دانلود پایان نامه ارشد درمورد خلاقيت، ايده، “خلاقيت

دانلود پایان نامه ارشد

(1989) يکي از چهره هاي خلاق معاصر (بنيانگذار شرکت عظيم دوو کره و نويستده کتاب مشهور” سنگ فرش هر خيابان از طلاست” (اين كتاب تنها پس ازدوسال از تاريخ انتشار، بيش از يك ميليون نسخه فروش داشته و تاکنون بيش از 10 بار نيز در ايران تجديد چاپ شده است )مي نويسد ” نوآوري يک امر و نياز زيربنايي زندگي انسان است آنچنان که بعضي ها فکر مي کنند مشکل نيست اگر شما به ابداعات و نوآوري هاي باارزش دقت کنيد مبناي خيلي از آنها را واقعا ايده هاي بسيار ساده تشکيل مي دهنداغلب هم نتايج بسيار ارزشمندي به همراه مي آورند… نوآوري ، ابداعات و اختراعات نقش بزرگي در تاريخ بشر بازي کرده است نوآوري و ابداعات با عزم ، تصميم و اراده يک شخص خلاق شروع مي شود که سعي مي کند با درهم شکستن ايده هاي معمولي و موجود در اين عصر خلاق و زمان ، چيز جديدي ارائه دهد يا بسازد. من همواره تاکيد کرده ام که خلاق بودن براي اشخاص بسيار با اهميت است زيرا افرا خلاق ، مبتکر و سازنده به تاريخ شکل و به جهان جهت مي دهند. توين بي کساني را که به پيشرفت تمدن و فرهنگ جامعه شان کمک مي کنند”اقليت خلاق” مي نامد که بسيار هم معدودند اما تاثيراين اقليت ها به نسبت تعدادشان نيست بلکه قدرت ابداع و خلاقيت آنهاتعيين کننده ميزان نفوذشان در جامعه است. الهامات و تراوشات ذهني اين اقليت است که به اکثريت غير خلاق امکان مي دهد در پيشرفت جامعه شان سهيم شوند اين وظيفه اقليت ها نسبت به جامعه شان است و بدون همکاري و کمک آنها فرهنگ ها و جوامع پيشرفتي نخواهند داشت . اقليت ها موظفند اکثريت غير خلاق را اصلاح کرده و پرورش دهند چنانچه اقليتها اينگونه عمل نکنند زوال جامعه و تمدن تسريع خواهد شد. به خفقان افکندن اين اقليت خلاق ، سقوط جامعه و فرهنگ را بدنبال خواهدداشت . زمانيکه توانائيهاي خلاق براي توسعه و پيشرفت جامعه بکار گرفته نشود و زمانيکه اقليت خلاق به صورت اقليت کنترل شده درآيد جامعه به سوي نابودي و فنا قدم برخواهد داشت.مسئوليت پيشرفت و تمدن جامعه و يا سوق دادن آن در جهت زوال و ويراني به عهده اقليت خلاق است …شما حتما مي پرسيد چگونه مي توان عضواقليت خلاق شد خوب اول از همه بايد بگويم چه چيزي نبايست باشيد: فرصت طلب، تماشاچي و شکست گرا نباشيد(سوري، 1374، صص 65، 236 و 237 ).
نقش خانواده بعنوان مهم ترين رکن جامعه که شالوده اساسي شخصيت کودکان را مي سازد بس مهم است عدم اطلاع از شيوه هاي درست تربيتي ، مهم ترين مشکل خانواده ها است . والدين معمولا از نتايج برخوردهاي خود با فرزندانشان بازخوردي30 دريافت نمي کنند و يا نمي دانند درهرسني چه انتظاري بايد ازآنان داشته باشند والدين معولا روشهاي سنتي تربيتي گذشته را ادامه داده و کمتر به فکر اصلاح31 هستند. فرض بر اين است اگر آنان متوجه اثرات قابل توجه فرزند پروري خود شوند قطعا در بکارگيري روشهاي مناسبتر جديت و دقت به خرج خواهند داد ( کفايت ، 1373، ص 41)به هرحال نوع برخورد و توجه والدين با مقوله خلاقيت که آنرا در کودکان تقويت و يا تضعيف نمايند بسيار مهم خواهد بود اين موضوع درادامه مورد بحث قرار بيشتر خواهد گرفت.

