دانلود پایان نامه ارشد درمورد جهان اسلام، مصرف کننده، غصب خلافت

دانلود پایان نامه ارشد

از وفات پيامبر، روى کار آمدند، ديده مى شود. خلفاى نخستين به دنيا بى اعتنا بودند و نسبت به دين ، اخلاص داشتند و اين ها در پى عياشى و مال دنيا بوده ، علاقه به خوشگذرانى داشتند… آيا نمى شود گفت که ماءمون با آن شدت علاقه اى که به تجملات زندگى داشت ، خود بزرگ ترين دشمن اسلام بود”؟196معاويه با بعويض خلافت با ملک، تاثير زيادي در اين کار داشته است. و با جعل احاديثي چون: الخلافه ثلاثون عاما ثم ييکون بعد ذلک الملک197.
اين روح دنيا پرستي نه تنها ملوک را در برگرفت که حتي آتشي به جان کساني همچون طلحه و زبير که از مسلمانان قديمي بودند انداخت اين دو در زمان ابوبکر و عثمان ثروتي گزاف اندوحته بودند به گونه‌اي که وقتي طلحه و زبير مردند، مقدار بسيار جالب توجهي پول‌ها و بردگان و املاک فراوان از اين دو به جاي مانده بود198 در سرگذشت اين دو آمده که در جنگ جمل به پيشنهاد خليفه‌ى دوم، عضو شوراى خلافت شدند. پس از آن اعتبار اجتماعى پيدا کردند و در دوران خلافت عثمان، ثروت فراوانى اندوختند و املاک و برده هاى زيادى در عراِق براى خود مهيا کردند. با وجود اين، به اميد رسيدن به مقام خلافت، مردم را بر ضد عثمان تحريک کردند. .. اين عده پس از استقرار حکومت امام علي هم نزد حضرت آمدند تا مزد بيعت سريع تر را از حضرت بگيرند و تقاضاي ولايت بصره يا کوفه يا شام ر از آن حضرت نمودند، ولي امام با نهايت تيز هوشي به آنان گفت که مدينه به آن ها بيشتر نياز دارد.199پس انگيزه ى اصحاب جنگ جمل، فقط رسيدن به رياست و خلافت و حفظ اموال خود بود و اين همان دنيازدگى است که در منابع دينى ما مورد مذمت قرار گرفته است.يا عمر سعد براى رسيدن به خلافت رى فرماندهى لشکر ابن زياد را پذيرفت و حاضر به قتل حسين بن على(عليه السلام)شد.
3- اباحيگري صوفيانه و کنار انداختن ظاهر شريعت
اباحه در لغت به معناي مباح کردن، حلال دانستن و جايز شمردن بوده200 است. و متأسفانه در عالم اسلام گروههايي بروز کردند که با تعابيري زيبا، مسلک هاي غير اسلامي را به نام اسلام بر مردم اشاعه کردند. و نه تنها اعمالشان در سطح کردار برخي تاثير گذاشت که اين جريان در برخي موارد به عقايد آن ها هم نفوذ کرد. يکي از پژوهشگران اباحيگري را در دو سطح ارزيابي کرده است که ما آن را با تغيير و تلخيص خوهيم آورد201:
الف. اعتقاد؛ يعني شخص بر اين باور باشد که انجام همه يا بخشي از محرمات الاهي جايز است. به تعبير معين، ” اباحتي؛ ملحدي که همه چيز را مباح شمرد و ارتکاب محرمات را روا داند “202
ب. عمل؛ يعني ممکن است شخص واقعاً معتقد به انجام وظايف ديني و ترک محرمات باشد، اما در عين حال در مقام عمل به دلايل مختلف دچار بي‌قيدي و لاابالي‌گري شده باشد. نويسنده اعتقاد دارد که بيشترين موارد اباحيگري ميان مسلمين از دسته هستندو لااليگريهايي که مردم با آن گرفتار مي شودن بيشتر ر وقت عمل کردن است و خيلي از آنان عقيده به مکتب و شريع دارند.
