دانلود پایان نامه ارشد درمورد حاج سیّاح، دولت ایران، وزارت خارجه، مشروطه خواهی

دانلود پایان نامه ارشد

جهانی به فرانسه رفته بود،از آنجا به وین می رود.در وین،مدّت تذکره اش را که ازپترزبورگ گرفته بود به پایان می رسدوتذکره ی جدیدی به شماره به شماره325مورخ 1889م.ازکنسولگری ایران در وین برای سفربه روسیه می گیرد .94
سیّد به روسیه می رود و در پترزبورگ حدود دو ماه با مسئولین بلند پایه روسی، در باب ایران مذاکره می کند؛و بعد به مسکو می رود و روز هشتم ربیع الاول 1307،از راه قفقاز عازم ایران می گردد.95
سیّد جمال در محمود آباد با حاج امین الضّرب ملاقات می کند و پس از چند روز به سوی تهران حرکت کرده و در روز شنبه به ضرابخانه که خارج از شهر تهران بوده وارد می شود. وی از همان جا نامه ای به ناصر الدّین شاه می نویسد که متن آن چنین است : « به عهد خود وفا نموده مطالب مرجوعه انجام یافته و اکنون به ضرابخانه وارده شده ام. این است قبل از این که تشرف جویم و وارد شهر شوم اظهار می دارم . می دانم مغرضین دست از اغراض خود بر نمی دارند و همه روزه سعایت خواهند نمود و شهریار هم در دفع شبهات و سعایت خائنین اقدام نخواهند فرمود و متعذّر به عذر و در عهد خود استوار نخواهند ماند. چنانچه در عهد خود از روی حقیقت باقی و استوارید، اجازه فرمائید وارد شده تشرف حاصل نمایم، هر گاه این عهد و دعوت هم مثل دعوت سابق است، از همین جا اذن معاودتم دهید که نه مغرضین اعاده ی سعایت نمایند و نه اعلیحضرت به خلف عهدومیثاق در عالم مشهورشوند.جمال الدّین الحسینی» شاه پاسخ می دهد: « جناب آقای سیّد جمال الدّین، از آمدن شما مسرور، زحمات شما را منظور و نهایت اعتقاد و اعتماد را به عهد و وطن خواهی شما دارم. ما نیز در عهد خود، برقرار باقی می باشیم . از هر جهت آسوده خاطر وارد شوید. منزل در خانه ی جناب صدراعظم کرده، همه روزه با ایشان به حضور ما نائل گردید. ناصرالدین شاه .» سیّد جمال نامه دیگری نوشته و پاسخ می دهد « به خانه صدر اعظم منزل نخواهم کرد میل دارم به منزل حاج امین الضّرب بروم.» ناصرالدّین شاه در پاسخ می نویسد : « بسیار خوب. »96
سیّد جمال وارد تهران می شود و به منزل حاج امین الضّرب می رود. سه شنبه 15 جمادی الاولی به اتفاق فرزند امین الضّرب به حضور شاه می رسد . شاه می گوید : « کی شروع به کار خواهی کرد ». سیّد پاسخ می دهد : « هر وقت این مار و عقرب ها را از اطراف خود پراکنده کردی، آن وقت داعی هم، شروع به کار خود خواهد کرد ».97
در زمانی که سیّد در تهران بود، مردم از طبقات مختلف به ملاقات وی آمده و او نیز به روشنگری می پردازد و علیه ظلم و استبداد سخن می گوید و هر روز و هرساعت که ازحضورش در ایران می گذرد؛ بر مخالفان استبداد و استعمار افزوده می شود . وی، بذر آزادی را در ایران می افشاند و مردم را به مشروطه خواهی دعوت می کند .
