دانلود پایان نامه ارشد درمورد جهان اسلام، روشنفکران، کشورهای اسلامی، شورهای اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

مشورت که با سنّت های اسلامی همسو می باشد، گشایشی حاصل شود. 215
محمّد حسین نائینی، بهبهانی، کواکبی، نجم آبادی و ملّا محمد کاظم خراسانی از اسلاف این گفتمان بودند.
4-3-2-2. مشروطه ی مشروعه خواه :
در ابتدا و در آستانه انقلاب مشروطه، لزوم محدود کردن سلطنت استبدادی مطلقه، به عنوان یک وجه مشترک، سبب همکاری علمای هوا خواه این گفتمان با دیگر مشروطه خواهان شد. هر چند در همین زمان هم، اختلاف نظرهایی وجود داشت ؛ولی جهت رسیدن به هدف مشترک « محدود کردن سلطنت مطلقه » اغماض کرده و از برجسته کردن اختلافات خود دارای می شد.
همزمان با تدوین متمّم قانون اساسی، به رغم اشتراک مواضع و همکاری های اولیه، کشمکش میان علمای شریعت طلب به رهبری شیخ فضل الله نوری با جبهه ی علمای مشروطه طلب جلوه ی تندتر و آشکارتری یافت. علمای مشروطه طلب، به دلیل عدم تباین ذاتی میان مبانی نظری و کارکرد عملی نظام مشروطیت و مجلس شورای ملّی با مبانی نظری و احکام شریعت اسلام، به پشتیبانی خود از مشروطه و مجلس ادامه دادند، امّا گروهی دیگر تحت عنوان جناح مشروطه ی مشروعه خواه به رهبری شیخ فضل الله نوری، ضمن امتناع از همراهی با مشروطیّت، با آن به مخالفت برخاستند.شیخ فضل الله، با اعتقاد به تعارض بعضی از اصول متمّم قانون اساسی با قوانین و احکام اسلامی، طرحی را مبنی بر لزوم نظارت مجتهدان طراز اوّل بر مصوّبات مجلس در جهت مطابق بودن آن مصوّبات با قوانین شرع، تهیّه نمود که با تغییراتی چند به عنوان اصل دوّم متمّم قانون اساسی تصویب شد . 216

4-3-3. گفتمان اصلاحی سیّد جمال الدّین اسد آبادی :
در نیمه ی دوّم قرن سیزدهم هجری، تهاجم گسترده و همه جانبه ی استعمار غربی به
جهان اسلام آغاز شد. این تهاجم، واکنش های گوناگون را از سوی سیاستمداران، روشنفکران، عالمان و متفکران جامعه اسلامی به دنبال داشت. برخی فرهنگ و تمدّن غرب را پذیرا شدند و به آن علاقه نشان دادند و برخی دیگر به نفی و تحریم مطلق آن حکم کردند.
گروه نخست، همانطور که گذشت، ترقی و پیشرفت را درگرو پیروی بی قید و شرط از غرب می پنداشتند و از اطاعت بی چون و چرا از غرب و اخذ تمدّن غربی بدون دخالت ایرانی، سخن می گفتند.
گروه دوّم، از علوم و فنون و فرهنگ غرب روی بر می تافتند و آن را ضد اسلام معرفی می کردند و فرهنگ ملّی و اسلامی موجود را خوب و مفید و کافی می دانستند.
در این میان،جریان سوّمی وجود داشت که سنجیده وآگاهانه با تمدّن غربی برخورد می کرد. نه تسلیم و سر سپردگی بی قید و شرط را روا می دانست و نه نفی و تحریم مطلق را، راه نجات و سعادت می شناخت. به عقیده این گروه، غرب دارای دو چهره بود : چهره علمی و کارشناسی، چهره استعماری و سلطه گری .217
این جریان با حفظ هویت ملّی و دینی خود، استفاده از دانش و تکنولوژی غرب را مجاز می شمرد و در عین حال، از نظر فکری و سیاسی به طرد و نفی ارزش ها و عقاید سیاسی و اجتماعی غربیان میپرداخت و امّت اسلامی را به ستیزی همه جانبه علیه سلطهگری و غارتگری غرب فرا میخواند و برای رسیدن به این مقصد، بر احیای تفکر دینی و بازگشت به اسلام راستین اصرار داشت .218
مورّخین و محقّقین زیادی، سر سلسله و بنیانگزار این جریان فکری را در سده ی اخیر، سیّد جمال الدّین اسد آبادی معرفی کرده اند.