دکتر محمد جعفر جعفري لنگرودي در توضيح آن آورده است: “اباحتي: آن که الزامات شرع را در عمل مباح شمرد؛ خواه عقيده به اباحه داشته باشد خواه نه. در صوفيه اباحتي فراوان بوده‌اند؛ خاصه صنف قلندران. تمايل اشراف به تصوف در باطن، تمايل به اباحه است.”203
دايرة المعارف بزرگ اسلامي اباحيه را گروه‌هايي دانسته که برخي از اعمال خلاف شرع را مباح پندارند و چنين آورده است:
“اباحيه را در اسلام نمي‌توان فرقه‌اي مستقل با مباني اعتقادي خاص به ‌شمار آورد؛ بلکه در ميان فرق مختلف مسلمانان گروه‌هايي پيدا شده‌اند که براساس تاويل ظواهر قرآن و حديث يا بر مبناي معاذير ديگر، بعضي از تکاليف شرعي را از خود ساقط دانسته و ارتکاب برخي از اعمال منافي شرع را بر خويش مباح شمرده‌‌اند.”204
بررسي اجمالي فرق مختلف مسلمانان اين نکته را آشکار مي سازد که اکثر طوايف اباحيه با استناد به اينکه قرآن کريم علاوه بر ظواهر، معاني باطني نيز دارد، اهمال در رعايت احکام را زير پوشش توجه به باطن و تأويل احکام شرع قرار داده و بر نظريات يا اغراض خود سر پوش قرار داده‌اند.
در همه فرقه ها به نوعي اين نگرش قابل مشاهده مي باشد. به طور مثال در اسماعيليه گروهي به نام نزاريه وجود دارند؛ و در ميان صوفيه نيز گروهي با تمسک به اين که: پس از وصل تمسک به وسيله يعني شريعت ضرورت ندارد، از زير بار برخي تکاليف شريعي شانه خالي کرده‌اند. گرايشهاي اباحي را مي توان عمدتا ددر گروههايي از غلات شيعه، خوارج اسماعيله، کيسانيه، راونديه، صوفيه و برخي ديگر از فرق پيدا کرد. 205
به هر حال به نظر مي رسد تصوف تحقق يافته کنوني به جهت انحراف‌هاي گوناگون، نمي تواند خود را با تعاريفي که از عرفا انجام شده منطبق سازد. همچنين رويکرد آنها گواه بر عدم حجيت رفتار آن ها با شريعت است؛ چرا که فرقه صوفيه در عقايد و مناسک خود گرفتار انحراف ها و بدعت هاي فراواني هستند و عواملي از بيرون و درون شکل دهنده اين طرز مشي آنهاست؛ افکار هندي و بودايي، گرايشات دنيا پرستانه و آشوب‌هاي سياسي و وام گيري عقيد راهبان مسيحي و انتشار فلسفه يوناني و نوافلاطوني و تفسير به رأي از مفاهيم و تعاليم ديني و تأويل‌هاي گزينشي بزرگان اين فرقه و کشف‌و شهودهاي شيطاني و اباحه گري و نيزز آلت ددست قرار گرفتن اين گروه توسط استعمار، نمونه هايي بر اين انحراف اين گروه مي باشد.206
بروز رفتارهاي ضد ديني توسط کساني که ادعاي ديانت داشتند کمترين اثرش بر سستي عقايد ديگران مترتب است. و با ديدن چنين مشکلاتي سيد جمال تغيير افراد را مقدّم بر تغيير جامعه دانسته توصه به حفط انسانسيت را براي حفظ وحدت جامعه لازم مي داند و براي مثال استدلال مي‏کند که انديشه‏هاي مادي و طبيعي ابتدا باعث رواج اباحيگري و فاسد شدن اخلاقيات اجتماعي شده و سپس با متزلزل کردن اعتقادات حقيقي مردم، سبب ضعف ملت و از بين رفتن عزت و سيادت آن مي‏شود.207
ج- اجتماعي- سياسي
سرانجام، آيينه‌اي که روزي شکوه تمام‌نماي تاريخي و سياسي مسلمين را نشان مي‌داد، با اهمال مسلمين در رفع نقصها، رنگ تيرگي به خود گرفته و سرانجام از اين آيينه، که نقش دلفريب تمدن شکوهمند اسلامي را درون خود نشان مي داد، چيزي جز خرده شکسته‌هاي تاريخي بر جاي نماند؛ و امروزه با کمال تاسف، ما بايد آن تکه‌هاي پيشرفت، را به هم بچسبانيم تا شاهد چيزي باشيم که اروپاييان قبلا در سيماي تمدن اسلامي مي ديدند.
