دانلود پایان نامه ارشد درمورد جهان اسلام، فرق و مذاهب

دانلود پایان نامه ارشد

حتى مسلمانان براى جمع آورى آثار و كمك گرفتن از انديشمندان ديگر كشورها فرستادگان مخصوصى با اختيارات وسيع و پول كافى از بغداد به بيزانس و هندوستان و ديگر جاها فرستادند. خلفا، وزرا و بزرگان اسلامى هركدام كتابخانه‌هاى مخصوص داشتند و در قلمرو حكومت اسلامى كتابخانه‌هاى عمومى و خصوصى فراواني وجود داشت و مساجد و بيمارستان ها نيز هركدام داراى كتابخانه مخصوص به خود بودند127 به گونه اي در امر تهيه کتاب مسلمين به اوج رسيده بودند که به گفته ويل دورانت: ” اين سخن در اسپانياي اسلامي متداول بود که، اگر مر ثروتمندي ر اشبليه بميررد و بخواهند کتاب هاي او را بفروشند به قرطبه مي فرستند”128
بايد متذکر شد که اثر جاودان? قرن چهارم هجري، الفهرست نگاشت? محمد ابن اسحاق، معروف به ابن نديم که طرحي عظيم براي کتابشناسي دنياي اسلام به شمار مي‌رود، شاهد گويايي بر جايگاه عظيم کتاب و کتابخانه در تمدن اسلامي است.129
4) حوزه هاي علميه و دانشگاه‌ها
با گسترش اسلام، يکي از مراکزي علمي که به شدت بالندگي پيدا کرد، حوزه‌هاي ديني بود. يکي از بنام‌ترين مراکزي که سبقه تاريخي بسياري دارد و عالمان فراواني را در مکتب اساتيد بزرگ؛ پرورش داده است؛ بي شک حوزه علميه نجف است. جامع? علمي نجف را شيخ ابوجعفربن حسن الطوسي پس از فرار از بغداد و گريختن به نجف در سال448ق تاسيس کرد؛ از اين پس اين شهر به صورت مرکز تدريس فقه جعفري و همه علوم ديني درآمد و آل بويه حقوق ماهيانه و هزينه کافي براي شيخ طوسي و شاگردانش مقرر کردند.. پس از مدت کوتاهي که مرکزيت تدريس از نجف به حله و از آنجا به کربلا رفت، دوباره به نجف برگشت و در اين هنگام اين مرکز علمي به اوج اعتلاي خود رسيد130 حوزه علميه نجفمدت يک قن و نيم اخير، مرکز مراجع تقليد شيعياني بود که ر سرزمين هاي مختلف اسلامي به سر مي بردند.
از ديگر مراکزي که به عنوان مرکز علمي_ فرهنگي در تمدن اسلامي درخشيد جامع الازهرمصر است. بناي اين جامع را سردار، جوهر کاتب سيسيلي، يکي از موالي المعز الفاطمي( 341-365 ق) همزمان با بنياد شهر قاهره بنيان نهاد و در سال 361ق به پايان رساند. با اين که در اين جامع تدريس انجام مي‌گرفت اما اين موسسه علمي تنها از سال 378ق و در زمان خليفه، فاطمي العزيز،( 365-386) به صورت يک دانشگاه واقعي درآمد.