قاصد امین السّلطان، نامه ای برای امین الضّرب می آورد که در آن،از سیّد جمال خواسته شده بود از ایران برود. سیّد پاسخ می دهد که نمی رود. حاج سیّاح که در آنجا حضور داشته به سیّد می گوید:«آقا در ایران می گویندچو فرمان یزدان چو فرمان شاه،لابدید بروید». سیّد می گوید:اگر نروم چه می کنند .حاج سیّاح می گوید :بیرون می کنند، می کشند. سیّد می گوید : نمی روم تا بکشند.من نمی آمدم،چرا خواهش کرده آوردند.حاج سیّاح پیشنهاد می دهد که به حرم حضرت عبدالعظیم مهاجرت کنید .98
در 23 ذی قعده 1307، شاه نامه ای به امین السّلطان می نویسد و فرمان می دهد : « جناب امین السّلطان! بنا بود سیّد جمال الدّین را حاجی محمّد حسن روانه قم بکند. اگر هنوز در تهران است و نرفته است،به حاجی محمّدحسن بنویس که البته او را روانه قم بکند. »99سیّد جمال، با شهامت و شجاعت کامل و با صراحت در جواب این دستور می گوید : « من محکوم امر کسی نیستم که به من بگویند : بیا، بیایم و چون بگویند برو، بروم. تا سلطان را به نقض عهد در دنیا مشهور نکنم، از این جا حرکت نخواهم کرد . »100
مذاکراتی در این ارتباط رخ می دهد. ولی سیّد جمال زیر بار نمی رود و طبق آنچه صفات الله جمالی از قول پدرش میرزا لطف الله ( همشیره زاده سید )، که تا آخرین روز تبعید سیّد با وی بوده، نقل کرده است : سیّد به وی دستور می دهد که کتابخانه ی او را در یکی از اتاق های امین الضّرب بگذارد و در آن را به مهر خود، مهمور نماید . آن گاه از منزل حاجی امین الضّرب، به حرم حضرت عبدالعظیم می رود . 101
سیّد جمال، در حرم حضرت عبدالعظیم فعالیت شدید و گسترده ی خود را علیه فساد دربار آغاز می کند و طبقات گوناگون مردم به دیدن او می آیند . در همین ایّام، نامه ی سرگشاده ای بدون امضا به دست شاه می رسد. در آن نامه، سوء تدبیر شاه، ناتوانی وی از اداره کشور و تسلیم کشور به انگلستان و … یادآور شده بود. در گزارش محرمانه ای که سفارت انگلیس به لندن مخابره می کند. سیّد جمال، نویسنده ی نامه معرفی می شود. در نتیجه شاه طبق درخواست انگلستان، دستور اخراج سیّد را می دهد.102 در پی دستور شاه، امین السّلطان، طی دست خطی که برای حاکم حضرت عبدالعظیم، مختار خان،می فرستد، می نویسد: «مختار خان، سیّد جمال الدّین را از بست بیرون کرده به این سواران بسپار».103
موقّر السّلطنه، پسر کشیکچی باشی دربار، با جمعی از غلامان خاصّه شاهی، سیّد جمال را در وسط زمستان در روزی بسیار سرد، که حیاط زاویه ی عبدالعظیم را برف پوشانده بود، دستگیر و از درون حرم، کشان کشان روی زمین به دارالحکومه می برند و او، جز یا « عدل » و یا « حکیم » سخنی به زبان نمی راند.104این هجوم، در حالی به وقوع می پیوندد که سیّد مریض و بستری بوده است.105 به او فرصت نمی دهند