از لحاط سياسي از سال 41 تا 132 قمري، امويان عنوان خلافت را در شام داشتند و به آن جنب? موروثي هم بخشيده بودند. بعد از امويان، عباسان، از قرن دوم تا هفتم هجري زمامدار بودند و در طي قرون دوم و سوم، قلمرو خلافت از صورت دولت روستايي نظامي به يک امپراتوري جهان‌بومي و داراي حيات تجارتي و صنعتي نيرومندي درآمد. ولي اين دوره حکومت اسلامي به دست هلاکو خان مغول در سال 656 ه برچيده شد.اينان بعدا در 1300 شروع به کشورگشايي کرده حکومت تحت رهبري عثمان پاشا تشکيل دادند. و در 1914به نفع آلمان وارد جنگ شده و با شکست خوردن از آنان، فرصتي براي تجزيه امپراتوري اسلامي به وجود آورد. بدين ترتيب فرانسوي‌ها از سال 1830 الجزاير را زير سلطه گرفتندو در 1881 تونس را تحت الحمايه قرار دادند.و بدين ترتيب در کمتر از 15 سال اين امپراتوري تجزيه کامل گرديد.208
ريش? تمام بحران هاي سياسي اسلام در قدرت طلبي ملوک خلاصه مي شود؛ حتي معاويه خطاب به مردم گفت: ” به خدا سوگند مقاتله و جنگ من براي اقامه نماز، گرفتن روزه و گذاردن حج و زکات نبوده، اين ها را که شما انجام مي داديد، من با شما جنگيدم تا بر شما امارت يابم و خداوند آن را به من داد در حاليکه شما از آن ناخشنود بوديد
1- غصب خلافت، اولين قدم انحراف
حوادثي که پس از وفات حضرت رسول صلي‏الله‏عليه‏و‏آله ، در جامعه‏ي آن روز مدينه، اتفاق افتاد، در واقع، سنگ‏بناي همه‏ي اختلافات و أحياناً نزاع‏هاي بعدي را، حتّي تا روزگار ما، بنيان نهاد.
بي‏اعتنايي به سفارش و وصيّت حضرت رسول(ص) عکس‏العمل سختي برنينگيخت و اگر هم کساني قصد داشتند اعتراض خود را به مرحله‏ي عمل درآورند، با مشاهده‏ي رفتار اطرافيان خليفه با کساني چون خانواده‏ي پيامبر(ص) ، به کُنجي خزيدند يا حتّي از درِ موافقت درآمدند209
با توجه به اتفاقاتي که بعد از رحلت رسول اکرم افتاد، چنين برمي‏آيد که علي‏رغم تثبيت ارکان خلافت، هنوز رهبران سياسي جامعه‏ي اسلامي در مدينه، در دغدغه‏ي کسب مشروعيت خاندان رسول( ص) بودند. تمايل خليفه براي ملاقات با دختر پيامبر اسلام عليهالسلام و اعراض ايشان از پذيرش و گفت‏وگو با ابوبکر و عمر، به گونه‏اي نشان‏دهنده‏ي همين تشويش خاطر است. 210
2-حکام فاسد
بدون شک، يکي از مهمترين حوزه‌هايي که در آن انحطاط واقع شد و صلابت گذشته خود را از دست داد، نهاد حاکميت بودبا گشذت زمان صلحا به گوشي اي رانده شدند و اصحاب زرو زور خود را به عنوان جانشينان امراي صالح خود را به مردم تحميل کردند. جرجي زيدان ، وضعيت بحراني زمان بني اميه را اين گونه بازگو مي‏کند: “بني اميه غالبا به باده‌گساري، زن بازي و شهوتراني پرداخته و به امور کشور نمي‏رسيدند و حتي به نگاهداري وضع سلطنتي خويش توجه نداشتند و در تعيين و انتخاب واليان و مأموران عالي رتبه دولتي دقت نمي‏کردند و چه بسا به خواهش کنيزکي يا در نتيجه دريافت پولي، بزرگترين ايالات را به اشخاص نالايق يا ستمکار مي‏سپردند. عاملاني که اين اوضاع را مشاهده مي‏کردند، تمام تلاش خود را براي تحصيل مال و گردآوردن کنيز صرف مي‏کردند و اشخاص درستکار و با ايمان از قبول مشاغل مهم دولتي امتناع مي‏ورزيدند؛ زيرا مي‏دانستند خليفه به هر حال از آنان پول مي‏خواهد”211