معنا و مفهوم خلاقيت
درحقيقت فرد خلاق كسي است كه از ذهني جستجوگر وآفريينده برخوردار باشد. فرهنگ وبستر32 ( 1953)خلاقيت را مترادف اصطلاحاتي مانند اکتشاف ، اختراع ، ابداع و نوآوري آورده و کلمه خلاقيت را به معني بوجود آوردن تعريف کرده است. درفرهنگ روانشناسي سيلامي33 راجع به معناي خلاقيت چنين آمده است “خلاقيت همان تمايل و ذوق به ايجادگري است که درهمه افراد و در همه سنين به طور بالقوه موجود بوده و با محيط اجتماعي – فرهنگي ، پيوستگي مستقيم و نزديک دارد . شرائطي لازم است تا اين تمايل طبيعي به خودشکوفايي برسد . ترس از انحراف و سعي در همنوايي با اجتماع ، خلاقيت را به بند مي کشد . کودکان خردسال که از امور و وقايع در شگفت مي شوند و مي کوشند که تازگيها جهان را دريابند و ضمنا تا زماني که تحت تاثير تعليم وتربيت متعارف قرار نگرفته اند به نحوه ويژه اي خلاق مي باشند( کفايت ، 1373، 61). از مضمون تعاريف و توضيحاتي كه در مورد ماهيت و كاركرد خلاقيت داده شده است چنين پيداست كه در واقع خلاقيت برآيند نوع تفكر بديع و بي بديل افراد است كه ممكن است به توليد محصول عيني نيز منجر گردد. بنابراين شايسته خواهد بود به جاي لفظ خلاقيت ، اصطلاح تفكر خلاق را بكار برد .
در مجموع تفكر و عملكرد خلاق نسبت به ايده ها و تجارب قبلي بشري نو شمرده شده ،‌ عامل تغيير و تحول بوده و الزاما مي بايست به حال انسان و جامعه نيز مفيد باشد مانندايده هاي جديد، ابتكارات ،اختراعات و اكتشافات . معناي خلاقيت عبارت است از توانائي يا قدرت ذهني يا بدني براي ساختن يا بازسازي واقيت به نحوي منحصربه فرد(دافي،برنادت،،1380ص38).ماکس ورتايمر روانشناس گشتالت34 عبارت مناسب تفکر آفرينشي را نخستين بار ابداع وآنرا تفکري توصيف کرد که واقعا به چيزي مفيد مي انجامد( برونو ،1370،ص82). تورنس تفكرخلاق را به حاصل وقوع انفجارات بينش دروني افراد تعبير مي كند( تورنس ، 1979، ص24)اورت شوستروم35 (1967) نويسنده کتاب مشهور”روانشناسي انسان سطله جو36 ” رفتارخلاقانه را يک رفتار خويشتن ساز در عين حال سلطه جويانه مي شمارد و مي گويد ” من رفتار خلاقه را يک رفتار خويشتن ساز ، تعريف مي کنم . رفتار خويشتن ساز نوعي رفتار سلطه جويانه است که به صورت خلاقه تري ظاهر مي گردد . همه ما سلطه جو هستيم ليکن به جاي آنکه رفتار سلطه جويانه خود را طرد کنيم ، بايد آنرا تغييرداده و به رفتار خويشتن ساز تبديل نمائيم ( سرمد ، 1362، ص 25). كالهون (1961) خلاقيت را داراي ماهيت ذاتا عاطفي دانسته و آنرا فرآيندي مي شمارد كه طي آن فرد خلاق عناصر نامعقول و احساسي را به عناصر عقلي و آگاهانه تبديل كند .