که زیر جامه ی خود را بپوشد. زنجیر بر گردنش می اندازند و بر اسبی سوارش می کنند و چون از شدّت مریضی نمی تواند روی مرکب قرار بگیرد، از این روی پاهایش را با طناب محکم به زیر شکم اسب می بندند و به سوی کرمانشاه روانه اش می کنند.106سیّد را با دوازده سوار از کرمانشاه به خانقین و از آنجا به بغداد می فرستند. بعد از 15 روز او را به بصره می برند. در همین زمان، ناصرالدّین شاه خطاب به امین السّلطان می نویسد : « نفی سیّد جمال الدّین، به بصره خوب نیست، چون بصره وصل به حدود ایران است …او اگر نفی به یمن یا شامات و بیت المقدس ویا جزیره ی کرید،بکنند خیلی بهتر است».107ولی سیّد به واسطه ی تهیدستی و بی پولی و فراهم نبودن وسائل سفر،در بصره می ماند و حدود شش ماه توقّف او به طول می انجامد.108سیّد پس از گذشت این مدّت با پولی که توسط هدایت پاشا و نقیب بصره در اختیارش می گذارند با اوّلین کشتی از بصره خارج شده و رهسپار اروپا می گردد.109
سیّد در ربیع الاول 1308 / اکتبر 1890 به لندن رسید. در لندن به ملکم خان می پیوندد و افکار و اندیشه هایش را از طریق روزنامه ی قانون بیان می کند .110 در 16 رمضان 1309 / 13 آوریل 1892، نامه ای از سیّد ابوالهدی صیّادی، شیخ الاسلام سلطان عبدالحمید دوم که سی سال خدمت وی کرده بود به دست سیّد می رسد و او رسماً به عثمانی دعوت می شود. مهمترین کار سیّد جمال در چهار سال آخر عمرش در عثمانی ، ایجاد وحدت بین فرق اسلامی برای جلوگیری از تفرقه آنان در مقابل مسیحیّت می باشد.111
ناصرالدّین شاه، که در تدارک برگزاری جشن های پنجاهمین سال سلطنت خود بود به حضرت عبدالعظیم می رود و میرزا رضای کرمانی در روز جمعه 17 ذی قعده 1313 وی را با ضرب گلوله به قتل می رساند. خبر مرگ شاه به اسلامبول می رسد و به دستور سلطان عبدالحمید پلیس اسلامبول،از اکثر ایرانیان،راجع به رابطه ی سیّدجمال و میرزا رضا تحقیق می کند و طی گزارشی چنین می نویسد : « سیّد جمال الدّین، ایرانی است و میرزا رضا به تحریک او به ایران رفته و مرتکب قتل شاه شده است. » 112
دولت ایران فعالیت زیادی برای بازگرداندن سیّد جمال به ایران می کند ولی موفق نمی شود. سلطان عبدالحمید نیز، در یک وضعیّت مشکل قرار می گیرد . از یک طرف به خاطر قول هایی که به سیّد جمال داده بود، نمی تواند او را تسلیم کند و از طرفی نگران دولت انگلیس است؛ چرا که نامه های امین السّلطان به انگلیس برای جلوگیری از حمایت این کشور بیشتر در جهت ترساندن سلطان عبدالحمید بوده است .113 سلطان عبدالحمید، برای نجات از این بحران در صدد نابودی سیّد بر می آید. از یک سو، خبر ابتلای وی را به سرطان فک منتشر می کند و از سوی دیگر، او را در باب عالی به زندان می افکند و مانع دیدار و ملاقات افراد با وی می شود.
