دانلود پایان نامه ارشد درمورد حکومت اسلامی، نهج البلاغه، نظم اجتماعی، امام علی (ع)

دانلود پایان نامه ارشد

خود وداشتن مشترکات میتوان دارای دشمن مشترک بود.

از جمله مصالحی که میتوان برای سکوت امام علی (ع) برشمرد:
1.حفظ اساس اسلام  در مرحله نوپایی  
2.حفظ یکپارچگی و وحدت مسلمانان و جامعه اسلامی که با اتحاد مهاجران وانصار شکل گرفته بود 
3.حفظ دو اصل اولیه اسلام یعنی توحید و نبوت که نسبت به امامت در اولویت قرار داشتند
در نظام اسلامی ما هم روال اینگونه است که در برابر برخی انحرافات از سوی رهبر جامعه سکوت صورت می گیرد  که نباید به غلط برداشت نمود که در اینجا اصل بر تساهل و تسامح یا ناکارامدی ولی فقیه است، خیر از آنجا که مهمترین اصل برای یک رهبر حفظ اصل و اساس جامعه اسلامی است می بایست در برابر برخی  انحرافها به تذکر و نصیحت بسنده کرد زیرا برخورد صریح بیش از آنکه در تقویت نظام  موثر باشد  اساس آن یعنی وحدت را تضعیف می کند و وجود این مصلحت یعنی وحدت  بر مصالح دیگر مقدم می شود و رهبر دینی را وا می دارد تا برای صیانت از آن گاهی سکوت اختیار نماید.
امام علی (ع) هر حرکتی که بر خلاف سیر نظم اجتماعی بود ابتدا در صدد پیش گیری از بروز آن
برمی آمدند، در مرحله بعد با نصیحت وپند واندرز اما در مرحله اخر برای حفظ نظم اجتماعی به مقابله با آن می پرداختند . آن چنان که آزادی یک ارزش است نظم اجتماعی نیز یک ارزش اسلامی است از آنجا که همه این اصول باید مکمل یکدیگر در نیل جامعه بسوی حیات معقول باشند طبیعی است که خود به خود قیودی را نسبت به هم به وجود می آورند لذا برای اینکه آزادی اختلالی در نظم ایجاد نکند، مرزهایی برای آن در نظر است که عبارت می باشند از قانون و اخلاق.قانون هم تضمین کننده و حامی و هم مشخص کننده مرزهای آزادی می باشد.ارزشهای اخلاقی هم برای آزادی مرزهایی  بوجود می آورند.در این بین امنیت نیز رابطه متقابل با نظم در نظام سیاسی دارد و انسجام اجتماعی از ثمرات امنیت است.در نظام سیاسی اسلام امنیت چتری است که باید همه ی آحاد جامعه را در برگیرد تنها مجرمان و اخلال کنندگان نظم از آن خارجند و نه تنها نظام در برابر آنها تعهدی نداردبلکه برای حفظ امنیت جامعه مسول است که از آنان امنیت را سلب نماید.
به طور مثال امام علی (ع)در آغاز حکومت خود بیعت تحمیلی را طلب نکرد تا امنیت فردی وسیاسی مورد خدشه قرار نگیرد بلکه در مقابل سر باز زدن افرادی چون زید بن ثابت،رافع بن خدیج،نعمان بن بشیر،سعد بن ابی وقاص و….ایشان راآزاد گذاشت.در حکومت علی (ع)همه دشمنان و مخالفان و اقلیت ها از هر گونه امنیتی بر خوردار بودند تا زمانیکه دست به شورش نزده بودند و به نظم وامنیت اجتماعی تعرضی نکرده بودند ولی هنگامی که اقداماتی علنی و پنهانی علیه نظام و مصالح ملی آغاز نمودند امام برای حفظ نظم وامنیت جامعه و پس از یاس از نصیحت پذیری ایشان با شدت با آنان برخورد نمود و در واقع امنیت آنان که مخل امنیت جامعه بود سلب نمود ودر جاییکه آن دشمنان و معارضان دست به اقدام عملی علیه حکومت و مقابله با ایشان زدند حضرت با آن سه گروه بزرگ که مخل نظم اجتماعی بودند به مقابله پرداخت(به راه انداختن جنگ های جمل و صفین و نهروان) و چون اینان به اصول اولیه حکومت اسلامی که همان:
1.حق مداری و حق محوری(حق به معنای خدا،قانون،قرآن و حقوق)2.عدالت وتبعیض ستیزی که نتیجه آن تعادل در اجتماع است.3.مردم داری4.هدایت محوری
احترام نگذاشتند و از دید حضرت جامعه ای که دارای این اصول نباشد،حتی اگر در ظاهر ،جامعه آرامی باشد ولی از نظمی که جامعه ی انسانی  را به حیات معقول می رساند بی بهره خواهد بود به برخورد با آن قانون شکنان پرداخت.