ضرورت اصلاح امور مسلمین و رفع نابسامانی های آنان، در تعالیم دین ریشه دارد. واژه اصلاح در فرهنگ اسلامی و قران کریم به معنای سامان بنیادی بخشیدن به امور و متضاد با افساد به معنای نابسامانی بنیادی ایجاد کردن، به کار رفته است .219 لذا با این تعبیر، مفهوم اصلاح از دیدگاه اسلام با تعبیر اصلاح به عنوان رفورم در جامعه شناسی سیاسی که به معنای تغییرات رو بنایی و در مقابل انقلاب به معنای تغییرات بنیانی و ساختاری هست، تفاوت دارد.220 در جریان احیا و بازسازی تفکر دینی که اسد آبادی منادی آن بود، مفهوم اصلاح از مقوله ی تغییر و تحوّل اجتماعی اساسی در جهت ترقی و تکامل و در راه نیل به آرمان ها و کمال مطلوب های انسانی و اسلامی و به نوعی همان انقلاب یا به تعبیر مرحوم شریعتی انقلاب اصلاحی می باشد.221
در این جریان علاوه بر ایجاد انقلاب و اصلاح در امور اقتصادی و سیاسی، ایجاد انقلاب و اصلاح در فکر و فرهنگ و اجتماع مسلمانان نیز ضروری است . تغییر جهان بینی سنّتی، که به نام دین و مذهب، سکون و عدم تغییر را مبنا قرار داده، به جهانبینی اصلاح و تصحیح شده ی اصیل اسلامی، که در آن حرکت و تحوّل انقلابی و تکاملی در جهت آرمان ها و اهداف عالیه مطرح است. در واقع همزمان یا حتّی قبل از یک انقلاب سیاسی و اقتصادی، یک انقلاب فکری و فرهنگی در سطح جامعه، جهت تغییر و تصحیح جهان بینی سنّتی222که یک جهانبینی ایستا و مکانیکی هست، به یک جهان بینی پویا ودینامیک وآن گاه حل و رفع موانع ومعضلات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جامعه و برخورد آگاهانه با مسئله غرب، با تکیه بر آن جهان بینی که مبتنی بر اسلام اصیل و جامع می باشد.223
سیّد جمال الدّین اگر چه خود از روشنفکران و نو آوران برجسته جهان اسلام بود و پاره ای از موافقان و مخالفان هر یک به انگیزه ها و دلایلی او را از جرگه ی روشنفکران و نه علما می دانند، ولی با این حال او از طرفداران پیروی از تمدّن غرب و غرب گرایان و روشنفکران متجدّدی که با تکیه بر صورت قضایا و پدیده ها و حداکثر فرضیه ها و نظریه های علمی به عنوان علم، دین و فلسفه را حذف می کنند، انتقاد نموده اند. از طرف دیگر، با وجود اینکه خود با روحانیّون سنّتی و سنّت گرایان جهان اسلام از نظر ریشه های فکری، فرهنگی و عقیدتی و حتّی موقعیّت صنفی اشتراک فراوانی داشت و تعدادی از موافقان و مخالفان هر یک به انگیزه و دلایلی او را از جرگه ی علما و پیشوایان دینی می دانند، ولی با این وجود سیّد جمال از آن ها نیز به خاطر عدم اجتهاد و نو آوری متناسب با زمان انتقاد نموده و هر دو طایفه را به نوسازی و اصلاح در همه امور جوامع مسلمان و توسعه ی فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی در چارچوب تفکر و معرفت دینی احیا و بازسازی شده فرا می خواند.224
