كه ميزان خلاقيت مقياسهاي سيالي ، بسط، ابتكار و انعطاف پذيري در بين ميزان نگرش رفتار والدين(متوسط و بالا) تفاوت نداشت. بعبارت ديگر خلاقيت فرزندان متأثر از نگرش رفتاري والدين نسبت به فرزندان نمي باشد (5%P)
در بررسي ارتباط نوع نگرش والدين با خلاقيت ملاحظه گرديد گه ميزان پيوند آماري نگرش سلطه گري و نگرش وابستگي با خلاقيت تورنس به ترتيب برابر0.16 ،0.145 ميباشد كه اين ميزانها رابطه نسبتا ضعيفي را شامل ميگردد. يعني ميتوان گفت والدين در نوع نگرش خود نسبت به خلاقيت فرزندانشان با ترديد مواجه بوده اند . و هيچ رابطه آماري بين نگرش سهل انگاري والدين با نوع خلاقيت فرزندان پديد نيامده است (p0.05) .

نتيجه گيري
نتايج تحقيق حاكي است 6/11 /0 دانش آموزان خلاقيت بسيار زياد ، 2/42/0 خلاقيت زياد ، 7/28 /0 خلاقيت كم و 5/17/0 خلاقيت بسيار كم از خود نشان دادند كه 8/53/0 بالاتر از متوسط و 2/46/0 نيز پائين تر از حد متوسط مي باشند . درحاليكه اكثريت والدين (5/92/0 ) نگرش حد متوسطي به رشد خلاقيت فرزندان دارند. فلذا از نظر شيوه هاي فرزند پروري و ميزان خلاقيت دانش آموزان همخواني زيادي وجود نداشته و رابطه آماري معني داري نيز بدست نيامده است . بطوريكه ارتباط ضعيف(20/0 r= ) بين ميزان خلاقيت دانش آموزان و نگرشهاي فرزند پروري والدين گوياي اين امر بوده و عامل خلاقيت بطور معني داري متاثر از نگرش والدين نيست . يعني والدين ديدگاههاي تربيتي روشن و جهت داري كه بتواند رشد قوه ابتكار و نوآوري كودكان را پشتيباني و حمايت كند نداشته و در تربيت فرزندان گرايشات شديدا محافظه كارانه اي دارند كه مي تواند دليلي بر تقدم و اهميت موفقيت تحصيلي فرزندان بر رشد خلاقيت از نظر والدين باشد و يا اينکه عوامل مختلفي در رشد خلاقيت کودکان موثر هستند که نگرشهاي فرزند پروري يکي از آنهاست و يا اينکه اثرات رفتاري والدين که مي تواند متفاوت از نگرش باشد مهم تر است و نهايت اينکه اکثر والدين بنا به دلايلي در اين خصوص ابهام و اکراه دارند . با وجود اين ارتباط برخي از عوامل تشكيل دهنده خلاقيت با نگرشهاي والدين ، جنسيت دانش آموزان ، تحصيلات و شغل والدين ، وضيت رفاهي خانواده ها و… كه مربوط به فرضيه هاي فرعي تحقيق مي باشد قابل توجه است بطوريكه براي والدين موفقيت تحصيلي فرزندان مهم تر از رشد خلاقيت بوده و در مقام مقايسه ميانگين نمرات خلاقيت دختران بيشتر از پسران است تحقيق کفايت ( 1373 ) همين نتيجه را تائيد مي کند البته چنين نتيجه اي مي تواند ناشي از بلوغ زودرس و تفاوت در سنين رشد جسمي – رواني دختران نيز باشد . توزيع فراواني ميزان خلاقيت دانش آموزان نيز به ترتيب براي بسياركم ، كم ، زياد و بسيار زياد 5/17 % ، 7/28% ، 2/42% و 6/16% مي باشد. لكن تفاوت معني داري از نظر ميزان خلاقيت دربين پايه هاي مختلف تحصيلي مشاهده نگرديد. همچنين ميزان عوامل چهارگانه خلاقيت (بسط ، سيالي، ابتكار و انعطاف پذيري ) دردختران بيشتر از پسران است . در مورد متغيرهاي دموگرافيك نتايج حاكي است : 1- مقياس خلاقيت سيالي فرزندان خانواده هاي مرفه كمتر است که مي تواند دليلي بر اهميت و تقدم موفقيت تحصيلي بر رشد خلاقيت در اين طبقه و بالا بودن انگيزه تغيير و انتظار در بين طبقات پائين اجتماع باشد 2 – اكثريت پدران (حدود 60/0 ) و مادران (حدود 48/0) دانش آموزان داراي تحصيلات عالي ليسانس و بالاتر هستند. شغل اغلب مادران را خانه داري (67/0 ) و معلمي ( 3/25/0 ) و شغل اغلب پدران را كارمندي (3/38/0 ) و آزاد ( 27/0 ) تشكيل مي دهد .

محدوديت ها283 ، مشکلات و موانع284 تحقيق
در هر تحقيقي يک سري عوامل ناخواسته قابل کنترل و غيرقابل کنترل در انجام عادي آن محدويت ايجاد کرده و بر نتيجه امر تاثير مي گذارند اين عوامل در واقع مزاحم کار محقق هستند که با تاثير گذاشتن بصورت تشديد و يا تضعيف ، نتيجه تحقيق را مخدوش مي کنند . در هر صورت تلاش براي کنترل و گاهش اثرات آنها ضروري است (سيد عباس زاده ، 1380 ، ص 103و ص 104). البته پر واضح است در صورتيکه در يک کار تحقيقاتي علمي امکان حذف اثر عوامل مزاحم و ناخواسته ميسر مي گرديد خيلي مطلوب بود لکن اين مطلب در تحقيقات علمي بويژه در موضوعات علوم اجتماعي و رفتاري مثل روانشناسي ميسر نيست اما تلاش براي شناسائي و گاهش اثرات آنها تنها راه چاره است . ذيلا به چند محدويت و مشکل مطرح در اين تحقيق اشاره مي گردد:
1- مهم ترين محدوديت تحقيق حاضر به دليل عدم نمونه گيري ، نداشتن قابليت تعميم پذيري آن به موارد ديگر است . ( سيدعباس زاده ، 1387، ص 160). كوچك و محدود بودن جامعه آماري مورد مطالعه ، موجب بروز مشكل تعميم285 پذيري داده ها و نتايج تحقيق مي باشد جهت حل مشكل نمونه هاي زيادتري مورد مطالعه قرار مي گيرد و اهميت موضوع خلاقيت در مورد دانش آموزان با استعداد مشغول تحصيل در مراكز سمپاد كه پس از طي مراحل آزمون علمي از ميان كل مدارس ابتدائي گزينش شده اند ضرورت موضوع را توجيه مي كند . صرفنظر از نتايج تحقيق ، ارائه هرگونه پيشنهاد مستلزم ايجاد

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره چرخه عمر، کالاهای مصرفی، مصرف انرژی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره بام سبز، طراحی شهری، پوشش گیاهی