با گشتي در دنياي امروز سياستمداران، حاکمان و پاره‏اي از دانشمندان، اين حکايت تلخ به خوبي قابل لمس است. شيخ‌نشينهاي خليج فارس، ويلاهاي اروپايي، حسابهاي افسانه‏اي و قراردادهاي ننگين 212و دراز مدت آنان با بيگانگان براي حفظ حکومتهايشان بهترين نمونه‏اي است که مي‏توان بر آن انگشت گذاشت. ومتاسفانه در ميان روسا و زمامداران کشورهاي اسلامي به جاي توجه به مسايل اساسي اسلامي، غالبا در راه طرد يکديگر و به تحليل بردن توانايي‌هاي هم هستند. برخي از آنان با ابرقدرت ها رابطه خوبي دارند و چه بسا بقاي حکومت خود را وابسته به آنان و تفرقه قومي و فرقهاي مي داند. با اين حساب اين کشورها به جاياينکه درآمد سالانه خود را در توسه به کار ببرند و زمينه هاي رفاه را فراهم کنند موجب سلب امنيت از جامعه مي شودند.213 اين گونه دولت هاي ملت تحت امر خود را تحت فشار قرار داده‌اند و از اين رهگذر رابطه آنان با جامعه وضع آشفته‌اي دارد. اين حاکمان گرچه شهرت سياسي و جهاني دارند ولي از نظر فکري و نبوغ انديشه و توانايي ذهني براي گره‌گشايي اجتماعي خيلي ضعيف اند و در آموزش و شيوه اداره کشور مصرف کننده افکار غربي ها به شمار مي آيند.214
1) بحران مشروعيت
گرچه مسأله مشروعيت اتفاقي بود که بعد از پيامبر و در زمان سقيف رخ داده بود اما با درايت اميرالمومنين اين قضيه باعث به وجود آمدن اختلافات اساسي در جامعه اسلامي نشده بود؛ اما با روي کار آمدن سلسله‏ي اموي، مسأله‏ي برتري نژادي در جهان اسلام که ريشه در دوره‏ي جاهلي داشت، بر مشکل مشروعيت حکومت افزود؛ مثلا حادثه‏ي کربلا، اگر چه به پيروزي يزيد در صحنه‏ي رويارويي نظامي انجاميد، اما در کوتاه زماني بحران مشروعيت حاکميت اسلامي را در عرصه‏اي گسترده پراکند و زمينه‏ي مخالفت‏هاي بعدي را فراهم آورد. مجموعه‏ي حاصل از اين پديده‏، فضايي آفريد که حتّي داعيان عباسي توانستند سال‏ها بعد نيز با همين دستاويز به دعوت بپردازد.215 به هرحال اعمال نامشروع فراوان، تجمل گرايي و رواج دادن اعتقادات غير اسلامي باعث شد اين سلسله روز به روز در منجلاب خود ساخته فرو رود.
جايگزين شدن سلسله ديگر به جاي امويان نيز مشکل جهان اسلام را حل نکرد چرا که عباسيان، که جايگاه مهمي در ميان عامه‏ي مردم مسلمان

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد احساس حقارت، جهان اسلام Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد جهان اسلام