تعريف خلاقيت37
مثل هر مفهوم نظري و انساني ديگر ، تعريف خلاقيت نيز تابع گرايشات و برداشت هاي شخصي و مكتبي صاحبنظران است كه در مجموع مشابه به نظر مي رسند. بمنظور جلوگيري از طولاني شدن بحث ، ذيلا به ذكر تعاريف خلاصه چند تن از مشاهير زمينه تحقيقات و منابع علمي خلاقيت اشاره مي گردد.
– فرهنگ توصيفي اصطلاحات روانشناسي: “تفکرخلاق تفکري است که مشخصه اصلي آن توانائي کنارگذاشتن فرض هاي غيرلازم و زايش افکاراصيل است “(برونو،1370،ص 82)
– استيفن رابينز38( 1991): “خلاقيت به معناي ترکيب ايده ها در يک روش منحصر به فرد يا ايجاد پيوستگي بين ايده هاست “(طالب زاده و انوري ، 1375، ص 2)
– استين ، پارنس و هاردينگ39 (1962): “خلاقيت همان چيزي است که به ايجاد يک کار جديد منجر مي شود ، که در زماني به عنوان يک چيز قابل دفاع يا مفيد يا خشنود کننده مورد قبول گروه قابل توجهي قرار گيرد” .
– مدنيک40( 1962): “خلاقيت عبارت از سازمان دادن به عناصر همخوانده به صورت ترکيبهاي جديدي است که به خواسته هاي خاص پاسخ مي دهند يا اينکه به گونه اي مفيد هستند ” .
– فاکس41( 1966):” فرآيند خلاق به هر نوع فرآيند تفکري گفته مي شود که مساله را به طريق مفيد و بديع حل کند”.
– هورلاک42 ( 1982): “خلاقيت در واقع همان شکل کنترل شده تخيل است که منجر به نوعي ابداع و نوآوري مي گردد”.
– استرنبرگ(1989): ” خلاقيت ترکيبي از قدرت ابتکار، انعطاف پذيري و حساسيت در برابر نظرياتي که يادگيرنده را قادر مي سازد خارج از نتايج تفکر نامعقول به نتايج متفاوت و مولد بينديشد که حاصل آن رضايت شخصي و احتمالا خشنودي ديگران خواهد بود”( کفايت ، 1373، ص 62و 63).
– لوتانز (1992): “خلاقيت به وجود آوردن تلفيقي از انديشه ها و رهيافت هاي افراد و يا گروهها در يك روش جديد، است”(انوري ، 2007، ص 2).
– فرانکن (2005): “خلاقيت رويکرد خلق يا تشخيص ايده ها و احتمالاتي است که در حل مسئله يا در ارتباطات انساني و سرگرم کردن خود و ديگران مفيد است”وي اضافه مي کند که براي خلاق بودن ، افراد بايد قادر باشند که مسائل را از ديدي تازه بنگرند ، احتمالات و جايگزينهاي بديع خلق نمايند ( همتي ، 1387، ص 9).
– هالپرن:خلاقيت توانائي شكل دادن به تركيب تازه اي از نظرات يا ايده ها براي رسيدن به يك نياز يا تحقق يك هدف مي باشد”( سايت فكر نو ، به نقل از نگين برات ، 1382،ص 1)
– تورنس (1973): “خلاقيت عبارت است از حساسيت به مسائل ، كمبودها ، مشكلات و خطاهاي موجود در دانش ، حدس زدن ، تشكيل فرضيه هايي در باره اين كمبودها ، ارزشيابي و آزمايش اين حدسها و فرضيه ها و احتمالا اصلاح و آزمودن مجدد آنها و در نهايت نتيجه گيري “. تورنس که تحت تاثير چهارچوب نظري گيلفورد است خلاقيت را مركب از چهار عامل اصلي مي دانند كه عبارتند از:
1- سيالي43 : توانائي توليد تعداد بي شماري ايده در قالب تصوير با فرض پاسخ و عقيده در مورد آن .
2- ابتكار44 : توانائي توليد ايده هايي كه از ايده هاي عادي و رايج متفاوت است .
3- انعطاف پذيري45 : توانائي توليد انواع گوناگون و متنوع ايده ها در قالب تصوير وارائه راه حلهاي نو.