در واقع سیّد جمال هر دودسته ی فوق الذّکر را مورد انتقاد قرار داده و آن ها را سطحی و ظاهر بین خوانده است. دسته ی اوّل با سطحی نگری و تقلید از صورت ها و ظواهر تغییرات و تحوّلات در تاریخ اروپا و انواع کج اندیشی ها، صلاحیت فکری، علمی و عملی کافی را برای تشخیص دردها و علاج آن با راه حل های خودی، خلّاق و مستقل ندارند و دسته دوّم با جمود و قشری گری به منشأ و عمق حوادث و تحولات اعتنایی نداشته و قدرت تعلیل و تحلیل تغییرات اجتماعی و صعود و زوال یا ترقی و انحطاط جوامع را ندارند.225
دسته ی دوّم را باید مرتجع نامید نه مصلح. شهید مطهری تفاوت بین این دو اصطلاح را چنین بیان می کند:« ما مصلح داریم و مرتجع، مصلح علیه زمان قیام می کند، مرتجع هم علیه زمان قیام می کند، با این تفاوت که مرتجع به کسی می گویند که علیه پیشرفت زمان قیام می کند و مصلح به کسی می گویند که علیه فساد و انحراف زمان قیام می کند …. ما سیّد جمال الدّین اسد آبادی را مصلح می شماریم و همه ی دنیا او را مصلح می شمارند.او علیه اوضاع زمان خودش قیام کرده بود،یعنی با آنچه که در زمان خودش وجود داشت هماهنگی نمی کرد…».226
انتقاد اساسی سیّد جمال از روشنفکران شرق و مدعیّان اصلاحات و نوسازی در این نکته بود که تقلید و پیروی سطحی از اروپا و تمدّن غرب، بدون ریشه داشتن در تاریخ و فرهنگ خود و پی ریزی یک تفکر و چارچوب نظری برخاسته از منابع عمیق، نظیر دین و فلسفه و آن گاه برخورد آگاهانه و نقّادانه با تفکر و تمدّن جدید و تسلط بر مبادی و مبانی آن، نه تنها سازنده نیست بلکه مخرّب و زیانبار هم هست. به عبارت دیگر از دیدگاه او کسی که داعیه ی نوسازی و اصلاح دارد قبلاً باید خود را از لحاظ علمی و عملی مهیّا و مجهز کند و خود در تفکر و اخلاق و رفتار سمبل و نمونه ی اصول و معیارهای مربوطه باشد چون « آن کس که از اصلاح خود عاجز باشد، چگونه می تواند مصلح دیگران باشد .227
شهید مطهری، سیّد جمال الدّین را به عنوان یک طبیب معرفی می کند که جهان بیمار اسلام را مورد مطالعه قرار داده، بیماری های آن را تشخیص داده و برای رفع بیماری داروی لازم را تجویز کرده است .228
دردهایی را که سیّد جمال برای جهان اسلام تشخیص داده عبارتند از :
1. فاصله گرفتن مسلمانان از اسلام راستین و نفوذ و گسترش عقاید خرافی در اندیشه ی آنان.
2. نفوذ و استیلای بیگانگان، بویژه استعمار انگلیس بر کشورهای اسلامی.
3. استبداد حکّام خودکامه در کشورهای اسلامی.
4. عقب ماندگی جوامع اسلامی از کاروان علم و تمدّن بشری.
5. تفرقه و جدایی، در نتیجه ی عدم شناخت از یکدیگر.229
6. از خود بیگانگی و خود باختگی در برابر غرب.230
7. جدایی دین از سیاست و مقام علم و اجتهاد از مقام اجرا و حکومت.
سیّد جمال، برای علاج این دردها بر اصول زیر تأکید داشت :
1. بازگشت به اسلام راستین و دور ریختن خرافات و زدودن بدعت ها و پیرایه ها.
