دانلود پایان نامه ارشد درمورد جامعه اسلامی، پروتستانتیسم، نهاد اجتماعی، امیرالمومنین

دانلود پایان نامه ارشد

نورسته انقلاب کم رنگ کنند. دانستیم که عوامل زدگی و تحجر گرایی یکی از پیامدهیا ضعف بصیرت است، اکنون ب رپدیده ی تحجر و خشک مغزی پرتو افکنده، ابعاد آن را در حکومت علی(ع) مورد بررسی قرار می دهیم؛ به شیوه های برخورد آن بزرگوار با این بیماری.
3،2،1،1 نگاهی به مفهوم تحجر
تحجر در لغت به معنای تصلب و همانند سنگ، سخت و سفت شدن است.( عمید ،1389:حرف ت)
از این رو اصطلاحاً این واژه در مورد انسان های جامد الفکر، انعطاف ناپذیر، محدود و محصور و تنگ نظر به کرا رفته است. از آن جا که همه این اوصاف مولود جهل و عدم بصیرت و رکود فکری است، تحجر نقطه مقابل بصیرت و حکمت و دانایی قرار می گیرد.
بنابراین متحجر کسی است که توان تمیز حق و باطل را ندراد و در تحلیثل حوادث تاریخی و اجتماعی که نوعاً معلول و گونانگون می باشند، یا در درک متون و معارف دینی که مستلزم موشکافی و تعمق و تأمل و تحلیل است، عاجز و ناتوان است.
آن ها نمی توانند علل و مبانی پیدایش تحولات سیاسی واجتماعی را ریشه یابی کرده و آن ها را از
ویژگی های تاریخی و محیطی و پیرامونی اش تجزیه کنند؛ از این رو به قالب و ظاهر حوادث می نگرند و براساس آن قضاوت می کنند. درامور دینی نیز تحجر زماین شکل می گیرد که شکل وصورت پدیده های مذهبی، جدا زا مبانی و دلایل پیدایی آن ها موضوعیت یابند. فرد با چنین نگاه سطحی و روبنایی به جریان ها و رخدادهای سیاسی، اجتماعی و مذهبی، در نهایت یک حادثه تاریخی را با همه ویژگی هایش به کل تاریخ سرایت داده و در همه مواردی که با حادثه نخستین تشابه دارند، حکم واحدی صادر می کند.
متحجران به دلیل انعطاف ناپذیری و پیروی از قالب های کهن، در دراز مدت مبتلا به بیماری دگماتیسم و خشک مغزی گردیده و به جریان های تندرو و افراطی جامعه می پیووندند. به دیگر سخن، انسان متحجر به خاطر اصرار در پایبندی اشکال و صورت های مشخص گذشته و روی گردانی مستمر از تحول و پذیرش مقتضیات زمان، به انسانی یک دنده مبدل می شود. به طوری که هر قدر بر عمر تحولات پی در پی جامعه بگذرد، بر لجاجت و یکدندگی او افزوده می شود و رفته رفته به انزوا کشیده شده و حیات اجتمایع اش پایان می یابد. بنابراین، تحجر همان بیماری جمود فکری است که در صورت استمرار، به لجاجت و دگماتیسم و سرانجام انزوا و نابودی می انجامد.
3،2،1،2 جریان های متحجر
برخی گمان برند تحجر تنها در اثر برداشت غلط از دین و سطحی نگری در ترجمه متون دینی پدید می آید. از این رو همواره مصادیق متحجران را در میان جریان های مذهبی جامعه می جویند. از این روست تا سخن از جمود و محجوریت فکری به میان می آید، به فوریت ذهنشان به خوارج انتقال می یابد. ولی با تعریف پیشگفته از پدیده تحجر، بطلان این پندار پیداست؛ زیرا جمود فکری و کج اندیشی و تنگ نظری تنها در فهم متون دینی و یا انسان های مذهبی منحصر نیست بلکه گاه به سایر قلمروهای فکری و فرهنگی سرایت کرده و در جوامع و جریان های غیر مذهبی نفوذ می کند. حتی گاه برخی از اشخاص و گروه های به ظاهر نوگرا و منورالفکر به بلای کوته بینی و تقلید از قالب های در حال فروپاشی کهن گرفتار می آیند.
