دانلود پایان نامه ارشد درمورد جهان اسلام، جهان بینی، دین و سیاست، عدالت اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

گرفته است . خاک آنان، با خون فرزندان امین، با مناعت و بلند نظرشان در هم آمیخته است ».318
سیّد جمال درباره ی مسئله احزاب سیاسی ضمن اینکه آن را بهترین وسیله ی ارتقای ملّت های اسلامی و درمان همه ی آشفتگی ها می دانست اما در همان حال، آن را قابل تبدیل به بدترین و دردناک ترین دردها می دید و گویا آن را در شرایط و نظام های سیاسی و اجتماعی متفاوت و دارای نقش و تأثیر و آثار و عوارض مختلف ارزیابی می کرد. او می گفت معمولاً احزاب سیاسی به نام آزادی ملّت و رهایی از استبداد و وحدت کلمه و با شعار آزادی و استقلال و مساوات و عدالت اجتماعی ملّت را به دنبال خود می کشند ولی هنگامی که به قدرت می رسند رهبرانشان به مقام و موقعیت و ثروت دست پیدا می کنند از ملّت فقط اطاعت و انقیاد می خواهند و آنان را مأیوس ، متنفر و دچار تفرقه و پراکندگی می نمایند.319
با این حال سیّد جمال به طور کلی احزاب را در شرق بی فایده نمی داند؛ منتهی آنها را در دوره ی انحطاط و استبداد، زیان بار و عامل تفرقه و تشتّت دانسته و به شرایط فرهنگی و اجتماعی- سیاسی متناسب تر با مردانی که صاحب عقیده ، اهل معنی ، جدی و علاقه مند به انجام وظایف، موکول می کند.320
به نظر او عدم توازن قوانین کشورها و اختلاف عقاید سیاسیِ احزاب، علت اصلی بریدگی و عدم حمایت مردم از احزاب در شرق می باشد. که یکی به حاکمیت های منحط و استبدادی و دیگری به ضعف و ناتوانی عقیدتی و تفرقه و تشتّت فکری سیاسی خود احزاب و رهبران آنها بر می گردد « تشکیل احزاب سیاسی در شرق بهترین وسیله ی ارتقای ملّت های اسلامی و درمان همهی آشفتگی هاست. دریغا خود همین درمان، تبدیل به بدترین و دردناک ترین دردها می گردد . ما شرقیان احزاب سیاسی را برای درخواست آزادی و استقلال دوست داریم، همه ی جهان را دوستان خود می شماریم، به همین علّت هم ناچار می شدیم که همه ی آن ها را ترک گفته دشمن بدانیم . یگانه سبب این پیشامد عدم توازن قوانین کشورها و اختلاف عقاید سیاسی احزاب است».321
در مجموع می تواند مبانی اندیشه سیاسی سیّد جمال را در سه محور زیر خلاصه و بررسی کرد:
الف) رابطه دین و سیاست :
مسئله جدایی دین از سیاست یکی از مهمترین انحرافات عقیدتی – سیاسی مسلمانان و از علل و عوامل اساسی ضعف و انحطاط آنان می باشد. سیّد جمال برای اولین بار این مسئله را به شدّت میان مسلمین مطرح کرد. سیّد جمال احساس کرد که اگر بخواهد در مردم حرکت ایجاد کند باید به مردم مسلمان بفهماند که سیاست از دین جدا نیست.322 به طور کلی در اندیشه سیاسی سیّد جمال، مبنا و منشأ تشکیل جامعه و دولت، دین و در مورد مسلمانان اسلام بوده و روابط و مناسبات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی و نحوه مشارکت در سرنوشتشان و نحوه انتخاب زمامداران از روی قانون و قواعد دینی تعیین می شود.