فاطميان خود را منسوب به حضرت فاطمه مي دانستند ، دولت شيعه مذهب هفت امامي در مصر تشکيل داده و خود را جانشين اصلي اولاد علي ميدانستند. آنان با تربيت داعيان و مبالغان اسماعيلي، قاهره را به پناهگاه مخالفان عباسي تبديل کرده بودند و با ترويج فقه شيعي اسماعيلي، نحوه مبارزه با خلافت عباسي را محور سياست خود قرار داده بودند.131 گرچه بعدها اين موسسه از دست شيعيان خارج گشت ولي به قول بايارد داج: ” اين موسسه ده قرن محل نيايش و پناهگاه و مأمن ستمديدگان ومرکز آموزش بوده استو هنگامي که بغداد در مشرق و قرطبه در مغرب از اهميت افتادند، الازهر همچنان مشعل معرفت را فروزان نگاه داشت. در آن ايام که صليبيون و مغولها اسلام را تهديد مي کردند، الازهر قلب مسلمانان را از شهامت سرشار کرد”132
ب- تربيتي- اخلاقي
جوامع اسلامي از نظر اخلاقي و فرهنگي در مرتبه بسيار بالاتري از ساير کشورها قرار دارند. و اين اعترافي ست که خود اروپاييان کرده اند. لوبون، در نگارش خود م از قول مسيو بارتلمي سن هيلر مي‌گويد:” از معاشرت با عرب و تقليد از مسلمين ، اخاق و عادات رذيله امرا و اشراف ما ر قرون وسطي اصلاح شد زيررا پيشينيان ما از آنان اخلاق ستوه و صفات حميده که مخصوص ملل زنده جهان است آموختند، و آيا مدهب نصارا با آن که ازنظر تعليمات اخلاقي داراي مقام ارجمندي است، مي توانسته درگذشته، چنين روح اخلاقي ايجاد کند، هنوز محل ترديد است”133 اقبال تاريخ نويسان غربي به اخلاق مسلمين نشان مي دهد که مسلم چقدر رفتار اسلامي را در تمام اعمالشان مد نظر داشته اند. اگر چه اخلاق مسلمين را نميتوان از بين کتاب ها کشف درستي کرد، پرا که به قول پوستاو لوبون: “براي کشف روح اخلاقي يک قوم بايد ديد که افراد آن قو چه خصايل و صفاتي را دارا هستند نه اين که در کتاب مذهبي چه اخلاقي به آن ها تعليم داده شده است.”134
1- تشکيل پايه‌هاي خانواده
کانون خانواده، در بين مسلمين به عنوان اصلي‌ترين رکن اخلاق و تربيت اجتماعي به شمار مي‌رود؛ لذا مسلمين در تشکيل و صيانت از خانواده، براي رفع نگراني‌هاي اخلاقي و به وجود آوردن فضاي امن تربيتي در اجتماع به اين مقوله اهتمام ويژه‌اي داشته و دارند. از همان صدر اسلام به اين کانون مهر و عطوفت و تربيت توجه بسيياري شد و براي تشکيل آن بسيار اهتمام گرديد( در فصل 4 به اين مقوله بيشتر پرداخته خواهد شد)
در کشورهاي اسلامي شبکه خانوادگي پيوسته، هنوز کاملا فعال و موثر است. خانواده نقش تعيين کننده‌اي در فرايند جامعه پذيري اعضا ايفا کردهو با حمايت از افراد خود امنيت رواني و اجتماعي آنها را تا حد زيادي تامين مي‌کند. بنابراين حتي بيشتر کساني نيز که در شهرهاي بزرگ زندگي مي‌کنند خود را در ميان انبوهي از جمعيت تنها و رها احساس نمي‌کنند زيرا رواابط خانوادگي و اجتماعي قوي و فعال هستند. و بر اساس جهان بيني ديني- سنتي که در کشورهاي اسلامي در بين مردم عموميت دارد، بر وظايف افراد بيش از حقوقشان تاکيد مي شود. علايق ومنافع فردي تابع علايق و منافع جمعي شناخته مي‌شوند؛ در نتيجه اکثر مردم نسبت به دخالت هاي خانواده، اجتماع و حتي دولت در برخي امور خصوصي افراد به ديده اغماض نگريسته، آن را تحمل مي‌کنند؛ زيرا آن را براي منافع اجتماعي لازم مي دانند135.