حدود یک قرن است که برخی از منور الفکران ایران به تقلید از مارتین لوتر، کشیش معترض آلمانی، طرح پروتستانتیسم یا اصلاح دینی را به عنوان رمز ترقی مادی و رشد مدنیت در ایران پی گیرند. در حالی که نهضت پروتستان در برابر ایینی به مقابله برخاست که دست عناصر خائن و مزدور، آن را به تحریف آلوده کرده و اصول و فروع آن را تغییر داده بود. از این روی، نیازمند پالایش و اصلاح بود. وانگهی مارتین لووتر نتوانست مسیحیت را خالص کند بلکه نهضت اعتراض آمیز او به عناصر فرصت طلب و اشراف و سیاسیون مکار فرصت داد تا به طور اساسی دست آیین مسیحیت اعم از کاتولیک یا پروتستان را از امور سیاسی و اجتماعی کوتا کنند، سپس به صورت دین خصوصی و انفرادی و در نهایت به یک نهاد اجتماعی شکست خورده مبدل سازند. با این همه از صدر مشروطه تا به امروز از طرح پروتستانتیسم اسلامی سخن به میان می آورند.(فریدون آدمیت – اندیشه های میرزا فتحعلی آخوندزاده – ج 1–خوارزمی 1349)
امانیسم ، ماتریالیسم ، رئالیسم ادبی ، تعارض اسلام و مشروطیت ، و تفکیک دین از سیاست از جمله مولفه های اصلی جریان روشنفکری و عناصر برجسته آن چون آخوندزاده می باشد.(فراستخواه،1377، :61)
حال آنکه اسلام کامل ترین دین است و حلال و حرامش تا روز رستاخیز ثابت و پابرجایند. به علاوه دست تحریف هرگز در قرآن راه نیافته و به وعده الهی «إنَّا نَحنُ نَزَّلنَا الذِّکرَ وَ إنَّا لَهُ لَحَفِظُون؛ ما قرآن را نازل کرده ایم و ما آن را حفظ خواهیم کرد) وو آینده نیز راه نخواهد یافت.( سوره حجر ، آیه15)
3،1،2،3 آسیب های تحجر گرایی
تحجر گرایی جریانی است که اگر دامنش را در جامعه ای بگسترد بروز فتنه ها و آتش افروزی ها تسریع می یابد. متحجران، آتش گیره مقرون به صرفه ای هستند که عناصر فرصت طلب با ایجاد یک جرقه در میان آنها فتنه های بزرگی در جامعه ایجاد می کنند.
غالب آنها سرانجام کارگران بی جیره اند؛ می سوزند، نوکران رایگان دیگران اند. ولی جریان های زیرک و سیاستمداران مکار از نادانی و حرارت آنها بهره ها می برند و آن گاه که زمان مصرفشان به پایان رسید آنها را به دور می اندازند. کما اینکه خوارج در ازای خدمت بزرگی که در جریان حکمیت به معاویه کردند چیزی نصیبشان نشد.
3،1،2،4 تحجر گرایی در دوران حکومت امیر المومنین (ع)
بیماری جهل و کج فهمی از متون دینی و ناتوانی در تحلیل حوادث سیاسی، مذهبی در حکومت امیر المومنان(ع)، تنها به کوفه و عراق محصور نبود؛ مردم بسیاری از سرزمین های مفتوحه گرفتار این بلا بودند. خوارج تنها یک جریان کوچک از ان جریان عظیم متحجران عصر علی (ع) به حساب می آمدند که به دلیل به هم آمیختن تحجر و تعصب، تأثیر زیان بارشان به صورتی فزاینده ظاهر گشت. و گرنه در سایر مناطق، مصادیق ضعف در تحلیل و کوته نظری در تشخیص حق و باطل به وفور پیدا بود و همین امر رمز پیروزی ظاهری معاویه و عمروبن اص و اشعث بن قیس و ابوموسی اشعری گردید.