در نیمه قرن ( 19.م ، 13 هـ . ق ) در مورد رابطه دین با سیاست دو دیدگاه و جهان بینی متفاوت به چشم می خورد. از یک طرف بسیاری از متدیّنین و رهبران مذهبی با همان ذهنیّتی که نسبت به جدایی و تعارض میان دنیا و آخرت، معاش و معاد و عقل و دین داشتند، با همان دیدگاه قائل به جدایی دین از سیاست نیز بودند.323 آنها دین را به اهلش و سیاست را هم به اهلش واگذار کرده و با این سطح از جهان بینی مذهبی زمینه انزوای دین و حذف نقش آن در جامعه و جهان اسلام فراهم نموده بودند.
طیف دیگری که از یک منظرِ متفاوت، جدایی دین از سیاست را مطرح و دنبال می کردند، روشنفکران متجدد و غرب گرا بودند.از طرف دیگر، جهان بینی و دیدگاهی که قائل به پیوند و ارتباط میان دین و سیاست بود، قرار داشت. با این تفکر که سیاست، اهرم قدرت و دین ،روح حاکم برجامعه واجتماع است.سیّد جمال ازنخستین منادیان این اندیشه در دوره ی معاصر بود.وی در رساله نیچریه قاطعانه اعلام می کندکه:«دین مطلقاًسلسله ی انتظام هیئت اجتماعیه است و بدون دین هرگز اساس مدنیّت محکم نخواهد شد».324
به تعبیر سیّد جمال الدّین « سعادت دارین » و برقراری قسط و عدالت اجتماعی جزو برنامه های اصلی دین اسلام است و کسانی که سیاست را از دیانت جدا می دانند، یا اسلام را نمی شناسند و یا با آن دشمنی دارند .325
وی با توجه به متن دین و تاریخ صدر اسلام بر این باور بود که اگر مردم مسلمان به عقل و آگاهی تکیه نکنند و به امور سیاسی اعتنایی نداشته باشند، زمینه برای انفعال و اغفال آنان و سلطه استبداد و استعمار فراهم می شود؛ و در آن صورت اصول اساسی اسلام کنار گذاشته شده و جز در خدمت سیاست های حاکم ،اجازه ابراز وجود به دین و اهل آن داده نخواهد شد. لذا مسلمانان باید از نظر عقل و شعور سیاسیِ مبتنی بر دین و با احساس تکلیف و وظیفه دینی و شرعی در صحنه های اجتماعی و سیاسی فعال شده و با مبارزه با استبداد و استعمار، سرنوشت خود را به دست گیرند.326
ب. مبارزه با استبداد داخلی :
سیّد جمال الدّین به خوبی رابطه تنگاتنگ میان استبداد و انحطاط با عقب ماندگی داخلی را در دوره ی معاصر تصویر و ترسیم نموده ومنشأ همه ی نابسامانی ها را به سلطه استبداد برگردانده است . کاری که پس از او توسط مریدانش یا دیگر مصلحان جهان اسلام دنبال شده؛ به ویژه توسط عبدالرحمن کواکبی در کتاب « طبایع الاستبداد »327و نیز مرحوم آیت
الله نائینی در اثر گرانمایه اش « تنبیه الامّه و تنزیه الملّه ».328
اگر چه او در اوایل حرکت خود، اصلاحات از بالا و از رأس هرم اجتماعی و سیاسی را دنبال نمود ولی به تدریج با مشاهده عمق فساد و تباهی هیئت های حاکمه ی استبدادی از آنها سرخورده شد و با صراحت روز افزون به مبارزه با استبداد و حکّام فاسد و ظالم و خودکامه پرداخت؛ به حدی که به نظر می رسد او در اواخر عمرش به مسئله استبداد و نظام های استبدادی حاکم بر بلاد مشرق زمین و جهان اسلام، بیش از مسئله استعمار یا حداقل به همان شدّت توجه نموده ونسبت به آن حساسیت پیدا کرده بود. همانطور که در ابتدای این فصل آمد،سیّد درآخرین نامه اش به هم مسلک های ایرانی خود از زندان طلایی استانبول می نویسد:« … چه خوش بود تخم های بارور و مفید خود را در زمین شوره زار سلطنت، فاسد نمی نمودم،… هرچه در این زمین کویر غرس نمودم فاسد گردید،…».329