در جایی دیگر زمانیکه از حضرت خواستند که کار طلحه و زبیر را پیگیری نکند و آهنگ جنگ با انان نداشته باشد فرمود:به خدا سوگند که من ، نه آن کفتارم که با ضرب آهنگ های پیاپی و طولانی صیاد،به خواب رود تا جوینده اش به او برسد و شکارچی کمین کرده ، شکارش را دست یابد.من همواره با یاری انسانهای حق طلب، فراریان از حق را سرکوب می کنم و با سربازان آماده و گوش به فرمان ،نافرمانان اهل تردید را در هم می شکنم ، تا آن روز که دوران زندگی من به سرآید.(نهج البلاغه،خطبه 6)همین مطلب را حضرت در خطبه های 148و209درباره طلحه و زبیر تکرار می نماید.
و یا زمانی که معاویه در بصره قصد توطئه داشت امام در نامه ای به مردم بصره چنین می نویسد:داستان پیمان شکستن و موضع گیری ستیزه جویانه تان با من ،روشن تر از آن است که از یادش ببرید،با این همه،من مجرمان شما را عفو کردم….اما اگر هم اکنون کارهای ناروا و اندیشه های نا بخردانه ،شما را به مخالفت و دشمنی با من کشاند،سپاه من آماده و پا در رکابند و اگر مرا به حرکت مجبور کنید،حمله ای بر شما روا دارم که جنگ جمل در برابر آن بسیار کوچک باشد.(نهج البلاغه ،نامه 29)
لذا پس از تشکیل حکومت اسلامی و پذیرش و بیعت مردم  با آن و اجرای قوانین اسلامی و رسیدگی به امور کشور توسط حکومت،اگر کسانی آشوب کردند و در صدد تضعیف حکومت اسلامی که همان تضعیف اسلام است برآمدند باید با آنها مقابله نمود زیرا وقتی اساسی ترین رکن حکومت اسلامی و عمود خیمه  این حکومت یعنی ولایت امر مورد تضعیف قرار گیرد دفاع از اسلام در برابر دشمنان سخت می شود و مخالفین بر پیروزی بر اسلام و کشور اسلامی طمع می بندند،تضعیفی که به نفع هیچ یک از آحاد مسلمین نیست و خداوند به آن راضی نمی باشد.
حکومت اسلامی باید محفوظ بماند تا دیگر اعضا بر محوریت این ساختار سیاسی از سلامت لازم برخوردار باشند و به همین دلیل است که امام خمینی می فرمایند :پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت آسیبی نرسد. در همه کشورهای دنیا رایج است ،بعد از تشکیل حکومت های مشروع،نیرو های امنیتی و نظامی در برابر مخلان نظم عمومی به مقابله می پردازند زیرا عقل و قانون حکم می کند با متخلفان بعد از اطلاع از قوانین برخورد جدی صورت گیرد تا وحدت و نظم اجتماعی واز همه مهمتر نظام و حکومتی که اکثریت بر آن نوافق دارند حفظ شود.
با عنایت به توضیحات فوق به این نتیجه کلی می رسیم که بستر جاری شدن این رحمت و خشونت باید در یک ساختار حکومتی استوار گردد ، لذا ضروری می نماید تا در ادامه به موضوع حکومت اسلامی از منظر امیر المومنین ( ع ) پرداخته شود .