4- بسط46 : توانائي اضافه كردن جزئيات يا تكميل ايده هاي تصويري( کفايت ، 1373، ص 69).
به زبان ساده مي توان گفت : “خلاقيت عبارت است از بکارگيري توانائيهاي ذهني براي ايجاد يک فکر يا مفهوم جديد “.از مضامين بکار گرفته شده در تعاريف فوق چنين برمي آيد که اولا ماهيت خلاقيت به چگونگي تفکر انسان و نتيجه آن بستگي دارد و ثانيا مشتمل بر يافتن راهها و روش هاي جديد و موثر مي باشد. بنابراين بدون وجود سه ويژگي اساسي:
1- ذهني بودن47
2- نوبودن48
3- موثر بودن49
نمي توان لفظ خلاقيت را بر يک فرآيند و فعاليت ذهني و يا عملکرد اطلاق نمود .
درحقيقت ، از آنچه که ما به عنوان خلاقيت و تفکر خلاق50 ازآن نام مي بريم شامل يک فرآيند ذهني و نتيجه نوع فکرانسان است يعني چيزي که چگونگي فعاليت فکري فرد و نتيجه آن است بعبارتي خلاقيت تفکري است که شامل نگرش نو و ايده هاي بکر مي باشد. بديهي است خلاقيت مثل هر مفهوم ديگر ذهني ، تعاريف مختلفي از اصطلاح خلاقيت ارائه شده است. پيچيدگي و دشواري شناخت ماهيت ، تعريف و كاركرد خلاقيت ، بيشتر ناشي از ماهيت غامض كنشهاي مغزي است.

نظريه هاي خلاقيت
در مورد خلاقيت چون ساير مفاهيم روانشناسي ديدگاههاي مختلف و متفاوتي وجود دارد که ماهيت ، خاستگاه و کارکرد آنرا به شکلي خاص تبيين مي نمايد . در اين مجال به اختصار به مهم ترين آنها اشاره مي شود .
– خلاقيت به عنوان وديعه الهي51 : در دنياي باستان ، فيلسوفاني چون افلاطون معتقد بودند که خداوند اذهان اين گونه مردان را از آنها گرفته و با دادن قوه ابتکار آنان را به عنوان سفيرانش بکار مي گيرد ( پلاتو52 1925). عنصر خلاقيت فرد يک هديه خداوندي است و بيش از آنکه از تربيت ناشي شوداز الهام ناشي ميشود( کارلايل53 1934 ). سامرست موام نيز معتقد بود الهام پايه واساس تفكر خلاق است( مويدنيا ، 1384، ص 163).
– خلاقيت به عنوان ديوانگي54 : اين ديدگاه قديمي خلاقيت را نوعي جنون و ديوانگي تلقي مي کند غيرعادي بودن ، بي ارادگي ، خودجوشي و ظاهر غيرعقلائي خلاقيت عاملي بود که افرادي چون لمبروزو( 1981) خلاقيت را نتيجه آسيب عقلي دانسته و براي اثبات ادعاي خود نمونه هايي از افراد نابغه و مشاهير را نام ببرد که كم وبيش عصبي و يا ديوانه بوده اند. مثلا فيلسوفي چون نيچه در تمام زندگي بخصوص زمان خلق آثار خود بين حالت تعادل وعدم تعادل رواني به سر برده است.امروزه نيز افراد عامي بعضا کار غيرعادي و خلاقانه را که تا حدود زيادي از استانداردهاي رفتاري و عرف جامعه متفاوت باشد بيمارگونه مي پندارند. براساس تحقيقات انجام شده خودكشي، تمايل كمتر به ازدواج و داشتن فرزند كمتر و طلاق زياد در زندگي افراد خلاق بيشتر از نرم جامعه است.تحقيقات جديد صورت گرفته براساس معيارهايIV-DSM55( چهارمين ويرايش سيستم طبقه بندي بيماريهاي رواني – انجمن روانپزشكي امريكا) نشانگر شيوع بيشتر اختلالات

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد دانش آموزان دختر، دانش آموزان پسر، فرهنگ و تمدن Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد ناخودآگاه، آزمون و خطا