سیّد جمال می گفت چیزی مانع نهضت و قیام و تلاش و ترقی ملّت های مسلمان نشد«مگر این پادشاهان اسراف کار و امرای طمّاع که آنان به غذای خوب و خوابگاه نرم، حریص و راغب بودند، به فروختن فخر به دیگران و داشتن خدم و حشم زیاد قانع بودند، آنها به فکر فردای ملّت نبودند، تنها به القاب بالا بلند و سنّت های باستانی علاقه داشتند، از سلطنت و امارت فقط به این قانع بودند که در روزهای اعیاد و جشن ها مردم به زیارت آنها بروند و در برابر آنها تعظیم کنند و از آن ها تعریف نمایند . اینها از کارها و اقدامات دشمن در خانه خود چیزهایی را قبول می کردند که هیچ فردی از افراد بشر پیش از مرگ خود حاضر به پذیرفتن آنها نبود، اینها به منزله غل و زنجیر در گردن مسلمانان بودند که آنها را برای شکار شدن و بلکه طعمه روباهان گشتن نگه می داشتند».330
در جایی دیگر سیّد جمال منشأ عدم وجود قانون و عدالت را متوجه شخص شاه کرده و چنین می نویسد:« در ایران تا به حال به هیچ وجه یک سطر قانون نوشته نشد که موجب راهنمایی باشد. هیچ وقت از روی عدالت و درستی حکمرانی نشده است و همه قدرت ها در شخص شاه جمع شده است.هیچ چیز او را راهنما نیست، جز خیالات بوالهوسانه ای که از او موقتاً به ظهور می رسد … بنابراین عدالت در میان نیست».331
از این دیدگاه سیّد ،می توان به این مسئله پی برد که منشأ تمام تباهی و فساد حاکم بر جوامع اسلامی و به طور کلی انحطاط آنان، حاکمیت استبداد و نظام های خود کامه ای است که در آن هیچ گونه حدود قانونی، شرعی و یا اخلاقی برای اعمال قدرت شاه و اطرافیان او وجود ندارد.332سیّد جمال پس از تأکید بر ضرورت مبارزه با نظام های استبدادی و بنیاد حکومت مطلقه در شرق، گویا با نظر به فرهنگ و نظامات سیاسی اروپایی که حداقل در ظاهر مبتنی بر آزادی افراد و گروه ها و ملّت ها در قالب دموکراسی و مشروطیت می باشد، می نویسد :« سیل تجدّد به سرعت به طرف مشرق جاری است».333
و به هر صورت آن فرهنگ و تمدّن جدید در شرق نیز تأثیرات خود را می گذارد با این حال سخن بالا به معنی غفلت وی از جنبه های منفی نظامات حاکم برغرب نیست که امتیازات آن به نحوی در اختیار اقلیّت های ثروتمند و قدرتمند از طبقات بالاست یا اگر تا حدّی آزادی و قانون مطرح هست حداکثر تنها شامل ملّت های خودشان می شود و در رابطه با ملّت های دیگر به ویژه جهان سوم، چهره ی استعماری غرب بر عکس آن را نشان می دهد؛ همچنین او با توجه به صورت نظام های سیاسی غربی، لزوماً در مقام جایگزینی و پذیرش این نظام ها به طور مطلق برای شرق نبود.334
ج: مبارزه با استعمار :
سیّد جمال در تعریف واژه استعمار می گفت : « این استعمار که از نظر لغت به معنی آباد کردن است، از لحاظ معنی حقیقی و اصطلاح، به عقیده ی من مانند اسماء اضداد است؛ زیرا این استعمار یعنی استبعاد و بنده و برده ساختن آزادی و آزادگان و خلاصه استعمار به معنی تخریب نزدیک تر است تا به تعمیر و عمران».335