2-3 ویژگی های حكومت از ديدگاه امیرالمومنین امام على(ع)
امام علی (ع) در سیره سیاسی خود دو پدیده اخلاق و سیاست را در هم آمیخت و از منظر ایشان کسب فدرت در جامعه هدف نیست بلکه در نایل آمدن به اهداف سیاسی و حکومتی باید به اصول اخلاقی تمسک جست.(خراسانی ، ص53)
حفظ نوامیس مردم ، اجرای احکام الهی ، پرهیز از بخل و پرهیز از تبعیض و عمل به احکام الهی از جمله ویژگی های است که در نهج البلاغه در خصوص حکومت اسلامی بیان شده است.(دشتی ، 1387 ،:50)
لذا می توان از دو منظر به ديدگاههاى امام(ع) در خصوص ویژگی های حكومت نگريست؛ منظر عام و منظر خاص. در بخشهايى از نهج البلاغه همانند عهدنامه مالك اشتر، ايشان در بخشهايى، اهداف عاليه حكومت را برشمرده اند و در منظرهاى خاص به صورت مباحثى فرعى، مقاصد و آرمانها را تصريح كرده اند. در اين جا از اين دو زاويه به بحث نگريسته مى شود:
2،3، 1ویژگی ها و اهداف عاليه حكومت اسلامی
2،3،1،1انگیزه‌ تأسیس‌ حکومت‌ علوی‌
در خصوص انگیزه تاسیس حکومت اسلامی به خطبه‌ صدوسی‌ویکم‌ِ نهج البلاغه، اشاره می کنیم‌:
اللّهُم‌َّ اِنَّک‌َ تَعْلَم‌ُ اَنَّه‌ُ لَم‌ْ یَکُن‌ِ الَّذِی‌ کَان‌َ مِنَّا مُنافَسَه‌ً فِی‌ سُلْطان‌ٍ، وَ لاَ الِْتماس‌َ شَی‌ْءٍ مِن‌ْفُضُول‌ِ الْحُطام‌ِ، وَلکِن‌ْ لِنَرُدَّ الْمَعالِم‌َ مِن‌ْ دِینِک‌َ، وَ نُظْهِرَ الاْصْلاح‌َ فِی‌ بِلادِک‌َ. فَیَأْمَن‌َالْمَظْلُومُون‌َ مِن‌ْ عِبادِک‌َ، وَ تُقام‌َ الْمُعَطَّلَه‌ُ مِن‌ْ حُدُودِک‌َ.
بار خدایا، تو به‌ آنچه‌ که‌ از ما صادر شده‌ است‌ آگاهی‌ (جنگ‌ها و زدوخوردها)که‌ نه‌ برای‌ میل‌ و رغبت‌ به‌ سلطنت‌ و خلافت‌ و نه‌ برای‌ به‌دست‌ آوردن‌ چیزی‌ ازمتاع‌ دنیا بوده‌ است‌، بلکه‌ برای‌ این‌ بود که‌ (چون‌ فتنه‌ و فساد در شهرها شیوع‌یافت‌، ظلم‌ و ستم‌ بر مردم‌ وارد گشت‌ و حلال‌ و حرام‌ تغییر نمود، خواستیم‌) آثاردین‌ تو را (که‌ تغییر یافته‌ بود) بازگردانیم‌، و در شهرهای‌ تو اصلاح‌ و آسایش‌ رابرقرار نماییم‌ تا بندگان‌ ستم‌کشیده‌ات‌ در امن‌ و آسودگی‌ باشند و احکام‌ضایع‌مانده‌ات‌ جاری‌ گردد.( شریف‌ رضی‌، 1388،54)
در خطبه‌ سی‌وسوم‌ نیز هدف‌ امام علی‌ (ع‌) از تشکیل‌ حکومت‌، چنین‌ بیان‌ می‌شود:
قال‌ عبداللّه بن‌ العباس‌ ـ رضی‌ اللّه‌ عنه‌ ـ دخلت‌ علی‌ أَمیرالمؤمنین‌ علیه‌السلام‌بذی‌قارٍ و هو یخصِف‌ نعله‌، فقال‌ لی‌: «ما قیمه‌ هذا النعل‌؟» فقلت‌: لا قیمه‌َ لها. فقال‌علیه‌السلام‌: «واللّه‌ لهی‌ أَحَب‌ُّ اءِلی‌َّ من‌ اءِمرتکم‌، اءِلاَّ أَن‌ْ أُقیم‌ حقّاً، اَو أَدفع‌ باطلاً
عبدالله‌ بن‌ عباس‌ گفت‌: در ذی‌قار (نام‌ موضعی‌ در نزدیکی‌ بصره‌) برامیرالمؤمنین‌، علیه‌السلام‌، هنگامی‌ که‌ پارگی‌ کفش‌ خود را می‌دوخت‌، واردشدم‌. پس‌ سؤال‌ فرمود: «قیمت‌ این‌ کفش‌ چه‌قدر است‌؟» عرض‌ کردم‌: ارزشی‌ندارد. فرمود: «به‌خدا سوگند که‌ این‌ کفش‌ نزد من‌ از امارت‌ و حکومت‌ بر شمامحبوب‌تر است‌، لکن‌ (من‌ قبول‌ چنین‌ امارت‌ و حکومتی‌ نموده‌ام‌، برای‌ اینکه‌)حقی‌ را ثابت‌ گردانم‌ یا باطلی‌ را براندازم‌