سیّد، در غربت به دور از یاران و خویشان ، در زندان سلطان عبدالحمید، در تاریخ سه شنبه پنج شوال 1314 هـ . ق به خاطر زهری که به او چشانده بودند، به لقای یار شتافت .114 سیّد غریبانه در قبرستان مشایخ اسلامبول دفن گردید. در سال 1926 م . شخصی آمریکایی به نام : چارلس گرین، سنگ مرمری بر روی قبر می نهد و نرده های آهنی در اطراف آن نصب می کند. بر روی آن سنگ مرمر نوشته می شود : « این مزار را، مردی نیکوکار، به نام چارلس گرین که دوست با جمعیّت مسلمین جهان است ایجاد کرده است » .115
محرّم1364/دسامبر1944، شمسی فیض محمّد خان، سفیر دولت افغانستان در آنکارا، موافقت دولت ترکیه را برای نبش قبر سیّدمی گیردو استخوان های سیّد را درتابوت می گذارند و به کابل انتقال می دهند. عدّه ی زیادی از خاندان وی در اسد آباد، به مجلس شورا و وزارت خارجه تلگراف کرده که از این عمل جلوگیری کنند، ولی دولت ایران، اقدام مثبتی انجام نداد و این اعتراض ها به نتیجه نرسید.116
در خاتمه، سخنان دکتر احمد امین که در سال 1928 میلادی بر سر مزار سیّد در اسلامبول ایراد شده را می آوریم : « در این جا آرامگاه زنده کننده ی نفوس و آزاد کننده ی عقول و تکان دهنده ی قلوب و برانگیزاننده ملّت ها و متزلزل کننده ی تخت هاست! کسی در این جا آرمیده است که سلاطین بر عظمت او رشک می بردند و از زبان و سطوت او بیمناک بودند و کشورهایی که آزادی در آنجا موج می زد حوصله شان از حریّت او به تنگ آمده بود … او آن کسی است که همه ی نفوس را در ایران برای انقلاب مشروطیت بر انگیخت… این جا آن کسی دفن شده که با اسماعیل پاشا و توفیق پاشا در مصر و با ناصر الدّین شاه در ایران و با انگلستان در پاریس و باجهل و بی سوادی و ذلّت و خواری در شرق و … جنگید.هیچ چیز بر او پیروز نشد جز مرگ» باید گفت که مرگ نیز بر او پیروز نشد،بلکه او به استقبال مرگ رفت .117

فصل سوم:
اتّهامات وارده بر سیّد
جمال الدّین اسد آبادی

اتّهامات وارده بر سیّد جمال الدّین اسد آبادی
زندگی وحیات سیاسی سیّد جمال ازناحیه ی طرفداران و مخالفان اوبه گونه ای گزینشی و غیر علمی بررسی شده است.از دوران حیات او تاکنون مجادله های زیادی بر سر آرا و فعالیت های سیاسی،ملّیت و مذهب او صورت گرفته و دیدگاه های متفاوت و حتّی متضادی درباره ی او ارائه شده است .
سنّت گرایان و بنیاد گرایان اسلامی و مذهبی، او را بی دین و غرب زده ؛و غرب گرایان و متجدّدان، او را مذهبی و اسلام گرا می دانند؛ و لذا هر دو گروه، یکی به نام دین و سنّت، و دیگری به نام مدرنیته و تجدّد، او را تکفیر کرده و رد می کنند.118
برخی نویسندگان چون اسماعیل رائین و محمود محمود در ایران به دلیل عضویت سیّد جمال در فراماسونری، او را جاه طلب، وابسته و حتّی عامل انگلیس می خوانند. در مقابل کسانی چون خانم کدی و لمبتون با دسترسی به اسناد وزارت خارجه انگلستان، او را فردی ضد استعمار و ضد امپریالیسم دانسته؛ ولی در عین حال خانم کدی در راستای تعصّبات سیاسی مبتنی بر شرق شناسی، در اعتقادات مذهبی سیّد جمال تردید کرده و گفته است : او مذهب را وسیله ی مبارزات ضد استعماری خود کرده است. کسانی چون حامد الگار با اشاره به نامه ی سیّد جمال به ارنست رنان، در اعتقادات مذهبی سیّد جمال تردید کرده و نتوانسته به نتیجه گیری روشنی درباره ی سیّد برسند . نویسنده ای چون کریم مجتهدی در کتاب« سیّد جمال و تفکر جدید»، او را پوزیتیویست خوانده است. برخی او را صرفاً طرفدار وحدت مسلمانان در ضدّیت با استعمار دانسته

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد حاج سیّاح، دولت ایران، اتحاد اسلام، کاروانسرا Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد ایرانی بودن، افغانستان، دولت ایران، جهان بینی