از دیدگاه سیّد جمال نفوذ و سلطه استعمار غربی، مستقیم یا غیر مستقیم از طریق استبداد داخلی و حکومت های وابسته، از بزرگ ترین علل و عوامل ضعف و انحطاط مسلمین و از موانع عمده ترقی و تعالی آنان می باشد ؛ تا جایی که او هجوم تدریجی ملّت های اروپایی به سرزمین های مسلمین را، به حق در کنار هجوم مغول ها قرار داده و آنها را دو صدمه و آسیب بسیار نیرومند وارده بر پیکر مسلمانان می خواند .336
بله، استعمار در لباس فرشته و با داعیه ی عمران و آبادانی به سرزمین های اسلامی وارد شد و لطمه های سنگینی را بر پیکر حیات اجتماعی و معنوی مسلمانان وارد آورد به طوری که بسیاری از ریشه های دینی، سیاسی و اقتصادی مسلمانان را قطع کرد. آفت تا اعماق سرزمینهای اسلامی، رسوخ کرد، و روز به روز بر نفوذ استعمار، در این کشورها افزوده می شد؛ سیّد جمال در چنین موقعیتی فریاد برآورد : « یا للمصیبه ! یا للرزیه ! این چه حالت است؟ این چه فلاکت است. مصر و سودان و شبه جزیره ی بزرگ هندوستان را که قسمت بزرگی از ممالک اسلامی است، انگلستان تصرف کرده، مراکش، تونس و الجزایر را فرانسه تصاحب کرده، جاوه و جزایر بحر محیط را هلند مالک الرّقاب گشته . ترکستان غربی و بلاد وسیعه ماوراء النهر و قفقاز و داغستان را روس به حیطه ی تسخیر آورده، ترکستان شرقی را چین متصرّف شده و از ممالک اسلامی جز معدودی بر حالت استقلال نمانده، اینها نیز در خوف و خطر عظیم اند».337
شمّ قوی سیاسی، سفرهای مکرر به شرق و غرب جهان، نشست و برخاست با رجال دینی و سیاسی، سیّد را به مرتبه ای بالا برده بود که اعلی مصداق این روایت شریف شده بود :«الاوان اعقل الناس عبد عرف ربه فاطاعه و عرف عدوه فعصاه».338
بله، دشمن و ترفند های او را به خوبی می شناخت و معتقد بود، اگر در مقابل دست اندازی های استعمار ایستادگی نشود، آنان همه قلمرو و سرزمین های اسلامی را متصرّف خواهند شد. وی، بویژه استعمار انگلیس را که در هر جنایت و اجحافی ردپای او را به آسانی می شد دید، به کفتاری تشبیه می کند و می گوید:« فرو بردن دویست میلیون مسلمان و آشامیدن آب تایمز او را سیراب نکرده است و امروز این جانور، دهان آزمند خود را بیشتر باز کرده است تا سراسر قلمرو مسلمانان از نیل تا جیحون را ببلعد».339
سیّد جمال الدّین، مبارزه گسترده با استعمارگران را از اصلی ترین و مهمترین تکالیف مسلمانان جهان می دانست.وی بر این باور بود که همه مسلمانان باید در حد امکان و استطاعت با استعمارگران مبارزه کنند، و مبارزه با استعمار به حکم حاکم نیازی ندارد . قانون طبیعت و شریعت الهی به دفاع از خود و وطن حکم می کند، و مرگ در راه طرد و نفی آن مجاز و حتّی واجب است.
سیّد، چهره خائنان به کشور را که هر آن امکان

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد خواجه نظام الملک، اسماعیلیان، فضایل اخلاقی، تعالیم اسلام Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد روشنفکران، کشورهای اسلامی، شورهای اسلامی، میرزا ملکم خان