آنچه حاكمان فاسد از رياست و حكومت مى خواهند، اشباع غريزه تفوق طلبى، سلطه جويى، كاميابى و لذت پرستى است، در حالى كه اين اهداف در نظر انسانهاى وارسته و رجال ربانى بى ارزش بوده و جهان با تمام محتواى مادى اش در پيش آنان بى اعتبار است. با لحاظ مضمون كلى اين بيان و ساير ديدگاههاى حضرت، اهداف عاليه حكومت را مى توان چنين دسته بندى نمود:
1ـ احياى دين و حاكم ساختن شعائر و احكام و قوانين الهى و فراهم نمودن زمينه هاى ديندارى؛
2ـ برچيدن آثار فتنه و فساد و مستقر ساختن صلاح و پاكى و صلح و صميميت و طرد عناصر فاسد و مفسد؛
3ـ حمايت از بندگان مظلوم و محروم، كه رمق جانشان توسط خداوندان زر و زور و تزوير پايمال و كاهيده شده است؛
4ـ اقامه حدود الهى كه بر اثر توطئه و لجام گسيختگى حكام ستم پيشه و بى اعتقاد به تعطيل كشيده شده اس.
امام على(ع) در خطبه چهلم كه بعد از جنگ صفين و خطاب به خوارج ايراد شده، به مباحث مهمى در باره حكومت و ضرورت آن و از جمله هفت وظيفه حاكم عادل الهى اشاره مى كند، كه به سهولت مى توان آرمانهاى حكومت را در اين هفت تكليف ملاحظه نمود. امام(ع) نخست از مغالطه خوارج، با شعار «لا حكم الا لله» پرده بر مى دارد و مى فرمايد: سخن حقى است كه معنى باطلى از آن اراده شده است. سپس به ضرورت تشكيل حكومت مى پردازد و براى اثبات اين مدعا چند دليل روشن را در عباراتى كوتاه و پرمعنا بيان مى فرمايد. به بيان ايشان، مردم نيازمند اميرى هستند؛ نيكوكار يا بدكار، و اگر توفيق پيروى از حاكم نيكوكارى نصيبشان نشود، وجود امير فاجر از نبود حكومت بهتر است. سپس به فوايد و بركات حكومت اشاره مى كند، كه بعضى جنبه معنوى دارد و بعضى جنبه مادى؛ در سايه حكومت او، مؤمن به كار خويش ادامه مى دهد؛ يعنى راه خود را به سوى «قرب الى الله» مى پيمايد (يَعملُ فى إِمَرتِهِ المؤمن.)(نهج البلاغه خ40، ص125)
در سايه انجام اين وظايف هفتگانه توسط حكومت، نيكوكاران در رفاه و از دست بدكاران در امان مى باشند (حتى يستريحَ بَرٌّ و يُسْتراحَ من فاجِرٍ.9(مكارم شيرازى، ج 2، :430 ـ 444)
از اين بيان مى توان برخى از آرمانهاى حكومت را چنين برشمارد:
1ـ بسترسازى و تمهيد حيات مادى و معنوى مؤمنان.
2ـ تأمين حقوق شهروندان و در امان بودن غير مؤمنان و تأمين حيات مادى ايشان.
3ـ تأمين امنيت و استيفاى حقوق مردم به ويژه مظلومان.
4ـ به سامان نمودن نظام اقتصادى جهت اداره صحيح و توانمند جامعه و كشور.
امام(ع) در عهدنامه مالك اشتر، اصول و ضوابط و اهداف عاليه حكومت را مشخص كرده است. اين عهدنامه، منشورى براى آرمانها و مقاصد حكومت علوى است. امام در شرح وظايف مالك در استاندارى مصر، چنين بيانى دارند:
جبايَةَ

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد نهج البلاغه، فرهنگ سیاسی، حکومت اسلامی، جامعه اسلامی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد نهج البلاغه، امیرالمومنین