لذا مسلمين در تدوين قانون‌هايشان بر اين امر بسيار توجه دارند؛ بر همين اساس در اصل دهم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران آورده شده: از آنجا که خانواده واحد بنيادين جامعه اسلامي است، همه قوانين و مقررات و برنامه ريزيهاي مربوط بايد در جهت آسان کردن تشکيل خانواده، پاسداري از قداست آن و استواري روابط خانواادگي، بر پايه حقوق و اخلاق اسلامي باشد
2- عرفان عملي و عرفا
عرفا و متصوفه، يک گروه يا انشعاب مذهبي محسوب نمي شوند و ر همه فرق و مذاهب اسلامي وجود دارند. ولي ر عين حال يک گروه به هم پيوسته اجتماعي هستند و يک سلسله افکار و انديشه ها و حتي آداب مخصوصي در معاشرت ها و لباس پوشيدن‌ها و احيانا آرايش سر وصورت و سکونت در خانقاه هابه آنها وجه? مخصوصي داده است.136 به قول شهدي مطهري : عرفان به عنوان يک دستگاه علمي و فرهنگي اراي دو بخش است: بخش عملي و بخش نظري؛ بخش عملي عبارت است از آن قسمت که روابط و وظايف انسان را با خودش با جهان و خدا بيان ميکند؛ عرفان ر اين قسمت مانند اخلاق است. يعني علم عملي است. اين بخش از عرفان سير و سلوک ناميده مي شود؛ اهل عرفان هرگاه با نام فرهنگي‌شان ناميدهه شوند به نام عرفا خطاب مي شوند و هر گاه بانام اجتماعي شان خطاب شوند، غالبا با نام متصوفه خطاب مي شوند137
گرچه، تصوف و عرفان در ابتدا به عنوان يک گرايش فکري، مورد نظر بانيان اين نهضت اخلاقي نبوده و فقط عده‌اي از مسلمانان که در زهد و قناعت و دوري از تجملات دنيوي زندگي مي‌کردند و مواظبت بر اعمال و رفتار و عبادات ديني داشتند، در مقابل عد? ديگري از مسلمانان دنيا پرست و تجمل طلب، طبقه ممتازي را تشکيل مي دادند ونام مشخصي هم نداشند ؛ اين طريق عبادت را براي خود برگزيده بودند. تصوف در واقع شيوه اي طريقه اي در رقتار فردي و اجتماعي تلقي ميشود، لذا به عنوان يک جريان و طريقه فکري و عقيدتي تاثير گدار در جهان اسلام مطرح است.138
حدود يکصد سال بعد از فوت پيامبر و احتمالا سده دوم هجري قمري نام صوفي و اوايل سده سوم نام عارف بر اين‌ها اطلاق گرديد در قرن دوم هجري، ابوهاشم صوفي کوفي براي اولين بار در رام الله فلسطين صومعه( خانقا) براي عبادت گروهي از عباد و زهاد مسليمن ساخت.139. و با ظهور محي‌الدين در 638 هجري، تصوف يک جهش پيدا کرد و از آن به بعد عرفان به دو بخش علمي و نظري تقسيم شد.
از آنجا که عرف به منظور رسيدن به قله منيع انسانيت بايد مدام به خود سازي بپردازند و آنچه مطلوب خداست را انجام دهند باعث رويکردي جديد در جامعه اسلامي گرديدند و طبقه‌اي از عرفاي سالک را به وجود آودند که در تمدن اسلامي باعث جذب هر چه بيشتر مردم به دين گرديدند.140
واين سبک رفتار آنان براي رسيدن به روح شريعت از آنان عارفاني سالک به وجود آورد و مردم را به سوي آنان متمايل ساخت. اين ها در تارييخ تشيع نقش بسييار بزرگي را داشتند و حتي ر تاريخ سياسي تشيع بنيانگذار سلسله صفويه در ايران شدند.
3- مسجد مرکز تربيت
از همان ابتداي هجرت نبي مکرم اسلام، مسجد نقش محور‌ي را زندگي مسلمين پيدا. کرد. و در واقع مساجد نخستين مراکز تعليم و تربيت به شمار ميروند. پيامبر با درک جايگاه مسجد بري تربيت و ساخت اخلاق مسلمين، نخستين کسي بود که با تاسيس مسجدالنبي در مدينه، آن را مرکزي براي تربيت ديني و فکري مردم قرار داد و ددر واقع پيامبر اکرم اولين معلم جهان اسلام است141 مسجد نه تنها محل عبادت مسلمين گشت ؛ بلکه جايي بود که مردم در آن به خطابه هاي پيامبر گوش مي کردند.‌ و به خود سازي و کسب مهارتهاي اخلاقي مشغول بودند. و در طول زمان نيز هيچگاه اهميت خود را از دست نداد.