2. مبارزه با استعمار، بویژه استعمار انگلیس.231
3. مبارزه با استبداد داخلی و برقراری حکومت اسلامی.232
4. مجهز شدن به علوم و فنون جدید ( مسئله اخذ و اقتباس ).233
5. اتّحاد و هماهنگی کشورهای اسلامی.234
6. مبارزه با خودباختگی در برابر غرب و رفع بحران هویّت.235
7. همبستگی و پیوند میان دین و سیاست .236
سیّد جمال، با اندیشه های خود گفتمان جدیدی را تاسیس کرد که اولاً، در جهان اسلام بی سابقه بود؛ ثانیاً با گفتمان موجود در جهان اسلام عصر او به شدّت در تضاد بود. مبنای سیّد در ارائه این گفتمان اصلاحی این است که هیچ دردی بدون دوا و درمان نیست و تاریخ ،ملّت های بسیاری را دیده است که پس از افول، بار دیگر،قدرتمند شده اند و مسلمانان نیز می توانند بار دیگر به قدرت و شوکت پیشین خود دست یابند.237گفتمان اصلاحی سیّد جمال با رهیافتی تدریجی و تکاملی،مردمی و انقلابی و انسانی و عام و جهانی است،حتّی فراتر این که سیّد جمال هواخواه یک نوزایی و رنسانس، در همه ابعاد و جوانب حیات مسلمانان بود،که بر مبنای پارادایم و قالب فکری جدیدی که از دین نشأت گرفته بود، چنین هدفی را دنبال می کرد. 238
اندیشه اصلاحی سیّد جمال در ایران، به رغم مواجه شدن با موانع و مشکلات بسیار، زمینه و بستر مناسبی را برای شکل گیری نهضت مشروطیّت ایجاد کرد. در فصل بعد، نقش سیّد جمال در انقلاب مشروطه را به طور مفصّل دنبال خواهیم کرد.

فصل پنجم:
سیّد جمال الدّین و انقلاب مشروطه

5-1- مقدّمه :
بنابر اصل معروف اجتماعی : « مردان بزرگ، نهضت های بزرگ را به وجود می آورند. و در مقابل نهضت های بزرگ، مردان بزرگ را تربیت می کند».239
نهضت مشروطه ایران که ریشه و اساس آن یک نهضت ملّی ضدارتجاعی و ضد استبدادی بود، به مثابه نخستین جنبش معاصر ملّی و آزادی خواهی درکشورهای اسلامی تلقّی می شود. در این نهضت، علمای اسلامی و سیّد جمال الدّین نقش اساسی و مهمّی به عهده داشته اند .
نخستین سند ایجاد حکومت مشروطه درجهان توسط انگلیسی ها رقم خورد،سپس فرانسوی ها که دراوایل سده ی هجدهم مهمترین حکومت استبدادی را در اروپای غربی برپا کرده بودند؛ در پایان همان قرن آزادترین حکومتی را که تا آن روز میسّر بود،به وجود آوردند.سپس ایتالیایی ها که باتعالیم ماکیاولی،فاسدترین اسلوب های اداره کشور را تجربه می کردند،با الهام از تعلیمات مونتسکیو و روسو و ولتر، پذیرای آزادی و برابری شدند.240
ویتوریو آلفیری نویسنده سیاسی معروف ایتالیاجهت راهنمایی مردم ایتالیابه وحدت و آزادی، کتاب«استبداد »را تألیف کرد،عبدالله جودت از رجال متفکر عثمانی کتاب«استبداد» آلفیری را به زبان ترکی عثمانی ترجمه و چاپ کرد که مطالب آن مورد استفاده سیّد عبدالرّحمن کواکبی در کتاب « طبایع الاستبداد»قرار گرفت.241
عجیب آن است که طبع و نشر ترجمه عربی و فارسی این اثر، با قیام حکومت مشروطه در

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد انقلاب مشروطه، روشنفکران، تفکر دینی، فتحعلی شاه Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد کشورهای اسلامی، شورهای اسلامی، تاریخ ایران، انقلاب مشروطه