اگر این نارسایی به خوارج محدود می شد و سایران بیددار و هوشیار بودند، حضرت می توانست با سرکوب آنها به ساماندهی امور حکومت بپردازد؛ ولی به دلیل شیوع این بیماری در بصره و شام و مصر و سایر مناطق، علی (ع) از نخستین روزهای حکمتش با فتنه های بزرگی مواجه بود که تمام فرصت های کاری را از دستش ربود.
یکی از مهم ترین فتنه ها و شاید مادر سایر فتنه های عصر حکومت علی (ع)، فتنه قتل عثمان بود. عثمان در نیمه دوم خلافتش عملکرد بسیار بدی داشت؛ به طوری که مردم از ظلم و ستم و تبعیض و فساد در میان کارگزاران و دستگاه اداری خلیفه به تنگ آمدند و از شهرهای مختلف به مدینه رفتند و با اصرار از عثمان خواستند کارگزاران نالایق خویش را بردارد و به نابسامانی های موجود سامان دهد؛ ولی عثمان سخت تحت تأثیر امویان قرار داشت. امویان کارها را قبضه کرده بودند و یکی از اهدافشان ناراضی کردن مردم از نظام بود. از سوی دیگر عثمان به دلیل نسبت خویشاوندی با امویان، گرایش شدیدی به آنها داشت و اراده خودش را از دست داده بود؛ از این رو هر قدر شورشیان کوشیدند ثمری نبخشید. در این میان چندین بار امیرمومنان (ع) را واسطه قرار دادند و حضرت به عنوان میانجی در این ماجرا ورود یافت و با اصرار از عثمان خواست کارها را سامان دهد؛ ولی نتیجه نداد. عاقبت شورشیان به خانه عثمان هجوم بردند و علیرغم مخالفت علی (ع)، عثمان را کشتند؛ و این جریان به فتنه ای بزرگ در جامعه اسلامی مبدل شد که آثارش در دهه های بعد باقی ماند.( یعقوبی ،1371 ، ج2: 176)
در فتنه قتل عثمان، جناح های حق و باطل و چهره های ارزشی و فرصت طلب، هر یک به نوعی شرکت داشتند. امیر مومنان (ع) با تحت فشار قرار دادن و اصلاح امور خلافت موافق بود، ولی با کشتن عثمان موافق نبود؛ زیرا خوب می دانست در صورت وقوع یک رخداد غیر منتظره قشر متحجر جامعه قدرت تحلیل آن را ندارند و سیاستمداران مکاری چون معاویه از آن به عنوان بهانه برای ایجاد تفرقه و دو دستگی در میان امت و زمینه سازی حاکمیت خویش استفاده می کنند، که اتفاقاً همین طور هم شد. از این رو آن حضرت و فرزندانش خووشیاران از حلفته فاصله گرفتند؛ ولی برخی از یاران نزدیک آن بزرگوار مثل محمد بن ابی بکر این کار را نکرده، همراه مهاجمان وارد خانه عثمان شدند و همین امر بهانه خوبی به دست منافقان و فرصت طلبان داد که بگویند امیر مومنان (ع) در قتل عثمان دخالت داشته است .( سلیمانی ،1377: 29)
در این میان طلحه و زبیر و عایشه و شخص معاویه از مهم ترین کسانی بودن که هر یک با انگیزه های خاص خواهان کشته شدن خلیفه بودند و حتی برخی از آنها مردم جاهل را به قتل عثمان تحریک می کردند و چاره کار را در کشتن خلیفه می دیدند .
عایشه قصد داشت بعد از عثمان خلافت را به طلحه بسپارد . طلحه و زبیر نیزهر یک برای به قدرت رسیدن خویش در تکاپو بودند ؛ ولی چون راه مشترکشان برای کسب قدرت، برکناری عثمان بود، در شورش حضور داشتند و شورشیان را تحریک می کردند .