مساجد در سراسر قلمرو اسلامي پراکنده شده بود. از نکات مهم درباره مساجد معروف اين بود که هم زمان با تاسيس مساجد، يا چندي بعد، کتابخانه نيز در آن‌ها تشکيل مي شد.برخي از آن ها عبارت بودند از، جامع بصره، مسجدالاقصي، جامع فسطاط، جامع اموي دمشق،و…142
هم اکنون که ساليان متمادي از دوران پيامبر خاتم مي گذرد، و هنوز مساجد کليدي ترين مراکز تربيتي براي مسلمانان محسوب مي شود. و در هرمکاني صداي مساجد طنين اخلاق و تربيت محسوب ميشود و کسي منکر اين اهميت تربيتي مساجد نمي باشد ، چرا که مساجد کنوني محل قرائت قران، تفسير، اخلاق، و برايي شعايري است که هر کام در زنده نگه اشتن روح و روان انسان کمک شاياني مي نمايد.
4- سير? عملي علماي اين عرصه
نوشتن تاريخ علم اخلاق در جهان اسلام و تشيع، و برشمردن همه رجال اين علم و برشمردن همه کتاب هاي آنان قطعا در اين جال نمي گنجد. و بيان سيره رفتار بزرگان اين عرصه اصلا در خيال هم نمي گنجد. ولي مي‌توان با بيان برخي آثار و کتب به جا مانده از برزگان اين نهضت عملي در اسلام، به سعي و اهتمام آنان در راه پرورش و تعليم روح و روان مردم و به عادت درآوردن ملکات اخلاقي اسلام و ساختن اجتماع اخلاقي و الهي در تمدن اسلامي پي برد.
1) کتب اخلاقي و دانشمندان اين عرصه
پيامبر(ص) واميرالمومنين علي(ع) نخستين کساني بودند که با سير? عملي و نوشتاري خود گام در عرص? اخلاق سازي برداشتنند. بعد از اميرالمومنين نخستين، کسي که در اخلاق کتاب مستقلي تأليف کرد، اسماعيل ابن مهران، شاگرد امام هشتم بود که در قرن دوم کتابي با عنوان، صفات مومن و فاجر نوشت.از شاگردان ائمه که بگذريم افراد زيادي با جمع‌آوري و تبويب احاديث اخلاقي، کتاب‌هاي مستقلي درباره اخلاق نوشته اند:
عبدالله مقفع، الادب الصغير و ادب الصغير را به جا گذاشت(م 143ق). اخلاق الملوک از جاحظ بصري(255ق) . عيون الاخبار از ابن قتيبه دينوري به ياد گار مانده( 213- 276) و مي‌توان گفت از جنبه اخلاقي اين کتاب صورت جامعي ست از اخلاق ديني اسلامي. کتاب ادبالنفس‌الشريفه‌و‌الاخلاق الحميده(310) از محمدبن جرير طبري نوشته شده است که به قول ياقوت از بهترين کتابهاي طبري است.
اخلاق العلماء، از شيخ ابو جعفر حسين الاجري الشافعي( فت 360 ق). رسائل اخوان الصفا و خلان الوفاء، که تأليف عده‌ا‌ي از مولفان است و در آن راجع به اخلاق تحقيقات وسيعي کرده‌اند و عوامل طبيعي و اجتماعي را در دگرگوني اجتماع موثر شمرده اند؛ ر همين قرون پديد آمد.
نخستين کسي که در باره اخلاق، روي اصول علمي بحث کرده ابن مسکويه(فت 421ق) بود است. به اعتراف مورخين، وي نخستين شيعي

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد خواجه نظام الملک، نهضت ترجمه، هلال ماه Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد جهان اسلام، ماوراءالنهر، مصرف كننده