معاویه بر این باور بود که قدرت بی رقیب او در شام و قدرم پسرعموها و بستگانش در کوفه و بصره و مدینه ، بستر مناسبی را برای سلطه امویان فراهم آورده است و در میان امویان برای گرفتن قدرت چه کسی از او لایق تر و سزاوارتر؟! از این رو درخواست مکرر عثمان برای اعزام نیروهایش از شام برای سرکوبی شورشیان به مدینه را ، با نیرنگ پشت سر گذاشت . در ظاهر با عثمان همدردی کرد، حتی تا مدینه برای کسب تکلیف نزد عثمان رفت و وعده فرستادن نیرو به او داد؛ ولی در مل همکاری نمی کرد .
در همان ایام یک لشکر دوازده هزار نفری در شام ترتیب داد؛ ولی کمی بیرون سرزمین شام آنها را متوقف کرد ومترصد فرصت ماند تا انقلابیون ، عثمان را بکشد . آنگاه او برای سرکوب آنها و به دست گرفتن قدرت به مدینه بیاید. دست بر قضا عثمان به این حیله معاویه پی برده بود . از این رو وقتی معاویه وعده گسیل نیرو به او داد، گفت : «لا والله ، و لکنک اردت ان اقتل فتقول : انا ولی الثار؛ قسم به خدا! چنین نیست که می گویی ؛ تو می خواهی من کشته شود و بگویی من صاحب خود (عثمان ) هستم.»( یعقوبی ،1371 ،ج2: 175 )
به هر حال عثمان را کشتند و امیرالمومنین (ع) به حکومت رسید. به دنبالش پخش این خبر فورا عایشه و معاویه و طلحه و زبیر را که از نیل به اهداف خویش ناکام مانده بودند ، کشتن عثمان را به گردن علی (ع) انداختند و شعار «یالثارات عثمان » و انتقام خون خلیفه مظلوم را سردادند . آنها خیل عظیمی از مردم فاقد بصیرت و مبتلا به تحجر و خشک مغزی را به دنبال خویش می کشاندند و خونشان را به بهانه گرفتن انتقال خون خلیفه ای که خود ریخته بودند، به هدر دادند و نیمی از عمر خلافت امیر مومنان را صرف درگیری با خودشان کردند.
متحجران بازیچه دست منافقان مکار و استعمارگران حرفه ای هستند؛ اما تحقیق این امر نیازمند بستری مناسب است؛ وجود انسان های خشک مغزی که به دلیل بی اطلاعی یا ناتوانی در بازبینی تحولات اجتماعی دچار سردرگمی و گمراهی اند در کنار بروز تحولی پیچیده و یا بحرانی چند بعدی که شناخت حق و باطل در آن دشوار باشد، مجموعه ای است که به منافقان و ستم پیشگان امکان می دهد تا گوی فتنه ها را در جامعه اسلامی بزنند.

3،1،2،5 جریان تحجر گرا در بصره
حال ببینیم شبهات گیج کننده ای که منافقان پس از برپایی فتنه قتل عثمان ایجاد کردند ، چه بود. افرادی مثل عایشه و طلحه و زبیر که آشکارا مردم را علیه عثمان شوراندند، وقتی دیدند با قتل عثمان به اهداف شوم شان نرسیدند و مردم به جای گرایش به آنها با علی بیعت کردند، از اساس مشروعیت قتل عثمان و بیعت با علی (ع) را به چالش کشیدند؛ آنها می گفتند ما با عثمان به خاطر تخلفاتش مخالف بودیم؛ ولی او توبه کرد و پاک شد؛ بنابراین کشتنش جایز نبود؛ به علاوه بیعت ما با علی نیز اکراهی بود و از روی اختیار نبود.
عایشه در زمان خلفای اول و دوم از بالاترین مراتب اجتماعی برخوردار بود؛ بیشترین بهره از بیت

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد نهج البلاغه، بیت المال، امام علی (ع)، حکومت اسلامی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد جامعه اسلامی، حکومت اسلامی، روخوانی قرآن، امیرالمومنین